جملات و عکس های عاشقانه و دلتنگی

  • نويسنده : نیشا مهرزاد
  • یکشنبه ۳٠ مهر ۱۳٩۱ ساعت: ٢:٤٥ ‎ق.ظ
  •  

    روی بـی تــابی ام تــــاب مـــی خــــورم تـــا بیــــایـــی....

     





  • نويسنده : نیشا مهرزاد
  • یکشنبه ۳٠ مهر ۱۳٩۱ ساعت: ٢:۳٧ ‎ق.ظ
  •  

    بیآ از آخر شروع کنیم!!!

    .

    .

    .

    .

    .

    .

     جدآیی , بوسه و آشنآیی...!

     

     



  • نويسنده : علیــرضــا
  • جمعه ٢۸ مهر ۱۳٩۱ ساعت: ۸:٢٤ ‎ب.ظ
  • به چشم هایَت بگو...
    انقدر برای دلَم ....رجز نخوانند ...
    من اهل ِ جنگ نیستم ....

    شاعرم....

    خیلی که بخواهم گرد و خاک کنم...


    شعری می نویسم
    آنوقت

    اگر توانستی...
    مرا در آغوش نگیر ...

     

    چه جالب است مرور خاطرات
    روزی را بیاد می آورم
     که ترس از نبودنت لرزه به دستانم و اشک را برچشمانم می آورد
    ولی امروز
    ترس از اینگونه بودنت لرزه با جانم می اندازد

    اینجاست که باید گفت
    خدایا چه دنیای عجیبی

     

    خسته نگاهت میکنم
    خسته صدایت میکنم
    خسته  
    خسته
    وبازهم خسته ....

    وتوچه باانرژی جوابم را نمیدهی
    بی انصاف

     

    چه روزگار زیبایی دارم باتوعزیزم
    دراوج خوشحالی عذاب جهنم را میبینم
    ودراوج بی کسی فرشته عذاب را
    آیا خداتورابرای من آفریده است؟

    دوستت دارم خدای مهربانم
    که جهنمم را دردنیا برگزار می کنی تا
    دردنیای دیگر بهشتت را نظاره کنم
    خوب است که دنیارا برای آزمایشم نیافریدی
    جهنم را همینجا نشانم دادی

  • نويسنده : علیــرضــا
  • جمعه ٢۸ مهر ۱۳٩۱ ساعت: ۱٢:٤٤ ‎ب.ظ
  •  

    تنها داروئی که 2 خاصیت داره چشم های قشنگ توست

    که هم آرومم میکنه هم داغون !

    .

    .

    .

    گاه برای ساختن باید ویران کرد ، گاه برای داشتن باید گذشت

    و گاه در اوج تمنا باید نخواست . . .

    .

    .

    .

    عمر من غارت شد ، و غارتگر من دور شد ، من صبوری کردم و غارتگرم مغرور شد  . . .

    .

    .

    .

    دود اگر بالا نشیند کسر شأن شعله نیست ، جای چشم ابرو نگیرد ، گرچه او بالاتر است .

    .

    .

    .

  • نويسنده : علیــرضــا
  • چهارشنبه ٢٦ مهر ۱۳٩۱ ساعت: ٧:۳٠ ‎ب.ظ
  •  

    ببخشید اشتباهی اس ام اس دادم !

    خواستم واسه گل فروش بفرستم ، به خود گل فرستادم !!!

     

    .

    .

    .

    چو به گشتی طبیب از خود میازار / چراغ از بهر تاریکی نگه دار

    .

    .

    .

    طعنه بر طوفان نزن ، ایراد بر دریا مگیر ، عاشق ساحل شدن موج را دیوانه کرد . . .

    .

    .

    .

    نه شاعرم تا بتونم واسه نگاهت غزل بگم / نه قادرم تا بتونم واسه چشات قصه بگم

    فقط اینو خوب میدونم تا زند ه ام تا جون دارم دوست دارم . . .

    .

    .

    .

    ببخشید اشتباهی اس ام اس دادم !

    خواستم واسه گل فروش بفرستم ، به خود گل فرستادم !!!

    .

    .

    .

  • نويسنده : علیــرضــا
  • دوشنبه ٢٤ مهر ۱۳٩۱ ساعت: ۱٢:٤۱ ‎ب.ظ
  •  

    بساط عمر نیرزد به زحمت چیدن

    چه چیدنی است که باید نچیده بر چیدش . . .

     

    .

    .

    .

    دل من از تبار دیوارهای کاهگلی است ٬ ساده می افتد، ساده میشکند، ساده میمیرد،

    دل من تنها سخت میگرید . . .

    .

    .

    .

    سـلامی چو بوی خوش آشـنایی

    بدان مردم دیده روشـنایی

    درودی چو نور دل پارسایان

    بدان شمـع خـلوتـگـه پارسایی

    .

    .

    .

    نـمی‌بینـم از همدمان هیچ بر جای

    دلـم خون شد از غصه ساقی کجایی . . .

    .

    .

    .

    او شراب بوسه می خواهد ز من /  من چه گویم قلب پر امید را

    او به فکر لذت و غافل که من /  طالبم آن لذت جاوید را . . .

    .

    .

    .

  • نويسنده : علیــرضــا
  • دوشنبه ٢٤ مهر ۱۳٩۱ ساعت: ۱٢:۳٧ ‎ب.ظ
  •  

    گل نیست چنین سرکش و رعنا که توئی / مه نیست بدین گونه فریبا که توئی

    غم بر سر غم ریخته آنجا که منم / دل بر سر دل ریخته آنجا که توئی . . .

     

    .

    .

    .

    اگر دریای دل آبی ست ٬ توئی فانوس شبهایش

    اگر حرفی زدم از گل ٬ توئی مفهوم معنایش . . .

    .

    .

    .

    آفتاب پنجره را میشناسد ٬ حتی اگر بسته باشد

    مهتاب به دیدارم میآید حتی اگر خسته باشد

    و دل هوای تو را دارد حتی اگر شکسته باشد . . .

    .

    .

    .

    در دایره عشق اگر باران بلا بارید ٬ عاشق آن است که از دایره بیرون نرود . . .

    .

    .

    .

  • نويسنده : علیــرضــا
  • دوشنبه ٢٤ مهر ۱۳٩۱ ساعت: ۱٢:۳٥ ‎ب.ظ
  • کوتاه ترین فاصله برای دوست داشتن ، فقط یک لبخنده

    ولی تو نیشتو ببند !

    چون من بدون لبخند هم دوست دارم !

     

    .

    .

    .

    جز توکل بر خدا سرمایه ای در کار نیست / هرکه را باشد توکل ، کار او دشوار نیست . . .

    .

    .

    .

    در میان دستهایت عشق پیدا میشود / زیر باران نگاهت نسترن وا میشود

    با عبور واژه از گوشه لبهای تو / مهربانیهای قلب تو خوب معنا میشود . . .

    .

    .

    .

    بارون رو دوست دارم هنوز ، چون تو رو یادم میاره

    حس میکنم پیش منی ، وقتی که بارون میباره

    .

    .

    .

  • نويسنده : علیــرضــا
  • یکشنبه ٢۳ مهر ۱۳٩۱ ساعت: ۱٢:۳٢ ‎ب.ظ
  • در عشق حد اقل قطره ای جنون هست

    و در حنون هم همیشه دریائی از عشق . . .

     

    .

    .

    .

    در کتاب واژه ها زیباترین معنا توئی / من چگونه در کتاب عشق تو معنا شوم ؟

    از تو گفتن کار هر کس نیست ای بالاترین / من برای گفتنت باید که مولانا شوم . . .

    .

    .

    .

    مینویسم من که عمری با خیالت زیستم / گاهی از من یاد کن ، اکنون که دیگر نیستم

    .

    .

    .

    گفتی محبت کن برو ، باشد خدا حافظ ولی / رفتم که تو باور کنی دارم محبت میکنم . . .

    .

    .

    .

    کاش میدانستم چشمانت چه زمان خواهد یافت ، که “نگاه ، زاده علاقه است” . . .

    .

    .

    .

  • نويسنده : علیــرضــا
  • یکشنبه ٢۳ مهر ۱۳٩۱ ساعت: ۱٢:٢٧ ‎ب.ظ
  • از غمت اشک نریزم تو بگو پس چه کنم / آتش قلب خود را با چه خاموش کنم

    مطمئن باش که مهرت نرود از دل من / مگر آن روز که در خاک شود منزل من . . .

     

     

    .

    .

    .

    عشق دیگر از شفقت بر کنار افتاده است / هرچه عاشق زارتر معشوق از او بیزارتر . . .

    .

    .

    .

    من نه آنه بودم که آسان رفتم اندر دام عشق / آفرین بر فرط استادی آن صیاد باد . . .

    .

    .

    .

    تو دریا بودی و من قایقی خرد / که هرجا خواست امواجت مرا برد

    دلم پارو زن بیچاره ای بود / که در امواج عشقت یک شبی مرد . . .

    .

    .

    .

  • نويسنده : علیــرضــا
  • یکشنبه ٢۳ مهر ۱۳٩۱ ساعت: ۱٢:٢٤ ‎ب.ظ
  • من به اندازه چشمان تو غمگین ماندم و به اندازه هر برق نگاهت نگران 

     تو به اندازه تنهایی من شاد بمان  . . .

     

    .

    .

    .

    پنج تا از بزرگترین کلمات : من نمیخوام از دستت بدم

     چهار تا از دوست داشتنی ترین کلمات : تو برام مهم هستی 

    سه تا کلمه شیرین : تو رو تحسین می کنم

    دو تا کلمه شگفت انگیز : دلتنگت هستم

    یک کلمه که از همه مهمتره : تو  . . .

    .

    .

    .

    حال ما بی آن مه زیبا مپرس / آنچه رفت از عشق او بر ما مپرس

    .

    .

    .

    سر ارادت ما و آستان حضرت دوست / که هرچه بر سر ما می رود ارادت اوست

     نظیر دوست ندیدم اگرچه از مه و مهر / نهادم آیینه ها در مقابل رخ دوست . . .

    .

    .

    .

  • نويسنده : علیــرضــا
  • یکشنبه ٢۳ مهر ۱۳٩۱ ساعت: ۱٢:٢۱ ‎ب.ظ
  • عشقی که تنها با یک نگاه آغاز میشود ، با شناخت سست و سست تر میشود

    ولی عشقی که با شناخت آغاز میشود با هر نگاهی عمیق و عمیق تر میشود . . .

     

    .

    .

    .

    2تا گل بگیر دستت ، یکی دست راست ، یکی دست چپ

    ولی من گل وسطی رو دوست دارم !

    .

    .

    .

    آنجا که توئی ، رهگذری نیست مرا / جز دوری تو غم دیگری نیست مرا

    خواهم که به جانبت پرواز کنم / حیف است که هیچ بال و پری نیست مرا . . .

    .

    .

    .

    98423474432427823487561257812358754357834857238475

    اینقدر دوست دارم !!!

