جملات و عکس های عاشقانه و دلتنگی

  • نويسنده : علیــرضــا
  • چهارشنبه ۳۱ اردیبهشت ۱۳٩۳ ساعت: ۱۱:۳٦ ‎ب.ظ
  • پســر : سـلـام عــزیـــزم، چطــورے؟

    دختــر : سـلـام گلـــم، خیـلے بــد ..

    پســر : چــرا؟ چے شــده؟

    دختــر : بـایـد جـدا بشیـــم

    پســر : چـــــــــرا ؟

    دختــر: یــہ خـانـوادہ اے مـטּ رو پسنــدیــدטּ واســہ پســرشــون، خـانـوادہ منــم راضیــטּ ..

    الـانــم بـایــد ازت تشڪر ڪنــم بخـاطـر همـہ چیــز و بـایــد بــرم خــونـہ

    چــوטּ مـــادر پســرہ اومــدہ میخــواد مــטּ رو ببینــہ...

    پســر : اشڪات رو پــاڪ ڪــטּ...تــا بهتـــر جلــو چشــم بیـــاے...

    چــوטּ مــادرم نمیخــواد عــروسـش رو غمگیــטּ ببینــہ... !!



    امیــــــــدوارم ایــن روز بـــــــرای همـــه اتفـــــــــــاق بیفتــــــــــه


  • نويسنده : علیــرضــا
  • چهارشنبه ۳۱ اردیبهشت ۱۳٩۳ ساعت: ۱۱:۳٢ ‎ب.ظ
  • چشمهایت...

    لبهایت...

    موهایت...

    صدایت...

    عناصر چهارگانه ی هستی منند






    وقتی دو قلــ♥ــب برای یکـدیگر بتپد…

    هیچ فاصلـــ ــه ای دور نیسـت …

    هیچ زمانی زیــــاد نیسـت…

    و هیچ عشـــ♥ـــق دیگری نمی تواند

    آن دو را از هم دور کند !

    محکـم تریـن برهان عشــ♥ـــق…

    " اعتمــــــــــــــ♥ــــــــــــاد" اسـت…






    معجــزه لبخنــدکسی اسـت که دوستـش میــداری !

  • نويسنده : علیــرضــا
  • چهارشنبه ۳۱ اردیبهشت ۱۳٩۳ ساعت: ۱۱:٢٢ ‎ب.ظ
  • دوستت دارم

    گلایه از تکراری بودنش نکن

    مشکل از مـــــن نیست

    تو زیادی دوست داشتنی هستی





    همـہ چیـزش פֿـآصــہ

    لبخنـבش

    تیپش

    رفـتارش

    اפֿــلاقـش

    اפــساسـاتـش

    בوسـت בاشتـنش؛

    مـפֿـاطب نبوבہ ڪـہ פֿـآصـ باشـہ

    פֿـاص بوבه ڪـہ مـפֿـاطب شـבه...






    حرف های زیادی بلد نیستم

    من تنها چشمان تو را دیدم

    و گوشه ای از لبخندت که حرف هایم را دزدید

    از عشق چیزی نمی دانم

    اما دوستت دارم

    کودکانه تر از آنچه فکر کنی

  • نويسنده : علیــرضــا
  • چهارشنبه ۳۱ اردیبهشت ۱۳٩۳ ساعت: ۱٠:۱٧ ‎ب.ظ
  • گاهی وقتی میگویم

    " حالم خوبه "

    دوست دارم کسی در چشمانم

    نگاه کند و بگوید

    " راستشو بگو "






    می دونی بعضی روزآ دیگـه

    نـه خآطــــره

    نـه بـــــغض

    نـه اَشکـــــــــــــ

    هیچ کدوم دردی اَزت دوآ نمی کنـه...

    می شینی و زل می زنی یـه گوشه

    زآنو هاتو بغـــــــــل می کنی

    و بآ خودت میگی

    دیگــــــــــــــه زورمـــــــــــــ نمی رســـــــــــه....!!






