جملات و عکس های عاشقانه و دلتنگی

  • نويسنده : علیــرضــا
  • جمعه ۳۱ شهریور ۱۳٩۱ ساعت: ٧:٢۱ ‎ب.ظ
  • رویاهایم را در کنار کسانی گذراندم ، که بودند ولی نبودند … !
    همراه کسانی بودم ، که همراهم نبودن … !
    وسیله کسانی بودم ، که هرگز آنها را وسیله قرار ندادم … !
    دلم را کسانی شکستند ، که هرگز قصدشکستن دل آنها را نداشتم … !
    .
    .
    و تو چه دانی که عشق چیست … ؟
    عشق :
    سکـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــوتی است ، در برابر همه اینها …

  • نويسنده : علیــرضــا
  • جمعه ۳۱ شهریور ۱۳٩۱ ساعت: ٧:۱٦ ‎ب.ظ
  • مـــــادر یگانه داوری است
    که بعد از خدا ؛
    گناه ما هر چه که باشد
    را می بخشــــــــــد....

    برچسب ها : مادر
  • نويسنده : علیــرضــا
  • جمعه ۳۱ شهریور ۱۳٩۱ ساعت: ٢:٤٤ ‎ق.ظ
  • شعله زد عشق و من از نو نو شدم
    پر شدم از عشق تو مملو شدم
    شوق شیدایی مرا از من گرفت
    من به خود برگشتم از تو تو شدم

    آه ، با تو من چه رعنا می شوم
    آه ، از تو من چه زیبا می شوم
    عطر لبخنده خدا می گیرم و
    شکل آواز پری ها می شوم

    با تو من هم جامه ی شب می شوم
    هم طپش با گرگره تب می شوم
    با تو من هم بستره گلبرگ ها
    از شکفتن ها لبالب می شوم

    شعله زد عشق و من از نو نو شدم
    پر شدم از عشق تو مملو شدم
    شوق شیدایی مرا از من گرفت
    من به خود برگشتم از تو تو شدم

    آه ، با تو من چه رعنا می شوم
    آه ، از تو من چه زیبا می شوم
    عطر لبخنده خدا می گیرم و
    شکل آواز پری ها می شوم

    آه ، هستی جز تمنای تو نیست
    آه ، لذت جز تماشای تو نیست
    یک نفس دور از تو باشم ، مرده ام
    زندگی جز مرگ در پای تو نیست...

  • نويسنده : نیشا مهرزاد
  • پنجشنبه ۳٠ شهریور ۱۳٩۱ ساعت: ۳:٢٢ ‎ق.ظ
  • دگـــــــر تــــــقــــــدیـــــــر را

    بـــــرای نــــــیـــامــد نــت بـــهــانـه نـــکـــن !!!!

    مــــرد بـــــــاش...

    و بـگــــــو نــخـــواســــتـــــــی....

    و نــــــیـــامـــــــدی....! 

     
  • نويسنده : علیــرضــا
  • چهارشنبه ٢٩ شهریور ۱۳٩۱ ساعت: ۱۱:٠٧ ‎ب.ظ
  • چه لذت بخش است دیدارت
    وقتی که انتظارش راندارم 
    وقتی که باسرعت به سمتم میدوی تاشاید زودتروزودتر کنارم باشی

    میخواهم 
    نفسهای به شماره افتاده ات را 
    عرق پیشانیت را 
    ولبخند ازدورت را 
    وچشمان مشتاقت را
    ودستانت را

  • نويسنده : علیــرضــا
  • چهارشنبه ٢٩ شهریور ۱۳٩۱ ساعت: ۱:۱۱ ‎ق.ظ
  • وقتی گدای فاطمه بودن برای ماست
    .
    احساس میکنیم که دو عالم گدای ماست
    .
    با گریه بهر فاطمه آدم عزیز است
    .
    این گریه خانه نیست که دولت سرای ماست
    .
    اینجا به ما حسین حسین وحی میشود
    .
    پیغمبریم و مجلس زهرا حرای ماست
    .
    سلمان شدن نتیجه همسایگی اوست
    .
    زهرا برای سیر کمال ولای ماست
    .
    تنها وسیله ای که نخش هم شفاعت است
    .
    چادر نماز مادر ارباب های ماست
    .
    باران به خاطر نوه ی فضه میرسد
    .
    ما خادمیم و ابر کرم در دعای ماست
    .
    فرموده اند داخل آتش نمیشویم
    .
    فردا اگر شفاعت زهرا برای ماست

    برچسب ها :
  • نويسنده : علیــرضــا
  • چهارشنبه ٢٩ شهریور ۱۳٩۱ ساعت: ۱٢:٤۳ ‎ق.ظ
  • در جلسه امتحان عشق
    من مانده ام و یک برگه سفید!
    یک دنیا حرف ناگفتنی
    و یک بغل تنهایی و دلتنگی...
    درد دل من در این کاغذ کوچک جا نمی شود!
    در این سکوت بغض آلود
    قطره کوچکی هوس سرسره بازی می کند!
    و برگه سفیدم
    عاشقانه قطره را در آغوش می کشد!
    عشق تو نوشتنی نیست...
    در برگه ام کنار آن قطره
    یک قلب کوچک می کشم!
    وقت تمام است.
    برگه ها بالا....

  • نويسنده : نیشا مهرزاد
  • دوشنبه ٢٧ شهریور ۱۳٩۱ ساعت: ۸:٤٥ ‎ب.ظ
  • بـا تـ ــو نیستــم ، بــه خودتــ ـــ نگیــ ــر ، اصلا تـ ــو یکــی نخـــوان ...

    دارم بــا خودم زمــزمـه مـی کنـ ــم ، بــا خودم حرفـ ـــ می زنـــم ...

    دلگیـ ــرم از آدم هـایـی کـه می آیند و می روند و پشتـ ــــ سرشـ ـان را هــم نگـ ـاه نمی کنند ...

    نمی بینند کــه پشتـ ـــ سرشـ ـان بـه جـای کـاسـ ـه ی آبــ ــــ ، اشکـ ـــ ریختـ ـه می شـــود ...

    بـه جـای خداحـافظـی ، بغـ ـض می کنند ...!

    از تــو دلگیـ ــر نیستـم ، رفتـن حق آدم هـاستــ ـــ !! بــا خودم حرفــ ـــــ می زنــم .. 

     


     

  • نويسنده : علیــرضــا
  • دوشنبه ٢٧ شهریور ۱۳٩۱ ساعت: ۱:٠٤ ‎ق.ظ
  • اگر کلمه دوستت دارم کلید زندان من و توست
    پس با تمام وجود فریاد میزنم دوستت دارم

     

  • نويسنده : علیــرضــا
  • شنبه ٢٥ شهریور ۱۳٩۱ ساعت: ٦:٥٥ ‎ب.ظ
  • ماه فروماند از جمال محمد
    سرو نباشد به اعتدال محمد 

    قدر فلک را کمال و منزلتی نیست 
    در نظر قدر با کمال محمد 

    وعده‌ی دیدار هر کسی به قیامت 
    لیله‌ی اسری شب وصال محمد 

    آدم و نوح و خلیل و موسی و عیسی 
    آمده مجموع در ظلال محمد 

    عرصه‌ی گیتی مجال همت او نیست 
    روز قیامت نگر مجال محمد 

    وآنهمه پیرایه بسته جنت فردوس 
    بو که قبولش کند بلال محمد 

    همچو زمین خواهد آسمان که بیفتد 
    تا بدهد بوسه بر نعال محمد 

    شمس و قمر در زمین حشرنتابد
    نور نتابد مگر جمال محمد 

    شاید اگر آفتاب و ماه نتابند 
    پیش دو ابروی چون هلال محمد 

    چشم مرا تا به خواب دید جمالش 
    خواب نمی‌گیرد از خیال محمد 

    سعدی اگر عاشقی کنی و جوانی 
    عشق محمد بس است و آل محمد

    برچسب ها : حضرت رسول (ص)
  • نويسنده : علیــرضــا
  • جمعه ٢٤ شهریور ۱۳٩۱ ساعت: ۱۱:٢٦ ‎ب.ظ
  • ببار باران
    کمی آرام....که پاییز هم صدایم شد
    که دلتنگی و تنهایی رفیق با وفایم شد

    ببار باران
    بزن بر شیشه قلبم....بکوب این شیشه را بشکن
    که درد کمتری دارد اگر با دست تو باشد

    ببار باران
    که تا اوج نخفتن ها مدام باریدم از یادش

    ببار باران
    درخت و برگ خوابیدن
    اقاقی....یاس وحشی....کوچه ها روزهاست خشکیدن

    ببار باران
    جماعت عشق را کشتن
    کلاغا بوته ی سبز وفا را بی صدا خوردن
    ولی باران ، تو با من بی وفایی
    توهم تا خانه ی همسایه می باری
    و تا من
    میشوی یک ابر تو خالی


     

     

  • نويسنده : علیــرضــا
  • چهارشنبه ٢٢ شهریور ۱۳٩۱ ساعت: ٩:۱۸ ‎ب.ظ
  • سال های زیادی بود که به دنبال پیر مردی بود

    پیر مردی که در جنگلهای شمالی میزیست و همه می گفتند :

    خندهای او آدم را مجنون و دیوانه می کند ...

    منم سال های سال وجب به وجب جنگلها را گشتم !!!

    پیر مردی که آدرس روزگار را داشت

    روزگاری که همه ی ما زخم های عمیقی از او بر قلبهایمان داریم ...

    یافتم ، یافتم پیرمرد خندان را

    از پیر مرد پرسیدم : آدرس روزگار را می خواهم و او .......

    می خندید و می خندید ....

    انگار با خندهایش داشت آدرس روزگار را می داد

    گویی روزگار در خندهای او بود

    گویی روزگار پیرمرد خندان بود ...

    و او همچنان می خندید ..........

    و من هم مجنون و دیوانه وار به زخم های عمیقم نگاه می کردم

    زخمی وجود نداشت ....تعجب

    خندهای تلخ او مرهم زخمهایم شد ...

    و من هم مثل همه مجنون خندهای او شدم و دیوانه وار برای همیشه سکوت کردم ......

  • نويسنده : علیــرضــا
  • چهارشنبه ٢٢ شهریور ۱۳٩۱ ساعت: ٤:٢۸ ‎ب.ظ
  • بانوی آفتاب
    چشم هایت را که می گشایی
    جهان پر از زیبایی می شود
    چشم که باز می کنی
    دلم غرق آرامش می شود

    سرک که می کشی
    از پشت کوه سنگی منتهی به افق اتاقم
    می بینم موهای ابریشمینت را
    دلم می تپد و
    شور مستی بر سرم می افکند

    بانوی من
    بانوی آفتابم
    رخ متاب از باد
    بوسه های از سر سرسپردگی هایم را
    سوار بال باد کرده ام
    تا در گذر از روی زیبایت
    به یکباره
    بر گونه های تب دارت نشاند

    بانوی آفتابم

    روزم را به لبخندی روشن کن

  • نويسنده : علیــرضــا
  • سه‌شنبه ٢۱ شهریور ۱۳٩۱ ساعت: ٩:٢٧ ‎ق.ظ
  • این شعرها، فروشی‌ست!

