پسرک

پسرک جلوی خانومی را میگیرد و با التماس میگوید :
خانم !تو رو خدا یه شاخه گل بخرید

زن در حالی که گل را از دستش میگرفت نگاه پسرک را روی کفش هایش حس کرد ,
چه کفش های قشنگی دارید!

زن لبخندی زد و گفت: برادرم برایم خریده است دوست داشتی جای من بودی؟

پسرک بی هیچ درنگی محکم گفت :
نه ولی دوست داشتم جای برادرت بودم !تا من هم برای خواهرم کفش میخریدم

/ 7 نظر / 5 بازدید
EBI

عالی بود خیلی لایک

مینو

[زودباش][ناراحت][خمیازه] خیلی ناراحت شدم

خوشمله

خیییییییییییییییییییییییییییییییییییییییلی قشنگ بود

خوشمله

عالییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییی

anahita

slm webe zibaii dari movaffag bashi b manam sari bezani khosh hal misham[قلب][گل]

behdone

همه ی پست هاتون رو خوندم مثل همیشه عالی.

مات خدا

کم اوردم!!! حتی نمیدونم چی بگم.. واقعا حرف نداشت.. سکوت ...قشنگتر از هر توصیفیه.. ممنون.[لبخند]