باید زنده بودن را بازی کرد - جملات و عکس های عاشقانه و دلتنگی

  • نويسنده : علیــرضــا
  • پنجشنبه ۱ امرداد ۱۳٩٤ ساعت: ٤:۱٧ ‎ق.ظ
  • چشمانم را میبندم
    وپیچک رویایم را در وجودم می خشکانم
    پای پرنده خیال را به نرده های ایوان قفل میزنم
    از ماه روی برمیگردانم
    احساسم را به مسلخ میبرم
    گاهی باید زنده بودن را بازی کرد در نمایشنامه ای بنام
    تویی که ندارمت
    ب*اران