    سکوت میکنم

    بگذار حرف ها انقدر یک دیگر رابزنند

    تا بمیرند






    اینکه گاهی،

    صبح ها

    دلت نمیخواد بیدار شی

    همیشه نشونه تنبلی نیست؛

    خسته ای از زندگی

    نمیخوای قبول کنی که

    یه روز دیگه شروع شده...

  • نويسنده : علیــرضــا
  • دوشنبه ٢٩ اردیبهشت ۱۳٩۳ ساعت: ۱٠:٠٦ ‎ب.ظ
  • ♥ೋღ☃ღೋ♥ 
    ریشه نداره ...

      دوام داره ...

       رویای تو...

    ♥ೋღ☃ღೋ♥




    【ツ】
    شعر قافیه نمی خواهد
    سطر به سطر آغوشم را ردیف کرده ام ،
    تو فقط بیا...

    【ツ】




    ★★★★
    ای کاش نبودنت را هم
     با خودت برده بودی...
    ★★★★





    فکـــــر بـودنـت دیــــوانـه ام می کـــــند....

    آخ اگــــــــر بــاشـــــــی.....

    بـرایـت دیوانگــــــــی را تمــــام خـــواهم کرد....!!!
    ★.¸¸.•*´`*•.¸★★¸.•¨
  • نويسنده : علیــرضــا
  • دوشنبه ٢٩ اردیبهشت ۱۳٩۳ ساعت: ٩:٥٧ ‎ب.ظ
  • تنهـا برنامه ای کــه تـِکرارش

    آرزوی هر روز مـَن است

    پـَخشِ زنده ی

    نگـاهِ توستــ




     باید ماند و به تو ثابت کرد 
    ★ با موی سپید هم زیبایی...




    ♦♦♦♦♦♦
    نگاهت
    میبرد
    مرا
    از خود..!!
    ♦♦♦♦♦♦





    [☻][☺]
    می خواهم خودم را بُر بزنم؛
    شاید این دست, تو بیایی ...
    [☻][☺]
  • نويسنده : علیــرضــا
  • جمعه ٢٦ اردیبهشت ۱۳٩۳ ساعت: ٤:٤٧ ‎ب.ظ
  • سلام به همه

    40 عکس عاشقانه امیدوارم خوشتون بیاد...

    از این به بعد رو عکسا بیشتر دقت می کنم مشکلی نداشته باشه ... ممنون از دوستایی که انتقاد کردن

     

    حجم فایل 2.01MB

     

    دانلود

  • نويسنده : علیــرضــا
  • جمعه ٢٦ اردیبهشت ۱۳٩۳ ساعت: ٤:۳۸ ‎ب.ظ
  • نبودنَت مثل ِ مواجه شدن ِ آدمیست دلتنگ
    با یک عصر جمعه ی نامرد !






    نگاهت هر قدر هم که دور باشد ، آرامم میکند . . .
    و آوایی آمدنت را در گوشم زمزمه . . .
    چقدر رسیدنت را دوست دارم . . .
    آغوشم در ازدحامِ سرمای تنهایی . . .
    تنها برای ” تــــــو ” ، هنوز گرم است






    عشق فقط عزیزم و دوست دارم نیست
    عشق اینه که تو هر شرایطی باهاش باشی
    حتی اگه نفهمه





    نمیدانم چرا تنم میلرزد وقتی صحبت از تو میشود
    نه از ترس حضورت نیست ،
    از آروزی به تو رسیدن است ،
    از شاید ها و باید ها و از اینکه نمیدانم داشتنت رو
    عاشقانه اشک بریزم یا دوریت را …
    شاید روزی تنم لرزید و دستانت را روی شانه هایم گذاشتی
    و گفتی زیر لب اشک شوق بریز من به کنارت آمده ام برای همیشه !

