جملات و عکس های عاشقانه و دلتنگی

  • نويسنده : علیــرضــا
  • پنجشنبه ۳۱ اردیبهشت ۱۳٩٤ ساعت: ٦:٢٠ ‎ب.ظ
  • مست مستم

    هرطرف که نگاه میکنم عشق است و صمیمیت

    ومن بی تو به تماشا نشسته ام

    مستی و حال و هوای بودن باتو

    ایمانی میشود به بزرگی عشق

    تا اقرار کنم به عاشق بودن

     واحساسم خطی میشود

    تا برایت بنویسم

    دوستت دارم

    عشقم تو را کم دارم

    میدانم میخوانی و لبخند میزنی

    ب*اران

    .

    .

    .

  • نويسنده : علیــرضــا
  • پنجشنبه ۳۱ اردیبهشت ۱۳٩٤ ساعت: ٦:۱٥ ‎ب.ظ
  • تنهایی یعنی

    نگاهی به عقب

    مرور گذشته

    ورق زدن خاطرات

    و اشک

    تنهایی یعنی

    مرور خاطراتی که شیرینش قلبت را بسوزاند

    تلخش قلب و چشمانت را

    تنهایی یعنی

    چشمان بارانیت را هیچ دستی پاک نکند

    ب*اران

    .
    .
    .

  • نويسنده : علیــرضــا
  • پنجشنبه ۳۱ اردیبهشت ۱۳٩٤ ساعت: ٦:٠٥ ‎ب.ظ
  • امروز طوفانی بود و سخت

    پر بود ازدرهای بسته

    دنیایم را *نه*پر کرده بود

    ناامید، بی هیچ روزنه امیدی

    به سوی سرنوشت ره میسپردم

    خدارا میدیدم اما سکوتش برایم معنایی نداشت

    با خودم با سرنوشتم دست و پنجه نرم میکردم

    که در لحظه ای به کوتاهی باریدن باران

    به زیبایی رنگین کمان

    لبخند زیبا

    دستان نوازشگر

    و چشمان همیشه مراقب پروردگارم را دیدم ،

    احساس کردم

    دیدم پا به پایم

    همراه دردهایم

    قدم برمیداشت

    با مهربانی گفت

    من با توام

    ازهرچه جز من دل بکن

    که من آفریدگار توام

     

    *ب*اران

    .

    .

    .

  • نويسنده : علیــرضــا
  • شنبه ٢٦ اردیبهشت ۱۳٩٤ ساعت: ٩:۱٧ ‎ب.ظ
  • pooster-mabas-94-n


    پیامک تبریک عید مبعث حضرت محمد (ص)

    eshqam.ir

    مهدی بیا که عید اعظم پیمبر است / این بعثت محمد و تبریک حیدر است

    در اهتزار پرچم قرآن هل اتی / تا موسم ظهور بدستان رهبر است . . .

    عید مبعث مبارک


    پیامک تبریک عید مبعث حضرت محمد (ص)

    eshqam.ir

    ای سینه ی مجروح ما مجروح طول غیبتت / در بعثت جدت همه چشم انتظار بعثتت

    خورشید مکه کی رسد صبح طلوع نهضتت / بت های عالم بشکند با دست عزم و همتت


    پیامک تبریک عید مبعث حضرت محمد (ص)

    eshqam.ir

    عید آزادی زن های اسیر است امروز / عید خلق است و خداوند قدیر ایت امروز

    دامن مکه پر از مشک و عبیر است امروز / بشریت را فرمان خطیر است امروز


    پیامک تبریک عید مبعث حضرت محمد (ص)

    eshqam.ir

  • نويسنده : علیــرضــا
  • شنبه ٢٦ اردیبهشت ۱۳٩٤ ساعت: ٩:٠٧ ‎ب.ظ
  • www.eshqam.ir-eyd-mabas-95


    پیامک عید مبعث پیامبر (ص)

    eshqam.ir

    عید سعید مبعث، آغاز راه رستگارى و طلوع تابنده مهر هدایت و عدالت، مبارک باد . . .


    پیامک عید مبعث پیامبر (ص)

    eshqam.ir

    بعثت، امید انسان به فردایی روشن است.

    بعثت، نشانه مهرورزی خدا با خاکیان و باران رحمت بی‌‌حد او بر زمینیان است.

    بعثت پیامبر اکرم(ص) مبارک باد


    پیامک عید مبعث پیامبر (ص)

    eshqam.ir

    وحی شد بر مصطفی برخیز، اقرأ باسم ربّک / ای حبیب من ز جا برخیز، اقرأ باسم ربّک

    تیره شد رخسار گیتی، خیره شد دیو تباهی  / چیره شد جهل عِما برخیز، اقرأ باسم ربّک


    پیامک عید مبعث پیامبر (ص)

    eshqam.ir

  • نويسنده : علیــرضــا
  • شنبه ٢٦ اردیبهشت ۱۳٩٤ ساعت: ۸:٥۳ ‎ب.ظ
  • www.eshqam.ir-eyd-mabas-94


    پیامک تبریک بعثت رسول اکرم (ص)

    eshqam.ir

    از بعثت او جهان جوان شد ، گیتى چو بهشت جاودان شد

    این عید به اهل دین مبارک ، بر جمله مسلمین مبارک . . .


