گه گاهی ... - جملات و عکس های عاشقانه و دلتنگی

  • نويسنده : علیــرضــا
  • شنبه ٥ اردیبهشت ۱۳٩٤ ساعت: ٥:۳٩ ‎ب.ظ
  • منتظر نباش که شبی بشنوی ، از این دلبستگی های ساده ، دل بریده ام.

    که عزیزم بارانی ام را در جاده ای جا گذاشتم ،

    یا در آسمان ، به ستاره ای دیگر سلام کردم.

    توقعی از تو ندارم، اگر دوست نداری ، در همان دامنه ی دور دریا بمان.

    هر جور تو راحتی باران زده ی من...

    همین سوسوی تو از آن سوی پرده ی دوری ، برای روشن کردن اتاق تنهاییم کافیست.

    من که این جا کاری نمی کنم ،

    فقط گهگاه گمان دوست داشتنت را در دفترم حک می کنم .

    همین،

    این کار هم که نور نمی خواهد .

    می دانم که به حرف هایم می خندی.

    حالا هنوز هم وقتی به تو فکر می کنم باران می آید .

    صدای باران را می شنوی ؟؟؟