اس ام اس های عاشقانه آبان ماه - جملات و عکس های عاشقانه و دلتنگی

  • نويسنده : علیــرضــا
  • جمعه ٢٦ آبان ۱۳٩۱ ساعت: ٢:٢۱ ‎ب.ظ
  • A,B,C,D,E,F,G,H, _ ,J,K,L,M,N,O,P,Q,R,S,T,U,V,W,X,Y,Z

    دنبال I نگرد ! چون فدای U شده !!!

     

    .

    .

    .

    نه گل خواهد ز بوستان ها جدائی ، نه دل دارد خیال بی وفائی

    ولیکن چرخش چرخ ستمگر زند بر هم رسوم آشنائی . . .

    .

    .

    .

    غم زمانه خورم یا فراغ یار کشم ؟ به طاقتی که ندارم کدام بار کشم . . . ؟

    .

    .

    .

    غم خانه عشق تو به رضوان ندهم ، یک خار تو را به صد گلستان ندهم

    تو معدن عشق آرزوهای منی ، من کفر تو را به گنج ایمان ندهم . . .

    .

    .

    .

    یک شب از عمرم صفحاتی خواندم ، چون به نام تو رسیدم لحظاتی ماندم

    همه دفتر عمرم ورقی بیش نبود ، همه تکرار تمنای تو بود . . .

    .

    .

    .


     

    ای دوست گلی به یادگار بفرست ، گر لایق گل نیستم خار بفرست

    از بهر خدا ، نه از بهر دلت ، من پیامی داده ام تو جوابی بفرست !

    .

    .

    .

    موجم کردی که بی قرارت باشم ، ابرم کردی که اشک بارت باشم

    در سکوت گل جلوه نمودی تا من ، چون خار همیشه در کنارت باشم . . .

    .

    .

    .

    سردی نگاهتو بشکن ، فاصله سزای ما نیست ، با تو بودن آرزومه

    این جدائی حق ما نیست . . .

    .

    .

    .

    نازی که ز لبخند گل یاس هویداست / زیبائی عشق است که در چشم تو پیداست . . .

    .

    .

    .

    هر چه باشی نازنین ، ایام خارت میکند / هر چه باشی شیر دل دنیا شکارت میکند

    هر چه باشی با لب خندان میان دیگران / عاقبت دست طبیعت اشک بارانت میکند . . .

    .

    .

    .

    من از خاری که در بالای  دیوار است دانستم / که ناکَس کَس نمیگردد بدین بالا نشستنها

    .

    .

    .

    عشق یعنی :

    چون خورشید، تابیدن بر شب های دوست و چون برف ، ذوب شدن بر غم های دوست . . .

    .

    .

    .

    ای کاش عشق نبود ، اگر هم بود یکی پیدا میشد که باورش کنه

    نه اینکه به عشق شک کنه . . .

    .

    .

    .

    همه تردید های دنیا را بگذار روی طاقچه  ، تو برای ما بودن باید با ما باشی

    لبخند هایت را از طاقچه بردار ، تردیدت را بگذار ، تا ما همیشه برای ما بودن

    کم نداشته باشیم تو را . . .

    .

    .

    .

    گر از این منزل ویران به سوی خانه روم / دگر آنجا که روم عاقل و فرزانه روم . . .

    .

    .

    .

    هر آنکه از رفاقت دم میزد / ولی ناخوداگاه از خیانت دم میزد

    تو رویاهام که با هر یک رفیقو / که با هر یک غم و شادی شریکو

    به وقت خوش همه با تو رفیقو / به مشکل میرسی هر یک غریب

    توی گفنار خویش دم از رفاقت / ولی بوئی نبردند از صداقت

    برچسب ها :