  • نويسنده : علیــرضــا
  • یکشنبه ٢۳ مهر ۱۳٩۱ ساعت: ۱٢:٠٦ ‎ب.ظ
  • در فصل تگرگ عاشقت میمانم / با ریزش برگ عاشقت میمانم

    هر چند تبر به ریشه ام میکوبی / تا لحظه مرگ عاشقت میمانم . . .

    .

    .

    .

    آسمان جای عجیبیست نمیدانستیم / عاشقی کار غریبیست نمیدانستیم

    عمر مدیون نفس نیست نمیدانستیم / عشق کار همه کس نیست نمیدانستیم . . .

    .

    .

    .

    دلی را نشکن شاید خانه خدا باشد

    کسی را تحقیر مکن شاید محبوب خدا باشد

    از کمکی دریغ مکن شاید کلید بهشت باشد

    سر نماز اول وقت حاظر شو ، شاید آخرین دیدارت با خدا باشد در زمین . . .

    .

    .

    .

    این اس ام اس از کشور عشق ، شهر مهر ، محله مصفا ، پلاک محبت

    طبقه رفاقت ،زنگ صداقت اومده تا بهت بگه دوستت دارم . . .

    .

    .

    .

    شبی از سوز گفتم قلم را / بیا بنویس غم های دلم را

     قلم گفتا برو بیمار عاشق ، ندارم طاقت این بار غم را . . .

    .

    .

    .

    تو طراوت باران ، تو سخاوت زمینی  / تو کرانه های قلبم ، بهترین ، تو بهترینی . . .

    .

    .

    .

    آنچنان کز برگ گل عطر گلاب آید برون / تا که نامت میبرم از دیده آب آید برون . . .

    .

    .

    .

    تقصیر دلم نیست که در کنج دلم جا داری / خوشگلی ، با نمکی ، دو چشم زیبا داری . . .

    .

    .

    .

    یار با ماست ، چه حاجت که زیادت طلبیم . . .

    .

    .

    .

    احساس مهربان تو عطریست که هر لحظه به مشامم میرسد

    نازنینم فردا زیباست و تو زیباتر از فرداها . . .

    .

    .

    .

    اگر شورم سزا باشد ، اگر دردم دوا باشد / از این بدتر کجا باشد که دوست از دوست جدا باشد

    .

    .

    .

    دل تمنا میکند تا من بسازم خانه ای  / عاشقان کی خانه داند ، دل مگر دیوانه ای ؟

    .

    .

    .

    سفر غریبی داشتم توی اون چشم سیاهت / سفری که بر نگشتم ، گم شدم توی نگاهت

    .

    .

    .

    زندگی با تو برایم بوی ریحان میدهد / بی تو اما بوی ریحان ، بوی زندان میدهد . . .

    .

    .

    .

    ایمان داشته باش که کمترین مهربانی ها از ضعیفترین حافظه ها پاک نمیشوند

    پس چگونه فراموش خواهی شد تو که پیشه ات مهربانی است . . . ؟

    .

    .

    .

    آن لحظه که قلبت به خدا نزدیک است / آن لحظه که دیده ات ز اشک خیس است

    یاد آر که محتاج دعایت هستم . . .

    .

    .

    .

    در حضور خار ها هم میشود یک یاس بود / در هیاهوی مترسک ها پر از احساس بود

    میشود حتی برای دیدن پروانه ها / شیشه های مات یک متروکه را الماس بود

    کاش میشد ، حرفی از کاش میشد هم نبود / هرچه بود احساس بود و عشق بود و یاس بود

    .

    .

    .

    من ناخدای عشقم ، طوفان حریف من نیست / من عاشق تو هستم مجنون رقیب من نیست . . .

    .

    .

    .

    قلب من جایگاه رفیقی است که شقایق ها حسرت آن را میخورند . . .

    .

    .

    .

    کبوترم ، لانه من بام تو است ، کجا روم ، مرغ دلم راه تو است

    پادشه کشور عشقم ولی ، نگین انگشتری ام نام تو است . . .

  • نويسنده : علیــرضــا
  • شنبه ٢٢ مهر ۱۳٩۱ ساعت: ۱٢:۱٩ ‎ب.ظ
  • بر ما سالی گذشت و بر زمین گردشی و بر روزگار حکایتی …

    امید آنکه آن کهنه رفته باشد به نیکوئی و این نو آید به شادی

     

     

    .

    .

    .

    کدوم رو دوست داری برات بفرستم !؟

    قل(ب)م !؟

    ر(و)حم !؟

    ج(س)مم !؟

    یا حروف داخل پرانتز !!؟

    .

    .

    .

    هیییییییسسسس !

    صداشو در نیار !

    اومدم یواشکی ببوسمت و برم !

    .

    .

    .

  • نويسنده : علیــرضــا
  • شنبه ٢٢ مهر ۱۳٩۱ ساعت: ۱٢:۱٥ ‎ب.ظ
  •  20سال 20 روز 20 شاخه گل برای تو که بیستی افسوس که پیشم نیستتی

    .

    .

    .

    دروغگو ، تو مگه نگفته بودی ستاره ی من فقط تویی ؟

    حالا میبینم اون بالا داری باعث درخشیدن بقیه ی ستاره ها هم میشی !

    شاخه گلت سالها بود در میان دفترت خوابیده بود ، بی اجازت امروز بیدارش کردم !

    .

    .

    .

    در خلوت من نگاه سبزت جاریست! این قست بی تو بودنم اجباریست

    .

    .

    .

  • نويسنده : علیــرضــا
  • جمعه ٢۱ مهر ۱۳٩۱ ساعت: ۱٢:٠۳ ‎ب.ظ
  • دارم برات شعر میخونم شاید به یادم بمونی / فقط یه چیز ازت میخوام

    همیشه عاشق بمونی . . .

    .

    .

    .

    گر چه دوست نمیخرد ما را به ریالی / ولی نفروشم تار مویش به جهانی . . .

    .

    .

    .

    همه هست آرزویم که ببینم از تو روئی / چه رسد تو را من هم برسم به آرزوئی . . .

    .

    .

    .

    دوستی قطره اشکی است که در معبد عشق / هر کجا بچکد مهر و وفا میروید . . .

    .

    .

    .

    همه بغضشون گرفته چرا بارون نمیآد / لیلی مرد از غم دوری چرا مجنون نمیآد

     .

    .

    .

     بعد تو هیچ چیزی دوست داشتنی نیست / کوه غم از دلم رفتنی نیست

    حرف عشق تو رو من با کی بگم / همه حرفا که آخه عزیز دل گفتنی نیست

    .

    .

    .

    همه بغضشون گرفته چرا بارون نمیآد / لیلی مرد از غم دوری چرا مجنون نمیآد

    .

    .

    .

    دوستی قطره اشکی است که در معبد عشق / هر کجا بچکد مهر و وفا میروید . . .

    .

    .

    .

    تا تو را دیدم ندادم دل به کس / عاشقم کردی به فریادم برس . . .

    .

    .

    .

    سرنوشته ما یه میدونه ، زندگی اما یه بازی / پیش اسم ما نوشتن حقته باید ببازی !

    .

    .

    .

    همه هست آرزویم که ببینم از تو روئی / چه رسد تو را من هم برسم به آرزوئی . . .

    .

    .

    .

    گر چه دوست نمیخرد ما را به ریالی / ولی نفروشم تار مویش به جهانی . . .

    .

    .

    .

    نور مهتاب برای عاشق شدن ایده ال است ، فقط تنها ایرادش این است

    که ممکن است فردا در زیر نور آفتاب ، عشق مهتابی ات را فراموش کنی . . .

    .

    .

    .

    اگه یه روز عشقت تو رو تنها گذاشت و رفت ناراحت نشو چون دوباره

    بر میگرده و میفهمه که هیچ کس مثل تو نمیتونه دوسش داشته باشه . . .

    .

    .

    .

    خداوندا باران رحمت تو همیشه در حال باریدن است ، تقصیر خودمان است

    که کاسه هایمان را برعکس گرفته ایم . . .

    .

    .

    .

    شانه های عاشقان گر تکیه گاه اشک هاست / پس چرا بر شانه ام اشکی نمیریزد کسی

    .

    .

    .

    رفیق بی وفا را کمتر از دشمن نمیبینم / سرم قربان آن دشمن که بوئی از وفا دارد . . .

    .

    .

    .

    غزال خوش صدا توئی ، شیرین تر از عسل توئی / بین تموم آدما ، نگین بی بدل توئی . . .

    .

    .

    .

    به خیال کدامین آرزو ، صفای با تو بودن را از ما گرفتی ای بی وفا ؟

    .

    .

    .

    من اگر اشک به دادم نرسد میشکنم / اگر از تو یادی نکنم میشکنم

    اگر از هجر تو آهی نکشم / تک و تنها به خدا میشکنم  . . .

    .

    .

    .

    اشک ها ریزم اگر شب به آخر برسد / شب فقط یاد توام کاش به آخر نرسد . . .

    .

    .

    .

    تو که قصد جدائی کرده بودی  خیال بی وفائی کرده بودی

    چرا با این دل خوش باور من زمانی آشنائی کرده بودی . . .

    .

    .

    .

    دارم برات شعر میخونم شاید به یادم بمونی / فقط یه چیز ازت میخوام

    همیشه عاشق بمونی . . .

    .

    .

    .

    روی باغ شانه هایت هر و قت اندوهی نشست

    در حمل بار غصه ات با شوق شرکت  میکنم . . .

    .

    .

    .

    تقدیم به کسی که کنارم نیست ولی حس بودنش به من شوق زیستن میدهد . . .

    .

    .

    .

    عاشقی مثل فوتبال میمونه ، اگه مهربونی کنی گل میخوری !

    .

    .

    .

    من عاشق آن گلم که در بیابان عشق پژمرده شد ولی منت باران نکشید . . .

    .

    .

    .

    دیدار شما آرزوی ماست ، روابط عمومی شرکت چشمان بی قرار !!!

    .

    .

    .

    ای کاش …………. این جای خالی را تو برایم پر کنی . . .

    .

    .

    .

    دلم میخواد گریه کنم ، برای مرگ رازقی / برای نابودی عشق ، واسه زوال عاشقی . . .

    .

    .

    .

    در وفا هیچ کس استاد نیست ، ولی در بی وفائی همه استادن

    چطوری استاد !؟

    .

    .

    .

    ای معنای انتظار یک لحظه بایست / دیوانه شدن به خاطرت کافی نیست ؟

    یه لحظه بایست و یک جمله بگو / تکلیف کسی که عاشقش کردی چیست ؟

  • نويسنده : علیــرضــا
  • جمعه ٢۱ مهر ۱۳٩۱ ساعت: ۱۱:٥۸ ‎ق.ظ
  • دلم را در غمت کردم ز هر ویرانه ویرانتر / چو دیدم دوست میدارد دلت ، دل های ویران را . . .

    .

    .

    .

    باز امشب غزلی کنج دلم زندانی است / آسمان شب بی حوصله ام طوفانی است

    هیچ کس تلخی لبخند مرا درک نکرد / های های دل دیوانه من پنهانی است . . .

    .

