جملات و عکس های عاشقانه و دلتنگی

  • نويسنده : hadis
  • جمعه ٢٩ آذر ۱۳٩٢ ساعت: ۱٠:٤٦ ‎ب.ظ
  • هنوز فکر میکنی با توست

    زنی که با خودش حرف میزند و از خواب های بلند پنجره ها مپرد...

    هنوز شب ها

    لباس خوابی را بغل میکنی که خالی ست

    وکابوس های زنی را تکان میدهی که تمام کودکی اش را جویده ست

    وحالا شبانه مغزش را در کاسه ای بالای سرش می گزارد

    وشلیته ای میپوشد و میرقصد.....

    زنی که سوگند میخورد

    هرگز....

    دست های من به چیدن هیچ سیبی نرسیده اند و

    هیچ درختی سیب نداده است...

    سوگند میخورد

    هیچ جنگلی درخت ندارد و هیچ سرزمینی جنگل...

    وتنها پاهای زنی خوابگرد مرا دنبال تو میکشاند......

    گاهی دلش برای تو میسوزد...

    میبینی؟؟؟

    زمین گردتر از ان است که هربار پشت سر میگزاری ام

    پیش رویت نباشم...

    وهرگاه درها را بهم میکوبی

    برایت چای نریزم...

  • نويسنده : علیــرضــا
  • جمعه ٢٩ آذر ۱۳٩٢ ساعت: ۱:۳٩ ‎ب.ظ
  • دلتنگت که می شوم ‎
    به عکست پناه می آورم ‎
    خط به خط چهره ات را نوازش میکنم‎
    صدای دلنوازت درگوشم می پیچد‎
    می گویی دوستت دارم ‎
    به صورتت لبخند می زنم ‎
    وبساعت روی دیوار ملتمسانه نگاه می کنم ‎
    کاش زودترحرکت کنند این عقربه ها ‎
    آنها نمیدانند من دلتنگ یارم

     

     

     

    ازدستش عصبانی هستی
    هرچی باهات حرف میزنه خودتو به نشنیدن میزنی
    بعد صدات میکنه چندین بار
    نگاهش نمی کنی فقط بهش میگی که باهاش قهری
    بلند میشه ازپشت بغلت میکنه توچشمات نگاه میکنه اولش خیلی جدی اما وسطاش خندش میگیره و میگه 
    توغلط میکنی بامن قهرکنی 
    ازلحن صداش خندت میگیره 
    همین برای خوشبخت بودن کافیه اینکه بهت نشون میده طاقت نداره صداتو نشنوه

     


     

     

     

    هیچ نمیخواهم 
    جز یک بوسه
    بوسه ای به گرمی آفتاب 
    به بلندای کوه
    به روانی آب
    به شیرینی عسل 
    به چسبندگی آهن ربا 
    بوسه ای که همچون صاعقه 
    برق شادی را درچشمانم بنشاند
    و طوفانی بپا کند درقلبم 
    درست مثل بوسه های تو

     


     

     

     

    قرار بود حلقه ای باشی برانگشتم 
    نه زنجیری بردستانم
    قراربودتاجی باشی برسرم
    نه یوغی برگردنم
    قراربود آرامشی باشی  برقلبم 
    نه شکنجه ای براحساسم
    قراربود بهشت را تداعی کنی برایم
    نه جهنمی بسازی دروجودم
    قراربودعاشقی کنیم
    قراربودعاشقی کنیم
    قراربودعاشقی کنیم
    قراربود...

