نصیحت پدرم - جملات و عکس های عاشقانه و دلتنگی

  • نويسنده : علیــرضــا
  • سه‌شنبه ٤ فروردین ۱۳٩٤ ساعت: ۳:۱۱ ‎ب.ظ
  • پدرم مرد دانایی بود
    گه گداری پندم میداد
    همیشه میگفت : 
    پسر جان مبادا با آبروی کسی بازی کنی
    مبادا دختر مردم بشه چک نویس احساساتت
    مبادا دختری رو دلبسته خودت کنی و فرداها نتونی جوابگو باشی

    یک روز در جواب همه ی نصیحت هاش ، نیشخندی زدم و گفتم :
    ای بابا ؛ دوره ی این حرفا گذشته
    دخترای این دوره زمونه خودشون چراغ سبز میدن
    خودشون دلشونه... 
    خودشون از خداشونه...

    پدرم تو چشمام نگاه کرد و گفت : 
    پسر جان زلـیـخـا زیاده ، تو " یـوسـف " باش...!!!

    همین که این جمله رو شنیدم
    مو به تنم سیخ شد
    زبونم بند اومد
    دیگه هیچ جوابی نداشتم که بدم
    واقعا هم حق میگفت 
    همیشه زلـیـخـا زیاد بوده و هست ؛
    اون منم که باید " یـوسـف " باشم.....♥•٠