من ....

 

من بازمانده ی یک قصه ام ...

 

همان "یکی" که نبود ...!

/ 8 نظر / 4 بازدید
نداا

این قصه... از ابتدا به سر آمده بود فقط این میان کلاغی آواره شد !!!

آوا

رفتی؟؟ بعضی ها بهش میگن قسمت اما من میگم به درک !! آپم

آوا

رفتی؟؟ بعضی ها بهش میگن قسمت اما من میگم به درک !! آپم

مهدخت

غمگین بود علیرضا خیلی غمگین[ناراحت]

علیرضا

گـاهــﮯ نـدانـسـتـﮧ از یــک نـفـر بـتـﮯ درســت مــیـکـنـﮯ آنــقـدر بـزرگ کـﮧ از دســت ابـراهـیـم نـیـز کــارـﮯ بـر نـمـﮯ آیـد

داش دیوونه

اینم از دفتر شعر قدیمیه یه دیوونه تقدیم به شما چون نیست شدم هست شدم بر سر کویش چون هست شدم مست شدم پس ز سبویش[قلب]

a lone daughter

گاهی اوقات بی قانونی ؛ عجیب بیداد می كند در عاشقی .... یكی دور می زند ... اما .... دیگری جریمه میشود و تاوان میپردازد ... !!!