شاکی ام - جملات و عکس های عاشقانه و دلتنگی

  • نويسنده : علیــرضــا
  • جمعه ۳ امرداد ۱۳٩۳ ساعت: ۱:۳٥ ‎ب.ظ
  • آتشی درونم را می سوزاند‎
    وذره ذره تمام احساسم راچون شمع آب میکند  ‎
    دیگرازطپشهای قلبم خبری نیست ‎
    ومن مانده ام ‎
    بادستانی سردو یخ زده ‎
    با روحی مجروح که آذین بسته شده با گل زخمهای خیانت
    پرازدرد دردی که تنها تسکنیش تویی تویی که مسبب تمام دردهای منی 
    من مانده ام  و غم ،غمی به بزرگی تمام دنیا‎ی عاشقانه ام 
    بــــــ*اران





    ازامشب‎
    دستهایم رو به خداست ‎
    میخواهم دستانم را به درب ملکوتیش برسانم ‎
    بکوبم بکوبم وبازهم بکوبم بردررحمتش‎
    میخواهم شکایتت را به خدایم بکنم‎
    ازظلمهایت بگویم ‎
    ازخودخواهیهایت ‎
    ازامشب میخواهم دعا بخوانم‎
    برای رفتنت نداشتنت نبودنت‎
    میدانم خدایی که خالق من است صدایم را می شنود
    بــــــــ*اران





    دلتنگت هستم ‎
    حیف که نمیدانی دلتنگی چیست‎
    حیف که نمیدانی نبودنت چه دردی دارد ‎
    حیف که نمیدانی وقتی هوای بودنت به سرم میزند ‎
    غم نبودنت چگونه برقلبم چنگ میزند ‎
    میدانی ؟‎
    دوستت دارم ‎
    واین حس گره خورده درگلویم نفسم را بند می آورد ‎
    وتو نیستی تابگویم ‎
    ونفس راحتی بکشم بعدازتکرارهردوستت دارم ‎
    *بـــــــ*اران*‎