     

     

     

     

    خاطرات باران خورده
    صورت باران خورده
    دست دردست هم
    چه عاشقانه میدوند زیرباران
    ومن خیس  باران 
    محو تماشای توام 
    که هربار با باران می آیی
    همانطورکه با باران رفتی
    خوب امروز می خواهی میهمان کدام خاطره مان باشیم‎

     

     

     

     

    یک صحرا دلتنگی‎
    یک چشم بی تابی‎
    یک آسمان خاطرات تو‎
    باران ببار‎
    که هم صحراتشنه است ‎
    هم چشمان من‎

     

     

     

     

    گاهی دل می بندی به یک سیگار
    میشود یارت
    کنارت میماند درغمها،شادیها
    درست مثل تو
    که شریک غمهایم 
    یارشادیهایم شده ای
    ومن دل می بندم 
    به یک پک ازسیگارت
    هی رفیق یک پک هم بجای من بزن

     


     

     

     

    امشب باز خواب ازچشمانم ربوده است یادتو
    من ماندم و هجوم خاطرات گذشته
    من  ماندم و مرورهزارباره رویاهای آینده 
    ومن به تومی اندیشم 
    تویی که تمام خاطرات گذشته و تمام رویاهای آینده منی
    تویی که همه کس و همه چیزم شده ای

     

     

     

     

    وقتی نیستی، بی قرارم منقلبم 
    وقتی هستی، بی قراری منقلبی
    واین بی قراریها
    طوفانی بپا میکند درمن 
    نه پای رفتن دارم 
    نه توان ماندن
    توبگو چه کنم؟

     

     

     

     

    آن شب خواهد آمد 
    یک شب سردو بارانی
    شبی که دیگر قلبی درسینه ام نیست تا با تپشهایش دیوانه ام کند
    شبی که چون غریبه ای ازکنارت گذرمیکنم
    وتو مرورمی کنی  تمام خاطرات شیرنی که تلخ ِتلخ شده اند   
    آن شب خواهد آمد 
     درچشمانت خیره می شوم و می گویم ببخشید شما؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

     


  • نويسنده : علیــرضــا
  • چهارشنبه ٢٧ آذر ۱۳٩٢ ساعت: ۸:٤٥ ‎ب.ظ
  • چند قدم مانده به یلدا. 
    به شبی خاطره انگیز وبلند. 
    به سپیدی. 
    به زمستان. 
    و اناری که دلش قصه ی یک رنگی است. 
    یلدای دلتان شاد و پرنور باد. 
    یلدا نزدیک است ، 
    بگذاریم هر چه تاریکی هست، 
    هرچه سرما و خستگی هست تا سحر از وجودمان رخت بربندد. 
    دوستای گلم * دلتان دریایی * شادی تان یلدایی *

     


     

     

    دلم یه خونه ی قدیمی میخواد 
    یه حیاط بزرگ 
    یه حوض فیروزه ای با ماهیای قرمز 
    یه باغچه ی باصفا پر از عطر یاس 
    که دم غروب ابپاشی کنی حیاطو 
    یه قالیچه پهن کنی 
    بشینی و دل بدی به حرفای مادربزگ 
    که شبا توی ایوون سرتو بذاری رو پاهای پدربزرگ و 
    گوش بدی به غزل های حافظ و سمفونی جیرجیرکا 
    دلم وضوی سر صبح با اب یخ حوض میخواد 
    دلم تنگ شده واسه غذاهای مادربزرگ 
    واسه رادیوی قدیمی بابابزرگ 
    دلم خیلی تنگ شده واسه اون روزا 
    خیلی …
    (شب یلدا حتما در کنار پدر بزرگ و مادر بزرگتون باشید نکنه گنجینه هاتونو فراموش کنید)

     


  • نويسنده : hadis
  • سه‌شنبه ۱٩ آذر ۱۳٩٢ ساعت: ۱٠:۳۱ ‎ب.ظ
  • عاشقت نشدم...

    که صبح ها در خواب ساکت خانه ای بی پنجره...

    بی در... مانده باشی

    وتلفن.....

    صدایم راپشت گوش انداخته باشد...

    عاشقت نشدم...

    که عصر ها دست خود را بگیری و ببری پارک

    انقراض نسلت را رو تاب های خالی تکان بدهی

    وفراموش کرده باشی چقدر میتوانستم مادر بچه های تو باشم...

    عاشقت نشدم...

    که دلتنگی شب هایم تنها گوشی همراهت را بی خواب کند...

    درست در لحظه ای که خواب سنگینت

    باید کمر تخت را شکسته باشد...