  • نويسنده : علیــرضــا
  • شنبه ٢٠ اردیبهشت ۱۳٩۳ ساعت: ٩:۱٠ ‎ب.ظ
  • دلتنگ که می شوم پناه می آورم به عکسهای تو
    درددوریت برقلب شکسته ام چنگ می زند
    بخدا شکوه می کنم وبعد التماس ‎
    ای کاش خداصدایم را می شنید چندسال ازعمرم را برمیداشت و فقط چند دقیقه تورابه من پس میداد 
    دلتنگ صدایت نگاهت دستانت که می شوم
    زمین و زمان را بهم میریزم 
    دلتنگت که می شوم‎
    دلم که هیچ،دنیا هم برایم تنگ می شود‎
    بــــــ*اران





    رویاهایم با تو کم نیست
    تویی که بامنی در سرزمین همیشه سبز خیالم هرروز، هرشب، هر لحظه
    ومن، چون پروانه ای ازشهد شیرین لبانت سیراب میشوم  
    وچون عاشقی ازخود بیخود شده به دورت میگردم     
    ازچشمه زلال احساست جرعه جرعه مینوشم    
    و چون پیچک به دورت میپیچم        
    من با رویای بودن تو روزگار میگذرانم 
    تو بی من چه میکنی‎؟‎‎‎
    بــــــ*اران


     