    پیامک تبریک بعثت رسول اکرم (ص)

    eshqam.ir

    تویی هم مصطفی و هم محمد / تو را در آسمان نامند احمد

    تو کانون صفا مرد یقینی / تو عین رحمه للعالمینی

    عید مبعث بر تمام مسلمانان مبارک باد


    پیامک تبریک بعثت رسول اکرم (ص)

    eshqam.ir

    مبعث رسول اکرم بر شما و خانواده گرامیتان مبارک باد

    این عید فراموش نشدنی و روز خجسته بر شما فرخنده باد . . .


    پیامک تبریک بعثت رسول اکرم (ص)

    eshqam.ir

  • نويسنده : علیــرضــا
  • شنبه ٢٦ اردیبهشت ۱۳٩٤ ساعت: ۸:٢۱ ‎ب.ظ
  • www.eshqam.ir-eyd-mabas-93


    پیامک تبریک عید مبعث رسول اکرم (ص)

    eshqam.ir

    بعثت، امید انسان به فردایی روشن است.

    بعثت، نشانه مهرورزی خدا با خاکیان و باران رحمت بی‌‌حد او بر زمینیان است.

    بعثت پیامبر اکرم(ص) مبارک باد


    پیامک تبریک عید مبعث رسول اکرم (ص)

    eshqam.ir

    وحی شد بر مصطفی برخیز، اقرأ باسم ربّک / ای حبیب من ز جا برخیز، اقرأ باسم ربّک

    تیره شد رخسار گیتی، خیره شد دیو تباهی  / چیره شد جهل عِما برخیز، اقرأ باسم ربّک


    پیامک تبریک عید مبعث رسول اکرم (ص)

    eshqam.ir

    ای شاه سوار ملک هستی / سلطان خرد به چیره دستی

    ای ختم پیمبران مرسل / حلوای پسین و ملح اول

    سر خیل تویی و جمله خیلند / مقصود تویی همه طفیلند

    بعثت پیامبر گرامی اسلام مبارک باد


    پیامک تبریک عید مبعث رسول اکرم (ص)

    eshqam.ir

  • نويسنده : علیــرضــا
  • شنبه ٢٦ اردیبهشت ۱۳٩٤ ساعت: ٩:٤۱ ‎ق.ظ
  • تمام دلخوشی دنیای من به این است که ندانی و دوستت بدارم!!؟

    وقتی میفهمی و میدانی مرا.....

    چیزی درون دلم فرو می ریزد....

    چیزی شبیه غرور....

    بابا لنگ دراز عزیزم لطفا گاهی خودت را به نفهمیدن بزن و بگذار دوستت بدارم....!

    بعد از تو هیچ کس الفبای روح و خطوط قلبم را نخواهد خواند....

    نمیگذارم....

    نمیخواهم....!

    بابا لنگ دراز من همین که هستی دوستت دارم....

    حتی سایه ات را که هرگز به آن نمیرسم!!!.......

    (جین وبستر)

  • نويسنده : علیــرضــا
  • شنبه ٢٦ اردیبهشت ۱۳٩٤ ساعت: ٩:۳٢ ‎ق.ظ
  • ﻣﯽ ﮔﻮﯾﻨﺪ ﺷﯿﺸﻪ ﻫﺎ ﺍﺣﺴﺎﺱ ﻧﺪﺍﺭﻧﺪ، ﺍﻣﺎ ﻭﻗﺘﯽ ﺭﻭﯼ ﺷﯿﺸﻪ ﯼ ﺑﺨﺎﺭ ﮔﺮﻓﺘﻪ

    ﻧﻮﺷﺘﻢ ﺩﻭﺳﺘﺖ ﺩﺍﺭﻡ، ﺁﺭﺍﻡ ﺁﺭﺍﻡ ﮔﺮﯾﺴﺖ ...
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    ﯾﻪ ﺑﺎﺭ ﻫﻢ ﻧﻮﺷﺘﻢ : ﺩﻭﺳﺘﺖ ﻧﺪﺍﺭﻡ، ﺑﺎﺯ ﻫﻢ ﮔﺮﯾﺴﺖ !

    ﯾﻪ ﺑﺎﺭ ﺩﯾﮕﻪ ﻧﻮﺷﺘﻢ : ﺳﻼﻡ، ﺧﻮﺑﯽ ﺷﯿﺸﻪ؟ ﺑﺎﺯ ﮔﺮﯾﺴﺖ !

    ﻓﮑﺮ ﮐﻨﻢ ﺍﻓﺴﺮﺩﮔﯽ ﺩﺍﺭﻩ ﺩﯾﻮﻭﻧﻪ ...نیشخند

    .

    .

    .

  • نويسنده : علیــرضــا
  • شنبه ٢٦ اردیبهشت ۱۳٩٤ ساعت: ٩:٢۸ ‎ق.ظ
  • باز رسیدیم به ایستگاه
    بارون همه جا رو خیس کرده بود
    شب بود...
    راه زیادی رو پیاده گذرونده بودیم...
    خسته بودیم گفتیم بقیه راه رو با اتوبوس بریم...
    بخار از دهنت بیرون میومد... خستگی رو توی چشمات میدیدم
    یادته... عشقم بودی...
    مث این فیلما کاپشن خودمو دادم بهت که به حساب سرما نخوری... رسیدم خونه با اینکه کاپشنمو دادم بهت ولی سرما نخوردم!
    گذشت و گذشت و گذشـــــــــــــــــت...