    عاشقت نشدم.....

    عاشقت نشدم که دوستت دارم هایم را

    در شعری پنهان کنم

    که باید از صافی هزار گلوی گرفته رد شود

    وبعد...

    تصور کنم ان را دیگری برای تو میخواند...

    برچسب ها :
  • نويسنده : علیــرضــا
  • جمعه ۱٥ آذر ۱۳٩٢ ساعت: ۱۱:٢۱ ‎ب.ظ
  • مجـوز نـدادنـد ؛
    مـے گـوینـد شـعـرهـایـ ت حـرام اسـت
    هـر کـس مـے خـوانـد
    مسـت مـے شـود !
    والـا ... الکــل نـدارد ،
    مـטּ از چشـ مـاטּ تـو مے نـویسـ م !

     



     

     

    پرده ی گوشهایش را کشیده است
    که نشنود...
    صدای عشق مرا
    چشم هایش را بسته است
    تا نبیند...
    بی تابی دل مرا
    آهای اهل زمین
    به او بگویید
    دوستش دارم..

     

     

     

    شــــــــده ام شنــــبه !
    همـــــه میــخواهند از من شروع کنند ...!
    "تـــــــــــــــرک کــــردن را"

     

     

     

    من باختم به خود...
    باختم به آدم های فرشته نما...
    باختم به شاهزاده های شهر قلبهای سنگی...
    و حال ...
    در گوشه اتاقم ... تنها... حماقت هایم را میشمارم !!!
    و آرام این جمله زاده میشود:
    سنگ باش تا سنگ سار نشوی...!

     

     

     

    بــی معــرفت !
    دارمــ در دریــای اشــکـ هایــمـ ، غــرق مـی شومــ ...
    بــر نمیگــردی ؟
    میــترسم خــاطــراتـت را فـ ـراموش کــنم ...!

     

     

     

    کاش میشد چشمانم را می بستم و اول زمستان باز میکردم . . . .
    تحمل نبودنت را در پایِیز ندارم

     

     

     


    مـث پـس ڪـوچـہ هـاے پـاییـــزم ،
    ریـہ هـام خـش خشـטּ پــر از بـرگــטּ
    سـטּ و سـالـے نـداره رابطـمــوטּ ،
    اڪثــر عــاشقــا جــووטּ مـرگـــטּ .../.

     

     

     

    کفش ها چه عاشقانه هایی باهم دارند!
    یکی که گم شود، دیگری محکوم به آوارگیست...

     

     

     

    دلتنگی که می اید به این سادگی ها
    نمی رود پی کارش.....
    نه با حرف ،نه به شعر ،نه با ترانه،....
    دلتنگم ودیدار تو درمان من است

     

     

     

    راه بدی را انتخاب کرده بودم برای نگه داشتنت ...!
     صداقت ؛
     مهربانی ؛
     زیاد به “تو” توجه داشتن ؛
     و خیلی حماقت های دیگر …
     این روزها ، هرچه خائن تر باشی ،
     دوست داشتنی تری …♥♥♥♥

     

     

     

    دلم به اندازه تمام روزهای پاییزی? گرفته است...
    آسمان چشمانم به اندازه تمام ابرهای بهاری? بارانی است...
    قلبم انگار به اندازه سردترین روزهای زمستانی، یخ زده است...
    اما وجودم در کوره داغ تابستانی می سوزد...
    چه چهار فصلی است سرزمین دقایق من......!!!!

     

     

     


    بعضـی وقتا دردات اونقـــــدر شخصــــی میشـــن . . .
    کــه بـا خـودتـــــم حــرفشــــو نمـــی زنـــــی . . .

     



     

     

    سلامتـے ڪـسـے ڪــﮧ...
    میدونـﮧ اعصـــاب ندارے..!
    میدونـﮧ حوصـــلـﮧ ندارے..!
    میدونـﮧ بهـونـﮧ میگیـرے بـے دلیل..!
    امــا بـازمـ میگـﮧ:
    هنـوزمـ مثـل روز اول میخــــوامت...!!
    تُـو یـڪــےیـﮧ دونـﮧ منـے ♥

     



     

     

    مدتـــــهاســـــت،
    دلـــــم شــــروعـــــی تــــازه میخـــــواهـــــد
    تو بیـــــا ...
    مـــــرا دوبــــــاره آغــــاز کـــــن ...

