بوی پاییز

بوی پاییزو حس سرد فراق درست شبیه برگ خشک و زرد درخت کنارجوی
و باز داستان من و عشق
 که چهره اش پاییزی ترازهمیشه 
میگوید جانی در نگاهش باقی نیست 
او نرفته است من دلتنگم دلتنگ ترازهمشه
دلتنگ عمری که بیهوده  رفت خوشبختی که فراموش شد و تمام ساعات خوش عاشقی که کوتاه بود اما ماندگار
کاش سرنوشت قصه مارا جوردیگر نوشته بود‎‎
بـــــــــــ*اران


/ 14 نظر / 28 بازدید
نمایش نظرات قبلی
2f-love & 2f_love

به شوخی بهش گفتم نمی خوامت! خندید و رفت! تازه فهمیدم شوخی من حرف دلش بود....♥

مریم

دلمـــ . . . {کما} میخواهــد . . . از همان هایی کهــ . . . دکتر میگوید : متاسفمــ فقط واسش {دعا} کنیــد . . .

مریم

بی تفاوت نـــــــیستم فـــقط دیگر کســــــــــی برایم متفاوت نیست !

مریم

مِثــلِ هَمیشـﮧ تـــو رآ بـﮧ פֿــــבآ مےسپـــآرَمـ امّــــآ اینبــــآر نـﮧ بـﮧ ایـטּ בلیل ڪـﮧ مُـرآقِبَتــــ بــآشَـב بلـڪـﮧ بـﮧ פֿــآطـرِ اینـڪـﮧ حَقَمـ را از تـــو بگیـــرב

فاطمه

ساده ترین جواب شرلوک هولمز کارآگاه معروف و معاونش واتسون رفته بودند صحرا نوردی و شب هم چادری زدند و زیر آن خوابیدند. نیمه های شب هولمز بیدار شد و آسمان رانگریست. بعد واتسون را بیدار کرد و گفت: نگاهی به آن بالا بینداز و به من بگو چه می بینی؟ واتسون گفت: میلیونها ستاره می بینم . هولمز گفت: چه نتیجه میگیری؟ واتسون گفت: ازلحاظ روحانی نتیجه می گیرم که خداوند بزرگ است و ما چقدر در این دنیا حقیریم. از لحاظ ستاره شناسی نتیجه می گیریم که زهره در برج مشتری است، پس باید اوایل تابستان باشد. از لحاظ فیزیکی، نتیجه میگیریم که مریخ در مواذات قطب است، پس ساعت باید حدود سه نیمه شب باشد. شرلوک هولمز قدری فکر کرد و گفت: واتسون تو احمقی بیش نیستی. نتیجه اول و مهمی که باید بگیری اینست که چادر ما را دزدیده اند

kimi

kheili ghashang bood

الهام

درود برشما

raziyeh

خوشحال میشم لینکم کنید

متین

واقعا مرسی

mostafa

خیلی قشنگ بود .خیلی پر از احساس.از ته دل گفتم