  • نويسنده : علیــرضــا
  • جمعه ۱٩ اردیبهشت ۱۳٩۳ ساعت: ۱٢:٤٥ ‎ب.ظ
  • ﻣﻦ ﻭ ﻫﻤﺴﺮﻡ ﺍﺯ ﻫﻢ ﺧﺴﺘﻪ ﺷﺪﯾﻢ!
    ﺩﯾﮕﺮ ﺍﺣﺴﺎﺳﯽ ﺑﯿﻨﻤﺎﻥ ﻧﯿﺴﺖ ﺗﻘﺮﯾﺒﺎ ﻫﯿﭻ ﺣﺮﻓﯽ ﺑﺎ ﻫﻢ ﻧﻤﯽ ﺯﻧﯿﻢ،
    ﺳﺮﺩ ﻭ ﺑﯽ ﺭﻭﺡ ﻭ ﺷﺎﯾﺪ ﺟﺪﺍﯾﯽ …
    ﭼﻨﺪﯼ ﭘﯿﺶ ﯾﮏ ﭘﯿﺎﻣﮏ ﻧﺎﺷﻨﺎﺱ ﻭ ﭘﺮ ﺍﺣﺴﺎﺱ ﺑﺮﺍﯾﺶ ﺩﺍﺩﻡ …
    ﯾﮏ ﭘﺎﺳﺦ ﭘﺮ ﺍﺣﺴﺎﺱ ﺑﻪ ﺍﯾﻦ ﭘﯿﺎﻣﮏ ﻧﺎﺷﻨﺎﺱ ﺩﺍﺩ ..
    ﮔﻔﺖ ﺗﻮ ﭼﻘﺪﺭ ﺯﯾﺒﺎ ﺣﺮﻑ ﻣﯽ ﺯﻧﯽ ……. ﻭ ﻣﻦ ﺯﯾﺒﺎﺗﺮ ﭘﺎﺳﺨﺶ ﺭﺍ ﺩﺍﺩﻡ ……
    ﻭ ﺍﻭ ﺯﯾﺒﺎﺗﺮ ﭘﺎﺳﺨﻢ ﺭﺍ ﺩﺍﺩ ……. ﻭ ﺑﺎﺯ ﻣﻦ ﺯﯾﺒﺎﺗﺮ ……. ﻭ ﺑﺎﺯ ﺍﻭ ﺯﯾﺒﺎﺗﺮ ……..
    ﺍﺻﻼ ﻓﮑﺮ ﻧﻤﯽ ﮐﺮﺩﻡ ﻫﻤﺴﺮﻡ ﺗﺎ ﺍﯾﻦ ﺣﺪ ﻣﺤﺒﺖ ﺍﻣﯿﺰ ﺑﻠﺪ ﺍﺳﺖ ﺣﺮﻑ ﺑﺰﻧﺪ ……..
    ﮔﺎﻫﯽ ﺍﻧﻘﺪﺭ ﻋﺎﺷﻘﺎﻧﻪ ﺣﺮﻑ ﻣﯽ ﺯﻧﯿﻢ ﮐﻪ ﻣﻦ ﯾﺎﺩﻡ ﻣﯽ ﺭﻭﺩ ﺍﻧﺴﻮﯼ ﺧﻂ ﻫﻤﺴﺮﻡ ﺍﺳﺖ …
    ﺣﺎﻻ ﺍﯾﻦ ﺩﻭ ﻧﺎﺷﻨﺎﺱ ﻋﺎﺷﻖ ﻫﻢ ﺷﺪﻩ ﺍﻧﺪ …
    ﺍﺭﺯﻭ ﺩﺍﺭﺩ ﮐﻪ ﻣﺮﺍ ﺑﺒﯿﻨﺪ ﻭ ﺑﺸﻨﺎﺳﺪ ﺣﺘﯽ ﮔﻔﺖ ﺑﺨﺎﻃﺮ ﻣﻦ ﺍﺯ ﻫﻤﺴﺮﺵ ﺟﺪﺍ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ
    ﮐﺎﺵ ﻣﯿﺸﺪ ﺗﺎ ﺍﺑﺪ ﻧﺎﺷﻨﺎﺱ ﻭ ﻋﺎﺷﻘﺎﻧﻪ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﻣﯽ ﮐﺮﺩﯾﻢ …
    ﻣﺎ ﺍﺩﻣﻬﺎﯼ ﻋﺠﯿﺒﯽ ﻫﺴﺘﯿﻢ …
    ﻧﺎﺷﻨﺎﺱ ﻋﺎﺷﻖ ﻫﻢ ﻣﯽ ﺷﻮﯾﻢ
    ﻧﺎﺷﻨﺎﺱ ﺑﺮﺍﯼ ﻫﻢ ﻣﯽ ﻣﯿﺮﯾﻢ
    ﻧﺎﺷﻨﺎﺱ ﺍﺯ ﻫﻢ ﻟﺒﺮﯾﺰ ﻣﯽﺷﻮﯾﻢ …
    ﻭﻟﯽ ﻭﻗﺘﯽ ﺧﻮﺩﻣﺎﻧﯿﻢ
    ﻫﻤﺎﻧﯽ ﻣﯽ ﺷﻮﯾﻢ ﮐﻪ ﺗﻮ ﺑﻬﺘﺮ ﺍﺯ ﻣﻦ ﻣﯽ ﺩﺍﻧﯽ….

    برچسب ها : حرف دل ، جملات زیبا
  • نويسنده : علیــرضــا
  • جمعه ۱٩ اردیبهشت ۱۳٩۳ ساعت: ۱۱:٢٠ ‎ق.ظ
  • نه در آغوشت گرفته ام ،نه تو رابوسیده ام ..........
    نه حتی موهایت را نوازش کرده ام...
    اما .........
    ببین چگونه برایت عاشقانه مینویسم





    یـه وقـتهـایـی دلــت مـیـخـواد یــه پـــرانــتـز بــاز کـنـی،
    کـسـى کــه دوسـش داری رو بـــذاری تــوش !
    بــعـد پــرانـتــز رو بـبــنـدی ،
    کـه مـبـادا دسـت احـــد الـنـــاسـی بـهـش بـرسـه ..!