    به قیمت ِ من.

    بیا بخر

    شاید بهانه ای شد و به چشم ِ خریدار نگاهم کردی...

  • نويسنده : نیشا مهرزاد
  • دوشنبه ٢٠ شهریور ۱۳٩۱ ساعت: ٤:٠٩ ‎ب.ظ
  •  

    دُنبـــالِ ویــــلچِــــرم واسـه روزگـــار !

     

    ظاهـــرا پایـــى واسـه راه اومــدن با مــن نداره..

     




  • نويسنده : علیــرضــا
  • دوشنبه ٢٠ شهریور ۱۳٩۱ ساعت: ۱٢:۱٥ ‎ب.ظ
  • مترسک : من مغز ندارم . توی سرم پر از پوشاله
    آدم : اگه مغز نداری پس چطوری حرف میزنی ؟
    مترسک : نمی دونم
    ولی خیلی از آدم ها هستن که بدون مغز یه عالمه حرف میزنند........

  • نويسنده : علیــرضــا
  • دوشنبه ٢٠ شهریور ۱۳٩۱ ساعت: ۱۱:٥۱ ‎ق.ظ
  • لبخند بزن بدون انتظار پاسخی از دنیا
    و بدان که روزی آنقدر شرمنده می شود
    که به جای پاسخ به لبخندهایت
     با تمام سازهایت می رقصد ...

     

  • نويسنده : علیــرضــا
  • یکشنبه ۱٩ شهریور ۱۳٩۱ ساعت: ۸:۳٢ ‎ب.ظ
  • خدایم ، خدایم
    آه ای خدایم
    صدایت می زنم بشنو صدایم
    شکنجه گاه این دنیاست جایم
    به جرم زندگی این شد سزایم
    آه ای خدایم بشنو صدایم
    مرا
    بگذار با این ماجرایم
    نمی پرسم چرا این شد سزایم
    آه ای خدایم بشنو صدایم
     گلویم مانده از فریاد و فریاد
    ندارد کز غم مرگ صدا را
    به بغض در نفس پیچیده سوگند
     به گل های به خون غلتیده سوگند
    به مادر سوگوار جاودانه
    که داغ نوجوانان دیده سوگند
    خدایا حادثه
    در انتظار است
    به هر سو باد وحشی در گذر است
    به فکر قتل عام لاله ها باش
    که خواب گل به گل کابوس خار است
    خدایم ای پناه لحظه هایم
    صدایت می زنم با گریه هایم
    صدایت می زنم بشنو صدایم
    الهی در شب فقرم بسوزان
    ولی محتاج نامردان نگردان
    عطا کن دست بخشش همتم را
     خجل از روی محتاجان نگردان
    الی کیفرم را می پذیرم
    که از تو ذات خود را پس بگیرم
    کمک تا که با ناحق نسازم
     برای عشق و آزادی بمیرم
     خدایم ای پناه لحظه هایم
    صدایت می زنم با گریه هایم
     صدایت می زنم بشنو صدایم

    برچسب ها : زیبایی
  • نويسنده : علیــرضــا
  • یکشنبه ۱٩ شهریور ۱۳٩۱ ساعت: ۸:٢٤ ‎ب.ظ
  • گفته بودند به ما:

    می کشد در همه کس

    غم نان

    ایمان را

    در شبی سرد چو مرگ

    که هوا می لرزید

    و تن خسته شهر

    بستر برف زمستانی بود

    راهی خانه شدم.

    من -گرسنه-

    پدرم را دیدم

    که در آن ظلمت سرد

    با یخ حوض قدیمی حیاط

    جنگ سختی می کرد

    تا ز خون دشمن

    بعد از آن جنگ وضویی سازد

    پدرم -بی که کلامی گوید-

    گفت با من:

    پسرم!

    چاره مشکل ما

    ایمان است

    برچسب ها : زیبایی ، جملات فلسفی
  • نويسنده : علیــرضــا
  • شنبه ۱۸ شهریور ۱۳٩۱ ساعت: ٤:٠٩ ‎ب.ظ
  • تو خودت را رنگ زدی..تا شیبه خاطرات این آدما ها باشی؟
    .
    .
    .شاید فراموش کردی....که این آدمها...رنگین کمان را با دروغ های خود رنگ میکنند!
    .
    .تو برای آنها...حتی معنی بی رنگی را هم نداری.!
    .
    .
    کاش سیاه و سفید بودی!.
    تا باورشان میشد...تو شیبه دروغ های رنگیِ آنها نیستی!
    شبیه حقیقتِ...خودت هستی!


  • نويسنده : علیــرضــا
  • شنبه ۱۸ شهریور ۱۳٩۱ ساعت: ٤:٠٧ ‎ب.ظ
  •  

    قـــلمم به نـوشتـــن نمی آیــد!
    بـــه چِــشـمـانـَم خیــره شـو ؛
    عــاشــقــانــه هــــای ِ مــَـرا بــخــوان …
    .
    .
    .
    در صدا کردن نام تو
    یک «کجایی؟!» پنهان است
    یک «کاش می‌بودی»
    یک «کاش باشی»
    یک «کاش نمی‌رفتی»
    من نام تو را
    حذف به قرینه‌ی این همه دلتنگی و پرسش صدا می‌زنم…
    .
    .
    .
    لبخند تو
    معجزه ی شیرینی است
    که رؤیای بهشت را
    در دل ِآدم زنده می کند…!
    .
    .
    .
    همه میگویند چشمانش رنگارنگ است
    اما من میگویم
    چشمانش عسلیست
    نه برای رنگش
    برای اینکه شیرین ترین لحظاتم
    در چشمان او خاطره شده اند . . .
    .
    .
    .
    پشت حـــــرف‌های یه مرد
    پشت نوازش‌ ها
    … سرزنش‌ ها
    پشت تـــمام نـــگاه‌ های معنی‌ دار
    پشت ســـکوتش
    پشت لبخـــند‌ های پــر از رازش
    عـــشقیست
    پـــنهان تر از محبــت زنانه
    .
    .
    .
    ﺩﺭ ﻣﺮﺩ ﻫﺎ حسی ﻫﺴﺖ ﻛﻪ ﺍﺳﻤﺸﻮ ﻣﻴﺬﺍﺭﻥ ” ﻏﻴﺮﺕ “
    ﻭ ﺑﻪ ﻫﻤﻮﻥ ﺣﺲ ﺩﺭ ﺧﺎﻧﻢ ﻫﺎ ﻣﻴﮕﻦ “ﺣﺴﺎﺩﺕ “
    ﺍﻣﺎ…
    ﻣﻦ ﺑﻪ ﻫﺮﺩﻭﺷﻮﻥ ﻣﻴﮕﻢ ” ﻋﺸـــــــــــﻖ “
    ﺗﺎ ﻋﺎشـــق نباشی
    نه غیرتی میشی نه حـســود !
    .
    .
    .
    .
    بعضی آدم ها را نمی شود داشت ، فقط می شود یک جور خاصی دوستشان داشت !
    بعضی آدم ها اصلا برای این نیستند که برای تو باشند یا تو برای آن ها !
    اصلا به آخرش فکر نمی کنی ، آنها برای اینند که دوستشان بداری
    آنهم نه دوست داشتن معمولی نه حتی عشق ،
    یک جور خاصی دوست داشتن که اصلا هم کم نیست …
    این آدم ها حتی وقتی که دیگر نیستند هم در کنج دلت تا ابد یک جور خاص دوست داشته خواهند شد !
    .
    .
    .
    عشق اگر عشق باشد ؛
    هم خنده هایت را دوست دارد ،
    هم گریه هایت را ….
    هم شادی ات را دوست دارد ؛
    هم غم هایت را …
    هم لحظه های شادابی ات را می پسندد ،
    هم روز های بی حوصلگی ات را …
    هم دقایق پر ازدحامت را همراهی میکند ،
    هم دقایق تنهایی ات را …
    عشق اگر عشق باشد ،
    هم زیبایی هایت را دوست دارد ،
    هم اخم هایت را در روزهای تلخی …
    هم سلامتت را می پسندد ،
    هم روزهای گرفتاری و بیماری همراهی ات می کند …
    عشق اگر عشق باشد ،
    با یک اتفاق ،
    تو را تعویض نمی کند ،
    همراهی ات می کند تا بهبود یابی …
    عشق اگر عشق باشد ،
    هر ثانیه دستانش در دستان توست ،
    در سختی و آسانی …
    تا ابد ..
    .
    .
    .
    تمام خستگی هایت را یکجا میخرم …
    تو فقط قول بده صدای خنده هایت را به کسی نفروشی . . .
    .
    .
    .
    فاصله بین ذهن و دل ، عقل و عشق ، منطق و زندگی …
    عظیمترین فاصله هاست
    .
    .
    .
    ﻗﻠﺒﻢ ﺑﻪ ﻫﻮﺍﯼ ﺗﻮ ﺗﻼﻃﻢ ﺩﺍﺭﺩ
    ﺑﺎ ﺧﯿﺰﺵ ﻣﻮﺟﻬﺎ ﺗﻔﺎﻫﻢ ﺩﺍﺭﺩ
    ﺑﮕﺬﺍﺭ ﺑﮕﻮﯾﻨﺪ ﮐﻪ ﻋﺎﺷﻖ ﮐﻮﺭ ﺍﺳﺖ
    ﺩﯾﻮﺍﻧﻪ ﭼﮑﺎﺭ ﺑﻪ ﺣﺮﻑ ﻣﺮﺩﻡ ﺩﺍﺭﺩ
    .
    .
    .
    عاشق زنی شده ام
    “که بوی مردانگی اش”
    غرور مردانه ام را…
    دیوانه میکند !
    .
    .
    .
    “تو” …
    همان لطف خدایی که داشتنت شامل حال من شده است !
    .
    .
    .
    .
    پرچم یه پسر زمانی بالاست که
    ﻭﻗﺘﯽ ﻗﻠﺐ ﯾﻪ ﺩﺧﺘﺮ ﺭﻭ ﺑﻪ ﺩﺳﺖ ﺁﻭﺭﺩ ﻭ ﺑﻪ ﺧﻮﺍﺳﺘﻪ ﻫﺎﺵ ﺭﺳﯿﺪ ..
    ﻋـــــــﺎﺷﻘﻮﻧﻪ ﭘﺎﯼ ﻃﺮﻑ ﺑﻤﻮﻧﻪ ﻭ ﻭﻓـــــــﺎ ﺩﺍﺭ ﺑﺎﺷﻪ !!
    .
    .
    .
    ارزشمندترین مکان هایی که میتوان در دنیا حضور داشت :
    در فکر کسی
    در قلب کسی
    و در دعای کسی …
    .
    .
    .
    در سینمای چهار بُعدی چشمانت
    برنده هفت سیمرغ بلورینِ
    بهترین تماشاچی می شوم…
    .
    .
    .
    ای دلبر ما مباش بی دل بر ما
    یک دلبر به ، به که دوصد دل برما
    نه دل بر ما نه دلبر اندر بر ما
    یا دل بر ما فرست یا دلبر ما
    .
    .
    .
    نفس شاید دلیلی باشد برای زندگی اما بی شک “تو” بهانه ی آنی
    .
    .
    .
    قلب تو قلب منه
    دوری تو درد منه
    خوشی من بودن تو
    نبودنت مرگ منه
    .
    .
    .
    عاشقی می کنم!
    لـــــج می کنم!
    بد اخلاق می شوم!
    دست خودم نیست …
    ساعت و زمان هم ندارد!
    تــــــــو که نباشی …
    زندگی به کام من تلخ است ..
    .
    .
    .
    گفتم:دوسم داری ؟
    گفت:بچه ای برو بزرگ شو !
    رفتم بزرگ شدم اما انقدر بزرگ شدم که یادم رفت دوسش داشتم…!
    .
    .
    .
    لاف می زدم که فراموشت خواهم کرد !
    کجایی که ببینی این روزها توبه ی من از گرگ ها هم مرگ تر است …
    .
    .
    .
    هوایت را به سمت من کج کن …
    این روز ها بدجور نفس تنگی گرفتم ، میگویند هوا آلوده است
    هر هوایی که تو در آن نباشی آلوده است !
    .
    .
    .
    مـادربـزرگ مـی گفـت:
    قلبـــت که بــی نظـم زد
    از همیــشه عاشق تـــری . . .
    اشکــت که بــی اختیــار ریخــت
    از همیــشه دلتنــگ تـــری . . .
    شبــت کـه بـا درد گذشـــت
    فکــرت از همیــشه درگیـــرتـر سـت
    .
    .
    .
    صحبت از “دیروز و امروز و فردا” نیست ،
    صحبت از توست و تو یعنی “همیشه”
    .
    .
    .
    دست هایم را دایره وار دور دلت حلقه میکنم عزیزکم …
    مبادا فکر کنی “داستان اسارت” است ،
    این حکایت را به “زیاد خواستنت” تعبیر کن
    .
    .
    .
    برای مَن
    همین از تو گفتن !
    “زندگیست”
    .
    .
    .
    چشمانت همرنگ قهوه است…
    تلخ اما…
    اعتیاد آور
    .
    .
    .
    اشتراکِ
    من و دریا
    دل شوره هایی ست
    که درونمان موج میزند
    اما هیچ کدام
    تو را نمک گیر نکرد
    .
    .
    .

