جملات و عکس های عاشقانه و دلتنگی

  • نويسنده : علیــرضــا
  • پنجشنبه ۳٠ آبان ۱۳٩٢ ساعت: ۱۱:۱٥ ‎ب.ظ
  • بچه ها شوخی شوخی به گنجشک ها سنگ می زنن

    ولی گنجشک ها جدی جدی می میرن

    آدما شوخی شوخی به هم زخم می زنن ولی قلبا جدی جدی میشکنن

    تو شوخی شوخی به من لبخند زدی من جدی جدی عاشقت شدم

    تو هم یه روز شوخی شوخی تنهام می زاری منم جدی جدی بی تو می میرم

     

     

  • نويسنده : علیــرضــا
  • پنجشنبه ۳٠ آبان ۱۳٩٢ ساعت: ۱:٢٩ ‎ب.ظ
  • امروز پاییزیم
    هوای دلم ابری است
    هوای چشمانم بارانی است
    وصدای خش خش خورد شدن غرورم ازدوربگوش میرسد
    دراین هوای عاشقانه کسی هوس پیاده روی نکرده است ؟

     

     



    اشکهایم را نگه میدارم
    چشمانم ازاشکی که درآن حلقه زده می درخشد
    اما نمیگذارم قطره ای ازاین اشک بیرون بریزد
    دردی تمام قفسه سینه ام را می فشارد
    امانم رابریده است
    نفس عمیقی میکشم
    صورتم ازاشک پرمیشود
    فشاردرد کمترآزارم میدهد
    بین قلب و چشم همیشه ارتباط مستقیمی برقراراست
    چه زمانی که عاشق میشوی و چه زمانی که شکست میخوری

     





     بخود قول داده ام اولین برف زمستانی که بارید برایت چای درست کنم
    باعشق
    دوفنجان بلوری کنارهم منتظراولین برف زمستانی هستند
    شاید بجای قند لبانت را ببوسم
    می خواهم لذت گرم شدن را درکنارتو تجربه کنم
    اولین برف زمستانی که ببارد من یخ خواهم زد
    نه توهستی نه چای عشق
    بیچاره فنجانهای بلوری آنها نیز گرم شدن را تجربه نخواهند کرد

     

     




    دلم که شکست شکست
    دیگرلازم نیست برگردی خورده هایش را ازجلوی پاهایم جمع کنی

     




    اگرباران ببارد خاطراتت را زیرباران رها خواهم کرد
    شاید کمی کمرنگترشوند

     

     



    عشق من
    مراقب چشمانت باش
    وقتی به من خیره میشوی درچشمانت زنی را میبینم که عاشقت شده است




     

    فشار آرام دستانت را دوست دارم
    وقتی که مردانگیت را به رخ انگشتانم می کشی

     




  • نويسنده : علیــرضــا
  • پنجشنبه ۳٠ آبان ۱۳٩٢ ساعت: ۱٢:٢٠ ‎ق.ظ
  • سلام

    30 عکس عاشقانه جدید امیدوارم خوشتون بیاد

     

    حجم فایل4.94MB

     

    دانلود

  • نويسنده : علیــرضــا
  • چهارشنبه ٢٩ آبان ۱۳٩٢ ساعت: ٦:٠٦ ‎ب.ظ
  • به ﺑﻌﻀﯿﺎﻡ ﺑﺎید ﺑﮕﯽ :

    ☻ ﺑﻪ ﺷﺨﺼﯿﺘﺖ ﺗﺎﻓــﺖ ﺑﺰﻥ ﺑﻠﮑﻪ ﯾﻪ ﮐﻢ ﺛﺎﺑﺖ ﺷﻪ ☻
     




    ••• ﯾکـــــــــــ "ﺑــــــــــﺮﻭ" ﺑــﺮ ﺯﺑــآﻧــﻢ ﺁﻣــــــــــــــﺪ
    ••• ﺑــــــــــــﻪ ﺧــﺎﻃــــــــــﺮِ ﺗــــــ♥ــــــﻮ •••
    ﻭ ﻫــــــــﺰﺍﺭﺍﻥ ﻫــــــــــﺰﺍﺭ "ﺑــــــــــــــﻤــــــــﺎﻥ" ﺩﺭ ﺩﻟـــــ♥ــــﻢ ﻣـﺎنـــــد ••• !!
     



