جملات و عکس های عاشقانه و دلتنگی

تقدیر من فقط با تک تک بوسه های تو

بر روی پیشانی ام نوشته شده

تو باید باشی تا با لبهایت

آن را برای من رقم بزنی . . .

.

.

.

تو همانی که دلم لک زده لبخندش را

او که هرگز نتوان یافت همانندش را

قلب من موقع اهدا به تو ایراد نداشت

مشکل از توست اگر پس زده پیوندش را !

.

.

.

دلتنگ روزهایی هستم

که معنای خداحافظ ، تا فردا بود . . .

.

.

.

یادت تمام هستیم را در خودش گم میکند

مجنونتر از مجنون مرا در چشم مردم میکند

من بی حضورت ، “با تو” در یک خانه در ذهنم قرین

یاد تو قلبم را پر از حس ترنم میکند . . .

.

.

.

پزشکان سال هاست که اشتباه می کنند

نزدیک ترین عضو انسان به قلبش ، کمر اوست

هربار که قلب کمی می رنجد کمر از ده جا می شکند . . .

.

.

.

 

از پدرم آدم

هوس خوردن سیب لبهـایت را ، به ارث برده‌ام

کاش حواس خدا را ، لحظه ای پرت کنی . . . !

.

.

.

آغشته به “تو” میشود

روحم ، نفسم ، بند بند وجودم

وقتی در حصار دستانت بوسه باران میشوم . . .

.

.

.

میگویند : زندگیت را پایِ یک “نفر” نگذار

کاش میدانستند که یک نفر نیستی !

تو یک “دنیایی”

.

.

.

مرا دوست بدار

به سان ِ گذر از یک سمت خیابان

به سمتی دیگر

اول به من نگاه کن

بعد به من نگاه کن

بعد باز هم مرا نگاه کن…!

.

.

.

چشمان سیاه تو مرا خواهد کشت

افسون نگاه تو مرا خواهد کشت

این گونه که آه می کشد لب هایت

پس لرزه ی آه تو مرا خواهد کشت

.

.

.

سرمایه ام تویی !

از تمامِ دنیا فقط …

بی اندازه دوستت “دارَم”

.

.

.

گهگاهی دلم را میشکنی

وقتی به جای “تو”

بهم میگویی : “شما”

.

.

.

ای نازنین جواب معمای من تویی

تنها چراغ روشن شبهای من تویی

وقتی دلم گرفت از انبوه ابرها

احساس آفتابی دنیای من تویی

.

.

.

چه اعجازیست

بهار لب هایت

با هر بوسه که میکاری

گونه هایم گل می دهد . . .

.

.

.

اشک ها قطره نیستند

بلکه کلماتی هستند که می افتند

فقط بخاطر اینکه پیدا نمیکنند کسی را که معنی این کلمات را بفهمد . . .

.

.

.

از رادیو دست میکشم

موجی زیباتر از موهای تو نخواهم یافت !

.

.

.

تو که باشی بس است

مگر من جز “نفس” چه میخواهم !؟

.

.

.

بی تو اما عشق بی معناست ، می دانی ؟

دستهایم تا ابد تنهاست ، می‌دانی؟

آسمانت را مگیر از من ، که بعد از تو

زیستن یک لحظه هم بی‌جاست ، می‌دانی ؟

.

.

.

هوا هر چقدر هم زمستان باشد

مهم نیست آغوش تو تابستانِ من است . . .

.

.

.

” تو ”

در کنارِ خودت نیستی و نمیدانی

در کنار ” تو ” بودن

چه حالی دارد . . .

.

.

.

تو را خودم چشم زدم

بس که نوشتمت میان شعرهایم

بی‌آنکه

اسپند بچرخانم

میان واژه‌ها . . .

.

.

.

ببین چقدر در هم حل شده ایم

تو قهوه میخوری

من خوابم نمی برد . . .

.

.

.

روزها بی تو می گذرند و شب ها با تو نمی گذرند

تمام درد من این است . . .

