امام حسین (ع) - جملات و عکس های عاشقانه و دلتنگی

  • نويسنده : علیــرضــا
  • دوشنبه ٥ آبان ۱۳٩۳ ساعت: ٦:۳٧ ‎ب.ظ
  •  

    اس ام اس های ویژه ماه محرم 93

    پیامک ویژه ماه محرم

     

    *

    eshqam.ir

    *

    فانوس اشک هایتان را روشن کنید

    ماه غریبی شهید نینواست ، فرارسیدن ماه محرم تسلیت باد . . .

    *

    eshqam.ir

    *

    المنه لله که عزادار حسینیم

    فرصت شده و عاشق عباس و حسینیم

    در این گذر بی سر و سامانی دنیا

    صد شکر خدا را که گرفتار حسینیم . . .

    *

    eshqam.ir

    *

  • نويسنده : علیــرضــا
  • دوشنبه ٥ آبان ۱۳٩۳ ساعت: ٦:۱٩ ‎ب.ظ
  • محرم

    ~تـا هست جهــان شـور محــرم باقیست~

    ~این جلوه ی جان در همه عالـم باقیست~

    ~از نـالـه ی نـیـنــوای یـاران حسـیـن~

    ~همواره به لب زمـزمه ی غم باقیست~

  • نويسنده : علیــرضــا
  • چهارشنبه ۱٥ آبان ۱۳٩٢ ساعت: ۱٠:۳۱ ‎ب.ظ
  • نويسنده : علیــرضــا
  • سه‌شنبه ۱٤ آبان ۱۳٩٢ ساعت: ۱۱:٠٦ ‎ب.ظ
  • گفتمش نقاش را نقشی بکش از زندگی

     

    با قلم نقش حبابی بر لب دریا کشید

     

    گفتمش چون می کشی تصویر مردان خدا

     

    تک درختی در بیابان یکه و تنها کشید

     

    گفتمش نامردمان این زمان را نقش کن

     

    عکس یک خنجرزپشت سر پی مولا کشید

     

    گفتمش راهی بکش کان ره رساند مقصدم

     

    راه عشق و عاشقی و مستی ونجوا کشید

     

    گفتمش تصویری از لیلی ومجنون رابکش

     

    عکس حیدر(ع) در کنار حضرت زهرا(س)کشید

     

    گفتمش بر روی کاغذ عشق را تصویر کن

     

    در بیابان بلا، تصویر یک سقا کشید

     

    گفتمش از غربت ومظلومی ومحنت بکش

     

    فکر کرد و چهار قبر خاکی از طه کشید

     

    گفتمش سختی ودرد وآه گشته حاصلم

     

    گریه کردآهی کشید وزینب کبری(س) کشید

     

    گفتمش درد دلم را با که گویم ای رفیق

     

    عکس مهدی(عج) راکشید و به چه بس زیبا کشید

     

    گفتمش ترسیم کن تصویری از روی حسین(ع)

     

    گفت این یک را بباید خالق یکتا کشید

     

     

     

  • نويسنده : علیــرضــا
  • سه‌شنبه ۱٤ آبان ۱۳٩٢ ساعت: ۱٠:٤۳ ‎ب.ظ
  • ای اهل کوفه رحمی این طفل جان ندارد
    خواهد که آب گوید اما زبان ندارد

    دیشب به گاهواره تا صبح ناله می زد
    امروز روی دستم دیگر توان ندارد

    هنگام گریه کوشد تا اشک خود بنوشد
    اشکی که تر کند لب دور دهان ندارد

    رخ مثل برگ پاییز لب چون دو چوبه ی خشک
    این غنچه ی بهاری غیر از خزان ندارد

    ای حرمله مکش تیر یک سو فکن کمان را
    یک برگ گل که تاب تیر و کمان ندارد

    شمشیر اوست آهش فریاد او تلظّی
    منت بن گذارید یک قطره آب آرید

    جانش به لب رسیده تاب بیان ندارد
    به کودکی که در تن جز نیمه جان ندارد

    با من اگر بجنگید تا کشتنم بجنگید
    این شیر خواره بر کف تیغ و سنان ندارد

    جز اشک خجلت خود آب روان ندارد
    مادر نشسته تنها در خیمه بین زنها

    تا با خدنگ دشمن روحش زند پر از تن
    جز شانه ی امامش دیگر مکان ندارد

  • نويسنده : علیــرضــا
  • دوشنبه ۱۳ آبان ۱۳٩٢ ساعت: ۱٢:۳٧ ‎ق.ظ
  • اصلا حسین جنس غمش فرق می کند
    این راه عشق پیچ و خمش فرق می کند
    شاعر شدم که شعر بگویم برایشان
    این خانواده محتشمش فرق می کند
    این جا گدا همیشه طلبکار می شود
    اینجا که آمدی کرمش فرق می کند
    مرده زنده می شود از ذکر یا حسین
    عیسای اهل بیت دمش فرق می کند
    از نوع ویژگی دعا زیر قبه اش
    معلوم می شود حرمش فرق می کند
    تنها نه جنس عزا و جنس ماتمش
    بلکه سیاهی علمش فرق می کند
    من از «حسین منّی» پیغمبر خدا
    فهمیدم حسین همه اش فرق می کند…

     

     

    ایام سوگواری سرور و سالار شهیدان امام حسین (ع) را به همه عزاداران تسلیت میگم انشالله عزاداری همه قبول باشه