    باران شده ای!

    یک لحظه می باری

    یک هفته بیمارم





    نه بهار با هیچ اردیبهشتی،

    نه تابستان با هیچ شهریوری،

    و نه زمستان با هیچ اسفندی،

    اندازه پاییز به مذاق خیابانها خوش نمی آید؛

    پـائیز مــهری دارد کـه بـــَر دل هـر خیـابان می نشیند...

     

     

     

     بی کلام این جا باش!

     بودنت با دل من

     بی صدا هم

     زیباست

     

     

     

     شهر من جایی ست... که آفتابش از پشت چشمان تو طلوع می کند!

     

     

     

    هــــی لعنتی 

    دوستـتـ دارم هایتـ را

     

    لوله کردمـ و پیچیدمـ

     

    تـوی سیگارم

     

    اتش زدمـ و دودشان کـردمـ!

    .

    .

    .

    چون خنـده دارند

     

     


    ✿✿ "چشمهایم" را بشـــنو... دهانم پُر از سکوت اســـــــت ✿✿



  • نويسنده : علیــرضــا
  • شنبه ٢٥ آبان ۱۳٩٢ ساعت: ۳:۳۱ ‎ب.ظ
  • ماهیها چقدراشتباه میکنند،
    قلاب، علامت کدامین سؤال است که بدان پاسخ میدهند؟
    آزمون

    زندگی ما پر از قلابهائیست که وقتی اسیر طعمه اش میشویم تازه میفهمیم ماهیها بی تقصیرند!

    حسد
    کینه
    خشم
    لذت
    غرور
    انزجار
    انتقام
    ترس
    شهوت…
    من

    اسیر کدامین طعمه خواهم شد؟
    "خداوندا دانشی عطا فرما تا از کنار این قلابها بگذرم که شاید

    دیگر فرصتی برای برگشتن به پاکی دریا نباشد"

  • نويسنده : علیــرضــا
  • جمعه ٢٤ آبان ۱۳٩٢ ساعت: ۱٢:٢٤ ‎ب.ظ
  • آنان که رفتند، کاری حسینی کردند. آنان که ماندند باید کاری زینبی کنند، وگرنه یزیدی‌اند...


    (دکتر علی شریعتی)

    برچسب ها : شریعتی
  • نويسنده : علیــرضــا
  • جمعه ٢٤ آبان ۱۳٩٢ ساعت: ۱٢:٠۳ ‎ق.ظ
  • تا دیدار تو 

    یک شیشه فاصله است و من 

    مثل ماهی 

    میانِ تُنگ 

    و تُنگ 


    میان دریا

    آه، اگر بشکند این دیوار شیشه‌ای!

     


  • نويسنده : علیــرضــا
  • دوشنبه ٢٠ آبان ۱۳٩٢ ساعت: ۱٢:٥٦ ‎ب.ظ
  • این روزها با هر نیتی در عزاداری ها شرکت میکنید ؛ لطفا ظروف یک بار مصرف رو داخل سطل زباله بندازید .

    خداوند گواه است : رفتگر محله ؛ از لشکریان یزید نبوده !!!

     

    برچسب ها :
  • نويسنده : علیــرضــا
  • شنبه ۱۸ آبان ۱۳٩٢ ساعت: ٧:٥۸ ‎ب.ظ
  • تو به سُهراب بگو:

    من اگر در تپشِ باغ٬ خدا را دیدم

    به سخن خواهم گفت:

    که خدایا ...!

    اینجا٬

    دلِ پُر دردِ دعا٬

    تَنگِ آرامشِ گرمایِ پُر از مهرِ تو است ...

    تَنگِ یک شاخه گُلِ باغِ بهشت ...

    تَنگِ رویایِ عبور از هَوسِ سرخِ گناه ...

    گوشه چشمَت٬ همه رویایِ من است ...!

  • نويسنده : علیــرضــا
  • جمعه ۱٧ آبان ۱۳٩٢ ساعت: ٧:۱٧ ‎ب.ظ
  • خدایا دیگر به جهنمت نیازی نیست !
    روزگاری شده که ما آدمها
    همدیگر را بهتر میسوزانیم 
    حتی در روزهای بارانی !
     