    حالا اومدم توی همون ایستگاه اینبار تنها بودم!!!
    هوا سرد بود... ولی کاپشنم تنم بود...!!!
    رسیدم خونه... جلوی آینه وایستادم یه چیزی نظرمو جلب کرده بود
    یه سری موهای سفید لابلای موهای مشکیم بود...
    یه چایی داغ بعدشم خواب...
    صبح فردا رسید... حس بدی بود
    سرما خورده بودم تنهای تنها...

  • نويسنده : علیــرضــا
  • شنبه ٢٦ اردیبهشت ۱۳٩٤ ساعت: ٩:٢٤ ‎ق.ظ
  • یه خانواده ی سه نفری بودن
    یه دختر کوچولو بود با مادر و پدرش
    بعد از یه مدتی خدا یه داداش کوچولوی خوشگل
    به دختر کوچولوی ما میده
    بعد از چند روز که از تولد نوزاد گذشت .
    دختر کوچولو هی به مامان و باباش اصرار می کنه
    که اونو با داداش کوچولوش تنها بذارن.
    اما مامان و باباش می ترسیدن
    که دختر کوچولوشون حسودی کنه
    و یه بلایی سر داداش کوچولوش بیاره.
    اصرارهای دختر کوچولو اونقدر زیاد شد که
    پدر و مادرش تصمیم گرفتن اینکارو بکنن
    اما در پشت ِ در اتاق مواظبش باشن.
    دختر کوچولو که با برادرش تنها شد ...
    خم شد روی سرش و گفت :
    داداش کوچولو! تو تازه از پیش خدا اومدی
    به من میگی قیافه ی خدا چه شکلیه ؟
    آخه من کم کم داره یادم میره ..........

  • نويسنده : علیــرضــا
  • شنبه ٢٦ اردیبهشت ۱۳٩٤ ساعت: ٩:۱٥ ‎ق.ظ
  • هرچی ازش میپرسیدی در جوابت میگفت : آره ...
    میگفتم : منو میشناسی؟ میگفت : آره ...
    میگفتم : اینجا خوبه برات ، راحتی ؟ میگفت : آره ....
    میگفتم : خوشحالی که اینجایی ؟ میگفت : آره ...
    میگفتم : می خوای بریم بیرون یه دوری بزنیم ، دلت واشه ....
    اونوقت ، جیغ میکشه و داد و فریاد می کنه که نه! نه! نه!

    بعداً دلیلش رو پرستار آسایشگاه میگه که :
    آخه ، با همین بهونه آوردنش ، سرای سالمندان......

  • نويسنده : علیــرضــا
  • چهارشنبه ۱٦ اردیبهشت ۱۳٩٤ ساعت: ۱٠:٥۱ ‎ب.ظ
  • امروز فرصتی دست داد تا دوباره طلوع خورشید را به نظاره بنشینم....

    دور از هیاهو....و در سکوت....

    چقدر زیباست این لطف پروردگار به انسان...

    اینکه نوری آرام آرام،با صبر و آرامش خود را به تو

    می نماید....

     

    بقیه مطالب در ادامه مطلب (از دست ندید)

  • نويسنده : علیــرضــا
  • چهارشنبه ۱٦ اردیبهشت ۱۳٩٤ ساعت: ۱٠:٠۸ ‎ب.ظ
  • یه روزی پسری باخانوادش دعواش شد و از خانه زد بیرون و رفت خونه یکی از دوستاش یک ماه موند؛

     بعد از یک ماه دختری را سر کوچه میبینه و بهش تیکه میندازه!
     یکی از دوستاش میگه میدونی این کی بود؟!
     میگه نه! میگه این خواهر همون رفیقت بود که تو یه ماه خونشون بودی! 
    عذاب وجدان میگیره میره خونه رفیقش؛ رفیقش داشت مشروب میخورد به رفیقیش میگه ببخشید من سر کوچه به دختری تیکه انداختم ولی نمیدونستم خواهر تو بود! 
    دوستش پیکشو میبره بالا میگه: به سلامتی رفیقی که یه ماه خونمون خورد و خوابید ولی خواهرمو نشناخت.
  • نويسنده : علیــرضــا
  • چهارشنبه ۱٦ اردیبهشت ۱۳٩٤ ساعت: ۱٠:٠٥ ‎ب.ظ
  • وقتی به جای عزیزم بهم میگی : عزیز . . .

    یعنی یه عزیز بی صاحب

    عزیزی که هنوز عزیزه

    ولی مال تو نیست

    شنیدنش که درد داره

    گفتنشو نمیدونم !!

    .

    .

    .

  • نويسنده : علیــرضــا
  • شنبه ۱٢ اردیبهشت ۱۳٩٤ ساعت: ۱۱:٥٤ ‎ق.ظ
  •  خدایا...

    به من بیامو ز که دوست داشتن بازی دل نیست...

    بلکه........

    " یک حس پاک است"

    بیاموزم دل کسی رو به بازی نگیرم

    دل شکستن هنر نیست

    دل به دست آوردن یه شاهکار است

    .