    صبر کن
    عشق که شکل گرفت
    لب ، قلب ، چشم ، گویا می شود
    و ذهن
    پاک می شود از غبار
    آن وقت
    با من باش ، همیشه ی من !
    .
    .
    .
    همین که قاصدکی را ،
    فوت کنی
    تا عطر نفس هایت
    را با خود بیاورد
    برای دلم کافیست . . .
    .
    .
    .
    مـردنَــم را آرزوستــــ
    اگـــر آرامگــاه ِ ابـَـدی آغــوش ِ تــو بـاشــد . . .
    .
    .
    .
    چرا دیوونگی نسبت به حساب نمیاد؟
    مثلا بگن تو چه نسبتی باهاش داری؟ منم بگم دیوونشم  . . .
    .
    .
    .
    به تو که میرسم مکث میکنم !
    انگار در زیباییت چیزی را جا گذاشته ام ، مثلا …
    در صدایت ، آرامش
    یا در چشم هایت ، زندگی
    .
    .
    .
    ﻋﺸــــــﻖ …
    ﻧــــﻪ ﭘــــﻮﻝ ﻣﯿﺨــــﻮﺍد …
    ﻧــــﻪ زیبایــــی …
    و ﻧــــﻪ هیــــچ چیــــز دیگـــــه ….
    ﻓﻘـــــــــــﻂ ” ﺩﻭ ﺗــــﺎ ﺁﺩﻡ ” ﻣﯿﺨــــــــﻮﺍﺩ …
    ﺗﺎﮐــــــــﯿﺪ ﻣﯿﮑﻨــــﻢ : ﺁﺩﺩﺩددﺩﺩﻡ …!
    .
    .
    .
    از روزی کـه تــو پـا بـه زمــیـن گــذاشـتــی
    گــرم شــدنــش آغــاز شــد!
    و هـنــوز دانـشـمـنـدان در پــی ایـنـن
    کــه چــرا یـخ هــای قــطــب جــنــوب آب مـیـشــوند !
    .
    .
    .
    ای کاش که من پیر شوم در بغلت
    با دست تو زنجیر شوم در بغلت
    پرواز پر از حس رهایی ست ولی
    ای کاش زمین گیر شوم در بغلت
    .
    .
    .
    عـــ ـشـ ــق میتواند …
    فـاحشهـ بســازد از فرشته هـا …
    اگــر معـشـــوق اشـتبـاهـ ـی باشــد …
    .
    .
    .
    .
    هرجای این سرزمینی باش !
    فقط هرروزخنده هایت رابرایم پســــــــــــت کن . . .
    .
    .
    .
    بادبادک ها هرچقدر هم که اوج بگیرند هنوز با نخ اسیر زمین اند !
    من اما با تو …
    با آغوش گرمت …
    با تمام بوسه هایت …
    روی همین زمین به اوج میرسم
    .
    .
    .
    اگر فکر کردى ازت خوشم میاد
    و برام خیلى عزیزى و دلواپستم
    و اگه نبینمت دلم برات تنگ میشه
    براى اولین بار درست فکر کردى !
    .
    .
    .
    چقدر خوشحــ ــال بود شیطــ ــان وقتے سیبــ را چیدم …
    گمان مے کرد فریب داده استــ مرا
    نمے دانستــ تو پرسیده بودے :
    مرا بیشتر دوستــ دارے یا ماندن در بهشــ ــتــ را
    .
    .
    .
    دیـگـر هـیـچ مـزه ای دلـچـسـب نـخـواهـد بـود . .
    مـن تـمـامِ حـسِ چــِشـایـی ام را . .
    رویِ لـبـانـت . .
    جـا گـذاشـتـه ام . .

  • نويسنده : علیــرضــا
  • شنبه ۱۸ شهریور ۱۳٩۱ ساعت: ٤:٠٦ ‎ب.ظ
  • دانستن جرم کمی نیست
    وقتی که…
    بدانی و عمل نکنی…
    بدانی و بگذری…
    بدانی و نادیده بگیری…
    بدانی و بشکنی…
    .
    .
    .
    شــــیــــر برایِ اثــــباتِ قــــــــدرتش
    نیازی به جنگیدن با هر شــــغال و کــــفتاری نداره . . .
    .
    .
    .
    وقتے قهرمان جهان شدم
    آنگاه فهمیدم که باید بیشتر خم شوم
    تا مدال قهرمانے را به گردنم بیاویزند . . .
    (جهان پهلوان غلامرضا تختی)
    .
    .
    .
    عجب حکایتیست دنیا …
    دستی که داس برمی دارد
    همان دستی است که کاشته بود …
    .
    .
    .
    عکس‌های قشنگ، دلیل بر زیبایی تو نیست
    ساخت دست عکاس است
    درونت را زیبا کن که مدیون هیچ عکاسی نباشی
    “مرحوم خسرو شکیبایی”
    .
    .
    .
    .
    سه چیز را با احتیاط بردار : قدم ، قلم ، قسم !
    سه چیز را پاک نگه دار : جسم ، لباس ،خیال !
    از سه چیز کار بگیر : عقل ، همت ، صبر !
    از سه چیز خود را دور نگهدار:  افسوس ، فریاد ، نفرین !
    سه چیز را آلوده نکن : قلب ، زبان ، چشم !
    اما سه چیز را هیچ گاه فراموش نکن : خدا ، مرگ و دوست …
    .
    .
    .
    حـــکایـت زنـــدگی مـا شـده مــثـل دکــمـه ی پـــیـراهـن
    اولــی رو کـه اشــتـبـاه بـــسـتی ،
    تــا آخـــرش اشـــتـبـاه مـــیـری !
    بــــدبـخـتـی ایــنـه کـه ؛
    زمــانی بـه اشـــتـبـاهـت پـــی می بـری کـه رســیـدی بـه آخــــرش . . .
    .
    .
    .
    ایستادگی کن تا روشن بمانی ؛
    شمع های افتاده خاموش می شوند
    (احمد شاملو)
    .
    .
    .
    سخت است حرفت را نفهمند و سخت تر این است که حرفت را اشتباهی بفهمند…
    حالا میفهمم که خدا چه زجری میکشد
    وقتی این همه آدم حرفش را که نفهمیده اند هیچ ، اشتباهی هم فهمیده اند
    (دکتر علی شریعتی)
    .
    .
    .
    بسیاری ترجیح می دهند بدبخت باشند، و مردم آن ها را خوشبخت بدانند
    تا خوشبخت باشند و مردم آن ها را بدبخت بدانند . . .
    .
    .
    .
    مــرا بــــرای دزدیــدن تـکـه نـانـی بـه زنـدان بـردنـد
    و پـانـزده سـال در آنـجـا هـر روز یـک قـرص نـان کـامـل مـجـانـی خـوردم
    (ژان وال ژان – بینوایان)
    .
    .
    .
    دوست بدار کسی را که دوستت دارد حتی اگر غلام درگاهت باشد
    دوست مدار کسی را که دوستت ندارد حتی اگر سلطان قلبت باشد
    .
    .
    .
    کسانی هستند که از خودمان می رنجانیم
    مثل ساعت هایی که صبح، دلسوزانه زنگ می زنند
    و در میانِ خواب و بیداری، بر سرشان می کوبیم
    بعد می فهمیم که خیلی دیر شده . . .
    .
    .
    .
    .
    همیشه ۲۵ درصد از یک سهم بزرگ
    خیلی بهتر از ۱۰۰ درصد از یک سهم کوچکه
    ( دیالوگ فیلم بیلیارد باز )
    .
    .
    .
    گاهی وقت ها “سکوت” بهترین حرف
    و “نبودن ” بهترین حضور است . . .
    .
    .
    .
    بزرگی روحت را میان دستانت پنهان کن
    که بزرگ بودن میان مردم کوچک سخت است !
    .
    .
    .
    خـــــشـم ،
    بـــا دیــــوانــگی آغــــاز مـی شـود و بـــا پــــشـیمـانـی پـایـان مـی پــذیــرد . . .
    .
    .
    .
    هیچ کدام از ما با “ای کاش”، به جایی نرسیده‌ایم . . .
    .
    .
    .
    وقتی حرف راست میزنید
    فقط انسان هایی از دستتان عصبانی می شوند
    که تمام زندگیشان بر دروغ استوار است . . .
    .
    .
    .
    یادت باشه همیشه خودتو بنداز تابگیرنت …
    اگه خودتو بگیری میندازنت !
    .
    .
    .
    .
    مرد ترین آدمهایی که تو زندگیم دیدم
    اونایی بودن که بعد اشتباهشون گفتند :معذرت میخوام . . .
    .
    .
    .
    عمری را تلف کردم تا بفهمم فهمیدن همه چیز لازم نیست.
    (رنه کوتی)
    .
    .
    .
    مزرعه را موریانه خورد
    ولی ما برای گنجشک ها مترسک ساختیم
    ،لعنت به این حماقت!
    .
    .
    .
    آنهایی که در زندگیت نقشی داشته اند را دوست بدار
    نه آنهایی که برایت نقش بازی کرده اند . . .
    .
    .
    .
    “زمان” وفاداریه آدما رو ثابت میکنه نه “زبان” . . .
    .
    .
    .
    هیچکس نمیتواند یک شخص را تغییر دهد
    اما یک شخص میتواند دلیلی برای تغییر یک فرد باشد
    .
    .
    .
    مردم می گویند، ” آدم های خوب را پیدا کنید و بدها را رها کنید.”
    اما باید اینگونه باشد،
    ” خوبی را در آدم ها پیدا کنید و بدی آن ها را نادیده بگیرید. ”
    هیچکس کامل نیست
    .
    .
    .
    قـــــطـره هـــای کــــوچـک آب
    اقـــــیـانــــوس بــــزرگ را مـــی ســازنـــد
    دانـــــه هـــای کــــوچــک شـــن
    ســــاحــل زیــــبـا را . . .
    لـــــحـظه هـــای کـــــوتاه
    شـــــایـــد بـــی ارزش بــــه نــــظـر بــــرســـنـد ، اما …
    .
    .
    .
    همیشه یادمون باشه که نگفته هارو میتونیم بگیم
    اما گفته هارو نمیتونیم پس بگیریم …
    .
    .
    .
    خواندن بی اندیشه بیهوده است
    و اندیشه بدون خواندن خطرناک  . . .
    .
    .
    .
    آدما دو جور زندگی میکنن :
    یا غرورشونو زیر پاشون میذارن و با انسانها زندگی میکنن
    یا انسانهارو زیر پاشون میذارن و با غرورشون زندگی میکنن
    .
    .
    .
    اگر توی ذهنتون کاری در نظر دارید
    همین الان انجام بدید
    گاهی اوقات
    “بعد” ، میشود  ”هرگز” . . .
    .
    .
    .
    نگرش درست نیمی از موفقیت است :
    یکی میگفت شب فرا رسیده است
    در حالیکه دیگری میگفت صبح در راه است . . .
    .
    .
    .