  • نويسنده : علیــرضــا
  • جمعه ۱٧ آبان ۱۳٩٢ ساعت: ۱:۱۸ ‎ب.ظ
  • نويسنده : علیــرضــا
  • پنجشنبه ۱٦ آبان ۱۳٩٢ ساعت: ۱٢:٤۸ ‎ب.ظ
  • سلام عزیزان یه پاورپوینت تهیه شده قشنگ حتما دانلود کنید 

     

    دانلود

     

    برچسب ها :
  • نويسنده : علیــرضــا
  • چهارشنبه ۱٥ آبان ۱۳٩٢ ساعت: ۱٠:۳۱ ‎ب.ظ
  • نويسنده : علیــرضــا
  • سه‌شنبه ۱٤ آبان ۱۳٩٢ ساعت: ۱۱:٠٦ ‎ب.ظ
  • گفتمش نقاش را نقشی بکش از زندگی

     

    با قلم نقش حبابی بر لب دریا کشید

     

    گفتمش چون می کشی تصویر مردان خدا

     

    تک درختی در بیابان یکه و تنها کشید

     

    گفتمش نامردمان این زمان را نقش کن

     

    عکس یک خنجرزپشت سر پی مولا کشید

     

    گفتمش راهی بکش کان ره رساند مقصدم

     

    راه عشق و عاشقی و مستی ونجوا کشید

     

    گفتمش تصویری از لیلی ومجنون رابکش

     

    عکس حیدر(ع) در کنار حضرت زهرا(س)کشید

     

    گفتمش بر روی کاغذ عشق را تصویر کن

     

    در بیابان بلا، تصویر یک سقا کشید

     

    گفتمش از غربت ومظلومی ومحنت بکش

     

    فکر کرد و چهار قبر خاکی از طه کشید

     

    گفتمش سختی ودرد وآه گشته حاصلم

     

    گریه کردآهی کشید وزینب کبری(س) کشید

     

    گفتمش درد دلم را با که گویم ای رفیق

     

    عکس مهدی(عج) راکشید و به چه بس زیبا کشید

     

    گفتمش ترسیم کن تصویری از روی حسین(ع)

     

    گفت این یک را بباید خالق یکتا کشید

     

     

     

  • نويسنده : علیــرضــا
  • سه‌شنبه ۱٤ آبان ۱۳٩٢ ساعت: ۱٠:٤۸ ‎ب.ظ
  • دیروز از هر چه بود گذشتیم، امروز از هر چه بودیم گذشتیم.

    آنجا پشت خاکریز بودیم و اینجا در پناه میز.

    دیروز دنبال گمنامی بودیم و امروز مواظبیم ناممان گم نشود.

    جبهه بوی ایمان میداد و اینجا ایمانمان بو میدهد.

    آنجا بر درب اتاقمان مینوشتیم (یاحسین فرماندهی ازان توست)؛ الان مینویسیم بدون هماهنگی وارد نشوید.

    الهی

    نصیرمان باش تا بصیر گردیم،

    بصیرمان کن تا از مسیر برنگردیم.

    آزادمان کن تا اسیر نگردیم.

    برچسب ها :
  • نويسنده : علیــرضــا
  • سه‌شنبه ۱٤ آبان ۱۳٩٢ ساعت: ۱٠:٤۳ ‎ب.ظ
  • ای اهل کوفه رحمی این طفل جان ندارد
    خواهد که آب گوید اما زبان ندارد