.

.

.

دلم “قُرص” است

وقتی ..

مُسَکِنم تویی !

.

.

.

اندازه ی یک وقفه ی کوتاه بمان

حتی شده تا نیمه ی این راه بمان

دلتنگ تو بودن به خدا ممکن نیست

نه ، آه نکش ، آه نرو ، آه بمان

.

.

.

دردهای من دیازپام نمی خواهند

مُسَکن ِ بوسه هایت …

عجیب ، آرامم می‌کند !

.

.

.

عشق یعنی حسرت پنهان دل

زندگی در گوشه ویران دل

عشق یعنی سایه در یک خیال

آرزوی سرکش و گاهی محال

.

.

.

روبرویم ، سراب

پشت سر ، خاطرات

نازنینم ، کدامین طرف سوی توست . . . ؟

.

.

.

دوست داشتنت

اندازه ندارد

حجم نمی خواهد

وقتی تمام کشور وجودم

سرزمین حکمرانی توست!

.

.

.

گاهی دو حس از جنسِ هم

چه تلخ رَد میشوند از یکدیگر !

“کار” از کار میگذرد و ..

تو از “من”

.

.

.

با مهربانیت معجزه میکنی ، من به پیامبری ات مدتهاست ایمان آورده ام !

.

.

.

تو نیستی و هراسی در دلم افتاده

حال مادر لالی را دارم که کودکش را در انبوه جمعیت گم کرده باشد . . .

.

.

.

مثل قالی نیمه تمام … به دارم کشیده‌ای

یا ببافم … یا بشکافم …

اول و آخر که به پای تو می افتم . . .

.

.

.

یک دم رخ زیبای تو از دیده گذر کرد

آنی آتش عشق تو در دل فوران کرد

دل گفت غنیمت شمرید این دم و لحظه

چشم ، چشمک زد و عکست قاب دل کرد . . .

.

.

.

خوش خط و خال من

ببخش که هنوز

پونه مانده ام . . .

.

.

.

حالا که باید چیزی را گم کنم

چه چیز بهتر از گورم

چه جا بهتر از آغوشت . . . !

.

.

.

هر بار شعری آمد

هفتاد میلیون سلیقه مهمان ذوقم شد !

اینبار انتظاراتان را زمین بگذارید

میخواهم ساده بگویم

دوستت دارم !

.

.

.

در انتظار آغازی دیگرم ، انتخاب مجدد جفت ها !

شاید این بار نوحی بیاید ، مرا برگزیند در کنار “تو” !

.

.

.

اسم مرا هم ثبت کنید در گینس ، میتوانم در آغوش “او” جان بدهم آسان

.

.

.

سه آرزوی قشنگ عاشقانه :

بی من نباشی

بی تو نباشم

بی هم نباشیم

.

.

.

غم ، حادثه ، تردید ، من و تنهایی

یک شیشه ی می لبالب و تنهایی

من مانده کنار جاده ی خاطره ها

با یک چمدان سوز و تب و تنهایی

.

.

.

تکثیر “تو” در هر ثانیه ای از زندگی ام یعنی

قشنگترین تکراری که هیچوقت تکراری نمی شود !

.

.

.

 “شعر” را کوتاه دوست دارم

“موهای” تو را بلند

.

.

.

چشم که گذاشتم برو هر وقت خواستی برگرد ، من تا بی نهایت شمردن می دانم

.

.

.

بالاترین آرزویم برایت این است :

حاجت دلت با حکمت خدایت یکی باشد . . .

.

.

.

بادی که بوی پیرهنت را میاورد

ده درصدش هواست ، نود درصدش شراب !

.

.

.

آغشته به “تو” میشود

روحم ، نفسم ، بند بند وجودم

وقتی در حصار دستانت بوسه باران میشوم . . .

.

.

.

دلم شادی می خواهد

وسعتش زیاد نیست

به اندازه کف دستانت

دستانم را بگیر . . .