    .

    .

  • نويسنده : علیــرضــا
  • شنبه ۱٢ اردیبهشت ۱۳٩٤ ساعت: ۱۱:٥٠ ‎ق.ظ
  • دلم می خواهد یک روز آنقدر قوی باشم

    که به تمام خاطرات بد بگویم :

    دنبال من نگردید،من رفتم پی زندگیم

    خداحافظ !

    .

    .

    .

  • نويسنده : علیــرضــا
  • شنبه ۱٢ اردیبهشت ۱۳٩٤ ساعت: ۱۱:٤٦ ‎ق.ظ
  • ﺩﺧﺘﺮ : ﻋﺸﻘﻢ ﺷﺮﻁ ﺑﻨﺪﯼ ﮐﻨﯿﻢ؟؟؟

    ﭘﺴﺮ : ﺑﺎﺷﻪ ﺧﺎﻧﻮﻣﻢ ...ﺑﮑﻨﯿﻢ ...

    ﺩﺧﺘﺮ : ﺗﻮ ﻧﻤﯽ ﺗﻮﻧﯽ 24 ﺳﺎﻋﺖ ﺑﺪﻭﻥ ﻣﻦ ﺑﻤﻮﻧﯽ ...

    ﭘﺴﺮ : ﻣﯽ ﺗﻮﻧﻢ ...

    ﺩﺧﺘﺮ : ﻣﯽ ﺑﯿﻨﯿﻢ ..

    24 ﺳﺎﻋﺖ ﺷﺮﻭﻉ ﻣﯽ ﺷﻪ ﻭ ﭘﺴﺮ ﺍﺯ ﺳﺮﻃﺎﻥ ﻋﺸﻘﺶ 

    ﻭ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺧﯿﻠﯽ ﺯﻭﺩ ﻗﺮﺍﺭﻩ ﺑﻤﯿﺮﻩ ﺧﺒﺮ ﻧﺪﺍﺷﺘﻪ ...

    24 ﺳﺎﻋﺖ ﺗﻤﻮﻡ ﻣﯽ ﺷﻪ ﻭ ﭘﺴﺮ ﻣﯿﺮﻩ ﺟﻠﻮﯼ ﺩﺭ ﺧﻮﻧﻪ ﯼ ﺩﺧﺘﺮ .. 

    ﺩﺭ ﻣﯽ ﺯﻧﻪ ﻭﻟﯽ ﮐﺴﯽ ﺩﺭ ﺭﻭ ﺑﺎﺯ ﻧﻤﯽ ﮐﻨﻪ ... 

    ﺩﺍﺧﻞ ﺧﻮﻧﻪ ﻣﯽ ﺷﻪ ﻭ ﺩﺧﺘﺮ ﺭﻭ ﻣﯽ ﺑﯿﻨﻪ ﮐﻪ ﺭﻭﯼ ﻣﺒﻞ ﺩﺭﺍﺯ ﮐﺸﯿﺪﻩ

    ﻭ ﺭﻭﺵ ﯾﻪ ﯾﺎﺩﺩﺍﺷﺖ ﻫﺴﺖ ...

    ﯾﺎﺩﺩﺍﺷﺖ : 24 ﺳﺎﻋﺖ ﺑﺪﻭﻥ ﻣﻦ ﻣﻮﻧﺪﯼ ... 

    ﯾﻪ ﻋﻤﺮ ﻫﻢ ﺑﺪﻭﻥ ﻣﻦ ﻣﯽ ﺗﻮﻧﯽ ﺑﻤﻮﻧﯽ ﻋﺸﻖ ﻣﻦ 

    ...ﺩﻭﺳﺘﺖ ﺩﺍﺭﻡ ...

  • نويسنده : علیــرضــا
  • شنبه ۱٢ اردیبهشت ۱۳٩٤ ساعت: ۱۱:٤٠ ‎ق.ظ
  • لیلی گفت :

    دستهایم پل است.پلی ک مرا به تو میرساند.

    بیا و از این پل بگذر.

    مجنون گفت :

    اما من از این پل گذشته ام.انکه می پرد دیگر به پل نیاز ندارد...

    .

    .

    .

