دوست دارم و غم

تــــــــمام دلخوشی دنیــــای من این است….
که ندانـــی و دوستت بدارم….
وقتـــــی میدانـــِی و میرانیم…
چیزی درونم فرو میـــــریزد….
چیزی شبیه غرور…
خواهش میــــــکنم….
گاهی خود را به نفهمی بزن…
و بگذار دوستت داشته باشم….
بعد از تو هیچ کس الفبای روح و قلب مرا نخواهد خواند…
نمی گذارم… نمی خواهم…
تو را… همین که هستی دوستت دارم…
حتی سایه ات را…
که می دانم هرگز به آن نخواهم رسید….

/ 3 نظر / 4 بازدید
محمد مهدی

سلام دوست عزیز چنانچه تمایلی به تبادل بنر داشتید مارو در جریان بگذارید.. با تشکر مجله عاشقانه هیچ و پوچ www.hichopoch.ir

سحر

دلم گرفته ازاین دنیاازاین ادما

سحر

سلام خوبید من اسمم سحریه دختر عاشق که نمیدونم اون منو دوست داره یان خیلی احساس تنهایی می کنم