    .

    .

    زیباترین گل ها را برای زیبایی زندگیت و کوتاهی عمرشان را برای غم هایت آرزو مندم . . .

    .

    .

    .

    لای خاطرات تلخم یاد تو همیشه شیرین / تا ابد فکر تو هستم نازنین رفیق دیرین

    .

    .

    .

    ای عشق شکسته ام مشکن ما را / اینگونه به خاک ره میفکن ما را

    ما در تو به چشم دوستی میبینیم / ای دوست مبین به چشم دشمن ما را . . .

    .

    .

    .

    زندگی کردن من مردن تدریجی بود / آنچه جان کند تنم ، عمر حسابش کردم . . .

    .

    .

    .

    ما خانه به دوشان غم سیلاب نداریم . . .

    .

    .

    .

    مصرعی از قلب من ، با مصرعی از قلب تو / شاه بیتی میشود در دفتر و دیوان عشق . . .

    .

    .

    .

    از درون قلب توست جهان چو دوزخ / دل اگر تیره نباشد همه دنیاست بهشت . . .

    .

    .

    .

    امیدوارم تو اقیانوس خوشبختی جوری غرق بشی که هیچ وقت نجات پیدا نکنی . . . !

    .

    .

    .

    گر لایق ما نیست که ما یاد تو باشیم / بگذار که در سایه ی دیوار تو باشیم . . .

    .

    .

    .

    آدم به زمین آمد این حادثه رویا نیست / این فرصت بی تکرار عشق است ، معما نیست

    .

    .

    .

    حتی اگه دیدن تو برام بشه خیلی محال / مهم اینه دوستت دارم ، فاصله ها رو بی خیال

    .

    .

    .

    دیروز میمردند و فراموش میشدند آرام آرام ، امروز چه زود از یاد رفته ایم بی آنکه بمیریم

    .

    .

    .

    از تن خشک شاخه ها توقع جوانه نیست / اسب نفس بریده را طاقت تازیانه نیست . . .

    .

    .

    .

    سلام بر دل هایی که در کلاس انتظار غیبت نکردند . . . !

    .

    .

    .

    در این دنیا که حتی ابر نمیگرید به حال ما / همه از من گریزانند ، تو هم بگذر از این تنها

    .

    .

    .

    جا برای گنجشک زیاد است ولی / به درختان خیابان تو عادت دارم . . .

    .

    .

    .

    نیست بر لوح دلم جز الف قامت یار / چه کنم حرف دگر یاد ندادست استاد . . .

    .

    .

    .

    در این زمانه که شرط حیات نیرنگ است / دلم برای رفیقان بی ریا تنگ است . . .

    .

    .

    .

    زندگی چیدن سیبی است باید چید و رفت / زندگی تکرار پاییز است باید دید و رفت

    زندگی رودی است جاری که هرکه آمد شادمان / کوزه ای پر کرد و رفت . . .

    .

    .

    .

    شعله محبت رو نکنه خاموش کنی / دوریم عادت بشه من رو فراموش کنی . . .

    .

    .

    .

    با تو بازم اگه باشم وحشت از مردن ندارم / لحظه هام پر میشه از تو وقت غم خوردن ندارم

    .

    .

    .

    دلم ز نازکی خود شکست در غم عشق / وگرنه از تو نیاید که دل شکن باشی . . .

  • نويسنده : علیــرضــا
  • جمعه ٢۱ مهر ۱۳٩۱ ساعت: ۱۱:٥٢ ‎ق.ظ
  • کفشات رو در بیار ، جدی میگم کفشات رو در بیار !

     چرا؟

     آخه تو توی یک سرزمین مقدسی !

     آره شک نکن تو توی قلب منی !

    .

    .

    .

    دل به هر کجا رو کند ، آخر بیاید سوی دوست / قبله دل ها کجا باشد به غیر از کوی دوست

    .

    .

    .

    در کاخ مجلل خبر از عشق مجو / که سعادت همه در کلبه درویشان است

    .

    .

    .

    دروغ نیست اگر بگوویم

    که بی تو، زنده مانی میکنم ، نه زندگانی !

    .

    .

    .

    از میان اشک های غبار آلود که محتاج هر محبت است ، قطره اشکی به نام

    سلام تقدیمت میکنم . . .

    .

    .

    .

    ارزش وصل نداند مگر آزرده هجر / مانده آسوده ، تا که منزل برسد . . .

    .

    .

    آخرین تماشایت را پلک نخواهم زد ، مبادا تصویرت در چشمانم آواره شود . . .

    .

    .

    .

    در ذهن اگر نیافرینمت میمیرم / از شاخه اگر نچینمت میمیرم

    ای عادت چشم های بی حوصله ام / یک روز اگر نبینمت میمیرم . . .

    .

    .

    .

    آه مکش و اشک مریز ، غصه مخور ، شب در میان است ، خدا مهربان است . . .

    .

    .

    .

    طنین نبض بارانی ، بلوغ چشمه سارانی / تو را من دوست میدارم ، میدانم که میدانی . . .

    .

    .

    .

    چشم ماه تو عجب جلوه گه بیداد است / خدا به روی تو سر عشق کدام استاد است

    خم ابروی تو را دیدم و رفتم به سجود / صید را زنده گرفتن هنر صیاد است . . .

    .

    .

    .

    من گرفتار سکوتی هستم که گویا از هر فریادی بلندتر است . . .

    .

    .

    .

    محبان را غم محبوب سخت است / فراق مهربان خوب سخت است

    ز هستی دل بریدن نیست مشکل / دل کندن از محبوب دلربا سخت است . . .

    .

    .

    .

    خدایا دلم گرفته ، میان این همه آرزوها ، دلتنگ ترین بنده ات را دریاب . . .

    .

    .

    .

    ای بشر آخر پنداری که دنیا مال توست / ورنه پنداری که عجل دنبال توست

    هرچه خوردی مال مور / هر چه بردی مال گور

    هر چه مانده مال وارث / هر چه کردی مال توست . . .

    .

    .

    .

    گرچه از خاکیم و مشتی خاک زیر انداز ماست / آسمان کوچکترین بازیچه پرواز ماست . . .

    .

    .

    .

    نبردی از وفا یک ذره بویی / به هر ساعت شوی مایل به سویی

    فقط یک نکته میگویم قبول کن / عزیزم واقعا بی چشم و رویی !!!

    .

    .

    .

    سفر کردی غروبی از کنارم / تو را ای کاش میشد باز دارم

    تو میگفتی که میآیی دوباره / از آن روز دائما چشم انتظارم . . .

    .

    .

    .

    خانه دل جای بیگانه نیست ، زود بیا تو میخوام در رو ببندم !

  • نويسنده : نیشا مهرزاد
  • جمعه ٢۱ مهر ۱۳٩۱ ساعت: ٢:٢٦ ‎ق.ظ
  •  

     

    جا گذاشتی . . . !

     

    رد خاطراتت را جا گذاشتی

     

    مال ناراضی از گلوی ما پایین نمیرود

     

    بیا برش دار . . .

     


  • نويسنده : علیــرضــا
  • پنجشنبه ٢٠ مهر ۱۳٩۱ ساعت: ۸:۱٠ ‎ب.ظ
  • پنجره را میگشایم
    به شوق دیدارتو
    وبازهم
    نه توهستی
    نه دست خطی 
    نه یادی از خاطره ای

    می خواهی فراموشم کنی ؟
    من آماده ام 
    کلبه تنهایم را
    آب وجاروخواهم کرد
    گلهای یاس سفید و بنفش خواهم کاشت 
    وپیچکی که تمام تنهاییم را دربرگهای سبزش بپوشاند
    و صدای موج دریا را چون زمزمه ای عاشقانه گوش خواهم داد 
    وچشم به راه باران خواهم نشست  
    ودعای باران خواهم خواند
     شاید 
    این باران دست بردارد از انتظار این پنجره همیشه بسته

     

    مردان و زنان هر کدام ،
    تعصبات جنسی خاص خودشان را دارند ...
    و مدام جنس مخالف را به زیر سوال می برند ...

    بی آنکه دمی از خود بپرسند ...
    که بدون زن ، غرور و شوکت مردان ،
    و بدون مرد ، زیبائی و دلفریبی زنان ،
    آیا معنا و مفهومی می داشت ... ؟

  • نويسنده : علیــرضــا
  • سه‌شنبه ۱۸ مهر ۱۳٩۱ ساعت: ٤:۳٤ ‎ب.ظ
  • زمین به آسمان بیاید
    آسمان به زمین
    حواسم نه پرت شیطنت های ستاره ها می شود
    نه دلربایی گنجشگکان باغ
    محو چشم های توام هنوز . . .
    .
    .
    .

    تمام سربازانم سفید پوشیده‌اند و منتظر حرکت تو هستند ،
    گام بردار در صفحه شطرنجی دلم ؛
    میتوانم تمامش کنم با یک حرکت ،
    حیف اما شاه این بازی از چشمان سیاه تو فرمان می‌پذیرد
    نه از انگشتان بی رمق من  . . .
    .
    .
    .
    من قصه با تو بودن را تا ابد اینگونه آغاز میکنم ، یکی بود …
    هنوزم هست !
    .
    .
    .
    ورق ورق کن “خاطرات” خاک گرفته را …
    شاید غبارش “احساست” را به سرفه بیندازد
    .
    .
    .
    رویاهایی هست که شاید هرگز تعبیر نشوند
    اما همیشه شیرین اند
    مثل رویای داشتن تـــــــو …
    .
    .
    .
    آواز عاشقانه ی ما ، در گلو شکست
    حق با سکوت بود ، صدا در گلو شکست
    آن روزهای خوب که دیدم ، خواب بود
    خوابم پرید و خاطره ها در گلو شکست
    (قیصر امین پور)
    .
    .
    .
    بعد از باران نگاهم آفتابی شو…!
    رنگین کمان بودنت را دوست دارم…!
    .
    .
    .