    هــوآ خوب بــآشد یــآ نـه
    فرقی نمی کنـد
    بـه هــوآی ﺗــــــﻮ نفس می کشم




    برای دوست داشتنت محتاج دیدنت نیستم...
    اگر چه نگاهت آرامم می کند
    محتاج سخن گفتن با تو نیستم اگر چه صدایت دلم را می لرزاند
    محتاج شانه به شانه ات بودن نیستماگر چه برای تکیه کردن ،
    شانه ات محکم ترین و قابل اطمینان ترین است!
    دوست دارم ، نگاهت کنم ... صدایت را بشنوم...به تو تکیه کنم
    دوست دارم بدانی ،حتی اگر کنارم نباشی ...
    باز هم ،نگاهت می کنم ...
    صدایت را می شنوم ...به تو تکیه می کنم
    همیشه با منی ،و همیشه با تو هستم،
    هر جا که باشی!......

  • نويسنده : علیــرضــا
  • چهارشنبه ۱٧ اردیبهشت ۱۳٩۳ ساعت: ۱۱:۱٠ ‎ق.ظ
  • آﺩﻣﯿﺰﺍﺩ ﺍﺳﺖ ﺩﯾﮕﺮ …
    ﺷﻮﺧﯽ ﺷﻮﺧﯽ ﻋﺎﺷﻖ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ …
    ﺑﯽ ﻓﮑﺮ،
    ﻗﻠﺒﺶ ﺭﺍ ﺟﺎ ﻣﯿﮕﺬﺍﺭﺩ …
    ﺟﺪﯼ ﺟﺪﯼ ﻣﯿﻤﯿﺮﺩ…




    یـه رابـطـه فـقـط مـخـصـوص دو نـفـره…
    ولـی بـعـضـی احـمـق ها،
    شـمـارش بـلـد نـیـسـتـن





    من نگـــرانـَـم
    نـِـگران این دل دل زدن ها
    نـِـگران این ثانیه ها و این لحظه ها
    نـِـگران این افکار نا مرتب و مغشوش
    آخــَــرَش به کـُـجــا خـواهـَـد رسـیـد ؟؟؟

  • نويسنده : علیــرضــا
  • سه‌شنبه ۱٦ اردیبهشت ۱۳٩۳ ساعت: ٥:٢٧ ‎ب.ظ
  • تعمیرگاهی باید ساخت از آغوشت
    برای وقت هایی که حالم بدجور خراب است …





    همیشه فکر می کردم غم انگیزترین غروب
    غروب زندگیست
    ولی تازه فهمیدم هیچ غروبی غم انگیزتر از دوری تو نیست




    دلتنگی یعنی
    فاصله ای که با هیچ بهانه ای پر نمی شود !

  • نويسنده : علیــرضــا
  • سه‌شنبه ۱٦ اردیبهشت ۱۳٩۳ ساعت: ٥:٠٠ ‎ب.ظ
  • می خواهم...
    اونقدر خودخواهانه بغلتـــــــــ کنم...
    که جای ضربان قلبمــــ روی تنتـــــــــــــــــ بمونه





    تـنـهـا بـنـایـی کـه هـر چـه بـیـشـتـر بـلـرزد
    مـحـکـمـتـر مـی شـود ،
    دل آدمـی اسـت . . . !





    میتـــَرسم آنقـــدر دوستت بِدارم که خُدا هم شک کنَد
    که آغاز عِشق از آدم و حوا بوده یا از مــا! 

  • نويسنده : علیــرضــا
  • یکشنبه ۱٤ اردیبهشت ۱۳٩۳ ساعت: ٦:٢٧ ‎ب.ظ
  • دختر باس:

    قدش کوتاه باشه..

    انقدر ریزه میزه باشه که راحت تو بغلت جا شه..

    خووول و دیوونه باشه ^__^ جورى که بگه خدا منو از دست این نجات بده^_^

    لوس و حسود باشه ^___^

    روژ پُرنگ بزنه جورى که دلت آب شه براش

    کُـلى عکس بگیره ^__^

    اگه عاشقت باشه هر دو دقیقه یه بار بگه ^__^

    گااااز بگیره ^__^...

    لوس حرف بزنه ^__^

    هم شیطون هم خانوم باشه ^__^

    .

    .

    .

