به خاطر تو بود - جملات و عکس های عاشقانه و دلتنگی

  • نويسنده : علیــرضــا
  • دوشنبه ۳ فروردین ۱۳٩٤ ساعت: ۳:٥٩ ‎ب.ظ

  • به خاطر تو بود ترک آن اتاق سوت و کور
    به خاطر تو بود که رفتند غم و غصه هایی که در دلم بود
    زندگی من ، سرد و بی روح بود ، دستانم مثل یخ ،مثل یخ شده بود، به خاطر تو بود که شب نشین شدم ، هر شب خیره به آسمان پر ستاره شدم!
    عادت کرده ام به شنیدن صدایت ، خاطره ی روز اول دیدار هنوز نرفته از یادم ، با یاد تو ، با لحظه ای اندیشیدن به چشمان ناز تو ، حال من در هوای آمدنت درگیر شد
    به خاطر تو بود از یاد بردن آن گذشته های دلگیر ، به خاطر تو قدم گذاشتم در یک راه نفسگیر ، دل به دریا زدم و بی خیال زندگی ، آمدم و رسیدم به تو ، با تو یکی شدم ، با تو ،با این دنیای عاشقی همنشین شدم .
    همنشینی با تو آرزوهای مرا رویایی کرد ،
    شبهای مرا مهتابی کرد ،
    به خاطر تو بود که شبهایم نیز با خورشید آشتی کرد…
    به یاد تو ، همیشه و همه جا
    هنوز جز تو چیزی را نخواسته ام از خدا
    به خاطر تو بود که بی خبر شدم از دنیا
    چون تو دنیای من شدی ، از لحظه ای که آمدی تو فکر و ذکر من شدی
    من که جز تو به هیچ چیز فکر نمیکنم ،
    به خاطر تو بود که با مجنونی مثل من روبرو شدی
    به خاطر تو بود که خاطر تو را در قلبم حک کردم ،
    وقتی که آمدی همه کس را به خاطر تو ترک کردم!

    (سامیار)