نصیحت پدرم

پدرم مرد دانایی بود
گه گداری پندم میداد
همیشه میگفت : 
پسر جان مبادا با آبروی کسی بازی کنی
مبادا دختر مردم بشه چک نویس احساساتت
مبادا دختری رو دلبسته خودت کنی و فرداها نتونی جوابگو باشی

یک روز در جواب همه ی نصیحت هاش ، نیشخندی زدم و گفتم :
ای بابا ؛ دوره ی این حرفا گذشته
دخترای این دوره زمونه خودشون چراغ سبز میدن
خودشون دلشونه... 
خودشون از خداشونه...

پدرم تو چشمام نگاه کرد و گفت : 
پسر جان زلـیـخـا زیاده ، تو " یـوسـف " باش...!!!

همین که این جمله رو شنیدم
مو به تنم سیخ شد
زبونم بند اومد
دیگه هیچ جوابی نداشتم که بدم
واقعا هم حق میگفت 
همیشه زلـیـخـا زیاد بوده و هست ؛
اون منم که باید " یـوسـف " باشم.....♥•٠

/ 5 نظر / 5 بازدید
خوشمله

قشنگ نبوووووووووووووووووووووووووووووووووووووود

خوشمله

دلیل دارم که میگم درست نبود همه دخترا بد نیستن همه پسرا هم بد نیستن و زلیخا ها خیییییییییییلی کم تر از یوسف ها هستن خواهش میکنم بذارین جون خودم راسته

گل هیاهو

زیبا بود