سکوت و تنهایی - جملات و عکس های عاشقانه و دلتنگی

  • نويسنده : علیــرضــا
  • چهارشنبه ٢٥ تیر ۱۳٩۳ ساعت: ۱۱:٠٥ ‎ق.ظ
  • آی غریبه‎
    روی برگردان از من‎
    خیره نشو بر چشمانم‎
    بیگانه ای دیگر‎
    عاشقانه ای نمی نوازد قلبم‎
    هر آنچه احساس بوده‎
    دفن کرده ام زیر خروارها درد‎
    بـــــ*اران





    پیله ای می بافم از جنس غرور به دور احساسم
    پروانه ای خواهم شد زیبا ،زیباترازتمام گلها زیباترازتمام زیباییها
    آن روز بالهای رنگارنگم را می گشایم وتا اوج خوشبختی خواهم رفت
    میدانم که با حسرت به تماشای زیباییهایم خواهی نشست
    ومن درپیله تنهای خود به امید روزهای خوب تلخ ترین شبهایم را مدارا میکنم
    میدانم  که می آید و تو می مانی آیینه ی از تمام نامردی هایت
    بـــــــ*اران





    آخرین بند این رابطه را ناجوانمردانه گسستی 
    وچه ناشیانه گره میزنی این گسستگی را‎    
    حال برو ‎
    به هرکجا ،باهرکسی که میخواهی برو ‎
    که من تورانمیخواهم نمی خواهم ‎
    ای اشکها یاری کنید تا آزادورها به گذشته پردردم نگاه کنم‎
    مرورکنم روزهایم ،شبهایم ،تمام ثانیه های جوانیم را که درسکوتی مرگ بارگذشت ‎              
    وهمچنان مثل همیشه درسکوت نگاهت میکنم 
    توخوب معنی سکوتم را میدانی
    بـــــــ*اران