اشتباه - جملات و عکس های عاشقانه و دلتنگی

  • نويسنده : علیــرضــا
  • جمعه ٢٢ اسفند ۱۳٩۳ ساعت: ۸:٥۳ ‎ق.ظ
  • در آغوش این و آن بوده ای حالا مرا میخواهی؟
    بگذریم از این ویرانه ، تو با خودت هم نمیمانی!
    آمده ای که احساس مرا به بازی بگیری ، یا به قول خودت برایم بمیری
    اسیرت نمیشوم تا عذابم دهی ، اگر میگویی تنها مال منی ، پس چرا آغوشت بر روی همه باز است چرا چهره ات برای همه ناز است ،من سرگرمی تو نیستم ، دلی دارم که تنهاست ، تو هم نباشی همیشه با خداست!
    فکر نکن در دام تو می افتم ، اگر اینگونه بود تا به امروز میسوختم ،میسوختم و فردا خاکستری از قلبم میماند که حتی کسی به سویش هم نمی آمد
    خودم را برای تو نمیدانم ، تویی که برای همه هستی ، لبانت هزار طعم میدهد، آغوشت بوی عطر همه را میدهد ! مرا برای چه میخواهی؟
    منی که از عشق فراری ام ، تویی که عشق را با هوس اشتباه گرفته ای!
    تو نمیخواهی تنها با عشق باشی ، تو میخواهی در حال عشق باشی….
    در مرام ما نیست این بازی ها ، تو آمده ای راهی را که راه من از آن جداست !
    مرام و معرفتت برای آنهایی که همیشه در بسترشان هستی ، وفایت برای آنهایی که نمیگویند بی وفایی ، چون دائما در حال بوسه دادن و گرفتن از آنهایی!
    من و دلم هم عالمی دارند در همین دنیای تو ، نه بی وفا هستیم و نه می افتیم به دست و پای امثال تو!
    در آغوش این و آن بوده ای و مرا برای چه میخواهی ، یک بار هم نگفتی تو تنها برای دلم میمانی!
    ما نشدیم مثل دیگران ، دنیا همین است ، دلم هم شاهد این حیله گران!