     



     

     

    مَســآحَتِــ خَلــوَتَـــم را پُـــر کُـن...
    خُــــدآ!!!
    فَــرقــی نمــی کُنــد
    عَمـــودی یـآ اُفُقـــی...
    هَمیـن کِـه ضِلعــی اَز
    چهـــآر دیــوآریَــم بـآشــی،کـآفیسـت...

     



     

     

    دل بستن ،
    مثل پرت کردن سنگ توی دریاست !
    .
    اما
    .
    .
    .
    دل کندن،
    مثل پیدا کردن همون سنگه !!!
    ***

     

     

     

    تعــﻬـﺪ ﺩﺍﺷﺘــﻦ، ﻗــﺸﻨﮕــﻪ !!
    ﺣﺘـــﯽ ﺗﻌﻠــﻖ ﺩﺍﺷﺘﻦ !
    ﺍﯾﻨﮑـﻪ ﺑﺪﻭﻧــﯽ ﻣـــﺎﻝ ﮐﺴــﯽ ﻫﺴﺘــﯽ
    ﺳــﻬـﻢ ﮐﺴــﯽ ﻫﺴﺘــﯽ
    ﻭ ﺍﻭﻧـــﻢ ﻣـــﺎﻝ ﺗـــﻮﺋـــﻪ
    ﺣـــﻖ ﺗـــﻮﺋــﻪ
    ﻣﻬـــﻢ ﻧﯿــﺲ ﺍﯾﻦ ﺗﻌــﻬـﺪ ﺍﻣـﻀــﺎﺀ ﺑﺸــﻪ
    ﺗـــﻮ ﯾﻪ ﮐـــﺎﻏـﺬ ﭘــﺎﺭﻩ !
    ﺍﺻـــﻠﺶ ﺟـــﺎﯼ ﺩﯾﮕــﻪ ﺳَﻨَــﺪ ﺧﻮﺭﺩﻩ
    ﺗﻮﯼ ﺩﻻﺗــــــــــﻮﻥ …

     



     

     

    √ כωـﭡـــانـــم شـایـכ…
    امـّـــا،
    כلـــــم نمــے روכ بـہ نـوشــﭡـטּ…!
    ایـטּ ڪلمـــات بــہ هــم כوخـﭡـہ شـכه ڪجـــا!
    احــωــاωــات مـטּ ڪجـــا…!
    ایـטּ بــار نخـوانـכه مــرا بفــہـــم…(!)

     

  • نويسنده : علیــرضــا
  • پنجشنبه ۱٤ آذر ۱۳٩٢ ساعت: ۱۱:٠۱ ‎ب.ظ
  • سلام به همه دوستای خوبم

    عزیزانی که آهنگ بی کلام وبلاگو میخواستن براشون قرار دادم

     

    Endless Time

    Tom Barabas - Classic Nouveau 1994

    تام باراباس در این آلبوم قطعات کلاسیک زیبایی را انتخاب کرده و با هنرمندی کم نظیری آنها را به صورت فوق العاده آرامشبخشی اجرا کرده است. آثار تکرار نشدنی هنرمندان بزرگ دوران کلاسیک همچون باخ ، بتهوون ، شوپن و اریک ساتئی همراه با آثار بسیار زیبای باراباس لحظات ماندگاری را برای ما به ارمغان خواهد آورد.