    دیشب به گاهواره تا صبح ناله می زد
    امروز روی دستم دیگر توان ندارد

    هنگام گریه کوشد تا اشک خود بنوشد
    اشکی که تر کند لب دور دهان ندارد

    رخ مثل برگ پاییز لب چون دو چوبه ی خشک
    این غنچه ی بهاری غیر از خزان ندارد

    ای حرمله مکش تیر یک سو فکن کمان را
    یک برگ گل که تاب تیر و کمان ندارد

    شمشیر اوست آهش فریاد او تلظّی
    منت بن گذارید یک قطره آب آرید

    جانش به لب رسیده تاب بیان ندارد
    به کودکی که در تن جز نیمه جان ندارد

    با من اگر بجنگید تا کشتنم بجنگید
    این شیر خواره بر کف تیغ و سنان ندارد

    جز اشک خجلت خود آب روان ندارد
    مادر نشسته تنها در خیمه بین زنها

    تا با خدنگ دشمن روحش زند پر از تن
    جز شانه ی امامش دیگر مکان ندارد

  • نويسنده : علیــرضــا
  • دوشنبه ۱۳ آبان ۱۳٩٢ ساعت: ۱٢:۳٧ ‎ق.ظ
  • اصلا حسین جنس غمش فرق می کند
    این راه عشق پیچ و خمش فرق می کند
    شاعر شدم که شعر بگویم برایشان
    این خانواده محتشمش فرق می کند
    این جا گدا همیشه طلبکار می شود
    اینجا که آمدی کرمش فرق می کند
    مرده زنده می شود از ذکر یا حسین
    عیسای اهل بیت دمش فرق می کند
    از نوع ویژگی دعا زیر قبه اش
    معلوم می شود حرمش فرق می کند
    تنها نه جنس عزا و جنس ماتمش
    بلکه سیاهی علمش فرق می کند
    من از «حسین منّی» پیغمبر خدا
    فهمیدم حسین همه اش فرق می کند…

     

     

    ایام سوگواری سرور و سالار شهیدان امام حسین (ع) را به همه عزاداران تسلیت میگم انشالله عزاداری همه قبول باشه

  • نويسنده : علیــرضــا
  • شنبه ۱۱ آبان ۱۳٩٢ ساعت: ۱:٠٦ ‎ق.ظ
  • سلام دوستای گلم

    30 عکس عاشقانه جدید قرار دادم براتو ... ببخشید که حجمش زیاد شده این دفعه قلب

    حجم فایل 3.16MB

     

     

    دانلود

     

    ادامه مطلب عکسارو قرار دادم

  • نويسنده : علیــرضــا
  • جمعه ۱٠ آبان ۱۳٩٢ ساعت: ۱:٢٤ ‎ب.ظ
  • این نگاهت 
    چه استادانه
    همهمۀ سکوت را می شکند 
    و من چه ناشیانه 
    تو را با واژه های پر سروصدا 
    می سُرایم..
    وقتی از تو می نویسم 
    کلمات در برابر چشمانم می رقصند
    حضورت در شعر من 
    موسیقی لطیفی ست که جهانم را می نوازد..

     

     



    رنگ میکنم دنیایم را 
    با زیباترین رنگهای خدا
    با رنگین کمان زیبا
    دنیای من با تیرگیها بیگانه است 
    فقط شادی و لبخند
    لطفا لبخند بزنید

     




    حسی که امروز قلبم را فراگرفته است‎
    حس خوب باتوبودن است ‎
    تا انتهای دنیا‎
    حسی که تو درقلبم نشانده ای ‎
    حس غریبی است‎
    چیزی شبیه عشق‎
    اما غمگین‎
    به غمگینی چشمانت به شیرینی لبهایت

     




    درظلمت شب‎
    به شهادت مهتاب‎
    دردادگاه عشق‎
    اقرارمیکنم که خسته ام‎
    وتو حکم را به مرگ خودصادرمیکنی‎
    عشق من
    اگرمن باتوخسته ام بی تومیمیرم‎
    این را نمیدانی؟؟‎‎

     

  • نويسنده : علیــرضــا
  • پنجشنبه ٩ آبان ۱۳٩٢ ساعت: ۱٢:۱۸ ‎ب.ظ
  • تازگیا مُد شده میگَــن:عشــقتو ول کــن اگه برگَشت مال خودته،اگه برنگَشت از قَبلم مال تو نبوده!
    آخه لعنتی مگـه داری کفتَربازی میکنـی ؟عصبانی

  • نويسنده : علیــرضــا
  • چهارشنبه ۸ آبان ۱۳٩٢ ساعت: ۱٠:٤۸ ‎ب.ظ
  • دلم یک عاشقانه ساده میخواهد 
    یک دوستت دارم کوتاه که معنیش به بلندای تمام زندگی من است 
    دلم یک نگاه عاشقانه میخواهد
    همان نگاهی که وقت رفتن بهم می اندازیم 
    دلم یک نوازش عاشقانه میخواهد
    یک نوازش کوچک اما عمیق که تمام قلبم را به لرزه می اندازد
    دلم یک لبخند عاشقانه میخواهد
    درست همان لبخندی که بعدازیک بوسه طولانی برلبانت نقش می بندد
    امروز چقدردلم تورامیخواهد

     


     

     