    برای جلوگیری از “پس رفت” ، “پس باید رفت”
    هر “چاله ای” ، “چاره ای” به من آموخت !
    .
    .
    .
    مشکل اینجاست،
    همیشه آدم های تنوع طلب
    دست می گذارند رو آدمهای وفادار !
    .
    .
    .
    آدمای بزرگ همه چیزشون بزرگه…
    حتی اشتباهای کوچیکشون !
    .
    .
    .
    ای کاش انسانها همانقدر که ازارتفاع میترسیدند ,
    کمی هم از پستی هراس داشتند…!
    .
    .
    .
    اشیا برای استفاده شدن و انسانها برای دوست داشتن می باشند
    ولی افسوس امروزه از انسانها استفاده می شود و اشیا دوست داشته می شوند !
    .
    .
    .
    خودبینی، دیدن خود نیست
    خودبینی، ندیدن دیگران است . . .
    .
    .
    .
    ﻧﻪ ﻋﺎﺷﻖ ﺑﻮﺩﻩ ﺍﻧﺪ ، ﻧﻪ ﻋﺎﺷﻖ ﻣﯽ ﺷﻮﻧﺪ
    ﻓﻘﻂ ﺷﻠﻮﻏﺶ ﻣﯽ ﮐﻨﻨﺪ
    ﮔﻨﺠﺸﮏ ﻫﺎﯾﯽ
    ﮐﻪ ﯾﮏ ﻋﻤﺮ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﺷﺎﺧﻪ ﺑﻪ ﺁﻥ ﺷﺎﺧﻪ ﭘﺮﯾﺪﻥ
    ﻋﺎﺩﺗﺸﺎﻥ ﺍﺳﺖ . . .
    .


    .
    .
    اگر به میهمانی گرگ میروی سگت را همراهت ببر . . .
    .
    .
    .
    قله ای که چند بار فتح شود ؛
    بی شک روزی تفریحگاه عمومی میشود !
    مواظب دلت باش !…
    .
    .
    .
    گاهی لب های خندان بیشتر از
    چشم های گریان”درد”می کشند . . .
    .
    .
    .
    “پایِ “معرفت میاد وسط
    “دستِ “خیلیا کوتاه میشه . . .

  • نويسنده : علیــرضــا
  • شنبه ۱۸ شهریور ۱۳٩۱ ساعت: ٤:٠٤ ‎ب.ظ
  •  

    این روزها پارو را رها کرده ام و دراز شده ام کف قایقی معلق که به هیچ کجا نمی رود !
    .
    .
    .
    می خندم!
    دیگر تب هم ندارم
    داغ هم نیستم
    دیگر به یاد تو هم نیستم
    سرد شده ام
    سرد سرد
    نمی دانم
    شاید…
    شاید دق کرده ام!
    کسی چه می داند…
    .
    .
    .
    لحظاتی هست که هیچ چیز این زندگی قانعت نمی کند
    و فقط و فقط نیاز به اندکی مردن داری !
    .
    .
    .
    حس رنگ زرد چراغ راهنمایی رانندگی رو دارم که هیچکی بهش “تـــــوجـــــه” نمیکنه !
    .
    .
    .
    دلگیرم
    از دنیآ و روزگآرش
    از بی کسی هآ و سکوت هآ!
    این منم که اینگونه خسته ام
    منی که همیشه خوب بودم و خندآن
    منی که خنده هآیم مثآلی بود به مثآل ضرب المثل!
    نمی توآنی بفهمی و البته عجیب هم نیست برآیم!
    چون “تـو”، “من” نیستی!
    پس لطفا قضآوتم نکن…
    .
    .
    .
    حس پرنده ای رو دارم که از قفس آزاد شده اما پرواز از یادش رفته !
    .
    .
    .
    خدایا خسته ام!
    از غریبــه بــودن بیــن ِ این آدمـ ها
    از بـے کسـے
    از ایـــن کـه از جنـس ِ آدمـ های اطرافــم نیستــم
    از اینکه همه تا میفهمــن از خودشــون نیستــم
    رفتارشــون باهامـ عوض میشـه
    خدایــا!
    تو بـا مــن باش..
    .
    .
    .
    .
    برای سفر به گذشته نیازی به ماشین زمان ندارم …
    منِ خسته با یک نخ سیگار و چند پک عمیق ، هر روز به گذشته سفر میکنم !
    .
    .
    .
    چگونه استـــ حال من…
    با غمـــ ها می سازمــــ…
    باکنایه ها می سوزمــــــــــ…
    به آدم هایی که مرا شکستند لبخند می زنمـــــــــ…
    لبخندی تـــلخـــــــ….
    خــــــــــداونــــــــــــــــــــدا…
    می شود بگویی کجای این دنیـــــــــــــا جای من استــــــــ…
    از تــــــــــــــو و دنـــیایی که آفـــــــــــریدی
    فقط در اعماق زمینـــــ اندازه یه قـــــــبر
    فقط یک قبـــــــــــــــر…
    در دور تـــــــــــرین نقطه جــــــهانــــ می خــــــــــــواهمـــــــــ
    خــــــــدایـــــا خــــــسته ام خــــــستهـــــــ…

    .

    .

    .

    تنها نشسته ام و چای مینوشم و بغض میکنم
    هیچکس مرا به یاد نمی آورد
    این همه آدم روی کهکشان به این بزرگی
    و من حتی آرزوی یک نفر هم نبودم . . .
    .
    .
    .
    خدایا مرا چه طعمی آفریدی
    که همه از من زود سیر میشوند . . .
    .
    .
    .
    ڪـا ش میشـد
    خودمو یـﮧ جایی جا بذارم
    و
    برگـردم ببینم…
    دیگه نیستم
    .
    .
    .
    پروانه ی من در تاری افتاده است که؛
    عنکبوتش “سیر” است؛
    نه می تواند پرواز کند؛
    نه می میرد …!
    .
    .
    .
    خــــدایــا یــه بُــــر بــه ایــن زنــدگیــمون بــزن
    شایــد دو تــا حکــم افتــاد دستمــون
    که هــر نامــــردی آســش رو بــه رخ مــا نکــشــه
    .
    .
    .
    خَـــــــــــسته ام
    ولـــــــــــــــی هَــــــــــنوز
    بــــــوی دوســــــــــتت دارم میـــــــــدهم …
    .
    .
    .
    خدایا
    گله نمیکنم…
    ولی کاسه ام را اینقدر خالی دیده ای
    که هر چه خواسته ام را
    در کاسه ام میگذاری!
    .
    .
    .
    باید کسی را پیدا کنم که دوستم داشته باشد ،
    آنقدر که یکی از این شب های لعنتی آغوشش را برای من و یک دنیا خستگیم بگشاید ؛
    هیچ نگوید و هیچ نپرسد فقط مرا در آغوش بگیرد
    بعد همانجا بمیرم تا نبینم روزهای آینده را …
    روزی که دروغ میگوید ،
    روزی که دیگر دوستم ندارد ،
    روزهایی که دیگر مرا در آغوش نمی گیرد
    و روزی که عاشق دیگری می شود
    .
    .
    .
    گآهی دِلــَت نــِمیخوآهــَد . . .
    دیــروز رآ بِه یآد بــیآوَری . . .
    اَنگــیزه ای بــَرایِ فــَردآ هـَم نــَدآری . . .!!
    وَ حآل هــَم کِه . . .
    گآهی فــَقــَط دِلــَت میخوآهــَد . . .
    زآنوهایــَت را تــَنگ دَر آغوش بــِگیری . . .
    وَ گوشــِه ای اَز گوشــِه تــَرین گوشـِه ای کِه می شــِنآسی . . .
    گریـــه کنی . . .
    .
    .
    .
    تمام آرزوی امشب من ، ندیدن فرداست …
    .
    .
    .
    حس آن ته سیگار مچاله
    حس آن شاخه شکسته روی زمین
    حس بیمار در کما رفته
    حس آن بره که گرگ نشسته برایش به کمین
    حس تنهایی و رخوت
    حس جان دادن تو خلوت
    حس مرگ دارم امشب !