     

    آهنگساز Tom Barabas
    آلبوم Classic Nouveau
    ژانر Classic, Relaxing
    سال تولید 1994
    آهنگ انتخابی 1
    کدک های صوتی MP3
    کیفیت آلبوم ۱۹۲kbps
    حجم 77.9MB

     

     

     

     

     

     

     

     

    Endless Time

    لینک دانلود مستقیم

    کیفیت : ۱۲۸kbps / حجم : 5.18 MB

    Tom Barabas – Endless Time

     

    Tracks:

    01 – Endless Time / Tom Barabas
    02 – Air On A G String / J. S. Bach
    03 – Lover's Sonata / Tom Barabas
    04 – Jesu, Joy Of Man's Desire / J. S. Bach
    05 – Sonata For Beatrice / Tom Barabas
    06 – Nocturne In Eb / F. Chopin
    07 – Gymnopedia # 1 / Erik Satie
    08 – Moonlight Sonata / L. Beethoven
    09 – Arioso / J. S. Bach
    10 – Mazurka / Tom Barabas

     

    لینک دانلود مستقیم کل آلبوم

    کیفیت : ۱۹۲kbps / حجم : 77.9 MB

    Tom Barabas – Classic Nouveau 1994

     


     

    منبع :http://vmusic.ir

     

     
     
     
    برچسب ها :
  • نويسنده : علیــرضــا
  • چهارشنبه ۱۳ آذر ۱۳٩٢ ساعت: ۱٢:٠٦ ‎ب.ظ
  • گاهی یک عکس یه تصویر
    چنان خاطراتت را بیدارمیکند
    چنان تنهاییت را به صورتت میکوبد
    که دیوانه می شوی
     گریه امانت نمی دهد
    دلتنگی قلبت را به درد می آورد 
    ازخدا میخواهی فقط یک لحظه به عقب برگردی
    اما بیفایده است بیفایده 
    بهتراست بروی بخوابی
    شاید خوابش را دیدی
    شاید آنجا به آرامش برسی

     

     

     

     

    ازپس یک سکوت بی انتها‎
    ازپس یک انتظارجان فرسا ‎
     تورامیخوانم‎
    پژواک صدایم احاطه میکند تمام حجم سرد و تاریک نبودت را
    دلشوره همچون خفاشهای سیاه درخلوتم به پروازدرمی آید وقلبم را به لرزه وامی دارند
    انتظارنبودنت سخت است سخت است سخت 
    بدترازآن بی خبری است که جانم را به لب می رساند ‎
    عشق من
    بیا که چشمان منتظرم تورامی خواند‎
    دستانم تورامی خواهد وقلبم باهرطپش توراصدامی زند

     

     

     

     

    چادرسیاه شب هنوز گسترده است 
    ومن خواب و بیدار توراجستجو میکنم وبازهم جای خالیت را می یابم 
    نگران برمیخیزم صدای ناله مانندت بگوشم میرسد 
    حال که هستی با آرامش به خواب می روم 
    صبح شده است 
    و خورشید ازلابه لای ابرهای سیاه گوشه چشمی به زمین دارد 
     ومن به امید روزی بهترازدیروز روز را آغازمیکنم

     

     

     

     

     

    عابرانی که از کنارم میگذرند
    مست عطری میشوند.
    نامش را که می پرسند
    دلم می لرزد ...
    چگونه بگویم که خاطرات توست؟

     

     

     

     

     

    میدانم دستهایمان بهم نمیرسد  
    میدانم که فاصله نفس باهم بودنمان را بریده
    اما روزگار چه مبهوت مینگرد به عاشقانه های من و تو
    حتی خورشید هم حسادت میکند
     به گرمای ما شدن قلبمان     ♥

     

     

     

     

     

    حس اون پرنده ای رو دارم که خیلی وقت بود
    عاشق پرنده ی فلزی نرده ایوون شده بود ...

     

  • نويسنده : hadis
  • شنبه ٩ آذر ۱۳٩٢ ساعت: ٤:٠۸ ‎ب.ظ
  • کاش می شد تا افق پرواز کرد
    حل مشکل را به عشق آغاز کرد
    کاش می شد شعرماندن را سرود
    با ظهورت یک غزل اعجاز کرد
    کاش می شد لحظه های عشق را
    بی ریا و با نگاه ابراز کرد ...

