عاشقانه دلتنگی - جملات و عکس های عاشقانه و دلتنگی

  • نويسنده : علیــرضــا
  • پنجشنبه ۸ فروردین ۱۳٩٢ ساعت: ٩:٥٧ ‎ب.ظ
  • احساسم را به دار آویختم...
    منطقم را به گلوله بستم...
    لعنت به هر دو
    که عمری بازی ام دادند...
    دیگر بس است،
    می خواهم کمی به چشمانم اعتماد کنم...

     

    باران که می گیرد به هم می ریزد اعصابم
    تقصیر باران نیست...می گویند: بی تابم...!

    گاهی تو را آنقدر می خواهم به تنهایی
    طوری که حتی بودنم را بر نمی تابم

     

    گفته بودم دیگر نخواهم نوشت
    اما...
    وقتی که ذهنم پر از تو باشد
    تمام جدول ضرب، تمام چند مجهولی ها
    با تو حل می شود...
    تمام خیابان هایی که مرا قدم می زنند
    در تو ختم می شوند
    وقتی که ذهنم پر از تو باشد

     

    نه اینکه دردی نیست ،
    گلویی نمانده برای فریاد ...
    شده ام حاجی فیروزی پر از فریاد درون و لبی خندون ...