سکوت و غمگین - جملات و عکس های عاشقانه و دلتنگی

  • نويسنده : علیــرضــا
  • دوشنبه ۱۸ اسفند ۱۳٩۳ ساعت: ۱۱:٠۱ ‎ب.ظ
  • آشفته ام سرم پراست از هیاهو
    سکوتی می خواهم به سنگینی غمهایم
    وپیله ای برای خلوتی با خویش
    مدتهاست از خود دورم درفراز ونشیب رندگی گمگشته ام
    مدتهاست در پی زندگی دویده ام
    چه حیف
    درپاسخ دنیا چنان بار غمهایم را زیاد کرده که ناخواسته می ایستم زانو میزنم توانی ندارم
    تمام دردهایم را از شانه هایم جدا میکنم
    به خلوتم میدوم
    گویی در این دنیا نیستم
    به ملاقات خویش می روم

    *ب*اران*


    میدانم ستاره بخت من درسیاهترین شب دنیا خواهد درخشید
    و خورشید آرزوهایم از نقطه ای بعید شاید دورتراز رویاهایم طلوع خواهد کرد
    بگذار دنیا تابلو زندگیم را پر کند از رنگهای خاکستری من با رنگین کمانی از عشق رنگی زیبا میزنم روزگارم را
    امیدم راسبز میکشم
    عشقم را سرخ
    وبا سفید تمام سیاهیها را می پوشانم
    وخوشبختی خورشیدی میشود درخشان که اسمان زندگیم را می پوشاند
    این است بارانی که فارغ از غم به زندگی سلام میکند


    ب*اران