    .

    .

    .

    گل گرفته ام تا اطلاع ثانوی در قلبم را ، لطفا نگوید کسی “دوستم داشته باش”
    این یک قلم جنس را نداریم … تمام شد … من تعطیلم !
    .
    .
    .
    پـــایــیـــز اســـتـــ ؛
    انـــار نیــســتــم کــه بــرســم بــه دســـتــهــای تـــو
    بــرگـــم…
    پــر از اضـــطـــرابــ افـــتـــادنــــم
    .
    .
    .
    نـــه نمیــــدانــــی!
    هیـــــچ کـــس نمـی دانــــد
    پشتــــــــ ایـن چهــــره ی آرام،
    در دلــــــــــم چــه مـی گـذرد!
    نـــه نمیــــدانــــی!
    هیـــــچ کـــس نمـی دانــــد
    ایـــن آرامــش ظــاهــر و ایــن دل نــا آرام
    چقــــدر خستـــــــه ام میـــکنــد…!
    .
    .
    .
    چقدر غریب !
    هیچکس انگار هوای هیچکس را نمیکند!
    یخ کرده زمین از بی هوایی …
    .
    .
    .
    هر روز میمیرم
    هر روز میشکنم
    هر روز میگریم
    هر روز میـ …
    روزها تکراریست یا افعال من ؟!
    خسته ام از این میـ … ها…
    .
    .
    .
    زندگیمون شده سریال
    امروز خودشو میبینیم فردا تکرارشو !
    .
    .
    .
    هنوز منتظرم
    وسط یک شب بارانی
    که از شدت تب عرق کرده ام
    بیدارم کنی و
    بگویی
    چیزی نیست
    خواب می دیدی…
    .


    .
    .
    دلم هوای خودم را کرده است
    ایــن روزهـــا
    بیشــتر از هــر زمــانی
    دوسـت دارم خــودم باشــم !!
    دیگــر نـه حــرص بدســت آوردن را دارم
    و نه هـــراس از دســت دادن را ..
    هرکـــس مـــرا میـــخواهد بـخـــاطــر خــودم بخواهــد
    دلــم هـــوای خـــودم را کـــرده اســت ..
    همین…
    .
    .
    .
    .
    دلـَم یـک تـَصـادُف جـدی می خواهـد!
    پُـر سـر و صـدا،
    آمبـولانـس ها سـَراسیـمه شـوند و
    کــار اَز کــار بـــَــگـذَرَد…!
    .
    .
    .
    همیشه هم قافیه بوده اند، “ســ ـ ـیب” و “فریـ ـ ـب”!
    همانند سیبی که آدم و حوا را فریب داد و حالـــا هم با هم میگوییم
    “سیــــــــ ــب”
    و دوربین های عکاسی را فریب میدهیمـــ
    تا پنهان کنیم اندوهمان را پشت این لبخند مصنوعی…
    .
    .
    .
    کَم آوَرבه ام …!
    خـבایـ ـا اَعـ ـصابٍ مَن
    فاحـ ــشـﮧ نـ ــیست
    کـﮧ روز وَ شَـ ـب
    مورב تَجـ ـاوز قـَ ـرارَش میـבهند

  • نويسنده : علیــرضــا
  • شنبه ۱۸ شهریور ۱۳٩۱ ساعت: ٤:٠۳ ‎ب.ظ
  •  

    همیشه جرات عاشقانه جدا شدن رو داشته باش
    اما حقارت به زور نگه داشتن رو به دوش نکش
    .
    .
    .
    کار سختی پیش رو دارم : بعد از رفتنت باید زنده بمانم !
    .
    .
    .
    عیسی را،
    به صلیب هم نمی کشیدند ،
    می کشتند
    مثل تو،
    که اگر مرا از یاد نمی بردی ،
    می رفتی
    .
    .
    .
    هنوز هم مثل انشاهای دوران دبستان با نتیجه گیری مشکل دارم . . .
    “ چرا رفتی ؟ ”
    .
    .
    .
    ســـوم
    هفتــــم
    چهلـــم
    ســـــال . . .
    چنـــد ســــال دیگــــر
    بایــــد عــــزادار نبـــودن هایـــــت باشــــــم . . .؟
    .
    .
    .
    فقط رفت بدون کلامی که بوی اشک دهد …
    فقط رفت بدون نگاهی که رنگ حسرت داشته باشد …
    فقط رفت … فقط رفت و من شنیدم که توی دلش گفت : راحت شدم …
    .
    .
    .
    یادت هست…؟!
    روزی پرسیدی این جاده کجا میرود…؟!
    و من سکوت کردم…
    دیدی …! جاده جایی نرفت…!
    آن که رفت ، تو بودی
    راهی نمیبینم ، آینده پنهان است اما مهم نیست
    همین کافیست که تو راه را میبینی و من تو را  . . .
    .
    .
    .
    من زبان برگ ها را می دانم …
    مثلا “خش خش” یعنی “امان از جدایی”
    پیش از جدایی از درخت هیچ برگی خش خش نمی کند …
    .
    .
    .
    آن روز که تو رفتی
    از آن سو
    و من هم از این سمت،
    دنیا به دو پاره شد
    به سویی و به سمتی
    .
    .
    .
    از روزهای رفته نگو
    روزهای مانده را تعریف کن
    با چند ماه خداحافظی کنم
    به چند خورشید سلام
    تا بیایی …. ؟!
    .
    .
    .
    .
    روزی ازم پرسیدی بزرگترین آرزوت چیست ؟
    گفتم بر آورده شدن آرزوی تو !
    ولی ندانستم آرزوی تو جدایی از من است . . .
    .
    .
    .
    آنـــــقـَـدر پـُشــتـــِ سـَـرَت آب ریخــتــمــــ…
    کــ ه تَـمـامـــِ کـوچـه سـَـبـز شـُـد !
    پـــس چـِـرا نـیـامـدی ؟!
    .
    .
    .
    هوای بوی تنت را کرده ام ، می دانی . . .
    پیرهن جدایی ات بدجور به قامتم گشاد است . . . !
    .
    .
    .
    همه یهویی ها خوبن :
    یهویی بغل کردن
    یهویی بوسیدن
    یهویی دیدن
    یهویی سورپرایز کردن
    یهویی بیرون رفتن
    یهویی دوست داشتن
    یهویی عاشق شدن
    اما امان از یهویی رفتن !
    .
    .
    .
    پرنده ی مهاجری که مقصودش کوچ است؛
    به ویرانی لانه اش فکر نمی کند!
    .
    .
    .
    ابراهیم که نیستم میگذاری میروی …
    این آتش نبودنت بر من گلستان نخواهد شد !!!
    .
    .
    .
    رهایم کردی چرا که برهنگیت را نجوییدم ،
    بوسه هایت را نطلبیدم و طعم گس گناه را نچشیدم !
    رهایم کردی چرا که عشق ورزیدم !
    .
    .
    .
    از تراکم ابرها می ترسم
    می روی
    چتری برایم بگذار
    تنها
    زیر شلاق باران می ترسم
    .
    .
    .
    ای کاش آشنایی ها نبود یا به دنبالش جدایی ها نبود
    یا مرا با او نمی کردی آشنا یا مرا از او نمی کردی ، جدا . . .
    .
    .
    .
    .
    رفتی و ندیدی که چه محشر کردم
    با اشک تمام کوچه را تر کردم
    دیشب که سکوت خانه دق مرگم کرد
    وابستگی ام را به تو باور کردم . . .
    .
    .
    .
    او می رود دامن‌کشان
    او می رود دامن‌کشان
    او می رود دامن‌کشان
    من…
    زهر ِ تنهایی چشان…
    و سالهاست،
    …رفتنش هر غروب ، در ذهنم تکرار میشود

    .
    .
    .
    .

    مات شدم
    از رفتنت !
    هیچ میز ِ شطرنجی هم درمیان نبود
    این وسط فقط یک دل بود
    که دیگر نیست!
    .
    .
    .
    ای کاش . . .
    قانون همه ی دوستی ها این بود :
    یا رفاقت تعطیل ..
    یا جدایی هرگز ..!
    .
    .
    .
    دردناک ترین جدایی ها آنهایی هستند که،
    نه کسی گفت چرا و نه کسی فهمید چرا !
    .
    .
    .
    آتش زدن به یک “سرنوشت”
    کبریت نمی خواهد که !!
    “پـــا” می خواهد …
    که لگد بزنی به همه دارایی یک نفر …
    و …
    بـــــــــروی .. !!
    .
    .
    .
    هوا بارانی ست ولی شیشه ؛ چرا بخار نمیگیری ؟
    نترس ؛ رفت … دیگر اسمش را رویت نمی نویسم !
    .
    .
    .
    جـــدایــی مــان ؛
    هیــچ یکـــ از تشــریفــاتــــ آشــنایمــانــــ را نــداشتـــ
    فقــط تــو رفـــتــی
    و منــــ ســعیــــ کـــردمـــ
    ســـ ــنگــــ دل بــاشـــمــــ
    .
    .
    .
    صدای پای تو که می روی
    و صدای پای مرگ که می آید…
    دیگر چیزی را نمی شنوم !
    .