    ازمن دلخوری
    بامن حرف نمیزنی
    انگارفرسنگها ازتودورم
    قلبم ضعف میرود برای صدایت ،برای دیدنت
    گوشی را برمیدارم
    شماره ات را میگیرم 
    خداخدامیکنم گوشی را برداری
    یک بوق   دوبوق          سه بوق          چهاربوق          قلبم تند میزند        پنج بوق
    صدای الودرگوشم می پیچد         قلبم ازتپش می افتد
    ببخشید عزیزم میدونم اذیتت کردم اما من خیلی دوستت دارم خودت بهترمیدونی
    وصدایت را میشنوم
    چیزی نشده عشقم منم خیلی خیلی خیلی دوستت دارم

                                      دلخوشم به این دوستت دارم های ساده

     


  • نويسنده : علیــرضــا
  • چهارشنبه ۸ آبان ۱۳٩٢ ساعت: ۱٢:٢۱ ‎ق.ظ
  • امشب درمن غوغایی است 
    یک حس خوب باتوبودن
    کنارپنچره 
    یک فنجان چای گرم
    ستاره هایی که سوسو می زنند
    ویک ماه زیبا 
    تمام اینها تداعی گرحضورتوست
    امشب درمن غوغایی است 
    یک حس خوب باتوبودن

     

     

     

    امشب بازخراب توام
    بازامشب بیخوابم
    موسیقی وموسیقی و موسیقی
    وهجوم خاطرات تو
    سرم سنگین است 
    به دیوارتکیه می دهم  
    سرما تمام وجودم را تسخیرمیکند
    سایه سیاه تنهایی تمام خانه را پرمیکند
    نمیدانم چندباراین آهنگها تکرارشدو تکرارشدو تکرارشد
    فقط وقتی که خورشید ازپنجره به اتاقم سرک کشید
    گونه های بارانیم را ازاوپنهان میکنم

     

     

     

    *تورامیخواهم*
                           چشمانت را                               تا خیره شوم در آن
                           دستانت را                                تا بفشارمشان
                            و بگویم از درد هایم
                                                         از این دل پر غصه
    وتوعاشقانه به آغوشم کشی    به لبخندی
               و به گوشم نجوا کنی
                             آرام باش گلم        چیزی نیست        من کنارتم ای عشق

     

  • نويسنده : علیــرضــا
  • دوشنبه ٦ آبان ۱۳٩٢ ساعت: ۱۱:٢٠ ‎ب.ظ
  • سلام به همه دوستای خوبم

    40 عکس عاشقانه جدید براتون قرار دادم امیدوارم خوشتون بیاد

     

    حجم فایل 1.85MB

     

    دانلود

     

    ادامه مطلب عکسارو قرار دادم عزیزان

  • نويسنده : علیــرضــا
  • شنبه ٤ آبان ۱۳٩٢ ساعت: ٩:٤٩ ‎ب.ظ
  • گرگه با هر نقشه ای رفت در خونه شنگول و منگول
    ولی نقشه هاش شکست خورد و بزغاله ها از خونه بیرون نیومدن
    تا اینکه آخر رفت کابل اینترنتشونو قطع کرد :D
    .
    .
    .
    همیشه آرزوم این بود مخاطب خاصم بهم خیانت کنه
    و عکساشو بندازم تو شومینه بسوزه
    ولی خوب اولا که عکساشو ندارم ،
    دوما من اصلا مخاطب خاص ندارم
    و سوما هم بین خودمون بمونه ، شومینه هم نداریم :|
    .
    .
    .

    پشت هر مرد موفقی…
    بالاخره یه روز میخاره !
    که هیچ زنی هم نمیدونه دقیقا کجاشه :D
    .
    .
    .

    قبلا از کسی خوشت می اومد باس آمار درمی آوردی مجرده یا متاهل
    ولی جدیدا از یکی خوشت میاد باس بری تحقیق کنی ببینی دخدره یا پسر :lol:
    .
    .
    .