    چه حس قشنگیه وقتی میشی مَحرمِ دل یکی…
    یکی که بهش اعتماد داری …
    بهت اعتماد داره …
    از دلتنگی هاش برات میگه …
    از دلتنگی هات براش میگی …
    آروم میشه …
    آروم میشی …
    حسی که هیچ وقت به تنفر تبدیل نمیشه …
    این حس مثل قطره های باران پاکه…
    .
    .
    .
    .
    مــَن عـاشقت هــَستـَم …
    و تـا انتــَهاے ایـن دنیـاے پـُـر از تـُهـے
    هـیچ کـارے بـه جـُـز دوسـت داشـتـَنـَت نـَـدارم
    هـیچ دلـیلے بــَرای تـَنـها گـُذاشـتـَنت نــَدارم
    هـیچ بــَهانه اے بــَراے از یـاد بـُردنــَت حـَتـے بــَراے لـَحـظه اے نــَدارم…
    .
    .
    .
    ﺩﺧﺘــــــــــﺮ ﮐﻪ ﺑﺎﺷﯽ
    ﻫﺰﺍﺭ ﺑﺎﺭﻡ ﮐﻪ ﺑﮕﻪ :
    ﺩﻭﺳﺘـــــــــــــــــــــﺖ ﺩﺍﺭﻡ !
    ﺑـﺎﺯﻡ ﻣﯿﭙﺮﺳﯽ :
    ﺩﻭﺳـــــــــــــــﻢ ﺩﺍﺭﯼ ؟
    ﻭ ﺗﻪ ﺩﻟﺖ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﻣﯿﻠﺮﺯﻩ !
    ﺩﺧﺘــــــــــﺮ ﮐﻪ ﺑﺎﺷﯽ
    ﻫﺮ ﭼﻘﺪﺭﻡ ﮐﻪ ﺯﯾﺒﺎ ﺑﺎﺷﯽ ، ﻧﮕﺮﺍﻥ ﺯﯾﺒﺎﺗﺮ ﻫﺎﯾﯽ ﻣﯿﺸﯽ ﮐﻪ ﻋﺎﺷﻘﺶ ﻣﯿﺸﻦ !
    ﻫــﺮ ﻭﻗﺖ ﮐــﻪ ﺻﺪﺍﺕ ﻣﯿﮑﻨﻪ :
    ﺧﻮﺷـــــــــﮕﻞﻡ
    ﺧﻮﺷﺤﺎﻝ ﻣﯿﺸﯽ ﮐﻪ ﺑﻪ ﭼﺸﻤﺎﺵ ﺯﯾﺒﺎﯾــﯽ !
    ﺩﺳﺖ ﺧﻮﺩﺕ ﻧﯿﺴﺖ
    ﺩﺧﺘــــــــــﺮ ﮐــﻪ ﺑـﺎﺷــﯽ
    ﻫﻤـــﻪ ﯼ ﺩﯾﻮﺍﻧــــــــﮕﯽ ﻫــﺎﯼ ﻋﺎﻟــﻢ ﺭﻭ ﺑـــــــــﻠﺪﯼ . . .

    .
    .
    .
    تنها باران است که گاهی در اوج تنهایی من در آن لحظه که هیچ کس نیست ،
    با من از تو می گوید …
    ولی درد من این است که دیریست باران نمی بارد !
    .
    .
    .
    پله ها را بالا رفتم
    پایین آمدم ،
    عطرت یک جا
    بَند نمی شود !
    .
    .
    .
    عشق بی نظیر من بی تو زنده میتوان ماند،
    اما زندگی نمیتوان کرد . . .
    .
    .
    .

    قلب و روحمان را ارزان نفروشیم ،
    در فروشگاه هستی روی قلب انسان نوشته اند :
    قیمت = خدا
    .
    .
    .
    از پیراهن نه !!!
    از خون و اکسیژن به من نزدیک تر باش …
    .
    .
    .
    .
    ما عاشق نیستیم،
    ما عاشق ِ ماجراهای ساده ی عاشقانه ایم…
    .
    .
    .
    بعد از آن ھمه سرگردانی روی وجب به وجب خاک ،
    بعد از آن ھمه جستجو روی نقشه ھای جھان دانستم ،
    دستان توست ، وطنِ من !
    .
    .
    .

    مـیــدونــیــن دِلــَــم چـــی مـــیـــخـــواد!
    خــُــــدا بــــیــــاد بــِــهــِـم بــِــگــــه:
    دیـــــوونــَــم کـــَـردی بـــیــــا ایــنـــَـم هـــَـمــونــی کـــه مـــیــخــــواســــتـــــی…
    .
    .
    .
    و چه زیبا گفت فروغ :
    تنها صداست که میماند . . .
    و امان از صدای ” تو ” که ابدی شد در گوش من !
    .
    .
    .
    دیگر نه باز با باز است ، نه کبوتر با کبوتر !
    این روزها زاغ هم برای مرغ عشق لاف عاشقی می زند …
    .
    .
    .

    در مسابقه زندگی گل زدن مهم نیست ، گل شدن مهم است !
    تقدیم به سرور گل ها …
    .
    .
    .
    ﮔﺎﻫـــــﯽ ﭼﻘﺪﺭ ﺩﻟـــــﻢ ﻫﻮﺱ ﺷﯿﻄﻨﺖ ﻣﯿﮑﻨﺪ …
    ﺍﺯ ﻫﻤـــــﺎﻥ ﺷﯿﻄﻨﺖ ﻫﺎﯾﯽ ﮎ ﺣــــــﺮﻑ ﺗﻮ ﭘﺸــﺖ ﺑﻨﺪ ﺁﻥ ﺑﺎﺷﺪ که ﻣﯿﮕﻮﯾــــﯽ :
    ﻣﮕﻪ ﺩﺳﺘـــــﻢ ﺑﻬــــﺖ ﻧﺮﺳـــــﻪ . . .
    .
    .
    .
    .
    گرما یعنی نفس های تو ، دست های تو ،
    آغوش تو . . . !
    من به خورشید ایمان ندارم !
    .
    .
    .
    هر پنجره ای زیباست اگر “تو” میان قاب آن طلوع کنی …
    .
    .
    .
    قفس
    یعنی دهان من
    وقتی زبانم
    روی اسم تو قفل می شود . . .
    .
    .
    .
    با هم که قدم می زنیم
    حسودی اش می شود آفتاب
    نه که هیچگاه
    قدم نزده است با ماه !
    .
    .
    .
    دستم را بگیر
    دارم به یادت
    می افتم !
    .
    .
    .
    دیشب قصه ات را برای کسی میگفتم ، باز عاشقت شدم …
    .
    .
    .
    نگاه تــــــو..
    مــرا عاشق تر از پیـــــش می کند..
    چه معجــــــــونی می شود..
    زندگــــــی..
    با لمس دستانِ تـــــــو..
    با حسِ عشــــــــــــــــــقِ تـــــــو..
    .
    .
    .

    همـہ چیـزش פֿـآصــہ
    لبخنـבش
    تیپش
    رفـتارش
    اפֿــلاقـش
    اפــساسـاتـش
    בوسـت בاشتـنش؛
    مـפֿـاطب نبوבہ ڪـہ פֿـآصـ باشـہ
    פֿـاص بوבه ڪـہ مـפֿـاطب شـבه
    .
    .
    .
    ببین گوش کن :
    فرقی نمیکنه من و تو متولد کدوم برج سالیم ،
    مهم اینه که اگه تو نباشی من همیشه برج زهرمارم . . .
    .
    .
    .
    کنارم که هستی
    زمان هم مثل من دستپاچه میشود
    عقربه ها دوتا یکی میپرند
    اما همین که میروی
    تاوان دستپاچگی های ساعت را هم من باید بدهم
    جانم را میگیرند ثانیه های
    بی تو…
    .
    .
    .
    هزار تابلوی مونالیزا
    به روی لب
    و هزاران موزه هنر
    درون چشمت داری . . .
    .
    .
    .
    ﺑﺨﺪﺍ !
    ﻋﺎﺷﻘﺎﻧﻪ ﺭﺍ ﻧﺒﺎﻳﺪ ﻧﻮﺷﺖ …
    ﻋﺎﺷﻘﺎﻧﻪ ﺑﺎﻳﺪ ﮔﺮﻡِ ﻧﻔﺲ ﺑﺎﺷﺪ …
    ﺑِﻜﺮ ﺑﻜﺮ ﺍﺯ ﺳﻴﻨﻪ ﺑﻴﺮﻭﻥ ﺑﻴﺎﻳﺪ ﻭ …
    ﻧﺠﻮﺍ ﺷﻮﺩ ﻛﻨﺎﺭِ ﮔﻮﺷﻲ ﻛﻪ ﺁﻧﻘﺪﺭ ﻧﺰﺩیک ﺍﺳﺖ،
    ﻣﻴﺘﻮﺍنی ﻻﻟﻪ ﺍﺵ ﺭﺍ لمس کنی با لبانت . . .
    .
    .
    .
    شعر قافیه نمی خواهد
    سطر به سطر آغوشم را ردیف کرده ام ،
    تو فقط بیا . . .
    .
    .
    .
    می آیی قایم باشک بازی کنیم ؟
    من چشم بر زیبایی تو بگذارم و تو آرام در آغوشم پنهان شو . . .

