معجزه و روزگار - جملات و عکس های عاشقانه و دلتنگی

  • نويسنده : علیــرضــا
  • یکشنبه ٢٦ امرداد ۱۳٩۳ ساعت: ٥:۳٠ ‎ب.ظ
  • برای خوشبختی معجزه ای میخواهم
    تا بدیهارا بشوید
    نامرادیهارا پاک کند
    معجزه ای میخواهم بنام امید‎
    تا بیایدتمام خاطرات بد گذشته راپاک کند
    می خواهم با امید شادی را به زندگیم بیاورم
    تا بشود صاحب خانه دلم
    بشود روح زندگیم
    بشود تمام خوشبختی گم شده ام
    *بـــــ*اران*‎‎

     

     

    لعنت به روزگار
    که میچرخه ،میچرخه 
    ویکجایی ،‌یک کسی رو میزاره جلوی صورتت که آینه تمام بدبختیاته
    اونوقت نمیدونی چیکارکنی
    میخوای به زورهم شده بخندی اما یک بغض بزرگ گره خورده توگلوت نمیزاره لبهات به خنده بازبشه 
    میخوای گریه کنی نمیشه اون بیچاره که تقصیری نداره تنها گناهش اینه که شبیه بدبختیای توئه 
    فقط مجبوری یک نفس عمیق بکشی تودلت به بختت به روزت به روزگارت لعنت بفرستی تا شاید حالت بهتر بشه 
    آه  لعنت به روزگار 
    بــــــــ*اران

     

     

    این منم عاشق و دیوانه تو
    این تویی معبود رویایی من
    وبدان آرزویم این است
    درشبی مهتابی به عبادت این معبود نشینم تاصبح ‎
    بـــــــ*اران