غصه چرا ؟! - جملات و عکس های عاشقانه و دلتنگی

  • نويسنده : علیــرضــا
  • شنبه ٤ شهریور ۱۳٩۱ ساعت: ۸:۱٩ ‎ب.ظ
  • ماه من ، غصه چرا ؟!
    آسمان را بنگر ، که هنوز، بعد صدها شب و روز
    مثل آن روز نخست
    گرم وآبی و پر از مهر ، به ما می خندد !
    یا زمینی را که، دلش ازسردی شب های خزان
    نه شکست و نه گرفت !
    بلکه از عاطفه لبریز شد و
    نفسی از سر امید کشید
    ودر آغاز بهار ، دشتی از یاس سپید
    زیر پاهامان ریخت ،
    تا بگوید که هنوز، پر امنیت احساس خداست !
    ماه من غصه چرا !؟!
    تو مرا داری و من
    هر شب و روز ،
    آرزویم ، همه خوشبختی توست !
    ماه من ! دل به غم دادن و از یاس سخن ها گفتن
    کارآن هایی نیست ، که خدا را دارند …
    ماه من ! غم و اندوه ، اگر هم روزی، مثل باران بارید
    یا دل شیشه ای ات ، از لب پنجره عشق ، زمین خورد و شکست،
    با نگاهت به خدا ، چتر شادی وا کن
    وبگو با دل خود ،که خدا هست ، خدا هست !
    او همانی است که در تار ترین لحظه شب، راه نورانی امید
    نشانم می داد …
    او همانی است که هر لحظه دلش می خواهد ، همه زندگی ام ،
    غرق شادی باشد ….
    ماه من !
    غصه اگر هست ! بگو تا باشد !
    معنی خوشبختی ،
    بودن اندوه است …!
    این همه غصه و غم ، این همه شادی و شور
    چه بخواهی و چه نه ! میوه یک باغند
    همه را با هم و با عشق بچین …
    ولی از یاد مبر،
    پشت هرکوه بلند ، سبزه زاری است پر از یاد خدا
    و در آن باز کسی می خواند ،
    که خدا هست ، خدا هست
    و چرا غصه ؟ چرا !؟!