اس ام اس های عاشقانه تیر ماه ۹۳ - جملات و عکس های عاشقانه و دلتنگی

  • نويسنده : علیــرضــا
  • چهارشنبه ٢۸ خرداد ۱۳٩۳ ساعت: ۱:٠٦ ‎ب.ظ
  •  

    نه گل خواهد ز بوستان ها جدائی ، نه دل دارد خیال بی وفائی

    ولیکن چرخش چرخ ستمگر زند بر هم رسوم آشنائی

    .

    .

    .

    غم خانه عشق تو به رضوان ندهم ، یک خار تو را به صد گلستان ندهم

    تو معدن عشق آرزوهای منی ، من کفر تو را به گنج ایمان ندهم

    .

    .

    .

    جیگرم با جیگرت تا میشه ! نکنه جیگرتو موش بخوره جیگرم تنها میشه !!!

    .
    .
    .

    در محفل خود راه مده همچو منی را ٬ افسرده دل افسرده کند انجمنی را

    ما افسرده دلان ساکن کوی غم و دردیم ٬ در عشق شکست خورده ولی توبه نکردیم

    .

    .

    .


    ستم اومد به جونم هر ٬ یک بار ٬ غریبی و اسیری و غم یار

    غریبی و اسیری چاره داره ٬ غم یار و غم یار و غم یار

    .
    .
    .

    ای دوست گلی به یادگار بفرست ، گر لایق گل نیستم خار بفرست

    از بهر خدا ، نه از بهر دلت ، من پیامی داده ام تو جوابی بفرست !

    .

    .

    .

    شانه های عاشقان گر تکیه گاه اشک هاست / پس چرا بر شانه ام اشکی نمی ریزد کسی

    .

    .

    .

    اشک ها ریزم اگر شب به آخر برسد / شب فقط یاد توام ، کاش به آخر نرسد

    وای بر اسیری کز یاد رفته باشد / در دام مانده باشد صیاد رفته باشد

    .

    .

    .

    گویند زیارت نه به همت است نه به قسمت / به دعوت است

    پس ای گروه دعوت شده ما را نزد پروردگارتان یاد کنید

    .

    .

    .

    همه هست آرزویم ، که ببینم از تو رویی

    چه رسد که من هم برسم به آرزویی

    .

    .

    .

    عاشقی مثل فوقبال میمونه ، اگه مهربونی کنی گل میخوری

    .

    .

    .

    بنازم حسن نیکویت / عجب یادی ز ما کردی

    فضای تنگ قلبم را / زمین تا آسمان کردی

    .

    .

    .

    قلکمو میشکنم با نصف پولش نازتو میخرم ، با نصف دیگش مداد رنگی تا نازتو بکشم

    .

    .

    .

    تو را با غیر خود می بینم صدایم در نمی آید / دلم می سوزد و کاری ز دستم بر نمی آید

    نشستم باده خوردم خون گریستم کنجی افتادم / تحمل می رود اما شب غم سر نمی آید

    .

    .

    .

    سازگلهای دلم آهنگ توست / یار بی رنگ غزل هم رنگ توست

    رفتی اماجان چشمانت بگو / حس نکردی یک نفردل تنگ توست ؟

    .
    .
    .

    به قلبم نشستی نگفتم چرا / دلم را شکستی نگفتم چرا

    یکی خواب شبهای من را ربود / چو دیدم تو هستی نگفتم چرا

    .

    .

    .

    آدم از روز اول تا روز آخر تاوان پس میده

    تاوان زنده بودن ، تاوان زندگی کردن و تاوان به دنیا آمدن

    .

    .

    .

    در دوستی ِ ما،

    پارسال

    امسال

    یا سال آینده

    تنها طول ِ آن را افزایش می هد،

    عمق آن در توان کلمات نیست

    .
    .
    .

    تو همان مهربانی هستی؟!

    یا مهربانی همان توست؟!

    نمی دانم …

    می دانم بی شک با هم نسبت نزدیکی دارید

    .

    .

    .

    تو را با تیشه ی عشقم میان مرمر قلبم تراشیدم

    از آن پس من تو را چون بت پرستیدم