جملات و عکس های عاشقانه و دلتنگی

اگر تو زندگی کمی احساس خوشبختی کردید

مطمئن باشید که جلو دوربین مخفی هستید

یه لبخند بزنید و برید دنبال بدبختی هاتون !

.
.
.

قطارا از همه بیشتر الزایمر دارن

خودشون میگن هو هو

بعدش میپرسن چی چی ؟

.

.

.

آرمین 2afm اعلام کرد دیگه هیچ آهنگی نمیخونه

چون از وقتی تن تاک خریده مشکلش با دخترا حل شده !

.

.

.

دور نمی بینم اون روزی رو که میخوای مای کامپیوترو باز کنی

و تا کلیک کنی روش یه صفحه تبلیغم باز کنه !

.

.

.

 

اگه دوستام می تونستن 5 ثانیه بعد از اینکه گوشی رو قطع می کنم رو بِشنون

تا الان هیچ دوستی نداشتم !

.
.
.

ینی هر موقعی حس میکنم شانس ندارم میام یه چند تا سایت ایرانی باز میکنم

اصن لامصب یه کلیک که میکنم برنده چند تا جایزه مختلف میشم !

اونم چه بسته هایی با چه درصد تخفیفی …! خدا خیرشون بده

.

.

.

دیروز رفتم آزمایش دادم پولش شد 350 تومن

بابام گفت حالا اگه چیزیت نباشه من میدونم و تو !

.
.
.

اتاقم معمولا تمیزه، تا وقتی که بخوام یه لباس پیدا کنم بپوشم

برای پیدا کردن لباس انگار بمب منفجر می شه تو اتاق

.
.
.

مورد داشتیم دختره تو گوگل سرچ کرده : “غذا با تخم مرغ”

گوگل جواب داده:

متاسفم واسه اونی که میخواد تو رو بگیره !

.
.
.

ﯾﻪ روز ﯾﻪ ﻣﻮﺭﭼﻪ ﯾﻪ ﺩﻭﻧﻪ ﺭﻭ ﺑﺴﺨﺘﯽ ﻣﯽ ﺑﺮﺩ ﺑﺎﻻ ﻫﯽ ﻣﯽ ﺍﻓﺘﺎﺩ ﭘﺎﯾﯿﻦ

ﺷﻤﺮﺩﻡ 70 ﺑﺎﺭ ﺭﻓﺖ ﺑﺎﻻ ﺍﻓﺘﺎﺩ ﭘﺎﯾﯿﻦ

ﺩﻓﻌﻪ 71 ﺩﯾﮕﻪ ﺣﻮﺻﻠﻢ ﺳﺮ ﺭﻓﺖ ﻟﻬﺶ ﮐﺮﺩﻡ ﺩﯾﮕﻪ !

.
.
.

پسر خالم همیشه سوپ رو بعد از غذاش میخوره

بهش میگم اسکل همه قبل از غذا سوپ میخورن !

میگه میخوام اگه منافذی هم تو معده خالی مونده با سوپ پربشه !

.

.

.

ﺭﻭﺯﻱ ﺟﻮاﻧﻲ اﺯ شیخی ﭘﺮﺳﻴﺪ ﭼﺮا اﻧﺴﺎﻧﻬﺎ اﻳﻨﻘﺪﺭ ﺑﺮاﻱ ﭘﻮﻝ

ﻫﻤﺪﻳﮕﺮ ﺭا ﻣﻲ ﺁﺯاﺭﻧﺪ و ﺑﻪ ﻫﻢ ﺑﺪﻱ ﻣﻴﻜﻨﻨﺪ؟

ﺷﻴﺦ ﻗﻮﻃﻲ ﻛﺒﺮﻳﺘﻲ اﺯ ﺟﻴﺐ ﺩﺭاﻭﺭﺩ ﺳﻪ ﻧﺦ ﻛﺒﺮﻳﺖ ﺭا ﮔﺮﻓﺖ

و ﺩﻭ ﻧﺦ ﺁﻥ ﺭا ﺩﻭﺑﺎﺭﻩ ﺩﺭ ﻗﻮﻃﻲ ﻧﻬﺎﺩ ﺁﻥ ﻳﻚ ﻧﺦ ﺭا ﻧﺼﻒ ﻛﺮﺩ

ﻭ ﺑﺎ ﺁﻥ ﻧﺼﻔﻪ ﻛﻪ ﻧﻮﻙ ﺗﻴﺰﻱ ﺩاشت

ﻻﻱ ﺩﻧﺪاﻥ ﺧﻮﺩ ﺭا ﺗﻤﻴﺰ ﻛﺮﺩ و ﮔﻔﺖ :

ﭼﻪ ﻣﻴﺪاﻧﻢ !