    .
    .
    درد دارد…
    وقتی با نسیمی برود…
    کسی که به خاطرش به طوفان زده ای…
    .
    .
    .
    نباشی؛
    برای ِ من هیچ اتفاقی نمی‌افتد!
    فقط گاهی موهایِ صورتم سفید می‌شود
    گاهی موهایِ سَرم می ریزد . . .
    .
    .
    .
    .
    چشمان مرا به چشمهایش گره زد
    بر زندگیم رنگ غم و خاطره زد
    او رفت ولی نه طبق قانون وداع
    یکبار فقط به شیشه ی پنجره زد . . .
    .
    .
    .
    خنک شدى ؟
    اما من هنوز داغم از رفتنت در این سرماى بى رحم !
    .
    .
    .
    درنگ
    عجب دنیای عجیبیست!
    رفتن و ماندن من به یک نقطه بند بود
    زمانی که گفتی”برو”
    چقدر عاشقانه می شد ، اگر نقطه اش بالا بود . . .
    .
    .
    .
    بهانه هایت برای رفتن چه بچه گانه بود
    چه بیقرار بودی زودتر بروی
    از دلی که روزی بی اجازه وارد آن شده بودی…
    من سوگوار نبودنت نیستم !!
    من شرمسار این همه تحملم …

  • نويسنده : علیــرضــا
  • شنبه ۱۸ شهریور ۱۳٩۱ ساعت: ٤:٠٢ ‎ب.ظ
  •  

    آمد بهار و حیف که ما را بهار نیست

    وین جرعه ها به کام دلم خوش گوار نیست

    گفتم بهار آمد و پر شد جهان ز گل

    دیدم که یار نامد و گفتم بهار نیست . . .

    .

    .

    .

    درد ما را خداوند دوا خواهد کرد / بر ظلمت ما شمع عطا خواهد کرد

    فردا همگی به چشم خود می بینیم / شمع با چشم جهان بین چه ها خواهد کرد

    .

    .

    .

    خدارا یک نگاهی سوی ما کن

    ز چنــگ نفس امــاره رهــا کن

    کرم کن مهدیـا در خدمت خود

    نصیـــب و روزی ما کـربـــلا کن . . .

    .

    .

    .

    لعنت به عــدو که روح تــقوا را کشت

    ایمان و کمال عشق و معنا را کشت

    بـــازآ و بگیــر انتقــامی سنگین

    از آنکه ز راه ظلم زهرا را کشت . . .

    .

    .

    .

    اشعار مهدوی ۹۲

    می نویسم که شب تار، سحر می گردد

    یک نفر مانده از این قوم، که برمی گردد…

    التماس دعای فرج

    .

    .

    .

    متن مهدویت

    امسال بهار بی تو آغاز نشد

    امسال گذشت و باز اعجاز نشد

    کِیْ سین سلام بر لبت می شکفد

    عید آمد و سفره دلم باز نشد!

    .

    .

    .

    اس ام اس امام زمان ۹۲

    هر راه بجز راه تو کج خواهد شد

    بی لطف تو آسمان فلج خواهد شد

    ما منتظران اگر بخواهیم همه

    امسال همان سال فرج خواهد شد

    .

    .

    .

    پیامک مهدوی ۹۲

    تو هر زمان که بیایی بهار خواهد بود….

    مجال شادی بی اختیار خواهد بود….

    خوش آن زمان که برآید به یک کرشمه دو کار……

    یکی ظهور امامو یکی شروع بهار….

    تعجیل در فرج آقا ۳ صلوات

     

    .

    .

    .

    اس ام اس مهدوی ۹۲

    بیمار گشته است قلوب از عیوب ما

    دانیم گشته سد دعاها، ذنــــوب ما

    یا غــافر الذنوب گناهان ما ببخش

    وانگه رسان ظهور طبیب قلوب ما

    اللهم عجل لولیک الغریب الفرج

    .

    .

    .

    دوبیتی ۹۲ امام زمان

    گفتم شبی به مهدی، اذن نگاه خواهم!

    گفتا که من هم از تو، ترک گناه خواهم!

    گفتم که ای امامم، از ما چرا نهانی؟!

    گفتا به چشم محرم همواره آشکارم!

    .

    .

    .

    ازفکرگناه پاک بودن عشق است

    ازهجرتوسینه چاک بودن عشق است

    آن لحظه که راه می روی آقاجان

    زیرقدم تو خاک بودن عشق است

    .

    .

    .

    نه لب گشایدم از گل، نه دل کشد به نبید

    چه بی نشاط بهاری که بی رخ تو رسید

    بیا که خاک رهت لاله زار خواهد شد

    ز بس که خون دل از چشمِ انتظار کشید

    .

    .

    .

    خدا کند که بهار رسیدنش برسد

    شب تولد چشمان روشنش برسد

    چو گرد بر سر راهش نشسته ام شب و روز

    به این امید که دستم به دامنش برسد

    .

    .

    .

    خدایا در فراغش ناله تا کی

    به سینه داغها چون لاله تا کی

    خدایا رازها در پرده تا کی

    زغیبت قلبها ازرده تا کی

    بنال ای دل بگو با شور و فریاد

    … … که یا مهدی جهان پر شد ز بیداد

    کجایی ای گل زهرا کجایی

    تو ای مهر افرین لطف خدائی

    .

    .

    .

    یا رب زغمش تا چند اشکم ز بصر آید

    بنشسته سر راهش ، شاید ز سفر آید

    تا چند بنالم زار شب تا سحر از هجرش

    کوکب شِمُرم هر شب ، شاید که سحر آید

    .

    .

    .

    اگر عصری ست یا صبحی تو آن عصری تو آن صبحی

    اگر مهری ست یا ماهی تو آن مهری تو آن ماهی

    دل مصر و یمن خون شد ز مکر نابرادرها

    یقین دارم که تو آن یوسف افتاده در چاهی

    .

    .

    .

    وقتی میان نفس و هوس جنگ می شود

    قلبم به چشم هم زدنی سنگ می شود

    آقا ببخش بس که سرم گرم زندگی است

    کمتر دلم برای شما تنگ می شود

    یا مهدی

    .

    .

    .

    ما را به یک کلاف نخ آقا قبول کن

    یـا ایّهـا العــزیز! أبانـا! قــبول کن

    آهی در این بساط به غیر از امید نیست

    یـا نـاامیدمــان ننـمـا یـا، قـبـول کن

    .

    .

    .

    بیا ای یوسف زهرا گره بگشا ز کار ما / که از وصلت رسد جانا به پایان انتظار ما

    بیا تا یوسف کنعان شود همچون زلیخایت / فدای روی زیبایت که برد از دل قرار ما

    .

    .

    .

    یوسف شود، آن کس که خریدار تو باشد

    عیسی شود، آن خسته که بیمار تو باشد

    .

    .

    .

    عمری در آرزوی وصال تو سوختیم

    با یاد آفتاب جمال تو سوختیم

    ما را اگر چه چشم تماشا نداده اند

    ای غایب از نظر به خیال تو سوختیم . . .

  • نويسنده : علیــرضــا
  • شنبه ۱۸ شهریور ۱۳٩۱ ساعت: ٤:٠٠ ‎ب.ظ
  • گاهى گریه میکنم
    به یاد روزهایى که مى خندیدم.
    .
    .
    .

    در عشق حقیقى
    روح است که تن را در آغوش میگیرد.
    فدریش نیچه
    .
    .
    .

    ” نرو ”
    دردناکترین “التماس” جهان است.
    .
    .
    .

    تنها که باشى,
    ن دلت دستمالى میشه
    و ن خیالت انحصارى …
    .
    .
    .

    به پایت افتاده ام…
    تا به دستت بیاورم
    .
    .
    .

    یه زد وخورد ساده بود!
    تو جا زدى… من جا خوردم…
    .
    .
    .

    چترى برایم بگیر…
    حتى خیالى…
    خیس دلتنگى ات شده ام
    .
    .
    .

    یا درست حرف بزن
    یا عاقلانه سکوت کن .
    ژرژ هربرت

    .
    .
    .

    نشانی ام عوض نشده !!
    هنوز در همین خانه ام !
    فقط دیگر زندگی نمی کنم !
    .
    .
    .

    خیلی از یخ کردن های ما از سرما نیست !
    لحن بعضی ها زمستونه….!!
    .
    .
    .

    تقصیرمنکه نیست!
    این بغضهای سمج عادتشان شده ک مدام سرازکاردلم دربیاورند
    .
    .
    .

    یه دل فداى هرچى قلبه مهربونه صد دل فداى اون کسى که اینو میخونه. خدابخش اویس؟
    .
    .
    .

    رمز نو شدن رابایددانست وگرنه بهاریک فصل تکراریست

    .
    .
    با آرزوی سلامتی و رفع بلا برای “خرداد ۷۲″ انشاالله خدا سلامتی همه ی دوستان راد رو برگردونه حالا چه روحی چه جسمی آمین !
    .
    .
    .

    هیچکس همراهم نیست…
    تنهای دنیا
    .
    .
    .
    .
    .

    هزاران دست هم که به سویم درازشود پس خواهم زد!تنها تمنای دستان گرم تو رادارم!

    .
    .
    .

    ساده دوستم داشته باش،خودرا درگیرپیچ وخم زندگی نکن!من تورا همین جور ساده دوست میدارم!

    .
    .
    .

    دلم گرفته ازاینکه هستی اما… ندارمت!

    .
    .
    .

    هرکس به سهم خوداز دنیاچیزی برمیداره!.. من ازدنیا دست برداشتم!..

    .
    .
    .

    بروخوش باش!اصلافکرمن نباش!..
    بزاریادت بره،قولتو،قرارتو،عشقتو! برو ازتوکه هیچ،ازخودم هم گذشتم!

    .
    .
    .

    کاش امسال تورابه من عیدی میدادند!

    .
    .
    .

    دلگیرم ازتمام روزهایی که دوستش داشتم،برای تمام روزهایی که خیال میکردم دوستم داری!

    .
    .
    .

    توکه تنهآنمیمونی،منه تنهآرو دعآکن!
    خآطرآتمونگه دآر،امآدستآمو رهآکن!

    .
    .
    .

    گاهی عمیقادوست دارم ماهی باشم!!!
    ماهی حافظش۷ثانیه س!
    بی هیچ….خاطره ای!..

    .
    .
    .

    لعنتی نمیشود دوستت نداشت..لجم هم که بگیرد ازدستت نهایتش این است که دفترچه خاطراتم پرازفحشهای عاشقانه میشود!..

    .
    .
    .

    مرابه تختم ببندید..وسیگاری برایم روشن کنیدوتنهایم بگذارید!هرچقدر هم ناله کردم وفریادزدم به سراغم نیایید..من دارم “او” راترک میکنم!

    .
    .
    .
    ۰
    اگه میگفتی میخوامت دلم دیگه غصه نداشت/شب چشام خوابش میبردنیازی به قصه نداشت/اگه میگفتی میخوامت توو دنیاچیزی کم نبود/رو خاطرات خوبمون هاشور زرد غم نبود/..

    .
    .
    .

    این روزهابرد باکسی ست که بی رحم باشد،از دلت که مایه بگذاری سوخته ای!

    .
    .
    .

    دیگرتقدیررابرای نیامدنت بهانه نکن!مردباش،وبگو:نخواستی… ونیامدی!..

    .
    .
    .

    تـو نیستـی
    امــاخاطرت کهــ باهامه حـــس مـی کنـم
    دلخــوشی هــ ـایـم را
    بغـــل گــرفــته ام …

    .
    .
    .

