حکایت من و تو - جملات و عکس های عاشقانه و دلتنگی

  • نويسنده : علیــرضــا
  • شنبه ۳٠ شهریور ۱۳٩٢ ساعت: ٢:٠٩ ‎ب.ظ
  • حکایت من وتو حکایت سلطان است و رعیت
    حکایت سلطان ظالمی که سالهاست برمن حکومت میکند باج و خراج میستاند اما حتی مرا نمیبیند
    ومن شبها با داستانهای هزارویک شب که شاهزاده عاشق دخترک زیبای رعیت می شود بخواب میروم به امید اینکه شاید روزی نگاه سلطان به من بیافتد و یک دل نه صددل عاشقم شود
    تونمیدانی که دلم چقدرتورامیخواهد