.

.

.

از خواب پاشدم دیدم کسی خونه نیست

زنگ زدم به مامانم میبینم صدا جیغ و داد و سوت میاد! میگم : کجایین ؟

مامانم با خوشحالی : ما اومدیم شهر بازی تو مگه باهامون نیستی ؟

.
.
.

بابای من فقط و فقط در صورتی یه بخش خبری رو از دست میده

که در حال تماشای یه بخش خبری دیگه باشه

.
.
.

ﺍﯾﻦ ﺗﺒﻠﯿﻎ ﻣﺎﯼ ﺑﯽ ﺑﯽ ﻫﺴﺖ ﺗﻮ ﻣﺎﻫﻮﺍﺭﻩ ﺑﭽﻪ ﻫﺎ ﻫﻤﻪ

ﺩﻭﺭ ﻫﻤﻦ ﭘﺴﺮﻩ ﻣﯿﮕﻪ what do we want ؟ ﯾﮑﯽ

ﻧﯿﺲ ﺑﻪ ﺍﯾﻨﺎ ﺑﮕﻪ ﺍﯾﻨﺠﻮﺭ ﺯﺑﻮﻥ ﺩﺍﺭﯾﻦ ، ﺯﻭﺭﺗﻮﻥ ﻣﯿﺎﺩ

ﯾﻪ ﺟﻤﻠﻪ ﺑﮕﯿﺪ ﺟﯿﺶ ﺩﺍﺭﻡ !؟

.
.
.

به بعضیام باید گفت :

اگه بخوام زندگیمو از اول بسازم

تو پیام بازرگانی وسطشم نیستی !

.
.
.

این دخترهایی که آستین مانتوشون رو تا بالای آرنج بالا می زنند

من همش فکر میکنم الان میخوان وضو بگیرن

این قدر ذهن قرآنی و اسلامی دارم من

.
.
.

بچه مون انگشتش رو کرده بود تو دماغش

بش نگاه کردم و گفتم : تو مهد کودک چی بت یاد دادن !؟

میگه:

ب تو چه؟

تو دانشگاه بت یاد ندادن تو کار دیگران دخالت نکنی !!؟

.
.
.

مورد داشتیم دختره موبایلشو گم کرده سه شبانه روز گریه کرده

نه واسه گوشی دو میلیونیش

واسه اینکه pou سه روزه غذا نخورده

.
.
.

ﻭﺻﯿﺖ ﮐﺮﺩﻡ ﻭﻗﺘﯽ ﻣُﺮﺩﻡ

ﯾﻪ ﮐﺮﻡ ﺿﺪ ﺍﻓﺘﺎﺏ ﻭ ﻋﯿﻨﮏ آﻓﺘﺎﺑﯽ ﺑﺎﻫﺎﻡ ﺧﺎﮎ ﮐﻨﻦ

ﭼﻮﻥ ﺍﺯ ﺑﺲ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﻭﺍﺭﺳﺘﻪ ﺍﯼ ﻫﺴﺘﻢ

ﻣﻄﻤﻨﺎ ﻧﻮﺭ ﺑﻪ ﻗﺒﺮﻡ ﻣﯽ ﺗﺎﺑﻪ

ﻣﻨﻢ ﺣﺴﺎﺱ

.
.
.

مراحل درس خوندن یک دانشجو :

خوابیدن روی جزوه

گرفتن مشکلات و نواقص گل های قالی

جمع کردن آشغال های ریز و درشت اطراف زمین

خاک گیری گوشه های موبایل

گرفتن چندین عکس با گوشی از خود در حالت های مختلف و در ژست درس خواندن

اس ام اس بازی با بچه های کلاس که هر کدوم چقدر درس خوندن :)))

.
.
.