     

     

     

    تنهاییِ بعضی آدما به عمق یک دریاست
     اما برای پر کردنش یک لیوان محبت هم کافیه ♥

     

  • نويسنده : علیــرضــا
  • جمعه ۸ آذر ۱۳٩٢ ساعت: ٧:٠٩ ‎ب.ظ
  • سلام

    هرکی میخواد از خنده بمیره این کلیپو دانلود کنه ... من الان روحم اینجاستنیشخند

     

    حجم فایل4.2MB

     

    دانلود

     

    نظر یادتون نره هاااااااااااااااااااااااااااااااابرو

    برچسب ها :
  • نويسنده : علیــرضــا
  • چهارشنبه ٦ آذر ۱۳٩٢ ساعت: ۸:٥۸ ‎ب.ظ
  • چشمان بارانیم را روبه خدا میکنم
    دستانم را به آسمان می رسانم
    خیره درچشمان خدا
    درانتظار دستانش
    تا اجابت کند
    رویایم را

     

     

     

     

    درچشمانم خیره میشود 
    چشمانش غمباراست 
    مملو ازنوعی ترس ازرفتن
    اما باز مردانگی میکند
     مثل یک مرد با صلابت به آرامش میرساند مرا 
    عزیزم نگران نباش نمیگذارم اذیت شوی
    حتی به قیمت نابودی خودم 
    طوری از زندگیت خارج میشوم که ناراحت نشوی
    متعجب نگاهش میکنم 
    دستانش را میگیرم 
    درچشمانش خیره میشوم 
    ومیگویم "دیونه توبری من میمیرم چطوری میخوای بری که من اذیت نشم  ناراحت نشم ؟"

     

     




    بامن باش ‎
    بامن عاشق‎
    بامن مجنون‎
    بامنی که نفسم بند شده  به چشمانت به نگاهت‎
    همین دم را توبامن باش‎
    شاید فردایی نباشد

     

     

     

     

    مست توام ساقی مرا چه حاجت به باده ومی
    *جام لبان تو*‎
    مستم کند و مدهوش‎
    تا در برت مستانه گذرکندعمرم

     

     

     

     

    گاهی باید چشمها رو به واقعیت زندگی بست‎
    بغضهارو قورت داد‎
    اشکی که ازگوشه چشمت سرازیرشده رو خیلی زود پاک کرد‎
    نفس عمیقی کشید ‎
    لبخند زد ‎
    وتمام سوزش قلبت رو با بوسه ای به سیگارداد‎
    تا اون بجای توبسوزه ودودکنه و تمام وجودش مثل خودت نابود بشه‎

     

     

     

     

    شب و سکوت و خلوت من با خاطرات تو
    موسیقی و عاشقانه های من و دلتنگی همیشگی
    یادچشمانت و باران چشمانم
    فالی بنام تو فالی برای من
    بازهم تنهایی و تنهایی و تنهایی
    خسته ام ازهمه چیزخدایا

     

     

     

     

    وقتی دلت براش تنگ میشه 
    زود بهش زنگ بزن
    نزاراینقدر دلت با عقلت کلنجاربره 
    وقتی پای عشق درمیونه عقل نمیتونه درست تصمیم بگیره 
    ببین دلت چی میگه

     

     

     

     

    ﺗﻨﻬﺎﯾﯽ ...
    ﻫﺰﺍﺭ ﺑﺎﺭ ﺑﻬﺘﺮﺍﺳﺖ ﺍﺯ ﺑﻮﺩﻥ ﺑﺎ ﮐﺴﯽ ﮐﻪ
    ﺑﻮﺩﻧﺶ ﺩﺭﻭﻍ ﻣﺤﺾ ﺍﺳﺖ !
    ﺩﻟﺶ ﮐﻪ ﻫﯿﭻ ...
    ﺣﻮﺍﺳﺶ ﻫﻢ به ﺗﻮ ﻧﯿﺴﺖ
    ﻭ ﻓﻘﻂ ﺯﻣﺎﻧﯽ ﺑﺎ ﺗﻮﺳﺖ ﮐﻪ ﮐﺴﯽ ﺭﺍ ﻧﺪﺍﺭﺩ !