    حدیث جان تولدت مبارک

    هدیه ای ندارم جز اینکه خوشبختت کنم تا دلت شاد بشه و لبات خندون ...قلب

    اینم کیک تولد از خودتون پذیرایی کنید دوستان فقط منو حدیثو نخورین از رو کیک چشمکهورا

    برچسب ها :
  • نويسنده : علیــرضــا
  • شنبه ۱۳ اردیبهشت ۱۳٩۳ ساعت: ٩:٥٦ ‎ق.ظ
  • دلم کمی تو را.....!!!!!!!!!
    دروغ چرا ....؟؟؟؟؟؟
    خیلی تو را میخواهد ....




    پس
    این دردهایی که
    قرار بود وقتی بزرگ شدیم یادمان برود
    کی تمام می شوند ؟





    جغرافیای دیگری خلق کرده
    نبودنَت
    ابروهایم شده اند
    خط ِ استوای جدیدی
    که حوالی شان
    همیشه بارانیست . . !






    آغوش ِ تو تنها سرزمینیست
    که ساکنانَش در آن
    برای محدود شدن ِ مرزهایَش میجنگند
    سر ِ تنگ تر شدنش، میمیرند.. !






    اشکها می‏‎آیند
    اشکها میروند
    غم، میماند امّا
    تا تو بیایی..

  • نويسنده : علیــرضــا
  • شنبه ۱۳ اردیبهشت ۱۳٩۳ ساعت: ٩:٤٢ ‎ق.ظ
  • خُدایا ! اَگِه مَن نَبودَم این هَمِه
    غَمُو چیـــــکار میکَردی؟





    من که غصه هایم را سر وقت میخورم
    پس چرا دردهایم خوب نمیشود...!





    غم انگیز است....
    شب از پهلویی به پهلوی دیگر شوی
    ببینی تاریکی
    از جای خود تکان نخورده است!





    آنقدر عاشقانه زندگی کن
    که اگر روزی
    رازهایت فاش شد
    بغض دنیا بترکد.....!






    مـَن شبیهـ ِ روزهای آخـرسال هسـتم. . .
    آرامــ و نزدیکـ به اِنـتهــا

  • نويسنده : علیــرضــا
  • پنجشنبه ۱۱ اردیبهشت ۱۳٩۳ ساعت: ۱٢:۳۸ ‎ب.ظ
  • درخت هم که باشی

    من

    دارکوبی می شوم که هفتاد و سه بار در دقیقه

    تو را می بوسد . . .

    .

    .

    .

    مرد رویایی کسیه که حتی وقتی مثل سگ و گربه به جون هم افتادین

    شب نذاره از تو بغلش جم بخوری و بگه : آشتی نکردیما !

    ولی “من” بدون “تو” خوابم نمیبره

    .

    .

    .

    من به بعضی چهره ها چون زود عادت می کنم

    پیش شان سر بر نمی آرم ، رعایت می کنم !

    این دهان باز و چشم بی تحرک را ببخش

    آن قدر جذابیت داری که حیرت می کنم

    .

    .

    .

    نخواستنت رو بلد نیستم

    نداشتنت رو یادم نده . . .

    .

    .

    .

    نالیدن از این فاصله ها کار قلم نیست

    در خانه ی ما جز غم دوری تو غم نیست

    افسانه نگو چگونه دست از تو کِشم من ؟

    من عاشق چشمان تو ام! دستِ خودم نیست . . .

    .

    .

    .