    میخواهی بدانی چه میکشم؟فقط یکبار سیگار را ازآن طرف که میسوزدبکش!..

    .
    .
    .

    دل سبزم راگره زدورفت تابه آرزوهایش برسد!

    .
    .
    .

    چقدرخوبه بدونی یکی،یه جایی داره یه آهنگی روبه یادتو گوش میده!

    .
    .
    .

    ونسیم که می وزد،پرنده که میخواند،آفتاب که می تابد،باخودم میگویم حتماحال توخوب است،که جهان این همه زیباست!

    .
    .
    .

    خیلی وقتابهم میگن چرامیخندی؟بگوماهم بخندیم؟اماهرگزنگفتن:چراغصه میخوری؟ بگوماهم بخوریم؟

    .
    .
    .

    پلکهای مرطوب مراباورکن..این باران نیست که می باردصدای خسته من است، که ازچشمانم بیرون میریزد.

    .
    .
    .

    چه رسم مسخره ایست پاشیدن آب پشت مسافر،من دریا دریابرایت اشک ریختم…اما برنگشتی!

    .
    .
    .

    وقتی صبح هندزفری روازتوو گوشم در اوردم،یعنی اینکه تمامه شبو بیدار بودم، یعنی اینکه داشتم آهنگ گوش میدادم…
    یعنی اینکه داشتم به اون فکرمیکردم¡!

    .
    .
    .

    توآدم..من حوا..میدانم بهانه چیدن سیب اسارت در زمین است!اگرتو بخواهی قبول میکنم،میوه ات رابچین!

    .
    .
    .

    این روزهابرد باکسی ست که بی رحم باشد،از دلت که مایه بگذاری سوخته ای!

    .
    .
    .

    چرتکه می اندازم روزهای نبودنت را،این روزهابدهی ات زیادشده!نمیخواهی باز گردی؟نترس!ارزان حساب میکنم اگربرگردی قول میدهم تمام بدهی ات را به آغوش پرمهرت بفروشم!

    .
    .
    .

    حافظه آدمهای غمگین قویست!میدانند کجای کدام خیابان آن روزمردند..

    .
    .
    .

    سرم که دردمیگیردلبخندمیزنم..!
    این میگرن یادگارتوست!..

    .
    .
    .

    به من قول بده،درتمامی سالهایی که باقی مانده تا ابد،مواظب خودت باشی! شاید…دیگرنباشم تایادآوریت کنم!..

    .
    .
    .

    آهای توکه چشمای قشنگت خونیه صدتا ستارس~~تو که لبخندطلاییت واسه من عمردوبارس~~بیاومث گذشته جزمن به همه شک کن~~من بدون تومیمیرم~~بیا وبهم کمک کن~~

    .
    .
    .

    چقدرخوبه بدونی یکی،یه جایی داره یه آهنگی روبه یادتو گوش میده!

    .
    .
    .

    اینوآویزه گوشت کن..مگه نخواستی بری؟پس اینکه گریه میکنم یانه؟اینکه شادم یانه؟اینکه مواظب خودم هستم یانه؟…به خودم ربط داره!توکه به خواستت رسیدی!..رفتی..!پس دیگه ساکت شو لعنتی!..

    .
    .
    .

    یکی میره وخاطره میشه،یکی هم میمونه تاخاطره هارومرورکنه،اگه اونی که رفت من بودم!پس مرورخاطره هاباتو…

    .
    .
    .

    میخواهی بدانی چه میکشم؟فقط یکبار سیگار را ازآن طرف که میسوزدبکش!..

    .
    .
    .

    آدما لازمه چندوقت کرکرشونو بکشن پایین،یه پارچه سیاه بزنن درش و بنویسن کسی نمرده!… فقط..دلم گرفته..

    .
    .
    .

    یکی ازفانتزیام اینه که توو ی روزبرفی برم کوه و ی دفه گلوله گنده برفی دنبالم کنه..اونقد بدووووووووم!آخرشم له شم!.. دییییییییی

    .
    .
    .

    یکی ازفانتزیام اینه که وقتی دارم از پل هوایی ردمیشم ی دفه بشکنه وبیفتم!.. آخ چ حالی میده!

    .
    .
    .

    ساده برای خودم…همه دردمن این است یک نفردر زندگی من هست…
    .
    .
    که نیست!

    .
    .
    .

    هرگزبه گذشته برنگرد!
    اگرسیندرلابرای داشتن کفشش برمیگشت، هیچگاه یک پرنسس نمی شد!..

    .
    .
    .

    هرکس به سهم خوداز دنیاچیزی برمیداره!.. من ازدنیا دست برداشتم!..

    .
    .
    .

    چقدرخنده داراست..شناسنامه ام رامیگویم!امروزنگاهش میکردم صفحه وفاتش سفیداست بااینکه سالهاست من مرده ام..

    .
    .
    .

    چقدسخته توپشت نبض دیواری، نمیدونم که این روزاچه احساسی به من داری؟پایان کارم شنیدنی ست،من عاشق “او”بودم و”او” عاشق “او”..

    .
    .
    .

    بی”تو”
    حتی
    باران هم…
    بوی تشنگی میدهد…

    .
    .
    .

    باران برای کسی تکراری نمیشود،هر وقت بیاید،دوست داشتنی ست
    وتوبارانی…


    .
    .
    .
    کاش میدانستم
    کیست آنکه برایت
    دست قلاب میګیرد تاهرشب
    خواب از چشمهایم بربایی
    دیواری کوتاه تر از
    خوابهای من نیافتی!؟

    .
    .
    .

    کاش دهخدا می دانست دلتنګی
    اشک
    فاصله
    بی وفایی
    تعریفش فقط دو حرف است
    “تو”

    .
    .
    .

    ګاهی هوس میکنم
    درآغوشت حل شوم
    باهمه سردیت
    هنوز
    برایم ګرمترین حسی…

    .
    .
    .

    بااین شرابها
    مست نمیشوم دیګر
    باید دوباره سراغ چشم های تو بیایم
    .
    .
    .

    خیلی وقت است که “بی تابم” دلم تاب میخواد و یک هل محکم که دلم هری بریزد پایین هر چه در خودش تلنبار کرده را….
    .
    .
    .

    وقتی در دورترین خاطراتم نزدیکیت را احساس میکنم
    شک نکن بهترینی…!
    .
    .
    .

    باران نباش تابا التماس به بنجره بکوبی که نکاهت کنند،ابرباش که با التماس نکاهت کنند تابباری..!!
    .
    .
    .

    هنوزدلخوشی ذهن خسته ام این است که درخیال خودت بی خیال من نشدی…..
    .
    .
    .

    “تنهایى”
    تاجى ست برسرافرادتنهاک فقط خودشان آن رانمى بینند؛
    “پ بسلامتى خودم وهمه بربچاى تنهاى راد”

    .
    .
    .

    به سلامتیه اونی که نگفت من با بقیه فرق دارم
    .
    .
    .
    ثابت کرد..،!
    .
    .
    .

    ببچاره من!!
    به قلاب صید ماهیگیری افتادم که فقط برای “تفریح” ماهی میگرفت..،!

    .
    .
    .

    آهای تویی که ادعا میکنی از من بهتری و میگی همه دنبال منن . . .
    بذار روشنت کنم؛ جنس ارزون زیاد مشتری داره..،!!

    .
    .
    .

    همه میگویند ۱۳ عدد نحسی است ..
    اما من میگویم عامل نحسی ۱ و ۳ هستند .. نه ۱۳ !
    عشقهای امروزی یا ۱ طرفه اند یا ۳ طرفه..،

    .
    .
    .

    کشک..!
    عشق های امروزی راچشیده ای دلبندم؟؟
    طعم کشک میدهند!!
    عشق های امروزی سراپا ادعایند،گل من !!
    فرهادهم اگربود،بجای کندن بیستون، مخ میزداحتمالا!!
    شیرین هم دیگرشیرین نبود!!دیگر صدای تیشه نمی پیچیددرشهر..!
    احتمابوق اشغال تلفن همراهش گوش راکر میکرد!!!
    طفلک عشق…
    چقدر زجرمیکشد ازاین شیرین و فرهادهای قلابی!..،

    .
    .
    .

    تک پرم رفت.. بگذار دیگری پرپرش کند..،!

    .
    .
    .

    دنیا را در۸۰ روز دور زده اند،ما که دیگرجای خود داریم.،!

    .
    .
    .

    ولش کردم ورفتم !!
    نه اینکه دوستش نداشتم..نه !!ازنخودی بودن متنفرم..،!

    .
    .
    .

    ما تو گله گرگها ، هنوز مرام سگیمونو داریم ..،!

    .
    .
    .

    خدایا؛
    تو دنیای ما آدما ..
    یه حالتی هست به نام ” کم اوردن ” …
    تو که خدایی و نمیتونی تجربش کنی …
    خوش به حالت ..،!

    .
    .
    .

    گفتند فراموش کردن کار ساده ایست . . .
    تو فراموش کن …
    من از این ساده ها بلد نیستم . . ،!

    .
    .
    .

    بعضیا هستن پای برهنه میان تو زندگی ادم . . .
    بعد . . .
    وقتی که دارن میرن لباس مارک دار تنشونه. . ،!

    .
    .
    .

    تقویم امسال هم . . .
    با تقویم پار سال
    هیچ فرقی ندارد . . .
    وقتی……..
    زندگی ……
    تا اطلاع ثانوی تعطیل است . . ،!!!

    .
    .
    .

    به آمدنت که دیگر هیچ امیدی نیست . . .
    فقط . . .
    ” من ” را پس بفرست . . ، !

    .
    .
    .

    اینکه لبهایت چه می گوید مهم نیست . .
    من چشمهایت را می شنوم ..،

    .
    .
    .

    تو رو با آخرین سیگاری که به یادت کشیدم …
    به ته کفشم سپردم ..،!
    .
    .
    .

    این بار اگر آمدی دستانت را روی قلبم بگذار تا بفهمی این دل با دیدن تو نمیتپد
    میلرزد…
    .
    .
    .

    تا دنیا دنیاست از عشقت دست بر نمی دارم تا نیای گل شادی نمی کارم بی تو مثل ابری غمگین می بارم این چه حالیست که من دارم کاش بیایی تا من دیگر نبارم،کاااش!!!:((
    .
    .
    .

    امسالم مثل هرسال بدون تو تموم شد, امسالم گذشت و باز مثل هرسال حروم شد, امسالم مثل هرسال نیومدی تو پیشم, کم کم دارم از دوریت دیگه افسرده میشم.. خسته شدم از اینکه تنهایی بشینم تو کنج اتاقم هی عکساتو ببینم, خسته شدم و میخوام یادم بره هستم من از همه دنیا دلگیرم و خسته ام, این عیدو نمیخوام من عیدی ندارم این عید واسه من روز عذابه, عیدم مثل هرروز, هرروز مثل دیروز من حال دلم خیلی خرابه..
    .
    .
    .

