سکوت

وقتی میگویی خوبم ‎
چشمانت را ازچشمانم بردار‎‎
مگرنمیدانی چشمهای توبامن حرف میزنند
بـــــ*اران


 

زبانم پرازسکوت‎
چشمانم پر از باران‎
سرم را برشانه های تنهایی میگذارم‎
موهایم را نوازش میکند ‎
ومی گوید ‎
اگرتمام دنیا هم ترکت کنند‎
من باتومی مانم ‎
بـــــ*اران


 

بدبختی یعنی
لمسش کنی اما دلتنگ آغوشش باشی ‎
نفسش راحس کنی اما فرسنگ ها عشق او نباشی
بــــــــ*اران


 

منم
درختی که برگ هایش را ریخت
تا، تــــو
ماه را از میان شاخه هایش تماشا کنی

 

درد منم
به زرینی نقاب هرروزم
به تازگی نقش های خندانم
به خنده ی عاشقانه لبهایم
درد منم
به پنهانی خویش
به مرگ کلام
به سکوت قلب

/ 9 نظر / 17 بازدید
میترا

مثل همیشه زیبا

سکوت

خستـــــــه ام . .حاضرم به كلاغ ها زير ميزي بدهمتا قصّه ام را تمام كنند . .

سکوت

ز اتـــاق خاطـــراتم بوي حـــلوا بلند شــده است آرام فـــاتــحه اي بــخـــوان... شـــايد خدا گذشـــته ام را بيــــامــــرزد!!!!!!

مریم

یاد مثلی افتادم ... گفته بودند بهر کسی بمیر که برایت تب کند... آخر خدایا...!میبینی؟ بهر چه کسانی مردم که ذره ای هم برایم ارزش قائل نبودند... حال از آنان فقط یک فکر آشفته برایم باقی مانده است...

مریم

همانند کودکی هق هق میکنم که مادرش او را تهدید کرده، که بار دیگر اشک بریزد او را میکشد..

مریم

پرم از اشک آنقدر که دنیا باید چتر بر سرش بگیرد . . .

انسان

[متفکر]چقدر زیبا عالیییییییییییییی[گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل]

رزا

perfect.[تایید][خنثی]