خدا چه شکلیه ؟ - جملات و عکس های عاشقانه و دلتنگی

  • نويسنده : علیــرضــا
  • شنبه ٢٦ اردیبهشت ۱۳٩٤ ساعت: ٩:٢٤ ‎ق.ظ
  • یه خانواده ی سه نفری بودن
    یه دختر کوچولو بود با مادر و پدرش
    بعد از یه مدتی خدا یه داداش کوچولوی خوشگل
    به دختر کوچولوی ما میده
    بعد از چند روز که از تولد نوزاد گذشت .
    دختر کوچولو هی به مامان و باباش اصرار می کنه
    که اونو با داداش کوچولوش تنها بذارن.
    اما مامان و باباش می ترسیدن
    که دختر کوچولوشون حسودی کنه
    و یه بلایی سر داداش کوچولوش بیاره.
    اصرارهای دختر کوچولو اونقدر زیاد شد که
    پدر و مادرش تصمیم گرفتن اینکارو بکنن
    اما در پشت ِ در اتاق مواظبش باشن.
    دختر کوچولو که با برادرش تنها شد ...
    خم شد روی سرش و گفت :
    داداش کوچولو! تو تازه از پیش خدا اومدی
    به من میگی قیافه ی خدا چه شکلیه ؟
    آخه من کم کم داره یادم میره ..........