غنیمتــــــــ...

در این کویر بارش نم نم غنیمت است

یک قطره آب اگر برسد هم غنیمت است

 

در حسرت نگاه عطشناک تو هنوز ...

بغض شکسته ، سینه بر غم غنیمت است

 

هم آفتاب تشنه هم خیمه های داغ

بر گونه های سوخته شبنم غنیمت است

 

آبی برای رفع عطش نیست بعد از این

یک قطره اشکِ سرخِ محرم غنیمت است

 

از شش جهت به سینه تو زخم میزنند

اینجا که نیزه ها شده مرهم غنیمت است

 

وقتی که تیغ بر تن تو تشنه می شود

زیر زبان چشیدن خاتم غنیمت است

 

بر سینه ات نشست کسی ....ها ...نفس ...نفس

وقتی که بازدم نرسد .... دَم غنیمت است

 

<<مجلس تمام گشت به آخر رسید کار>>

حالا بیا که مجلس ماتم غنیمت است

 

((حامد حجتی))

/ 29 نظر / 4 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مریم

می دانی ....!! عاشـق تـرين مرد دنيــا آدم بود! كه تـــــــــمام بـــهشـت را بـراي لــبخند حوا فــروخــت...

مریم

شاید آرام تر میشدم فقط و فقط اگر میفهمیدی شعر هایم به همین راحتی که میخوانی نوشته نشده اند…

مریم

کاش میشد وقتی داری از تنهای دق میکنی ،دق کنی ولی دل به کسی که دلش گیره نبندی... این دردش از همه دردها بدتره که یه روزی بفهمی کسی که دل به دلش دادی دلش جایی دیگه گیره

مریم

درد... دیشب که نمیدانستم برای کدام یک از درد هایم گریه کنم کلی خندیدم . .

مریم

گذشتــــ آن زمان کهنـــه دیدار رفتــــ آن دقیقــــه های پر هیاهـــو رفتـــــ آن حس دیـــدار شکستـــــ آن لحظه زیبــــا سکوتـــــ‌‌،سکوتـــــ،سکوتـــــ و تــــو … چه ســـاده گذشتی از این همــــه احساس و مـــن… سکوتـــــ‌‌،سکوتــــــ،سکوتـــــ

مریم

عادت می کنم... به داشتن چیزی و سپس نداشتنش به بودن کسی و سپس به نبودنش تنها عادت می کنم اما فراموش نه !

مریم

وَقتـــ رَفتـنـتــ یآدَمـ بیآور خآطـِرآتَـتــ رآ بدَهَمــ ببرے خودَتـــ که نَبـاشے به چه کارَمــ مےآیـَند؟! فـَقـط ذَره ذَره نـآبـودَیـَمــ رآ ضِـمـآنـَتــ مےکـُنـَنـد!!!

مریم

امــروز بـه آنهایــی مــی اندیشم ، کـه روی شانـه هایـم گریـه کردنـد .. امــا وقتــی نوبـت بـه مـن رسیـد ، شانـه خالــی کردنـد .. .

مریم

هوس سيــگار کشيدن روے پشت بام چند وقتيه به جونم افتاده دلم مي خواهد به آسمـ ـون نزديکتر بشم دودش که اذيتت نمي کند خــدا ؟

یاثار الله( ❤❤❤ قلب ღ تنها ❤❤❤)

سلام وبتون واقعا محشره خوش حال میشم به وب منم سربزنید واجازه ی تبادل لینک بدین