جملات خسته و آغوش

در دست هایت اسیر می شوم و دنیا بر من بهشت می شود
و چه بچه گانه می اندیشم مرا می خواهی
و همچون دیوانه ای در رویاهایم به دنبال دستانی هستم
که جهنمم را بهشت کنند
پیدا نمی کنم
می دوم
فریاد می زنم
می گویند از اول مال تو نبود
اما من بار دیگر برای یافتن دست هایت به خواب می روم
بس است
خسته ام از گشتن و نیافتن
خسته ام از نبودنت
خسته ام از جهنمی که بهشتش نمی کنی
من محکومم
محکوم به زندگی بی عشق...

/ 2 نظر / 5 بازدید
رویا خسروی

سلام زیباست مثل هنیشه. متن راجب آدم مغرور ندارید؟!؟ متشکرم.

hadis

خدانکنه عزیزم علی جونم باید سال ها سایت بالا سرم باشه اقایی[ماچ]