  • نويسنده : علیــرضــا
  • شنبه ۱٢ اردیبهشت ۱۳٩٤ ساعت: ۱۱:۳٤ ‎ق.ظ
  • ﭘﺴﺮ 16 ﺳﺎﻟﻪ ﺍﺯ ﻣﺎﺩﺭﺵ ﭘﺮﺳﯿﺪ : ﻣﺎﻣﺎﻥ ﺑﺮﺍﯼ ﺗﻮﻟﺪ
    18 ﺳﺎﻟﮕﯿﻢ ﭼﯿﮑﺎﺩﻭ ﻣﯿﮕﯿﺮﯼ؟
    ﻣﺎﺩﺭ: ﭘﺴﺮﻡ ﻫﻨﻮﺯ ﺧﯿﻠﯽ ﻣﻮﻧﺪﻩ
    ﭘﺴﺮ 17ﺳﺎﻟﻪ ﺷﺪ. ﯾﮏ ﺭﻭﺯ ﺣﺎﻟﺶ ﺑﺪ ﺷﺪ،ﻣﺎﺩﺭ ﺍﻭ ﺭﺍ
    ﺑﻪ ﺑﯿﻤﺎﺭﺳﺘﺎﻥ ﺍﻧﺘﻘﺎﻝ ﺩﺍﺩ،ﺩﮐﺘﺮ ﮔﻔﺖ ﭘﺴﺮﺕ
    ﺑﯿﻤﺎﺭی قلبی ﺩﺍﺭﻩ . ﭘﺴﺮ ﺍﺯ ﻣﺎﺩﺭﺵ ﭘﺮﺳﯿﺪ : ﻣﺎﻡ
    ﻣﻦ ﻣﯿﻤﯿﺮﻡ ...؟ ! ﻣﺎﺩﺭ ﻓﻘﻂ ﮔﺮﯾﻪ ﮐﺮﺩ . ﭘﺴﺮ ﺗﺤﺖ
    ﺩﺭﻣﺎﻥ ﺑﻮﺩ
    ﻫﻤﮥ ﻓﺎﻣﯿﻞ ﺑﺮﺍﯼ ﺗﻮﻟﺪ 18 ﺳﺎﻟﮕﯽِ ﺍﺵ ﺗﺪﺍﺭﮎ
    ﺩﯾﺪﻧﺪ ﻭﻗﺘﯽ ﭘﺴﺮ ﺑﻪ ﺧﺎﻧﻪ ﺁﻣﺪ ﻣﺘﻮﺟﻪ ﻧﺎﻣﻪ ﺍﯼ
    ﮐﻪ ﺭﻭﯼ ﺗﺨﺘﺶ ﺑﻮﺩ ﺷﺪ ....
    ﭘﺴﺮﻡ ؛ ﺍﮔﺮ ﺍﯾﻦ ﻧﺎﻣﻪ ﺭﺍ ﻣﯿﺨﻮﺍﻧﯽ ﯾﻌﻨﯽ ﻫﻤﻪ
    ﭼﯿﺰ ﻋﺎﻟﯽ ﺍﻧﺠﺎﻡ ﺷﺪﻩ،ﯾﺎﺩﺗﻪ ﯾﮏ ﺭﻭﺯ ﭘﺮﺳﯿﺪﯼ
    ﺑﺮﺍﯼ ﺗﻮﻟﺪﺕ ﭼﯽ ﮐﺎﺩﻭ ﻣﯿﺨﻮﺍﯼ؟
    ﻭ ﻣﻦ ﻧﻤﯿﺪﻭﻧﺴﺘﻢ ﭼﻪ ﺟﻮﺍﺑﯽ ﺑﺪﻡ ! ﻣﻦ ﻗﻠﺒﻢ ﺭﻭ
    ﺑﻪ ﺗﻮ ﺩﺍﺩﻡ،ﺍﺯﺵ ﻣﺮﺍﻗﺒﺖ ﮐﻦ ﻭ ﺗﻮﻟﺪﺕ ﻣﺒﺎﺭﮎ
    ﻫﯿﭻ ﭼﯿﺰ ﺗﻮ ﺩﻧﯿﺎ ﺑﺰﺭﮔﺘﺮ ﺍﺯ ﻗﻠﺐِ ﻣﺎﺩﺭﻭ ﻋﺸﻘﺶ
    ﻧﯿﺴﺖ
  • نويسنده : علیــرضــا
  • سه‌شنبه ۸ اردیبهشت ۱۳٩٤ ساعت: ٥:٢٦ ‎ب.ظ
  • ببین دختر جون..... روزی که ازدواج میکنی اونی که میخنده مادرته

    چون تو داری خوشبخت میشی و تو رو تو لباس عروسی میبینه اما اونی که غم داره

    و از درون از جدا شدنت اشک میریزه اونی که تو تا عمر داری ناموسشی

    اونی که نمی تونه پشتت نباشه اونی که تو آبروشی اونی که با نابودی تو کمرش میشکنه....

    بابات.....

    ببین چقد به این پسرایی که میانو میرن فکر میکنی ..چقد بخاطرشون هر کاری میکنی ....

    واسه اون بابا اون مرد اصلی کل عمرت یکم وقت بذار .......

    بدون محبت تورو با هیچ مهر و محبتی تو دنیا عوض نمی کنه ...

    اونه که ناز واقعی تورو با دنیا میخره نه پسری که ناز بودن تورو

    واسه ارضاء نیازهای روحی و جسمی خودش میبینه ...

    به بابات محبت کن دوست داشتنتو ابراز کن

    ببین بهت خیانت میکنه؟ ببین محبتتو با دختر خوشکلو خوش هیکل تر از تو میفروشه؟

    ببین اشکتو در میاره؟ ....... نکن ....

    همیشه نیستا.......
    .
    .
    .
    دوستت دارم بابا♥♥

  • نويسنده : علیــرضــا
  • سه‌شنبه ۸ اردیبهشت ۱۳٩٤ ساعت: ٥:٢٢ ‎ب.ظ
  • ببخش اگه دنیاتو میفروشم به یک نگاه عشقم...

    ببخش اگه یکی رو دارم برام خدایی میکنه...

    ببخش اگه عشقمو بیشتر از جونی که تو بهم دادی دوسش دارم...