تا حالا “خودکار” رو از آخر به اول خوندی؟!

راکدوخ …

معنی نداد نمیدونم چه مرگشه … :|

گفتم شاید بشه ازش یه نکته اخلاقی درآورد که نشد …

ببخشید وقتتون رو گرفتم :|

.
.
.

ﺧﺒﺮ ﻓﻮﺭﯼ ﺍﺯ ﭼﯿﻦ

卂妝十夾太乗乗¥乗醂煅排埔泄覯狿母 墄嫺媯覛

毎廿 卄廾丸毋忒娉溈毋牀姆才 媯覛毎廿 卄廾丸

毋忒娉溈毋牀姆才 媯覛毎廿 卂妝十夾太乗䅈乗 ¥

ﺧﺪﺍ ﺑﻪ ﺩﺍﺩﻣﻮﻥ ﺑﺮﺳﻪ ایشالا ﺷﺎﯾﻌﻪ ﺑﺎﺷﻪ

.
.
.

یارو از محل کار زنگ میزنه به خونش. ولی یه زن غریبه گوشیو برمیداره …

با تعجب میپرسه : ببخشید شما ؟؟

زنه میگه : من خدمتکار خونه هستم. شما ؟؟

- من صاحبخونه هستم ولی ما خدمتکار نداشتیم …

خدمتکار : بله ولی خانم خونه منو امروز استخدام کردن …

- میشه با خانم خونه صحبت کنم ؟؟

خدمتکار : نخیر .. ایشون با یه آقایی توی اتاقشون هستن …

من فکر میکردم ایشون شوهرشون باشن …

مرد : با یه آقای دیگه ؟؟؟ اوکی. خانم دوست داری پولدار شی ؟؟؟

خدمتکار : حتما . چطور ؟؟

- برو از توی کمد اتاق پایین ، توی کشو یه تفنگ هست

اونو بردار برو جفتشونو بکش. من بهت پول میدم …

خدمتکار : باشه یه لحظه …

مرد شنید که زن رفت و کارشونو تموم کرد.

بعد از اینکه صدای دو گلوله اومد زنه اومد پای تلفن. گفت : خب جسدشونو چکار کنم ؟؟

مرد : بنداز توی استخر ….

خدمتکار : استخر ؟؟؟ کدوم استخر ؟؟؟ اینجا استخری نیست …

مرد : استخری نیست ؟؟ ببخشید مگه آخر شماره اونجا 22 نیست ؟؟

خدمتکار : نه آخرش 23 هست …

مرد : جدی؟ خب ببخشید مزاحم شدم اشتباه گرفم …

.
.
.

فکرشو بکن :

زنگ بزنی آژانس بین المللی انرژی اتمی، بگی یه ماشین می خوام

آخر شبا رفتگرا سوار جاروهاشون بشن برن خونه

موهات “فر” باشه ، روش پیتزا بپزی

خانواده مذهبی باشه اسم دخترو بذاره سیندر الله

شب خواب ببینی که 1 ماهه داری میری سر کار ، صبح که بیدار شدی حقوقشو بگیری

پشه ها به جای اینکه خونمون رو بمکن ، میومدن چربی های اضافه بدنمون رو می مکیدن

ماهی از آب در بیاد تو ساحل سیگارشو بکشه برگرده تو آب

همسر دلخواهت رو از بین گزینه های موجود دانلود کنی

بوق زدن ممنوع باشه ماشینتو بذاری رو ویبره

حراست دانشگاه دم در با دقت نگات کنه ، اشکالای آرایشیتو بگه

برات درسش کنه. لوازم آرایش بهت قرض بده ، یادت بده چجور آرایشی بهت میاد

هر پشه ای وارد خونه ت شه در جا تبدیل شه به یه تراول 50 تومنی

رو مانیتورت مگس بشینه، با موس بگیریش، بندازیش تو ریسایکل بین

سایه ات سفید باشه

تو گوگل سرچ می کردی “نیمه گم شده ی من ” عکساشو واست می آورد راحت پیداش می کردی

شامپو ضدِ شوره بخوری ، دلشوره هات تموم بشه