     

     

     

     

    مرگت درست از لحظه ایی آغاز می شود که
    در برابر آنچه برایت مهم است ،
    مجبوری سکوت کنی ...

     

  • نويسنده : علیــرضــا
  • شنبه ٢ آذر ۱۳٩٢ ساعت: ۱٠:٥٥ ‎ب.ظ
  • وقتی می آیی
    لبخند می آید 
    وباران شادی روی سرم سرازیر میشود
    چشمانم  ازشوق می درخشد
    من به دورت پرواز میکنم 
    و صدای پای خوشبختی که درخانه همسایه مان سالها میهمان بود بگوشم میرسد
    که میگوید سری هم به قلب خسته من بزنم
    می شنوی ..... صدای گامهای خوشبختی ازپشت حصارهابگوشم میرسد

     


     

     

     

    پا به خیابان می گذارم 
    نسیم خنک صبحگاهی 
    سکوت و آرامش خیابان
    برگهای طلایی درختان 
    که باهرنسیم به رقص درمی آیند 
    همه وهمه می گویند 
    دست دردست عشقت بیا و قدم بزن 
    حیف که دستانم خالی ازتوست

     

     

     


    دلتنگت که میشوم
    گوشه ی دنج اتاق 
    می نشینم چشم به در
    خداخدا میکنم صدای چرخیدن کلید دلهر ه ی دل منتظرم شود
    اما حیف
    تنها داریی این روزهایم
    همین دلتنگی است‎

     

     

     

    دریک شب رویایی  
    میهمان ماه می شوم 
    توبرایم ازآسمان ستاره میچینی 
    ومن برایت اززمین رزهای قرمز آتشین 
    توبه من میگویی باتمام احساسم دوستت دارم  
    ومن ازشوق پرمیکشم تاقلب آسمان  
    درآغوش ماه

     


     

     

    میخواهم رها شوم دروجودتو وآرامش را درآغوش بکشم

     




    کاش برگردم و ببینم توهنوز عاشقم هستی

     


     

     

     

    نه ماهم باش ‎
    نه خورشیدت می شوم‎
    فقط گاهی ‎
    نسیمی باش و بوز‎
    تااحساس کنم ‎
    زندگی هنوز درجریان است‎

     

  • نويسنده : علیــرضــا
  • شنبه ٢ آذر ۱۳٩٢ ساعت: ۱٠:٤٩ ‎ب.ظ
  • الهـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــی
    الهـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــی
    یکــتایــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــی
    بی همـــتایـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــی
    و قـیـــوم وتـــــوانـایــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــی
    بــــرهمـــه چیـــــز دانـــایـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــی
    و در همه حـــــال بیــنــایـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــی
    از عــیــب مـصفــایــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــی
    از شـــریـــک مـبــرایـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــی
    اهـــل هــــردوایـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــی
    جـــان داروی دلهـــــــــــایـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــی
    مســـند نشیـــن استغنـــایــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــی
    به تـــو زیــبد مـــلک خـــــدایــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــی
    الهــــی در جــلال رحــــمانــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــی
    ودر جــــمال سبــــحانــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــی
    نه محــــتاج مــــکانــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــی
    ونه آرزومندزمـــــانـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــی
    نه کس به تو ماند ونه به کس مانـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــی
    پــیداست که در میان جـــــانـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــی
    بلکه جان زنده به چیزیست که تو آنــــــــــــــــــــــــــی
    الهـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــی
    الهـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــی
    الهـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــی
    الهـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــی
    الهــــــــــــــــــــــــــــــــــــی
    الهــــــــــــــــــــــــــــی
    الهـــــــــــــــــــــی
    الهـــــــــــــی
    الهــــــی
    الهی
    الهــی
    الهــــــــی
    الهـــــــــــــــــــی
    الهـــــــــــــــــــــــــــــــی
    الهـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــی
    الهـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــی
    برچسب ها : زیبایی ، حرف دل