    ببخش اگه بعضی وقتا سرت داد زدم و عشقم رو ازت خواستم...

    ببخش اگه یه موقع هایی عاشقانه میرستمش...

    ببخش اگه آرامشم خلاصه میشه تو صداش...

    خدایا...

    ببخش اگه میخوام دنیا نباشه اگه اونیکه دنیامه نباشه...

  • نويسنده : علیــرضــا
  • سه‌شنبه ۸ اردیبهشت ۱۳٩٤ ساعت: ٥:۱۸ ‎ب.ظ
  • به سلامتی اون لحظه ای که از همه دنیا دلت گرفته.....

    نه کسی رو داری باهاش دردودل کنی....

    نه دلت میخواد کسی رو ناراحت کنی...

    سکوت میکنی و تو دلت میگی : باشه..اینم میگذره...

  • نويسنده : علیــرضــا
  • سه‌شنبه ۸ اردیبهشت ۱۳٩٤ ساعت: ٥:۱۳ ‎ب.ظ
  • ﻣﻦ ﻧــﻪ ﺣـــﻮﺻِـﻠﻪ ﺍﯾﻨــﻮ ﺩﺍﺭﻡ ﮐﻪ ﺑﺨــﻮﺍﻡ ﺧﻮﺩﻣﻮ
    ﻭﺍﺳﻪ ﮐَﺴﯽ ﺛﺎﺑِــﺖ ﮐﻨــﻢ !!
    ﻧﻪ ﭘِﯿﮕﯿـــﺮ ﺍﯾﻨــﻢ ﺑﺒﯿﻨــﻢ ﺑَﺮﺩﺍﺷـــﺖ ﺑَﻘﯿـــﻪ ﺍﺯ ﻣﻦ ﭼﯿـــﻪ !!
    ﭼﻮﻥ ﺑﺎ ﺣَـــﺮﻑ ﺩﻳﮕـــﺮﺍﻥ ﺑﻪ ﭼِﺸـــﻢ ﻛﺴـــﻰ
    ﻧﻴـــﻮﻣﺪﻡ . . .
    ﻛﻪ ﺣﺎﻻ ﺑﺎ ﺣﺮﻑ ﺩﻳﮕـــﺮﺍﻥ
    ﺑﺨـــﻮﺍﻡ ﺍﺯ ﭼِﺸــﻢ ﻛﺴـــﻰ ﺑﻴﻮﻓﺘـــﻢ ..!
    ﻣﻦ ﻫﻤﯿﻨﻢ ...
    ﻣﯿﺨﻮﺍﯼ ﺩﺭﮐﻢ ﮐﻦ
    ﻧﺨﻮﺍﺳﺘﯽ ﺷﺮ ﮐﻢ ﮐﻦ...
    .
    .
    .
  • نويسنده : علیــرضــا
  • سه‌شنبه ۸ اردیبهشت ۱۳٩٤ ساعت: ٥:٠٤ ‎ب.ظ
  • فکر می کردم قهرمانها چهار شانه و ورزشکارند...
    فکر می کردم قهرمان باید با هیولا بجنگد...
    روزی او را دیــــدم...
    نه چهار شانه بود و نه ورزشکار....
    نه جرات مقابله با هیولا داشت و نه توانش را...
    اما قلبی بی نهایت بزرگ و قامتی برافراشته داشت...
    او یک قهـــرمان بود...

  • نويسنده : علیــرضــا
  • دوشنبه ٧ اردیبهشت ۱۳٩٤ ساعت: ۱٠:٥۳ ‎ب.ظ
  • هیچوقت وارد گذشته هیچ ادمی نشو
    و زیرو رویش نکن
    حتی عزیزترینت
    زیباترین باغچه را هم که بیل بزنی
    حداقل ی کرم توش پیدا میکنی..

    .

    .

    .

  • نويسنده : علیــرضــا
  • دوشنبه ٧ اردیبهشت ۱۳٩٤ ساعت: ۱٠:٤٦ ‎ب.ظ
  • کمی مهربان تر باش لطفا!!!....

    برای شانه ام سنگین است.....

    این سرسنگینی ها.....

    .

    .

    .

  • نويسنده : علیــرضــا
  • دوشنبه ٧ اردیبهشت ۱۳٩٤ ساعت: ۱٠:٤٢ ‎ب.ظ
  • زندگی رایادمان ندادند
    نگفتند….
    کسی که سیگار میکشه،معتاد نیست!
    کسی که بلوند میکنه،فاحشه نیست!
    کسی که بنز سوار میشه،دزد نیست!
    کسی که میخنده،بی غم نیست!
    کسی که درس نمیخونه،خنگ نیست!
    کسی که سکوت میکنه، لال نیست!
    کسی که بهت دست میده،دوست نیست!
    کسی که میبوستت،عاشقت نیست!
    یادمان ندادند، زود قضاوت نکنیم….!!!
    گوسفندها فکر میکنند که چوپان دوستشان دارد اما نمیدانند که چوپان دوست صمیمی قصاب است…
    همیشه
    از گرما مینالیم از سرما فرار میکنیم!
    درجمع،از شلوغی کلافه میشویم و در خلوت،از تنهایی بغض میکنیم!
    تمام هفته منتظر رسیدن روز تعطیل هستیم و اخر هفته هم بی حوصله تقصیر غروب جمعه است و بس!
    همیشه در انتظار به پایان رسیدن روزهایی هستیم که بهترین روزهای زندگیمان را تشکیل
    میدهند:
    مدرسه….
    دانشگاه….
    کار….
    حتی در سفر همواره به مقصد می اندیشیم بدون لذت از مسیر!
    غافل از اینکه زندگی همان لحظاتی بود که میخواستیم بگذرند
    ایا مشکل ما در فهم زندگیست؟؟؟
    ما
    «لذت بردن را یاد نگرفته ایم»
    به دنبال خوشبختی در بیرون از ذهنمان میگردیم.

