اس ام اس عاشقانه مرداد 93 - جملات و عکس های عاشقانه و دلتنگی

  • نويسنده : علیــرضــا
  • یکشنبه ۱٢ امرداد ۱۳٩۳ ساعت: ۱٠:٠۱ ‎ب.ظ
  •  

    بازی ایران آرژانتین را که یادت هست ؟

    من در دفاع از عشق تو مانند ایرانم

    با مشکلات زندگی جنگنده “تا” کردم

    یک اشتباه ساده ، آخر کرد ویرانم . . .

    .

    .

    .

    خوابید بدون شب بخیر

    شاید میدانست بی او هیچ ساعتی از زندگیم خیر نیست . . .

    .
    .
    .

    همه چیزها در دو صورت با ارزش می شوند :

    ۱ – قبل از داشتن

    ۲ – بعد از از دست دادن

    .
    .
    .

    دور از تو آنچه سمت چپ سینه ی من است “دل” نیست

    موزه ی درد معاصر است . . .

    .

    .

    .


    به تو وابسته ام ، مانند سربازی به سربندش

    تو معروفی به دل بردن ، مونالیزا به لبحندش

    چه حالی داشتم با رفتنت ، سربسته می گویم

    شبیه حال مردی ، لحظه ی اعدام فرزندش . . .

    .
    .
    .

    کلاً “اعتیاد” خانمان سوزه …

    چه به مواد مخدّر … چه به یه دوست خووووووب !

    .
    .
    .

    همانقدر که دوستت دارم

    همانقدر از من فاصله میگیری

    و من متنفرم از “نیروی دافعه” . . .

    .
    .
    .

    یادت باشه

    وقتی دلبر داری

    باید از بقیه “دل” برداری . . .

    .
    .
    .

    من در شب تیره غیرت فانوسم / با لهجه ی تبدار جنون مانوسم

    چون تیغ که در دامن خون می رقصد / یک روز لب حادثه را می بوسم . . .

    .

    .

    .

    ببار ای اشک سیل آسا که یارم بر نمی گردد

    در این دنیای تنهایی به ما یاور نمی گردد

    هزاران بار جان دادم به عشقش روز و شب اما

    دریغا خُلقِ بی مهرش به ما خوشتر نمی گردد . . .

    .
    .
    .

     

    چشمانم را به ابرها قرض می دهم

    کافیست عکست را نشانم دهند

    خشکسالی چند سال اخیر را جبران خواهم کرد . . .

    .
    .
    .

    میترسم آنقدر دوستت بدارم

    که خدا شک کند شروع عشق واقعی از ما بوده یا آدم و حوا . . .

    .
    .
    .

    سیب سرخی بوده ام خواهان فراوان داشتم

    مانده ام حالا فقط با جای دندان هایشان !

    .
    .
    .

    آن روز که آتش محبت افروخت

    عاشق روش سوز ز معشوق آموخت

    از جانب دوست سر زد این سوز و گداز

    تا در نگرفت شمع پروانه نسوخت

    .
    .
    .

    بیهوده می گشتم

    اصلا گم نشده بود

    نیمه دیگرم

    بلیط من از اول نیم بهاء بوده است !

    .
    .
    .

    پتروس کجایی !؟ شکافی در چشمهایم پیدا شده

    دیر برسی دلم را اشک برده …!

    .
    .

    داشتنت مثل هوای برفی یا نم نم باران جاده شمال

    یا مثل آن بغلی که عاشقت است و تنهایت نمی گذارد

    و یا مثل برگشتن آدمی که سالهای سال منتظر آمدنش بودی ، آی می چسبد !

    .
    .
    .

    مرا با خیالت تنها نگذار

    خیالت اصلا به تو نرفته است

    مهربان نیست !

    آزارم می دهد

    دلم خودت را می خواهد

    .
    .
    .

    کاش توی این جاده یه تابلو نصب میکردن واسه دلخوشیم

    “تو” ، دو کیلومتر !

    .
    .
    .

    هیچ صدایی گوش خراشتر از صدای پای تو نیست

    هنگام رفتن !

    .
    .
    .

    سخته از بغض گلو درد داشتن

    سخته از گریه یه جفت چشم همیشه تر داشتن

    سخته تو حسرت یک نگاه موندن

    سخته … عشق یک طرفه داشتن

    .
    .
    .

    ﻣﻦ ﺁﻥ ﺍﺑﺮﻡ ﮐﻪ ﺑﺎﺭﺍﻧﺶ ﺗﻮ ﻫﺴﺘﯽ

    ﻫﻤﺎن ﯾﻮﺳﻒ ﮐﻪ ﮐﻨﻌﺎﻧﺶ ﺗﻮ ﻫﺴﺘﯽ

    ﻣﺴﺎﻓﺮ ﻣﯿﺸﻮﻡ ﺗﺎ ﺁﺧﺮ ﻋﻤﺮ

    ﺩﺭ ﺁﻥ ﺭﺍﻫﯽ ﮐﻪ ﭘﺎﯾﺎﻧﺶ ﺗﻮ ﻫﺴﺘﯽ

    .
    .
    .

    دوست داشتن یعنی اینکه :

    محبت کنی حتی اگر تحقیر شی

    بزرگی کنی حتی اگر کوچیک شی

    عشق بورزی حتی اگر محکوم شی

    .
    .
    .

    ما عادت کردیم وقتی فیلم به تیتراژ رسید :

    اگه توی خونه باشیم دستگاه رو خاموش کنیم

    اگه توی سینما باشیم سالن رو ترک کنیم !

    ما توی زندگیمون هیچوقت کسانی که زحمت های اصلی رو برای ما میکشن نمیبینیم

    ما فقط دوست داریم کسانی رو ببینیم که برامون نقش بازی میکنن !