  • نويسنده : علیــرضــا
  • سه‌شنبه ۱۸ مهر ۱۳٩۱ ساعت: ٤:۱٢ ‎ب.ظ
  • داشتم فوتبالیستا میدیدم …
    لامصب سوباسا توو دلش میگه : ما باید ببریم
    میزوگی از توو تماشاگرا میگه : درسته سوباسا :|
    .
    .
    .
    اگر غذا رو هم میشد دانلود کرد
    ما فــوقِ فـــوقش یه املت رو میتونستیم دانلود کنیم، اونم بدون نون !
    سرعت نتمون به کوبیده نمی رسید !
    .
    .
    .
    دوست دارم خیلى راحت و بى دردسر تو خواب بمیرم، مثل بابابزرگم
    نه با جیغ و داد مثل مسافراى اتوبوسش :|
    .
    .
    .
    تمام مکالمات من و بابام در طی سال:
    بیا ببین این گوشی من چشه؟
    بزن اخبار بیست و سی
    بزن ۳
    چراغا رو خاموش کن
    خونه سرد شد کولرو خاموش کن
    چشات در نیومد پای لپ تاپ؟ :|
    .
    .
    .
    ﮔﻔﺘﻢ: ﻣﺎﺩﺭ !
    ﮔﻔﺖ : ﺟﺎﻧﻢ !
    ﮔﻔﺘﻢ : ﺩﺭﺩ ﺩﺍﺭﻡ !
    ﮔﻔﺖ : ﺑﺠﺎﻧﻢ !
    ﮔﻔﺘﻢ: ﺧﺴﺘﻪ ﺍﻡ !
    ﮔﻔﺖ: ﭘﺮﻳﺸﺎﻧﻢ!
    ﮔﻔﺘﻢ: ﮔﺮﺳﻨﻪ ﺍﻡ !
    ﮔﻔﺖ : ﺑﺨﻮﺭ ﺍﺯ ﺳﻬﻢ ﻧﺎﻧﻢ !
    ﮔﻔﺘﻢ: ﻛﺠﺎ ﺑﺨﻮﺍﺑﻢ !
    ﮔﻔﺖ : ﺭﻭﻯ ﭼﺸﻤﺎﻧﻢ !
    ﮔﻔﺘﻢ: ﭘﺎﺭﭺ ﺁﺏ ﺑﺮﮔﺸﺖ ﺭﻭ ﻓﺮﺵ !
    ﮔﻔﺖ : ﺍﻯ ﺧﺪﺍ ﺫﻟﻴﻠﺖ ﻛﻨﻪ،ﺑﻤﻴﺮﻯ ﺭﺍﺣﺖ ﺑﺸﻢ ﺍﺯ ﺩﺳﺘﺖ :|
    .
    .
    .
    به بابام بگی :
    گلودرد دارم میگه آب نمک قر قره کن
    دندون درد دارم میگه آب نمک قر قره کن
    سردرد دارم میگه آب نمک قر قره کن
    کمردرد دارم میگه آب نمک قر قره کن
    دل درد دارم میگه آب نمک قر قره کن
    یبوست دارم میگه آب نمک قر قره کن
    اسهال دارم میگه آب نمک قر قره کن
    و …
    ینی مصداق کامل ضرب المثل هرچه بگندد نمکش میزنند رو عملی کرده :D
    .
    .
    .
    تو یه روز سرد پیجامه گرمت رو می پوشی و می پری تو تختت
    بالشت رو درست می کنی، پتو رو می کشی رو خودت
    خودت رو اینور و اونور می کنی، یکمم خودت رو می کشی
    حسابی که گرم شدی چشاتو می بندی که بخوابی …
    یه دفعه می بینی چراغ اتاق رو یادت رفته خاموش کنی :|
    .
    .
    .
    .
    تمرین کنید فردا میپرسم ازتون :
    ﭼﯿﭙﺲ ﭼﺴﺐ ﺳﺲ
    ﻟﻮﻟﻪ ﺭﻭ ﻟﻮﻟﻪ
    ﯾﻪ ﯾﻮﯾﻮﯼِ ﯾﻪ ﯾﻮﺭﻭﯾﯽ
    ﺁﺏ ﻟﻴﻤﻮ ﺁﺏ ﺁﺑﻠﻴﻤﻮ ﺁﺏ ﺁﻟﺒﺎﻟﻮ
    ﺳﻪ ﺷﯿﺸﻪ ﺷﯿﺮ ﺳﻪ ﺳﯿﺮ ﺳﺮﺷﯿﺮ
    ﭼﻪ ﮊﺳﺖ ﺯﺷﺘﯽ
    ﺷﻴﺦ ﺷﻤﺲ ﺍﻟﺪﻳﻦ ﺷﺨﺺ ﺷﺎخصی ﺑﻮﺩ
    ﺳﭙﺮ ﺟﻠﻮ ﻣﺎﺷﯿﻦ ﻋﻘﺒﯽ ﺧﻮﺭﺩ ﺑﻪ ﺳﭙﺮ ﻋﻘﺐ ﻣﺎﺷﯿﻦ ﺟﻠﻮﯾﯽ
    ﮐﺎﻧﺎﻝ ﮐﻮﻟﺮ ﺗﺎﻻﺭ ﺗﻮﻧﻞ
    :D
    .
    .
    .
    ﺍﻭﻝ ﺩﺑﺴﺘﺎﻥ : ﺗﻮ ﺩﯾﮕﻪ ﺍﻭﻣﺪﯼ ﻣﺪﺭﺳﻪ ﻧﻤﯿﺘﻮﻧﯽ ﻫﺮ ﻏﻠﻄﯽ ﻣﯿﺨﻮﺍﯼ ﺑﮑﻨﯽ !
    ﺩﺍﻧﺸﮕﺎﻩ : ﺗﻮ ﺩﯾﮕﻪ ﺑﭽﻪ ﻣﺪﺭﺳﻪ ﺍﯼ ﻧﯿﺴﺘﯽ ﮐﻪ ﻫﺮ ﻏﻠﻄﯽ ﻣﯿﺨﻮﺍﯼ ﺑﮑﻨﯽ !
    ﺳﺮﺑﺎﺯﯼ : ﺍﯾﻨﺠﺎ ﺩﯾﮕﻪ ﺧﻮﻧﻪ ﯼ ﺧﻮﺩﺕ ﻧﯿﺴﺖ ﮐﻪ ﻫﺮ ﻏﻠﻄﯽ ﻣﯿﺨﻮﺍﯼ ﺑﮑﻨﯽ !
    ﻣﺠﺮﺩﯼ : ﺗﻮ ﺩﯾﮕﻪ ﺑﭽﻪ ﻧﯿﺴﺘﯽ ﮐﻪ ﻫﺮ ﻏﻠﻄﯽ ﻣﯿﺨﻮﺍﯼ ﺑﮑﻨﯽ !
    ﻣﺘﺎﻫﻠﯽ : ﺗﻮ ﺩﯾﮕﻪ ﻣﺠﺮﺩ ﻧﯿﺴﺘﯽ ﮐﻪ ﻫﺮ ﻏﻠﻄﯽ ﻣﯿﺨﻮﺍﯼ ﺑﮑﻨﯽ!
    ﭘﯿﺮﯼ : ﺗﻮ ﺩﯾﮕﻪ ﭘﺎﺕ ﻟﺐ ﮔﻮﺭﻩ ﻧﻤﯿﺘﻮﻧﯽ ﻫﺮ ﻏﻠﻄﯽ ﻣﯿﺨﻮﺍﯼ ﺑﮑﻨﯽ !
    ﺍﯼ ﺑﺎﺑﺎ ﻣﻦ ﮐﻪ ﻫﯿﭻ ﻏﻠﻄﯽ ﻧﺘﻮﻧﺴﺘﻢ ﺑﮑﻨﻢ :|

    .
    .
    .

    دخترا دو دسته اند :
    یا ازدواج میکنن یا کارشناسی ارشد میخونن :D
    .
    .
    .
    اگر کسی مرا خواست . . . بگویید رفته !
    اگر پرسید کجا؟
    بگویید رفته دم در آشغال بزاره :D
    .
    .
    .
    بچه بودم بعضی وقتا به عروسکام انقد زُل میزدم،
    تا مچشونو حین تکون خوردن بگیرم !
    یه همچیم آدم خجسته و شیرین العقلی بودم من :oops:
    .
    .
    .
    کیه؟ کیه؟ کیه؟
    کیه؟ کیه؟ کیه؟
    واکنش اعضای خانواده وقتی شما تلفن وجواب می دی :|
    (نمیذارن نفست بالا بیاد)
    .
    .
    .
    رفتم کتابخونه گفتم ببخشید از سعدی چی دارین ؟
    میگه کتابشو میخوای ؟
    گفتم په نه په ! انگشتری , لباسی , کفشی اگه مونده میخوام ! :D
    .
    .
    .
    یه عده هستن همیشه منتظرن یکى مریض بشه بهش بگن تقصیر خودته !
    اینارو باید بندازی توی گونی از سقف آویزون کنی با چوب بیسبال بزنیشون :|
    .
    .
    .
    ﺭﮊﯾﻢ ﮔﺮﻓﺘﻦ ﻓﻘﻂ ﺭﻭﺯ ﺍﻭﻟﺶ ﺳﺨﺘﻪ ﭼﻮﻥ ﺭﻭﺯ ﺩﻭﻣﯽ ﻧﺪﺍﺭﻩ ﻣﻌﻤﻮﻻ :|
    .
    .
    .
    یارو تا دیروز توی خونه شون نمیزاشتن چایی بخوره،
    که یه وقت شب سیل نیاد
    حالا به ما که رسیده میگه : قهوه ، فقط تلخ باشه پیلیززز :|
    .
    .
    .
    بعضی دخترا هستن :
    ﺩﻭس ﺩﺍﺭﻥ ﺑﯿﺸﺘﺮ ﺁﺭﺍﯾﺶ ﮐﻨﻦ ﻭﻟﯽ ﻣﺘﺎﺳﻔﺎﻧﻪ ﺻﻮﺭﺗﺸﻮﻥ ﺗﻤﻮﻡ ﻣﯿﺸﻪ :lol:
    .
    .
    .
    صداى تلویزیون براى هیچ پدرى استاندارد خاصى نداره ،
    هرچقدر هست باید یه خرده کمتر باشه :|
    .
    .
    .

    آب کافی ، خاک حاصلخیز ، آب و هوای مناسب
    لامصب جواب های نصف سوال های جغرافی این بود :D
    .
    .
    .
    خونه ای که توش هفته ای حداقل یه بار قرمه سبزی درست کنن خونه نیس،
    بهشته ;)
    .
    .
    .
    یه پسرخاله دارم که هنوز سه سالش تموم نشده و نمیدونه “زرافه” چیه ؟
    مامانم اومد براش توضیح بده که قشنگ متوجه بشه ،
    گفت : زرافه یه حیوون خیلی گندست ،
    خیلی خیلی بزرگه ، از دایی سعیدم بزرگتره :|
    فکر کنم حضورم تو خونه اونقدرا هم بد نیست ،
    میتونه به رشد علمی این بچه ها کمک کنه :)
    .
    .
    .
    اینا که یه تار موی همسرشون رو به یه دنیا نمیدن ، اگه همونو تو غذا پیدا کنن ؟
    صداتونو نمیشنوم ؟! :D
    .
    .
    .
    یعنی اگه این چندتا کلمه رو از پسرا بگیری عمرا بتونن حرف بزنن ;
    ناموسن،ب مولا،خدا وکیلی و …
    بقیشم دیگه سانسوره خودتون میدونید :D
    .
    .
    .
    من هنوزم در عجبم که قارچ خور چطوری با سرش آجرو میشکوند،
    ولی وقتی به لاک پشت میخورد میمرد ؟! :|
    .
    .
    .
    ﻣﻦ ﻧﻪ ﻗﯿﺎﻓﻪ ﺩﺍﺭﻡ ﻧﻪ ﺗﯿﭗ و هیکل
    ﻭﻟﯽ ﻧﻪ ﻗﯿﺎﻓﻪ ﻣﻬﻤﻪ ﻧﻪ ﺗﯿﭗ و هیکل
    ولی بجاش مهم تر از همه پوله که باید داشته باشیم که اونم ندارم
    ولی ﺩﺭ ﻋﻮﺽ ﯾﻪ ﺍﺧﻼﻕ ﮔ.ﻬ.ﯽ ﺩﺍﺭﻡ ﮐﻪ هیچکس ﻧﺪﺍﺭﻩ :|
    .
    .
    .
    دخــتـرا هـر چـی بیشتـر قربـون صـدقـه هـم بـرن
    و یـا محـکـم تـر روبـوســی کنـن،
    هـمـونـقـد از هــمـدیـگـه بـدشــون مـیاد :|
    آره عایــا ؟!
    .
    .
    .
    همیشه میگن شکست مقدمه پیروزیه ،
    نمیدونم پس من کی از دور مقدماتی صعود میکنم ؟ :(
    .
    .
    .
    ﺩﺭ ﺧﺎﻧﻮﺍﺩﻩ ﻣﺎ ﻫﺮﺟﺎ ﺳﺨﻦ ﺍﺯ ﺍﻧﺤﺮﺍﻑ ﺍﺳﺖ
    ﻧﺎﻡ ﺯﯾﺒﺎﯼ ﻣﻦ ﻣﯿﺪﺭﺧﺸﺪ :D
    .
    .
    .
    این فیلما که هستن وقتی فرزند خانواده تو اتاقشه
    مامان باباش میرن در میزنن و تا بچه اجازه نده نمیرن تو اتاقش !
    اینا واقعین ؟ یا فتوشاپه ؟ یا خطای دید ؟
    .
    .
    .
    افلاطون را گفتند چرا هرگز غمگین نمیشوی ؟
    گفت : نمیدانـــم :lol:
    .
    .
    .
    خداییش اعتماد به نفس بعضی ها رو اگه کارخونه فراری داشت،
    الان میگفت پراید رو من ساختم :lol:
    .
    .
    .
    داداش گودزیلای من ۶سالشه انقد مامانمو اذیت کرد مامانم عصبانی شد گفت :
    اگه بیام انقد میزنمت که به خر بگی داداشی :|
    خب آخه مادر من به من چه آخه ؟
    .
    .
    .
    .
    از وقتی رفتی ، شارژارو خوراکی میخرم میخورم
    و زمانایی که باهات صحبت میکردم رو میشنم سریال میبینم !
    یه حالی میده که نگو !
    همش که نباید آدم افسرده بشه :)

    .
    .
    .

