میترسم

من از روزگار سنگدل ...از باید و نباید ها میترسم

میترسم از اغاز هر سرنوشت واز طلوع هر زیبایی
           من از روح سرگردان زندگی
          از گریزان بودن یاران میترسم
           از صدای پای رهگذران میترسم
         از انچه هستیم و هست میترسم
از جاده بی انتهایی که عاقبت مرا اواره خود خواهد کرد میترسم
از ساعتها و لحظه هایی که عاقبت مرا مانند خودش بی عاطفه کرد
می ترسم از خود فراموشی دلهای پاک
می ترسم!!!!
/ 7 نظر / 5 بازدید
علی

سلام منم آپ کردم خوشحال ميشم سر بزني راستي نظر يادت نره !!!! منتظرما.........................

baaj

خیلی عالی بود[قلب][گل]

کهنه سوار عشق

سلام دوست عزیز مطالبت زیبا و دل نشین است [دست] خوشحال میشم بهم سر بزنی [لبخند]

انتظار............. واقعه ای است که می تواند ........گاهی وقتها کل زندگی را عوض کند....... و اتفاق نیفتادنش می تواند....... کل رویاهای ما را نقش بر آب کند.....سلام داداشي گل خوبي پنج شنبه تون بخير (پاييزفصل زيبا)[گل][گل][گل][گل][گل]

سکوت ،........ همیشه نشانه رضایت نیست......... شاید کسی دارد خفـــــه می شـــود.........پـشت ِ یـک بـغـض(پاييزفصل زيبا)[گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل]

a lone daughter

تـمام غصه ها از همان جایی آغاز می شوند که، ترازو بر می داری می افتی به جان دوست داشتنت انـدازه می گیری حساب و کتاب می کنی مقایسه می کنی و خدا نکند حساب و کتابت برسد بـه آنجا کـه زیادتر دوستش داشته ای کـه زیادتر گذشته ای که زیادتر بخشیده ای به قدر یک ذره یک ثانیه حتی درست از همانجاست که توقع آغاز می شود و توقع آغاز همه ی رنج هایی است که به نام عشق می بریم…