عاشقانه ... - جملات و عکس های عاشقانه و دلتنگی

  • نويسنده : علیــرضــا
  • سه‌شنبه ۱٤ شهریور ۱۳٩۱ ساعت: ٥:٢٢ ‎ب.ظ
  • مـ ـوهـاـیـت را که چـنـگ مـیـکـنـی ...

    مـــن مـیـــزنـ ـم و قـلـ ـم مـیـــرقـصـد !!

    عزیـــــــز مــ ـن آرامـ ـتـر ...

    ایــن شـعـر دیــوانـه شــد. .

     


    در زندگی برای هر آدمی !!

    از یک روز ،

    از یک جا ،

    از یک نفر

    به بعد ...!!!

    دیگر هیچ چیز مثل قبل نیست .

    نه روز هآ ، نه رنگ هآ ، نه خیآبآن هآ

    همه چیز می شود :

    دلتنگی ...!!!

     

    بگذار دیوانه صدایم کنند !

    بگذار بگویند مجنون !

    فرقی نمی کند !

    من تمام هویت خود را

    از زمانی که اسمم را دیگر صدا نزد ی ...!!

    از یاد برده ام ...!!

     

    پاییز نزدیک است 
    ومن میخواهم قبل از آمدنش بادرا تسخیرکنم
    تا به فرمان من 
    وبه عشق تو
    به سویت بوزد
    و 

    گرمی دستانت را 
    شیرینی لبانت را
    بوی گیسوانت را
    عطر تنت را
    برق چشمانت را
    نگاه عاشقت را 

    برایم بیاورد
    که امروز محتاجم ،محتاجم ومحتاجم به آن

     

    این بار میخواهم صدای بوسه هایت را ضبط کنم
    دور که میشوی دلم برای مَلچ مُلوچ هایت تنگ میشود

     

    سکوت کرده ام

    درمقابل تمام
    ناجوانمردیهایت 
    بدیهایت 
    ظلمهایت 
    به تن رنجور این زن 
    و
    تو آن را به خیانت تعبیرمیکنی

    من همچنان ساکتم 
    وتوهمچنان برمهرسکوتم با پتک ناجوانمردیت میکوبی
    تاشاید بشکند
    ولی افسوس

    این سالهای سختی که گذشت 
    ازاین زن ظریف و ضعیف
    فولادی ساخته آبدیده 
    تو بکوب
    ومن
    همچنان ساکتم

     

     هرگز منتظر فردای خیالی نباش ....
    سهمت را از شادی های زندگی ،

    همین امروز بگیر...