    سلامتی خودم که وقتی میرم پیش عشقم گوشیمو سایلنت نمیکنم !
    ریسکش بالاااااست ، کلا باتریشو درمیارم میزارم تو جورابم :D
    .
    .
    .
    به مامانم میگم مامان من اگه بمیرم چیکار میکنی ؟
    میگه یه مراسمی برات بگیرم که چشه فامیل درآد :|
    .
    .
    .
    دختره نوشته که از همه ی پسرا بدم میاد !
    منم زیرش کامنت کردم :
    آخه چش گوجه ای من چیکارت کردم ؟
    من که نشستم اینجا تو خونمون دارم چاییمو می خورم :|
    .
    .
    .
    گاهی کسی را دوست داریم اما او نمیفهمد
    گاهی کسی ما را دوست دارد اما ما نمیفهمیم
    خلاصه یه مشت نفهم دور هم جمع شدیم تشکیل اجتماع دادیم :D
    .
    .
    .
    .
    پیـدا کـردن بستـنی از تـوی فـریـزر هـمـیشه لـذت بـخـش بـوده
    حـتـی اگـه بـوی سبـزی و گـوشت چـرخ  کـرده بـــده :D
    .
    .
    .
    ای کسانی که هنگام ورود پدرشان به اتاق بلافاصله صفحه فیسبوغ را بسته،
    سپس ساعتها به عکس بک گراند دسکتاپ خیره می شوید ،
    بدانید که موقع گرفتن پول تو جیبی هم،
    پدرتان کنترل را به دست گرفته و به صفحه تلویزیون خیره خواهد شد :)
    .
    .
    .
    من مطمئنم یه روز یخچال از من انتقام میگیره
    و هر نیم ساعت یه بار میاد در اتاقمو باز میکنه،
    چند دقیقه بهم خیره میشه بعد دوباره درو میبنده !
    .
    .
    .
    ﺍﯾﻦ فیلم خارجیا ﯾﻪ ﻗﺎﺷﻖ ﺷﮑﺮ ﻣﯿﺮﯾﺰﻥ ﺗﻮ ﻗﻬﻮﻩ،
    ﺑﻌﺪ ﻧﯿﻢ ﺩﻭﺭ ﻣﯿﭽﺮﺧﻮﻧﻦ میزﺍﺭﻥ ﮐﻨﺎﺭ ﯾﻨﯽ ﮐﻪ ﭼﯽ ؟
    ﻣﻦ ﺻﺒﺤﺎ ﻧﯿﻢ ﺳﺎﻋﺖ ﻓﻘﻂ ﻫﻢ ﻣﯿﺰﻧﻢ ﺑﺎﺯﻡ ﻭﺟﺪﺍﻧﻢ ﺭﺍﺿﯽ ﻧﻤﯿﺸﻪ :D
    .
    .
    .
    بعضی از شماره ها تو گوشیم نقش شبکه چهار تو تلویزیون رو دارن :|
    .
    .
    .
    همه ی آدمایی که تو تنهاییشون آهنگ گوش میدن ،
    فکر میکنن اون آهنگ واسه حال و روز اونا خونده شد
    درحالیکه برو بابا دلت خوشه :|
    .
    .
    .
    یعنـی نشـد ما از یکـی بپـرسیـم چنـد سالتـه نگـه چنـد میـخــوره ؟ :|
    واسه شما هم اینجوریه ؟!
    .
    .
    .
    میخوای یه دخترو بزاری سر کار ؟
    نگاه کن تو چشاش بگو “عزیزم” بعد بگو “هیچی”‌
    تا آخر عمرش گیره اون چیزیه که‌ میخواستی بگی :D
    .
    .
    .
    وقت خود را چگونه صرف میکنید؟
    وقتم – وقتی – وقت
    وقتیم – وقتید – وقتند :D
    .
    .
    .
    کوتاه ترین جوک جهان:
    .
    دو تا زن کنار همدیگه ساکت نشسته بودن ! :D
    .
    .
    .
    بچگیام که فامیلامون میومدن خونمون
    بچه هاشونو یه گوشه گیر میاوردم تا میخوردن میزدم !
    البته خونشون که میرفتم تاااااا میخوردم میزدنماااا
    فک و فامیل انتقام گیره داریم ؟
    .
    .
    .
    یعنی حجم فکری که قبل خواب تو کله من میاد
    اگه وسط روز میومد روزی ۲ یا شاید ۳ تا اختراع رو تو کارنامم  داشتم :|
    .
    .
    .
    به بعضیا باید گفت :
    این قدر کلاس میذاری ، زنگ تفریحم داری ؟ :|
    .
    .
    .
    میگن خوشگلی و خوشتیپی هزارتا دردسر داره ولی دروغ میگن !
    من که تا حالا مشکلی برام پیش نیومده …
    .
    .
    .
    دختره ﺍﺳﻤﺸﻮ ﺗﻮی فیسدوغ ﮔﺬﺍﺷﺘﻪ R R R
    ﻣﺴﯿﺞ ﺩﺍﺩﻡ ﯾﻨﯽ ﭼﯽ ؟
    ﮔﻔﺖ ﺧﻨﮕﻮﻝ ﺳﺘﺎﺭﻩ ﺩﯾﮕﻪ “سه تا ره”
    هنوز در پی هضم این خلاقیتم :|
    .
    .
    .
    چه که بودم فکر میکردم زمان قدیم همه جا سیاه سفید بوده :oops:
    .
    .
    .
    یه قانون نانوشته تو همه کارتون ها اینه که،
    تا وقتی که به پایین نگاه نکنی نیروی جاذبه کار نمیکنه :D
    .
    .
    .
    مردونگی به این نیست که رو زنت دست بلند کنی …
    اگه مَردی با پا بکوب تو صورتش :|
    .
    .
    .
    .
    دختر ۱۲ساله اومده پست گذاشته از درد تنهایی بمیر اما زاپاس عشق کسی نشو :|
    خب سوالی که پیش میاد اینه که عروسک این بچه رو کی ورداشته ؟
    .
    .
    .
    ﺩﻭﺗﺎ ﺩﺧﺘﺮ ﻫﻤﺪﯾﮕﺮﻭ ﻭﺳﻂ ﺟﺸﻦ ﭘﯿﺪﺍ ﻣیبینن !
    ﺍﻭﻟﯽ : ﺭﺍﺳﺘﯽ ﻧﺎﻣﺰﺩﺕ ﭼﯽ ﺷﺪ؟
    ﺩﻭﻣﯽ : ﺩﯾﮕﻪ ﻧﺎﻣﺰﺩ ﻧﯿﺴﺘﯿﻢ !
    ﺍﻭﻟﯽ : ﺑﻬﺘﺮ ﺧﯿﻠﯽ ﻗﯿﺎﻓﺶ مسخره ﺑﻮﺩ ،
    ﻫﺮ ﺩﻓﻌﻪ ﻣﯽ ﺩﯾﺪﻡ ﺣﺎﻟﻢ ﺑﺪ ﻣﯿﺸﺪ ﺍﺻﻼ ﺗﺎﺑﻠﻮ ﺑﻮﺩ ﺩﻫﺎﺗﯿﻪ !
    ﻣﻌﻠﻮﻡ ﻧﺒﻮﺩ ﭼﻪ ﻃﻮﺭﯼ ﺗﻮ ﺭﻭ ﺗﻮﺭ ﺍﻧﺪﺍﺧﺘﻪ …
    ﺩﻭﻣﯽ : ﺍﻻﻥ ﺑﺎﻫﺎﺵ ﺍﺯﺩﻭﺍﺝ ﮐﺮﺩﻡ :|
    اولی : :|
    بازم اولی : :|
    .
    .
    .
    به بعضی از دخترا باید گفت :
    عزیزم یه ذره صورت رو آرایشت مونده :D

    .
    .
    .
    اگه کسایی که بندری میرقصن،
    میتونستن خودشونو توی اون حالت ببینن قطعا میرفتن توبه میکردن :D
    .
    .
    .
    ﮔﻔﺖ ﺑﯽ ﻣﻦ ﭼﯽ ﻣﯿﮑﺸﯽ ؟
    ﮔﻔﺘﻢ ﯾﻪ ﻧﻔﺲ ﺭﺍﺍﺍﺍﺍﺣﺖ !
    میخام سر به تنت نباشه ، ﻭﺍﻟــــــــــﺎﺍﺍﺍﺍﺍﺍﺍﺍ ﻓﮏ ﮐﺮﺩﻩ ﻧﺒﺎﺷﻪ ﻣﯿﻤﯿﺮﻡ :D
    .
    .
    .
    .
    نصف جذابیت دخترا به ترسو بودنشونه ،
    دختری که سوسک بکشه به درد زندگی نمیخوره :D
    .
    .
    .
    بعضیام هستن پشه تو دهنشون مرگ مغزی میشه
    بعد ادعای باکلاس بودن رو دارن :|
    .
    .
    .
    ﯾﻪ ﺳﺮﯾﺎﻡ ﻫﺴﺘﻦ ﮐﻪ ﻧﺒﺎﯾﺪ ﺑﺎﺷﻦ ،
    ﻣﻤﻨﻮﻥ ﻣﯿﺸﯿﻢ ﺍﮔﻪ ﺧﻮﺩﺷﻮﻥ ﻫﻤﮑﺎﺭﯼ ﮐﻨﻦ :|
    .
    .
    .
    بچه که بودم باورم نمیشد دو سوم بدن مارو آب تشکیل میده،
    تا اینکه این کارتونهای ژاپنی رو دیدم !
    لامصبا گریه میکنن سیل میاد :|
    .
    .
    .
    من ساعت خوابم رو با آمریکا تنظیم کردم !
    فقط مونده درسم رو تموم کنم، ویزا بگیرم، دانشگا قبول شم ،
    پذیرش بگیرم، پول در بیارم و بلیت بخرمو برم !
    همین :|
    .
    .
    .
    داﺩﺍﺷﻢ ﺩﻳﺸﺐ ﮐﻠﻲ تقلب ﻧﻮﺷﺘﻪ ﺑﻮﺩ ﺑﺮﺍ ﺍﻣﺘﺤﺎن ﻓﻴﺰیکش ،
    صبح ﻳﺎﺩﺵ ﺭﻓﺘﻪ ﺑﺒﺮﻩ ﻣﺎﻣﺎﻧﻢ ﺩﺭﺑﺴﺖ ﮔﺮﻓﺘﻪ ﺭﻓﺘﻪ ﺳﺮ ﺟﻠﺴﻪ ﺑﻬﺶ ﺑﺮﺳﻮﻧﻪ !
    واقعا راضیم ازش :)
    .
    .
    .
    معنی معجزه رو موقعی میفهمی که اس ام اس اشتباهی بفرسی
    امـا  fail  بشه . . !
    .
    .
    .
    شما با خوندن این اس ام اس
    ۵ ثانیه از عمر خود را هدر دادید !
    به همین راحتی :|
    .
    .
    .
    اگه با یکی‌ فیلم می بینید ،
    وقتی‌ یه جای فیلم نفهمیدید چی‌ گفت از بغل دستیتون نپرسید
    چون نمیدونم چه حکمتیه که اونم هیچوقت نمیفهمه اونجای فیلم چی‌ گفته شده :|
    .
    .
    .
    دوستم  منتظر کارای ویزاش اوکی بشه،
    بعد تا آخر تابستون بره اروپا رو بگرده
    منم منتظرم PES 2014 بیاد،
    ببینم میشه با هاشم بیگ زاده توپو از رونالدو گرفت یا نه  :|
    .
    .
    .
    رتبه کنکور دختر عمومو واسش اس ام اس کردن ،
    اومده میگه : نمیدونم کی واسم شارژ ایرانسل فرستاده :lol:
    .
    .
    .
    نظرﺗﻮﻥ ﺩﺭ ﻣﻮﺭﺩ ﻣﻦ ﭼﯿﻪ ؟
    ۱- ﺧﯿﻠﯽ ﺧﻮﺑﻢ
    ۲- خیلی ﺧﯿﻠﯽ ﺧﻮﺑﻢ
    ۳- ﻋﺎﻟﯿﻢ
    ۴- ﻓﻮﻕ اﻟﻌﺎﺩﻩ ﺍﻡ
    ۵- ﻫﻤﻪ ﻣﻮﺍﺭﺩ
    تورو خدا ﺭﺍﺣﺖ ﺑﺎﺷﯿﺪ ، ﻣﻦ ﺧﯿﻠﯽ ﺍﻧﺘﻘﺎﺩ ﭘﺬﯾﺮﻡ :D
    .
    .
    .
    یه سریا واقعا منحصر به فردن ،
    یه سری هم الکی متصل به برقن :D

