خاطرات - جملات و عکس های عاشقانه و دلتنگی

  • نويسنده : علیــرضــا
  • شنبه ۱٢ اردیبهشت ۱۳٩٤ ساعت: ۱۱:٥٠ ‎ق.ظ
  • دلم می خواهد یک روز آنقدر قوی باشم

    که به تمام خاطرات بد بگویم :

    دنبال من نگردید،من رفتم پی زندگیم

    خداحافظ !

    .

    .

    .

  • نويسنده : علیــرضــا
  • یکشنبه ۱٦ فروردین ۱۳٩٤ ساعت: ۱۱:٥۳ ‎ق.ظ
  • باران

    ببار و بشور غبار دلی را که مدتهاست کسی یادش نمیکند!

    ولی مبادا سمت خاطراتمان بروی...

    که من فقط با مرور خاطراتمان زنده ام...

  • نويسنده : علیــرضــا
  • شنبه ۱٦ اسفند ۱۳٩۳ ساعت: ۱٢:٥۱ ‎ب.ظ
  • پیامک خاطرات گذشته

     


    پیامک خاطرات گذشته

    eshqam.ir

    سلامتیه اونی که فکر می کنیم تونستیم فراموشش کنیم

    اما وقتی تنهاییم تو سکوت شب می بینیم

    که چقدر دلمون هواشو کرده


    پیامک خاطرات گذشته

    eshqam.ir

    مرور می کنم خاطراتمان را

    اما مگر کپی برابر اصل می شود؟


    پیامک خاطرات گذشته

    eshqam.ir

  • نويسنده : علیــرضــا
  • جمعه ٩ آبان ۱۳٩۳ ساعت: ۱٢:٢۸ ‎ق.ظ
  • درانتظارطلوع دوباره ات
    گیسوان سیاه شب را شانه میزنم 
    تک تک ستاره ها را لابه لای موهایش می نشانم
    مهتاب را برپیشانیش آذین میکنم 
    میدانم که این سیاهی با طلوع چشمانت به روشنایی روز بدل خواهد شد
    وبه امید رسیدن خوشبختی تمام شب را با خاطراتت صبح میکنم ‎
    بــــــ*اران


  • نويسنده : علیــرضــا
  • دوشنبه ۱ اردیبهشت ۱۳٩۳ ساعت: ۱۱:٥٥ ‎ق.ظ
  • قرار نبود
    کوچه های خاطراتمان را
    یکه و تنها
    مرور کنم...


  • نويسنده : علیــرضــا
  • شنبه ٦ مهر ۱۳٩٢ ساعت: ۱:۱۱ ‎ب.ظ
  • به صدایت معتاد شده بودم...

    رفتی !!!!

    حالا هرروز "خاطره" تزریق میکنم!

     

  • نويسنده : علیــرضــا
  • شنبه ۱٦ شهریور ۱۳٩٢ ساعت: ٩:٥۱ ‎ب.ظ
  • چه بی تفاوت شده ام به احساس تو

    پشت درهای بی خبری ایستاده ای

    خودرا به آب و آتش میزنی

    توفراموش کرده ای

    اما من آن زمان که بودم و تو نادیده گرفتی بودنم را به آتش کشیدم تمام احساسم را تادیگرنباشی

    نه در رویاهایم نه در دنیایم...

  • نويسنده : علیــرضــا
  • دوشنبه ۳۱ تیر ۱۳٩٢ ساعت: ۳:٠٧ ‎ب.ظ
  •  

    گاهی باید شست

    تمام حس و ذهن و فکررا

    گاهی بایدشست تمام خاطره هارا

    درست آن قسمتی که باحماقت وبی فکری توام بوده

    درست آن قمستی که اشتباه کردی

    مینشینم پای خاطره هایم

    مرورمیکنمشان خط به خط

    روزبه روز

    بعد همگی را یکباره ازذهنم پرتشان میکنم بیرون

    بعضی ها ارزش ماندن درخاطرها را هم ندارند...

  • نويسنده : علیــرضــا
  • جمعه ٢۱ تیر ۱۳٩٢ ساعت: ۱٢:۱٢ ‎ق.ظ
  • ازلابه لای دفتر خاطراتم
    روزهای خوش را بیرون میکشم
    همه را دوباره مرورمیکنم
    لبخند رضایت برلبانم نقش می بندد
    حال من مانده ام وهمین چندبرگ 
    دلخوشم به بودنشان

     

     

     

    توغلیان یک حس خوبی
    که به وجدمی آورد مرا
    چون گرمای مطبوع خورشید پائیزی
    که درسرمای برگ ریزان گرم میکند رگهای یخ زده باران را
    توچون ماه آسمانی نقره فام و تنها
    که میدرخشی درآسمان وجودم
     عشق من
    من این جوانه های تازه امید  که قلبم را شاد و باطراوت کرده را دوست میدارم 

     

     

     

    پاک میکنم 
    تمام خطهای قرمزی که به دورخود کشیده ای
    ازحصارها بی زارم
    بیا مرزها را بشکنیم
    بیا غمخوارهم باشیم

     

     

     

    هرچه دارید روکنید ای ناملایمات لعنتی
    شما فراموش کرده اید
    اما من همیشه درخاطرم نقش میبندد
    خدایی که مراقب من است
    شما هرچه دنیارابرایم سخت تر بگیرید
    اوبیشتر کمکم خواهد کرد
    دست نوازشش را بیشتر برسرم خواهد کشید
    *من خدارادارم *که حامی من است
     شما چه دارید ؟