قصه .... - جملات و عکس های عاشقانه و دلتنگی

  • نويسنده : علیــرضــا
  • دوشنبه ۱۳ شهریور ۱۳٩۱ ساعت: ۱٢:۱۱ ‎ب.ظ
  • از وقتی که رفتی تمام قصه هام تلخ تلخ شد ....

    دیگه زندگی نمی خواد نفس بکشه !!!

    قصه تلخ زندگیمون رو به اتمامه !!!

    واسه راوی قصمون بلیط گرفتم تا به دهشون بره

    آخر زندگیم نیاز ب هیچ راوی نداره ، آخه میدونی نمی خوام اخرشو براتون روایت کنه ...

    تازه !!!

    واسه کلاغ قصمون هم بلیط گرفتم تا به خونش برسه ... آخه زن و بچه هاش منتظرش بودن ...

    دیگه هقهق های آخر زندگیمه !!!!

    پـــــــــــــــایان ....

    بالا رفتم ماست بود قصه ی من راست بود ....

    پایین اومدم دوغ بود ..... کــــــــــاش قصه من دروغ بود ....................