سکوت و تنهایی

سکوت وبازهم سکوت
تنها پاسخ تودرمقابل سوال همیشگی من
چرا ادامه میدهیم؟
امشب را فراموش نخواهم کرد
نگاهت میکنم ازدیدنت لبخندبرلبانم میشکوفد به سویت پروازمیکنم دستانت را میگیرم
مثل همیشه سرد و بی روح اند
کم نمی آورم وبازمیخندم با شوخی و خنده میگویم دلت برایم تنگ شده بودکه آمدی؟
وتومحکم وبی درنگ می گویی نه
سکوت میکنم به سنگ فرش خیابان خیره میشوم وخونسرد می گویی میخواهی دروغ بگویم
به خودمیگویم حتی احساسش را برای لحظه ای مرورنکرد بی درنگ میگوید نه پس چرا ادامه میدهد ؟
وسکوت مثل همیشه تنها حرف باقیمانده بین من وتوست







نبودنت را هرروز تمرین میکنم
پیشانی نویس من هم همین است
تنهــــــــــــــــــــــــــــــایی
فقط گاهی خداوند سخاوتمندانه زنگ تفریحی ترتیب می دهد
فقط گاهی...


 

/ 24 نظر / 4 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مریم

انگار هیچ چیز وحشتناک تر از یک قاب ِ خالی نمی تواند انتظار را تداعی کند ...

مریم

حقیقتـــــ تلـــــــــــــخ استـــــــ ! هر چقـــــدرخاکی تــــــر باشی پر ملاتــــــــ تر آسفالتتـــــــــ میکننــــــد...

مریم

تنها چیز با کیفیت توی زنگیمون “درد” بود، که هر قدر کشیدیـم ، پاره نشـد !

مریم

آدمای تنها آدمای سختگیری نیستن ! فقط ، آدم ” سخت ” گیر میارن . . .

مهسا

اره موافقم[ناراحت][دلشکسته]

نیلوفر

فرق من با یه مترسک چیه آی دنیا ؟ هر دو پوشالی و خالی هر دومون تنهای تنها [ناراحت][گریه]

نیلوفر

شب ها پرنده هایش می روند روزها ستاره هایش ببین آسمان هم که باشی باز تنهایی[دلشکسته]

نیلوفر

اینجا فقط واژه می فروشم و سکوت می خرم چه تجارت دردناکی ست تنهایی [دلشکسته][ناراحت]

مصطفی

سلام دمت گرم جمله های قشنگی مینویسی

بهاره

سلام [گل] ازوبلاگت خوشم اومده ،اگه دوست داشتی ،خوشحال میشم باهم تبادل لینک داشته باشیم