    .
    .
    .
    بـا ایـن وضـی کـه بـعـضـی پـسـرا پـیـش مـیـرن
    فـک کـنـم مـوقـع عـروسـیـشـون عـروس بـا مـاشـیـن مـیـاد،
    ایـنـارو از آرایـشـگـاه ور مـیـداره مـیـرن تــالار !
    .
    .
    .
    “آغا منو میگی” چیست ؟
    عبارتی برای شروع یه خالی بندی تپل :D
    .
    .
    .
    ﺩﯾﺪﯾﻦ ﺗﻮ ﺍﯾﻦ ﻓﯿﻠﻤﺎ پسره ﻧﺼﻔﻪ ﺷﺐ ﻣﯿﺮﻩ ﻟﺐ ﺩﺭﯾﺎ ﺑﻌﺪ ﯾﻪ دختره ﻣﯿﺮﻩ ﮐﻨﺎﺭﺵ ؟!
    اینا همش ﭼﺮﺗﻪ …
    ﻣﻦ ﯾﻪ ﺑﺎﺭ ﺭﻓﺘﻢ ﭼﻨﺪﺗﺎ ﺳﮓ ﺩﻧﺒﺎﻟﻢ ﮐﺮﺩﻥ :|
    .
    .
    .
    یکی ﺍﺯ ﺩﻻﯾﻠﯽ ﮐﻪ ﻣﻦ ﭘﯿﺸﺮﻓﺖ ﻧﻤﯿﮑﻨﻢ
    ﺍﯾﻨﻪ ﮐﻪ ﻫﻤﻪ ﺑﻌﺪﺵ ﺍﺯﻡ ﺷﯿﺮﯾﻨﯽ ﻣﯿﺨﻮﺍﻥ :|
    .
    .
    .
    زندگی یعنی:
    باید مثل خر درس بخونی دهنت سرویس بشه
    تا در آینده بتونی مثل خر کار کنی دهنت سرویس بشه :(
    .
    .
    .
    این نسلی که من میبینم،
    بعد از ازدواج به همسرشون میگن بیا زن و شوهر معمولی باشیم :|
    .
    .
    .
    آدما کلا سه دستن :
    یا منو دوس دارن
    یا دوس دارن منو دوس داشته باشن
    یا اصن آدم نیستن
    یه همچین آدم احترام گذار به سلایق مختلفی هستم :|
    .
    .
    .
    بابام ﻣﯿﮕﻪ ﺍﻭﻝ ﮔﻮﺵ ﮐﻦ ﺑﺒﯿﻦ ﭼﯽ ﻣﯿﮕﻢ
    ﺑﻌﺪ ﯾﺎ ﻗﺒﻮﻝ ﮐﻦ ﯾﺎ ﺑﺮﻭ ﻓﮑﺮﺍﺗﻮ ﮐﻦ ﺑﻌﺪ ﻗﺒﻮﻝ ﮐﻦ !
    پدر دمکراته ما داریم ؟ :|
    .
    .
    .
    همچین میگن شیر اگه پیرم باشه باز شیره …
    انگار شیر وقتی پیر میشه تبدیل به الاغ میشه، والللا !

  • نويسنده : نیشا مهرزاد
  • سه‌شنبه ۱۸ مهر ۱۳٩۱ ساعت: ۱:۱٥ ‎ب.ظ
  •  

    تـازگـے چشمانـَمـ کـم سـو شـده

    شـماره اَشـ هم بیشتـر!

    مسیـج هـاے عـاشقـانـه ات را نمے بینـم

    آنهمـه تقلـے کـردنـت بـرـآے دیـدنـم را نمـے بینـم

    تمـامـ زور زدنـ هـایـت را بـرای بـه مـن رسیـدن نمے بینـم

    عشـق ِ مـ ن ،

    مطمئـنم تـو تلـاشـَت را مے کنـے

    و ایـ ن چشمـ هاے مـن اسـت کـه تـورا نمے بینـد . . .

    مـگه نـــ ــه ؟؟!!! 

     



  • نويسنده : نیشا مهرزاد
  • سه‌شنبه ۱۸ مهر ۱۳٩۱ ساعت: ۱٢:٥٩ ‎ب.ظ
  •  

     

    فلسفه تنهایی را ...!

    هر چقدر هم خوب ببافند ،

    بی قواره ، بر تن آدم زار می زند

     



  • نويسنده : علیــرضــا
  • دوشنبه ۱٧ مهر ۱۳٩۱ ساعت: ۱٠:۱۳ ‎ب.ظ
  • و پاییز ثانیه , ثانیه می گذرد...

    یادت نرود... اینجا کسی هست

    که به اندازه تمام برگ های رقصان پاییز برایت آرزوهای خوب دارد

     

    زمانی عاشق چشمان سیاهت بودم
    ونگاهت
    آتش عشق را درجانم شعله ور 
    وبرق نگاهم راز درونم را افشا میکرد
    وامروز آن چشمان بی فروغ و سرد 
    خشمگین
     وباغمی همیشگی 
    ترس رابرایم به ارمغان می آورد
    می شود دیگر نگاهم نکنی که 
    بجای برق عشق غم عالم را به دیدگانم هدیه میکند

    من از چشمان تومیترسم

  • نويسنده : علیــرضــا
  • جمعه ۱٤ مهر ۱۳٩۱ ساعت: ۱۱:٤٤ ‎ب.ظ
  • یا صاحب الزمان (عج)

     مولای وقت آمدنت دیر شد بیا

               این دل در انتظار فرج پیر شد بیا

                             این جمعه هم گذشت و لیکن نیامدی

                                                آیات غربتم همه تفسیر شد بیا

                                                            

     

    هر شب به یاد حال لبت گریه می کنم

                         عکست میان آینه تفسیر شد بیا

                                          در دفتر م به یاد تو نرگس کشیده ام

                                                           نرگس هم از فراغ تو دلگیر شدبیا

  • نويسنده : علیــرضــا
  • چهارشنبه ۱٢ مهر ۱۳٩۱ ساعت: ۱٠:۳٩ ‎ب.ظ
  • عشق را جستجو میکنم
    درچشمانت
    درنفست 
    درسرانگشتانت

    اما تو دستانم را میگیری
    برگلوی استخوانی و برآمده ات میچسبانی
    ومیگویی لمس کن
    دردی که به جانم انداخته ای را لمس کن
    این غم توست که درحنجره ام لانه کرده 
    توان فریاد ندارم 
    فقط درد می کشم
    دستانت را درم حلقه می کنی 
    مرا به خودنزدیک می کنی و می گویی
    هیچ بیماری و سختی مراازپادرنمی آورد 
    اما غم تو ....
    ودرگوشم زمزمه می کنی
    تومثل ماروعقربی
    نیشم میزنی 
    اماتنها راه درمانم خودتویی
    تو تنها درمان دردافتاده به جانمی 

    واین یعنی* عشق *

     

    توبگو چه شده 
    چه چیز تغییرکرده 
    امشب نگاهت هزاران حرف نگفته سالیان دور را به زبان می آورد 
    نگاهم میکنی 
    عمیق وعاشقانه
    به رویت لبخند میزنم 
    دستپاچه نگاهت میکنم 
    چه شده ؟
    می خندی 
    درآغوشم میگیری 
    ومی گویی 
    میدانم سالهاست که دیگرعاشقم نیستی
    اماازعشق من ذره ای کم نشده 
    هنوز هم دلتنگت می شوم 
    هنوزهم ذره دره وجودم توراصدا میزند
    وقتی خانه نیستی دلتنگت می شود 
    وزمان آمدنت ثانیه هارا می شمارم 
    ومن غرق می شوم در خاطرات تلخ سالیان گذشته

  • نويسنده : علیــرضــا
  • چهارشنبه ۱٢ مهر ۱۳٩۱ ساعت: ۱٠:٠۸ ‎ب.ظ
  • برای خندیدن منتظر خوشبختی نباش،
     شاید خوشبختی منتظر خنده توست......

  • نويسنده : نیشا مهرزاد
  • سه‌شنبه ۱۱ مهر ۱۳٩۱ ساعت: ٢:٥۸ ‎ب.ظ

  • مخاطب خاص من!!!!!!!!

    .
    .
    .
    مهــــم نیســـت نوشته های درهم و برهم مـرا بخـوانی یـا نــــه!


    مــن بـرای دلِ خستــه ام می نـویسـم...


    میخـــواهی بخـــوان...



    میخـــواهـی نخـــوان...!



    فـــقــــــط خـواهـش میکنـم...


    اگــــر خـوانـدی!


    عـاشقـانـه ام را تقــدیـم به " او " نکــن!!!


    مــن این را بـرای " تـــو " ســروده ام...


    نــــــه بـرای " او "...!!!