    توی سایتی نظر سنجی گذاشته بودن پرسیده بودن :
    “کدوم سوغاتی از کدوم شهر رو خیلی دوست دارید ؟”
    اکثر اونایی که شرکت کرده بودن زده بودن “LCD از بانه”
    یعنی من عااااشق این هموطنانمونم :D

  • نويسنده : علیــرضــا
  • شنبه ٤ آبان ۱۳٩٢ ساعت: ٩:٢٧ ‎ب.ظ
  • آدم در آغوش خدا غمی نداشت،
    پیش خدا حسرت هیچ بیش و کمی نداشت،
    دل از خدا برید و در زمین نشست،
    صد بار عاشق شد و دلش شکست،
    به هر طرف نگاه کرد راهش بسته بود ،
    یادش آمد یک روز، دلِ خدا را شکسته بود…

  • نويسنده : علیــرضــا
  • جمعه ۳ آبان ۱۳٩٢ ساعت: ۱:٤۳ ‎ب.ظ
  • ایران سرزمین من است
    با مردان و زنانی که دل هایشان به وسعت دنیا است
    پایکوبان انتقام خودمان را از نامرادی های دنیا می گیریم
    زنان فکور سرزمین من مرا به وجد می آورند
    مردان دلیر سرزمین من مرا به اوج می رسانند
    اینجا سرزمین من است

     

  • نويسنده : علیــرضــا
  • پنجشنبه ٢ آبان ۱۳٩٢ ساعت: ٧:٠٤ ‎ب.ظ
  • برای کسی شعر عاشقانه نمی گویم
    مخاطب خاص هم ندارم
     فقط شاعرانه می نویسم / از حرف هایی که سرِ دل همۀ شما 
    سنگینی می کند..
    از حس تلخ انتظار که دست کم 
    یک مرتبه پوست از سر همه کنده است 
    از بی درمانی درد دلتنگی،
    از عشق هم می نویسم
    همان پل صراطی که آن طرف دیوار حاشا
    می شود رد پای هر کسی را  رویش پیدا کرد
    از محال آرزو تا امکان امید
    از ناگزیریمان به تردیدها و دلواپسی ها
    و از رنج های مکررِ تاریخِ آدمی..

    دل تنهایی مان که بگیرد،
    واژه ها مثل دانه های تسبیح 
    رج به رج می آیند و کنار هم می نشینند 
    سر زخم عبارات که باز شود،
    همۀ آن حرفهای مگو 
    از زیان سرخ قلمی که از پس چشم سفیدی اش بر نمی آییم
    جاری می شوند و کار دست آبرویمان می دهند...

     

     

    واژه ها در برابر چشمانم طنازی می کنند
    درست همین امروز ،
    که حال و هوایم نوشتنی نیست

    دلتنگ تر از آنم که همدست واژه ها شوم..

    سخت است مادری کردن،
    برای مشتی واژه 
    بر بستر دلتنگی های مدام.. 

    سخت است نوازش سطرها 
    مبادا که نظم شان به هم بریزد و خوابشان تلخ شود
    دائم بدوم دنبال ردیف و قافیه ای که مشام مرا از عطر تو پر کند
    هیچ کس هم نداند لالایی هایم را 
    برای شعرهایی می خوانم که اعجازش 
    همین نبودن توست..

     

  • نويسنده : علیــرضــا
  • پنجشنبه ٢ آبان ۱۳٩٢ ساعت: ٦:٥۸ ‎ب.ظ
  • دوست مجازی من...
    چند وقت است برایت مینویسم
    و تو میخوانی
    وگاهی تو مینویسی و من میخوانم

    دوست مــــــــــجازی من

    این روزها درد دلهایمان را
    به زبان نمی آوریم
    تایپ میکنیم

    مانده ایم اگر این دنیای مجازی نبود
    روی دیوار احساس چه کسی مینوشتیم

    نامت زیباست اما افسوس مجازی هستی

    پشت هر یک از این نوشته ها یک نفرنشسته است
    میخواند،فکر میکند،گاهی هم گریه میکند،یا میخندد

    برای چند دقیقه هم که باشد از دنیای واقعی مرخصی میگیری
    مینشینی برای دل خودت
    گاهی هم شب و روز میچرخی در این دنیای رمز دار

    ولی میدانم

    قدر تمام لبخندهایت تنها هستی
    اگر همدمی بود که مجازی نمیشدی

    دوست مــــــــــجازی من

    گاهی آنقدر بیخود میشویم بین یک دنیا دروغ و اعتقاد

    فراموش میکنیم خودمان را
    دور میزنیم منطق و باورهایمان را
    میخندیم/گاهی هم دروغ میگوییم

    نمیدانم....
    شاید این معجزه ی مـــــجازی بودنت باشد

    دوست مجازی من

    بودنت را قدر میدانم