چه بی صدا رفت - جملات و عکس های عاشقانه و دلتنگی

  • نويسنده : علیــرضــا
  • پنجشنبه ٦ فروردین ۱۳٩٤ ساعت: ۳:٤٠ ‎ب.ظ
  • چه بی صدا رفت
    چه آرام و بی ریا رفت
    او رفت ، اما از  قلبم هیچگاه نرفت.
    روزها رفتند، اما یاد او از خاطره ها نرفتند .
    خورشید رفت ، غروب آمد ، اما نام او از دلم نرفت و مهرش همیشه در  کنج دلم ماند.
    او هست اما نیست ، او در قلب من است اما در  کنارم نیست.
    او رفت ، سهم من از رفتن او قطره های بی گناه اشکهای من بود.
    او رفت اما هنوز قصه پا برجاست ، زندگی تمام نشده ، صدایش همیشه برایم آشناست.
    او رفت ، اما من هنوز هستم ، او هست ، زیرا من نیمه ی دیگری از او هستم.
    ما یکی هستیم ، او رفت اما هنوز به عشق هم زنده هستیم ، او نیست ، اما به عشق هم عاشق هستیم.
    دسته گلی از گلهای نرگس چیده ام ، به یادت در طاغچه ی اتاق گذاشته ام ، عطر تو همیشه در اتاقم پیچیده ، یاد تو هنوز از خاطر گلها بیرون نرفته.
    آن زمان که تو بودی ، دنیا برایم بهشت بود ، این تقدیر و سرنوشت بود که تو رفتی ، اما هنوز هم دنیا برایم زیباست ، زیرا یاد تو همیشه در دلهاست.
    او رفت ،
    چه بی صدا رفت ،
    چه آرام و بی ریا رفت…

    (سامیار)