  • نويسنده : نیشا مهرزاد
  • دوشنبه ۱٠ مهر ۱۳٩۱ ساعت: ۱:۱۸ ‎ق.ظ
  •  

     

    این حـــــــرف ها ی بــریــده بــریــده

    جانــ ـ ــم استـــ . . 

    کهـ دارد بهـ لبــــ می آیـــد... 

     


     

  • نويسنده : علیــرضــا
  • شنبه ۸ مهر ۱۳٩۱ ساعت: ۱٠:٢٢ ‎ب.ظ
  • تنهــایـم ...
    اما دلتنگ آغــوشی نیستــم...
    خستــه ام ...
    ولـی به تکیـه گـاه نمـی اندیشــم...
    چشــم هـایـم تـر هستنــد و قــرمــز... ... ...
    ولــی رازی نـدارم...
    چــون مدتهــاست دیگــر کسی را "خیلــی" دوست ندارم...




  • نويسنده : علیــرضــا
  • جمعه ٧ مهر ۱۳٩۱ ساعت: ۳:٥٩ ‎ب.ظ
  • کوچولو برای چهلمین روز و آخرین روز باری دیگر دریای چشم و قلب آرام و پرنشاطش را بر روی دنیا متمرکز نمود، بدون اگاهی از چیزی مثل هر روز دیگر از بالین پوستین چسبیده به پوست درخت پایین آمد و خود را آماده برای روزی پر از طنین دلنشین هم گروهی هایش کرد.تابی به بدن خود داد و با خوردن کمی غذا راهی خیابان های درخت ششم شد .

    روز های آخر تابستان بود تمام خیابان ها از تجمع همشهری ها برای خرید پر از هیاهو بود...

    در تمام راه آوازی که باید می خواند را زمزمه می کرد :

    برگ خش خش می کند .......... باد هو هو می کند

    برگ های زرد را ......................... باد جارو می کند

    می رسد از مدرسه .................... باز هم آواز زنگ

    آمده از راه دور ........................... فصل پاییز قشنگ

    بعد از چند دقیقه به مراسم رسید هنوز دیر نبود خود را به اتاق آواز رساند و با همه ی گروه باری دیگر شعر را همزمان خواندن ...

    مراسم آغازین شروع شده بود .

    جیرجیرک ها سومین گروهی بودند که بر سر صحنه می رفتند، کوچولو کمی ترسیده بود از لای پرده نگاهی به بیرون کرد تجمعی از پروانه ها، مگس ها ، کفشدوزک ها و خیلی از حشرات دیگر به چشم می آمد .

    نوبت جیرجیرک ها رسید کوچولو تمام سعیش را کرد و بهترین کارش را ارائه داد ، بعد از اتمام کار همه انها را تشویق کردند .

    کوچولو خیلی خوشحال بود به خانه رفت و تمام روز هر که را دید برایش تعریف کرد که روزش چطور گذشت.....

    آن شب جیرجیرک کوچولو به امید فردا و رفتن به مدرسه رویاهایش را شمارد و به خواب رفت ....امــــــــــا چهل روز از زندگیش گذشته بود و دیگر هیچ وقت دوباره چشمایش را بر روی عالم فانی باز نکرد و به جمع فرشته ها پیوست .....

     

     

    +این مطلب توسط دختر خاله عزیزم نوشته شده ...

    +این نقاشی رو هم منو دختر خالم کشیدیم ، آقا دامادو من کشیدم و عروس خانمو دختر خاله امخجالت

  • نويسنده : علیــرضــا
  • پنجشنبه ٦ مهر ۱۳٩۱ ساعت: ۱:٢٦ ‎ب.ظ
  • پیراهنت در باد تکان می خورد
    این
    تنها پرچمی ست که دوستش دارم.


  • نويسنده : علیــرضــا
  • چهارشنبه ٥ مهر ۱۳٩۱ ساعت: ٤:٤٧ ‎ب.ظ
  • سلام ضامن آهوها مبارک باد میلادت

    من شرمنده و محتاج ندارم هدیه ای بر تو

    همانم آن گدای پای ثابت خانه ات را

    بیا ضامن ، بیا ضامن در این روز بزرگ عشق

    ضمانت کن دل خشکیده ها را

    ببارد و بتابد...

    کنار ده ابر تاریک را از این دلها

    که این دلها خیلی وقت است رنگ رنگان ندیدست بر خود

    بیا ضامن ، بیا ضامن ، کمک کن کمک کن .... کنار ده ابر تاریک را از این دلها

    بتابد نور نور افشان مهدی (ع)

    که یارانش توانند سبز گردند !!!

    و این دلهای خشکیده پر از یاسمن گردد .....

     

  • نويسنده : علیــرضــا
  • چهارشنبه ٥ مهر ۱۳٩۱ ساعت: ۳:٥٤ ‎ب.ظ
  • هــــــــــــــــــــــی ...!!

    پاییـــــــــز...!!

    ابــــــرهایت را زودتر بفرست...

    شستن این گـــــــــرد غـ ـ ـ ـ ـم

    از دلـــــــ  مـ ـ ـ ـ ـن

    چند پایــیــز

    بــــــــــاران میخواهد


  • نويسنده : علیــرضــا
  • سه‌شنبه ٤ مهر ۱۳٩۱ ساعت: ۱٠:٢۱ ‎ب.ظ
  • 4 دقیقه در روز یعنی 2 ساعت در ماه و 24 ساعت در سال ؛

    سالی یک روزتان را به خدا اختصاص دهید ...

    زیاد است ؟؟؟


    برچسب ها : زیبایی
  • نويسنده : علیــرضــا
  • سه‌شنبه ٤ مهر ۱۳٩۱ ساعت: ٧:٠٥ ‎ب.ظ
  • دل عاشق گواه خود دارد

    عاشقی رسم و راه خود دارد

    با من از شرط عقل امر مکن

    دل دیوانه شاه خود دارد

    عاقلان طعنه گوی عشاقند

    عقل هم اشتباه خود دارد

    حج فطرس طواف کرببلاست

    هر ملک خانقاه خود دارد

    می کشد نام کربلا همه را

    شاه دلها سپاه خود دارد

    گرچه ارباب مثل هر شاهی

    عبد چهره سیاه خود دارد

    در کنار حبیب و مسلم و حر

    جون او نیز جاه خود دارد

    کربلا، سامرا، مدینه، نجف

    هرکجا بارگاه خود دارد

    من امام رضایی ام چه کنم؟

    هرکسی تکیه گاه خود دارد

    برچسب ها : امام رضا (ع)
  • نويسنده : علیــرضــا
  • سه‌شنبه ٤ مهر ۱۳٩۱ ساعت: ٦:٢۱ ‎ب.ظ
  • در این دنیای دلبستگی من چون نخ میان کلاف، کلافه و سرگردانم.

    آن قدر به این آدم های عجیب و روزگار تو در تو گره خورده ام که حالا سردرگمم.

    دنیای منِ کلافه تار است. من تار، تو پود شو. به خود ببافم.

    دلم گیر است. از کارم گره بگشا

    حول خورشید حریمت بتابان من بی تاب را

    و بعد چون خیالت از نو ببافم!!!

  • نويسنده : نیشا مهرزاد
  • دوشنبه ۳ مهر ۱۳٩۱ ساعت: ٢:٠۸ ‎ق.ظ

  • عاشــقانه هایم برای تـــو


    من...!!!


    از تکرار


    اسم تو...!!!


    در قلبم...!!!


    هزار


    شعر...!!!


    میسازم...!!!


    تو...!!!


    به این


    دست ساز های


    من...!!!


    نخند 


     

     

  • نويسنده : علیــرضــا
  • دوشنبه ۳ مهر ۱۳٩۱ ساعت: ۱٢:٥٤ ‎ق.ظ
  • گاهی باید فاتحـــه خـــاطره ای رو خوند
    وگر نه همون خـــاطره
    فاتحـــه تو رو می خونه !

     

  • نويسنده : علیــرضــا
  • یکشنبه ٢ مهر ۱۳٩۱ ساعت: ۱٢:۳٩ ‎ق.ظ
  • آن شب سرد قلب او را سخت شکستم

    و دل من نیز از حرفهایی که به او زدم سخت گرفته بود

    آن شب ابری و بارانی فانوس در دست و گریان به جنگل رفتم

    بین راه پیر مرد خندان را دیدم که به درختی تکیه داده بود و به آسمان ابری و شب بارانی می نگریست .

    انگار منتظر من بود

    به من نگاه کرد و می خندید و می خندید ......

    به او گفتم دلی که من شکستم برایت اینقدر خنده دار است ؟؟

    گفت آری ...

    اخم کردم و با پیشانی چروکیده به او گفتم پیرمرد ... آری ؟؟؟

    پیرمرد خندید و گفت : در روزگاری که شما زندگی می کنید همه می خواهید عاشق باشید ... و معشوق را گم کرده اید .....

    نمی دانم پیر مرد خندان از درخواست ان دختر به من چگونه با خبر شد !!!

    نمی دانم حق با کداممان بود من یا دختر عاشق ، ولی ....

    من مات حرفهای او شدم !!!

    و برای زندگی بی پایان عاشق و معشوق نیاز است نه عاشق وعاشق ...

    و من درخواست او را به جای عاشق بود ، معشوق بودن را پذیرفتم .

    حال که از آن داستان سالها می گذرد ، از زندگی خود راضی ام

    و در زندگی با او عاشقش شدم و او نیز پذیرفت که باید معشوق باشد ...

    و من عاشقانه وار معشوقه ام را می پرستم .

     

  • نويسنده : علیــرضــا
  • شنبه ۱ مهر ۱۳٩۱ ساعت: ٧:٥٧ ‎ب.ظ
  • هرگزکسی ازگوشه چشمان خود من را ندید

    اما صدایم را خدا، ازآسمان هایش شنید

     

    تنها خودش بود و من و تاریکی و مهتاب شب

    انگارازمن دوربود با اوخیال خواب شب

     

    من ناله می کردم ولی، خوشحال بودم ازخدا

    رنجیده بودم ازخودم، این شد سرودم ازخدا

     

    گفتم خدایا گوش کن، من معصیت ها کرده ام

    حالا پشیمانم خدا، یک شاخه گل آورده ام

     

    چون خسته ام ازبی کسی،درمانده ام دورازخودم

    امشب نگاهم کن کمی، من خیس بارانت شدم

     

    هرگز کسی ازگوشه چشمان خود من را ندید

    اما خدا آنشب مرا هم دید وهم زیبا شنید

     

    آری خدا از آسمان هایش مرا هم دیده بود

    او مهربان تر بود و ازاول مرا بخشیده بود

    برچسب ها : زیبایی
  • نويسنده : علیــرضــا
  • شنبه ۱ مهر ۱۳٩۱ ساعت: ٧:٥٠ ‎ب.ظ
  • بوی سیگارم اذیتت میکرد،،،،گفتی نکش!!!

    وحالا یادواره‌های عطر تنت آزارم می‌دهد.

    کدام را نکشم؟؟!!!

    آه،،،

    انتظار،،،

    و یا عذاب!!!