  • نويسنده : علیــرضــا
  • دوشنبه ٧ اردیبهشت ۱۳٩٤ ساعت: ٦:٤٩ ‎ب.ظ
  • دلم کسی را میخواهد که به چشم هایم گوش کند

    کسی که نگاهم را در باغچه ی خانه اش بکارد

    و هر روز به بوته های تشنه ی احساسم آب دهد

    کسی که از نگاهم بخواند که امروز هوای دلم

    آفتابی است یا ابری و سرد

    کسی که بداند بعد از هر بار دیدنش باز هم قلبم

    به دیوانگی و بی پروایی اولین نگاه می تپد

    کسی که دلم هر روز برایش تنگ میشود

    دلم کسی را میخواهد که شبیه هیچکس نباشد ...

    .

    .

    .

  • نويسنده : علیــرضــا
  • یکشنبه ٦ اردیبهشت ۱۳٩٤ ساعت: ٦:٤۳ ‎ب.ظ
  • دیدی وقتی دستت رو با کاغذ میبری اذیتت میکنه،

    میسوزه و از فکرت بیرون نمیره...؟!

    اما مثلا وقتی با چاقو میبری بعد چند دقیقه فراموش میکنی....!

    در واقع کاغذ از چاقو برنده تر نیست....

    فقط

    تو انتظار آسیب دیدن از کاغذ رو...

    نداشتی...!!؟

    همین...میفهمی چی میگم؟؟؟؟

  • نويسنده : علیــرضــا
  • یکشنبه ٦ اردیبهشت ۱۳٩٤ ساعت: ٦:۳۸ ‎ب.ظ
  • ساده که باشی

    همه چیز خوبه

    خودت

    غمت

    مشکلت

    غصه ات

    هوای شهرت

    ادم های اطرافت

    حتی دشمنت

    ادم ساده که باشی

    برایت فرقی نمیکند تجمل چیست

    که قیمت تویتا لندکروز چند است

    فلان مدل بنز چند ایربگ دارد

    مهم نیست

    نیاوران کجاست

    رستوران چینی ها

    غذای گران قیمتش چیست

    ساده که باشی

    همیشه در جیبت شکلات پیدا میشود

    همیشه لبخند بر لب داری

    بر لب جدول کنار خیابان ها راه میروی

    زیرباران دهانت راباز میکنی تا قطره قطرهاب باران را بنوشی

    ادم برفی که درست میکنی

    شال گردنت را به او میبخشی

    ساده که باشی همین

    که بدانی قیمت نون بربری و لواش چند است کافیست

    نیاز به غذای چینی نیست

    ابگوشتم خوب است

    ساده که باشی

    ادم های ساده را دوست داری

    که بوی ناب ادم میدهند

  • نويسنده : علیــرضــا
  • یکشنبه ٦ اردیبهشت ۱۳٩٤ ساعت: ٦:۳۱ ‎ب.ظ
  • ما زن ها....

    گذشت را خوب بلدیم!

    گذشت از بدی ها...

    تهمت ها...

    اشتباهات...

    گذشت از اخم ها...

    از داد ها...

    زیر آبی رفتن ها...

    اما...

    این ظاهر ماست؛...

    وقتی دیدید گذشتیم بدونید از شما مرد ها گذشتیم!!!؟

    ساکت و آروم.....

    ما زن های وفا دار همونطور که محکم میمونیم،

    محکم هم میریم...!!؟

  • نويسنده : علیــرضــا
  • یکشنبه ٦ اردیبهشت ۱۳٩٤ ساعت: ٦:٢۸ ‎ب.ظ
  • دست بردار پطروس!!!

    بگذار دنیا را آب ببرد....

    در دنیایی که اقیانوس آرام به دنبال آرامش می گردد....

    سد هم بسازی...

    فقط مشق بچه ها را زیاد میکنی...!؟

    یک سیب به زمین افتاد و "همه" مفهموم جاذبه را فهمیدند...

    هزاران انسان به زمین افتاد

    "هیچکس"

    مفهوم "انسانیت" را درک نکرد...!!؟؟؟

  • نويسنده : علیــرضــا
  • یکشنبه ٦ اردیبهشت ۱۳٩٤ ساعت: ٦:۱٩ ‎ب.ظ
  • اگه یه نفر ازت پرسیدچقدر دوستم داری؟
    بگو:اندازه ای که هستی
    اگه گفت تا کی دوستم داری؟
    بگو: وقتی که هستی
    اگه گفت چقدر بهم اطمینان داری؟
    بگو: همون قدر که خودت بهم اطمینان میدی تا بدونه تا
    زمانی با ارزشه که به ارزشهات احترام بگذاره....

