دیدار یار

به یاری و مدد خدای عشق
رویاها واقعی میشوند
وچشمان عاشق به دیداریار روشن میگردد
کوتاه اما جاودان

ب*اران

/ 5 نظر / 91 بازدید
لدا

پسرگفت:شنیدم داری ازدواج میکنی؟ مبارکه،خوشحال شدم شنیدم. دختر:ممنون ایشالله قسمت شمابشه. پسر:میتونم برای اخرین باریه چیزی ازت بخوام؟؟ دختر:چی میخوای؟ پسر:اگه ی روزصاحب ی پسرشدی میشه اسم منوروش بزاری؟ دختر:چرا؟میخوای هروقت نگاش میکنم یاصداش میکنم دردبکشم؟ پسر:ن اخه پسراعاشق ماماناشون میشن، میخوام بفهمی که چقدعاشقت بودم...، سلامتی عشق اول و آخر زندگیت ک ن میتونی بهش بزنگی ن میتونی بهش فکرنکنی...

لدا

دخدره بهم پي ام داده میگه: این پُستِ آخرتون خیلی خوب بود دستتون درد نکنه خیلی خندیدم ! گفتم: خواهش میکنم قابل شمارو نداشت ، خوش باشید. گفت: ببخشید لایک نکردما نمیتونم شمارو لایک کنم چون تو پروفایلم همه ی فامیلامون هستن ...!! گفتم: بعله درک میکنم ، خیلی از بچه ها این مشکلو دارن،، بعد یادم افتاد این پستِ آخریم اصن حرف بي ادبي توش نبود.. گفتم : راستی؛ این پستِ آخرم كه اصلن بی ادبی نبود، اینو چرا لایک نکردی؟ گفت: نه مشکل اصن از پُستاتون نیست، مشکل اینه که شما خودتون عادمِ دُرست و حسابیی نیستید؛ اگه فامیل بفهمن من با همچین عادم بی شعوری فرند هستم حتما منو از كانونِ گرمِ خونواده طرد میکنن !! ینی تا چتمون تموم شد خون دماغ شدم ، فكر کنم ضربه مغزی شدم [نیشخند]

لدا

ﺷﻤﺎ ﺭﻭ ﻗﺴﻢ ﻣﯽ ﺩﻡ ﻭﻗﺘﯽ ﺩﺍﺭﯾﻦ ﺑﺎ ﺗﻠﻔﻦ ﺣﺮﻑ ﻣﯽ ﺯﻧﯿﻦ ﻭ ﯾﻪ ﺧﻮﺩﮐﺎﺭ ﺩﻡ ﺩﺳﺘﺘﻮردﻧﻪ، ﺭﻭ ﻫﺮ ﮐﺎﻏﺬﯼ ﮔﯿﺮ ﻣﯿﺎﺭﯾﻦ ﻧﻘﺎﺷﯽ ﻧﮑﺸﯿﻦ . . . . . . . . ﺁﺧﻪ ﻣﻦ ﺍﻻﻥ ﺍﯾﻦ ﻣﺪﺭﮎ ﻟﯿﺴﺎﻧﺴﻢ ﺭﻭ ﮐﻪ ﺑﺎﺑﺎﻡ ﺭﻭﺵ ﯾﻪ ﺧﺮ ﮐﺸﯿﺪﻩ روﮐﺠﺎ ﺑﺒﺮﻡ ﺑﻬﻢ ﮐﺎﺭ ﺑﺪﻥ....؟!

لدا

میدونید من چرا استخر نمیرم ؟ . . . . .. . چون عسل تو آب حل میشه !خداوندا تورا به خاطر این همه تواضع سپاس گزارم :))))