گفت به امید دیدار

گفت به امید دیدار
می گویم لعنت به دیداری که تورا از من جدا کند
گفت بفهم مرا
می گویم لعنت به من که جز عشق هیچ نمیفهمم
ودیگر هیچ نگفت
من ماندم و هزار حرف ناگفته
من ماندم و چشمانی مانده در حسرت
من ماندم و انتظاری به بلندای زندگی، به سختی مرگ

ب*اران

/ 2 نظر / 45 بازدید
tarsa

بعد از مـرگـم . . . قـلــبـم را جــدا از مـن خـــاک کنید من و دلـــم هیچ گاه آبـمـان توی یک جـوی نرفت ...!

tarsa

به سادگی رفـت ؛ نــه اینکه دوستم نداشت ! نـــــــــه ، فهمید خیییییییلی دوستش دارم !