  • نويسنده : علیــرضــا
  • سه‌شنبه ٩ اردیبهشت ۱۳٩۳ ساعت: ۸:٥۸ ‎ب.ظ
  • بعضی آشنایان غریبه اند نگاهت را نیازت را خواسته هایت را نمی بینند صدای خورد شدنت را زیربارهزاران بار نمی شنوند ‎
    فقط هستند زیرا نسبتی باتودارند خونی فامیلی ‎
    هستند چون باید باشندتا روزگاررا بگذرانی ‎
    دراین میانه تنهایی و بی کسی گاهی خورشیدی طلوع میکند می آید تا روزگارت را گرم کند روشن کند ‎
    روح بخشد ‎به زندگیت‎
    غریبه ای که آشناست می آید دستت را میگیرد دردت را حس میکند و تمام ناگفته هایت را ازقلبت بیرون می کشد برایت دوبال میشود ‎
    تا با آرامش پروازکنی کوهی می شود برایت تا به آن تکیه کنی گاهی غریبه ای چه آشنا می شود برایت ‎
    بــــــــــ*اران


  • نويسنده : علیــرضــا
  • دوشنبه ۸ اردیبهشت ۱۳٩۳ ساعت: ۱٢:٥۸ ‎ب.ظ
  • عشق یعنی روح را آراستن ،
    بیشمار افتادن و برخاستن !

    هر که با عشق آشنا شد مست شد،
    وارد یک راه بی بن بست شد!!!

     

     

    عشـــ♥ـــق یعنی هیچ وقت از نگاه کردنش سیر نشی
    حتی اگه اون نبیندت . . .

     

     

    دوست داشتنت ،
    تنها کار " عاقلانه ای " است که ...
    .
    .
    .
    .
    .
    از " دلم " بر می آید !!!

     

     

    بهترین دوست تو - زن توست
    پای همیشگی برای شیطنت
    تکیه گاه محکمی برای مشکلات
    و دست نوازشی برای دعوت از یک خواب آرام!
    ...
    پس دوست را در خانه ات بجوی
    نه در خیابان تاریکی که خنجر ها را پنهان کرده است!

  • نويسنده : علیــرضــا
  • چهارشنبه ۳ اردیبهشت ۱۳٩۳ ساعت: ٤:٢۱ ‎ب.ظ
  • چه دلم دلگیر است
    چه دلم دلتنگ است
    و نگاهم خـوش یک خـاطـره است
    خوش آن سوی نگاهی که به من امید داد
    کــاش مـی بـودی ...
    دل من جای تو را می بیند...
    اشک هایم جاریست،
    که چه جایت خالیست ...





    تنهایی
    میراثی است
    که
    بعد از تو
    زندگیم را پایان داد...





  • نويسنده : علیــرضــا
  • دوشنبه ۱ اردیبهشت ۱۳٩۳ ساعت: ۱۱:٥٥ ‎ق.ظ
  • قرار نبود
    کوچه های خاطراتمان را
    یکه و تنها
    مرور کنم...


  • نويسنده : علیــرضــا
  • دوشنبه ۱ اردیبهشت ۱۳٩۳ ساعت: ۱۱:۳۱ ‎ق.ظ
  • عاشقانه
    زیرتمام حرفهای عاقلانه ام میزنم
    با بوسه ای مهرتایید بزن برتمام این دیوانگیها
    بــــــــ*اران





    مثل صدای باران که در گوش درختان می خواند * زندگی زیباست *
    بیا و درگوشم شعرزندگی را زمزمه کن
    بیاو برایم ازعشق بخوان
    بگو که دوستم داری
    بــــــــــــــــــ*اران


  • نويسنده : علیــرضــا
  • دوشنبه ۱ اردیبهشت ۱۳٩۳ ساعت: ۱۱:۱٢ ‎ق.ظ
  • دوستت دارم هایم بوی تکرار گرفته اند و طعم ماندگی
    منی که لحظه لحظه زندگیم با تو عاشقی کردم
    وتمام عشقم را دروجودت رها
    میخواهم کمی نباشم
    ب*اران




    بازیگر خوبی هستم
    هرروز درنقش یک انسان سرخوش روبرویت ظاهرمیشوم
    بازیگرخوبی هستی
    هرروز درنقش انسان بی تفاوت روبرویم ظاهرمیشوی
    ومن آشوب درونت را بیقراری دستانت را حس میکنم
    همانطور که تو تمام درونم را می بینی
    بـــــــ*اران