    .

    .

    .

  • نويسنده : علیــرضــا
  • یکشنبه ٦ اردیبهشت ۱۳٩٤ ساعت: ٦:٠٧ ‎ب.ظ
  • وزن می کند خود را هر روز...
    بر روی ترازوی یک کودک خیابانی...
    مردی که خوب می دانست...
    هشتاد کیلوست...

  • نويسنده : علیــرضــا
  • شنبه ٥ اردیبهشت ۱۳٩٤ ساعت: ٥:٤٧ ‎ب.ظ
  • کلاه قرمزی :

    اره دیگه اینقدر بد اخلاق بوده تنها شده.

    پسر خاله:

    شاید اینقدر تنها بوده بد اخلاق شده.

  • نويسنده : علیــرضــا
  • شنبه ٥ اردیبهشت ۱۳٩٤ ساعت: ٥:۳٩ ‎ب.ظ
  • منتظر نباش که شبی بشنوی ، از این دلبستگی های ساده ، دل بریده ام.

    که عزیزم بارانی ام را در جاده ای جا گذاشتم ،

    یا در آسمان ، به ستاره ای دیگر سلام کردم.

    توقعی از تو ندارم، اگر دوست نداری ، در همان دامنه ی دور دریا بمان.

    هر جور تو راحتی باران زده ی من...

    همین سوسوی تو از آن سوی پرده ی دوری ، برای روشن کردن اتاق تنهاییم کافیست.

    من که این جا کاری نمی کنم ،

    فقط گهگاه گمان دوست داشتنت را در دفترم حک می کنم .

    همین،

    این کار هم که نور نمی خواهد .

    می دانم که به حرف هایم می خندی.

    حالا هنوز هم وقتی به تو فکر می کنم باران می آید .

    صدای باران را می شنوی ؟؟؟

  • نويسنده : علیــرضــا
  • شنبه ٥ اردیبهشت ۱۳٩٤ ساعت: ٥:٢٧ ‎ب.ظ
  • صحبت از پژمردن یک برگ نیست....

    دست خون آلود را ...در پیش چشم خلق پنهان میکنند...

    هیچ حیوانی به حیوانی نمیدارد روا....

    آنچه این نامردان با جان انسان میکنند....

    صحبت از پژمردن یک برگ نیست....

    فرض کن...

    مرگ قناری در قفس هم مرگ نیست...

    فرض کن....

    یک شاخه گل هم در جهان هرگز نرست....

    فرض کن...

    جنگل بیابان بود از روز نخست...

    در کویری سوت و کور....

    در میان مردمی با این مصیبت ها صبور....

    صحبت از مرگ محبت ...

    مرگ عشق...

    گفتگو از مرگ انسانیت است...

    "فریدون مشیری"

  • نويسنده : علیــرضــا
  • شنبه ٥ اردیبهشت ۱۳٩٤ ساعت: ٥:٢٢ ‎ب.ظ
  • به سلامتی قلب دخترا مثل قبرستونه هرکی به اونجا پا میزاره دیگه نمی تونه برگرده اما قلب پسرا مثل هتل5ستارس معلوم نیس کی میاد کی میره به سلامتی اونایی که زخم نامردا رو کمرشونه.
    به سلامتی اونایی که زخم رفاقت توجیگرشونه.
    به سلامتی اونایی که ازپشت خنجرخوردن.
    به سلامتی اونایی که از زخم رفاقت مردن.
    به سلامتی اونی که تیکه میندازه تا بچه ها بخندن اما تا آخر کلاس باید دم در وایسه

  • نويسنده : علیــرضــا
  • شنبه ٥ اردیبهشت ۱۳٩٤ ساعت: ٥:۱٢ ‎ب.ظ
  • سلام خــــــــــــــــــــــــــــــدا...
    ممنون که تو تمام این مدتی که قوانینت رو زیر پا گذاشتیم باز هم مارو از گروهت Delete نکردی....!
    ببخشید که پستایی که برامون نازل کردی رو اصلا نخوندیم ...
    ببخشید که هر شب تا نزدیکای صبح با همه چت کردیم وقتی نوبت چت کردن با تو شد خواب موندیم ...
    ببخشید که پایه ی لایک همه شدیم الا تو ...
    اصــــــــــلا میام تو pv ....
    خدا جوووون ؟ هستی ؟
    باهام قهری ؟
    پس چرا Read نمیشه
    نکنه سرت شلوغه
    مثل اون شبایی که من سرم گرم دیگران بودم
    چقدر بهم پیام دادی
    تلنگر زدی محل نذاشتم
    نکنه بلاکم کردی خداااا؟؟؟؟
    Raed
    مررسی خدا
    چقدر دلم برای حرف زدن باهات تنگیده بود
    "عاشقتم خدا."

  • نويسنده : علیــرضــا
  • جمعه ٤ اردیبهشت ۱۳٩٤ ساعت: ٦:٢۸ ‎ب.ظ
  • زمین گرده......

    ینی با من شرو کردی،

    با منم تموم می کنیش!

    میل خودته.....

    حالا برو دور دوراتو بکن.......

    سلامتی همه عاشقای صبور...

    .

    .

    .