    به دید و بازدید عید با در بسته قلبت روبرو شدم..
طبق رسم قدیم نوشتم:
آمدم؛ نبودی..
رفتم که شاید بیایی..

    .
    .
    .

    گفتی: بگو که همیشه می مانی؟
گفتم: می مانم..
راستی یادت رفت بگویی با تو یا خیالت..

    .
    .
    .

    دلخوشم که هرچه از من دور شوی از آن سوی کره زمین به من نزدیکتر میشوی..
فقط..
 میترسم مبادا گالیله اشتباه کرده باشد..

    .
    .
    .

    [ د و س ت ت د ا ر م... ]
را جدا می نویسم شاید همین فاصله ها تورا دلتنگ کرد..
برای تو رفیق..

    .
    .
    .

    می گویند عشق آن است که به آن نرسی ومن میدانم چرا… زیرا در روزگار من دیگر کسى نیست که زنانه عاشق شود و مردانه پاى عشقش بایستد…
    .
    .
    .

    ازدردها نوشتن تدبیرآخرین است
    این دردهاى مزمن مثل حصار چین است
    یک شام تلخ دیگر،من ماندم و اتاقم
    حرف نگفته دارم،شعرم گواه این است
    انگارآسمان هم تاب وتوان ندارد
    امشب هواچه سنگین بر سینه زمین است
    تا کوچه باغ احساس دیدى ک پر کشیدم
    همزاد بالهایم یک قلب آتشین است
    یک عمر میتوان باز،از دردهابگویم
    یک حرف مینویسم باقیش نقطه چین است…

    .
    .
    .

    ترکت مى کنم تا هر سه راحت شویم …
    من، تو و رقیبم
    من از قید تو …
    او از قید من …
    و تو از قید خیانت! نوید ابرکوه
    .
    .
    .

    هوای مردن بیخ گوش من است!..
    همانجایی که روزی رد نفس های تو بود!.

    .
    .
    .

    نجارها هم کورند!
    هنوز هم تخت دو نفره میسازند!
    نمی بینند همه تنهاییم!
    حتی آنهایی که دو نفره می خوابند!
    .
    .
    .

    تقویم از آمدن بهار گفت ، اما من هنوز درگیر پائیزم…
    .
    .
    .

    اعصاب سگی این روزای من،
    نتیجه ی گربه صفتی
    بعضی هاست..

    .
    .
    .

    به طرزتلخی آرامم…
 لحظه های سکوتم پرهیاهوترین دقایق زندگی ام هستند… 
مملو از آنچه میخواهم بگویم و نمیتوانم…

    .
    .
    .

    بیشتر وقتا پشت جمله ى:”عیب نداره مهم نیست”،یک دل شکسته خوابیده!!!

    .
    .
    .

    لحظه ای درگذر ازخاطره ها ، ناخودآگاه دلم یادتوکرد،خنده آمد به لبم شاد شدم ، گویی از قید غم آزاد شدم ، هرکجاهستی تو ای دوست،
    دلت شادو لبت خندان باد ،
    “دست حق یارونگهدارت باد”

    .
    .
    .

    شاهان همه مسکین او
    خوبان قراضه چین او
    شیران زده دم برزمین
    پیش سگان کوی او
    این عشق شدمهمان من
    زخمی بزدبرجان من
    صدرحمت وصدآفرین
    بردست وبربازوی او
    *تقدیم به شاه باوفای عرب حضرت ابوالفضل عباس(ع)*

    .
    .
    .

    هنوز یادمه اون روزی که تو خیابون واسه اولین بار دست تو دست هم راه میرفتیم،بعد اون دختر کوچولو با اون چشمای ناز و غمزده گفت:آقا واسه خانومت گل میخری؟؟؟

    .
    .
    .

    خسته ام مثل درخت سروی که سالهادربرابرطوفان ایستادوروزیکه به نسیم دل دادشکست

    .
    .
    .

    بسلامتی پنگوئن که نیم وجب قد داره ولی لاتی راه میره؛ بسلامتی سندباد که بچه کرمانشاه نبود ولی همه دنیا رو با شلوار کردی گشت؛
    بسلامتی مادر که اگه سرسفره غذا کم بیاد اولین کسی که اشتها نداره اونه و بسلامتى همه رفقاى که نه دنیا عوضشون میکنه نه من با دنیا عوضشون میکنم!
    .
    .
    .
    ۰
    چه رسم تلخیست،
    توبیخبرازمن..وتمام من درگیرتو

    .
    .
    .

    توبچگی درک نمیکردم که چرا(یکی بودیکی نبودغیرازخدای مهربون هیچکس نبود)الان ازاعماق وجودم درکش میکنم ک غیرازخدای مهربون هیچکس نبود

    .
    .
    .

    جناق میشکستیم و میگفتیم،یادم تورا فراموش..امروز تمام استخوان هایم شکست..
    .
    .
    .

    نقش درخت خشک را بازی میکنم،نمیدانم چشم انتظار بهار باشم یا هیزم شکن..
    .
    .
    .

    پیدا کردن یک پسر وفادار…از پیدا کردن یک مارمولک پرنده ی سخن گوی…سرخابی تو اقیانوس آرام سخت تره ههههه !!!

    .
    .
    .

    روی دست شب مانده ام!
    دیګر حتی
    خواب هم مرا نمیبرد..

    .
    .
    .

    تو مسئول همه روابط من،بعداز خودت هستی!
    وقتی یک قلب شکستی اون آدم میمیره و یه ابلیس بجاش متولد میشه!

    .
    .
    .

    ساده بګم..
    بایکی دیګه چرخ میزنه
    بامنم حرف میزنه..

    .
    .
    .

    نسل من
    نسلی است
    ک غرق درمعشوقه های خیالی
    پیر میشود..

    .
    .
    .

    شده ام معادله ی چند مجهولی!
    اینروزها هیچکس ازهیچ راهی مرا نمیفهمد

    .
    .
    .

    یادم نمیکنی و ز یادم نمیروی!
    یادت بخیر یار فراموش کار من…

    .
    .
    .

    من غرورم رابه راحتی بدست نیاوردم که هروقت دلت خواست خردش کنی، غرورمن اگربشکند با تکه هایش شاهرگ زندگی خود را خواهم زد!
    .
    .
    .

    باورت بشودیانه؟ روزی میرسدکه دلت برای هیچکس به اندازه من تنگ نخواهد شد،برای نگاه کردنم، بوسیدنم،خندیدنم، اذیت کردنم،برای تمام لحظاتی که درکنارم داشتی روزی خواهد رسیدکه درحسرت تکراردوباره من خواهی بود.میدانم روزی که نباشم هیچکس تکرارمن نخواهدشد.
    .
    .
    .

    چه ساده ام! آن هنگام که می پنداشتم شکستن دل کسی ناگوارترین حادثه است، حال آنکه دلم شکست وعالمی تکان نخورد.به سادگی خود میخندم!!
    .
    .
    .

    چه رسم جالبیست : محبتت را میگذارند پای احتیاجت، صداقتت را پای سادگیت، سکوت را پای نفهمیت، نگرانیت را پای تنهاییت، ووفایت را پای بی کسی ات !
    .
    .
    .

    خدایا! صورتحساب لطفا باقیشم مال خودت منوخلاص کن سیر شدم از زندگی.
    .
    .
    .

    همه چیز زود شروع شد
    عاشقی
    دلتنگی
    رفتن تو…
    اما نمیدانم چرا تمام نمیشود عشق تو در من…
    حالا که رفته ای
    ساعت ها به این می اندیشم که چرا هنوز زنده ام؟مگه نگفته بودم بدون تو میمیرم؟
    خدا یادش رفته است مرا بکشد یا تو قرار است برگردی؟

    .
    .
    .

    من میروم…
    باور کن…
    میروم…
    اما دلم برای برای به جهنم گفتنهایت…تنگ میشود…!

    .
    .
    .

    گاهی با خودم فکر میکنم:رفتنت را خیالی نیست
    فقط مانده ام چگونه در چشمانی به آن زلالی ما داده بودی
    آن همه دروغ را

    .
    .
    .

    یه وقتایی یه جاهایی یه حرفایی…
    چنان آتیشت میزنه که…
    دوست داری فریاد بزنی!
    ولی نمیتونی…
    دوست داری اشک بریزی و نمیتونی!حتی دیگه نفس کشیدنم برات سخت میشه!
    تمام وجودت میشه بغضی که نمیترکه به این میگن درد بی درمون…!!!

    .
    .
    .

    لعنت به این دلتنگی ها و دوری هایمان که بالشتم را جایگزین تو کرده است…

    .
    .
    .

    دلم میخواست یکی رو داشتم…
    بعضی وقتا که مردم خستم میکردن…
    میومد کنارمو دستاش رو میگذاشت دو طرف صورتم
    زل میزد تو چشام میگفت:»ببین!تو من رو داری!!«
    .
    .
    .

    گاهی اینکه صبح ها
    دلت نمیخواد بیدار بشی
    همیشه نشونه ی تنبلی نیست!
    خسته ای از زندگی نمیخوای قبول کنی که یک روز دیگه شروع شده…

    .
    .
    .

    هیچ وقت نفهمیدم چرا درست همانی که فکر میکنی
    با همه فرق دارد..
    یک روز مثل همه تنهایت میگذرد…

    .
    .
    .

    میشود کمی بخندی به حوض اب…؟
    میخواهم عکس بگیرم یادگاری از روی ماه…

    .
    .
    .

    نفسم شاید دلیل زنده بودنم باشد،ولی بی شک تو تنها دلیل همین نفسی…

    .
    .
    .

    بهشت فاصله بین پلک بالا و پایین من است،وقتی که به “تو” نگاه میکنم…

    .
    .
    .

    برایم مثل بهار می مانی،امدنت را همیشه تحویل میگرم…

    .
    .
    .

    خدایا خیلی ها دلمو شکستن بیا باهم بریم سراغشون من نشونت میدم تو ببخششون.
    .
    .
    .

    * همه می گویند ۱۳ عددی نحس است ؛ اما من میگویم عامل نحسی ۱ و ۳ هستند نه ۱۳ !!
 عشــــــــق های امروزی یا ۱ طرفه اند یا ۳ طرفه!

پری سا
    .
    .
    .

    اگه دلت میخوادبری………..
    اصرارمن بی فایده ست!

    .
    .
    .

    وقتی که”تو”با “منی”ترافیک زیباترین “مکث” عالم است…!!

    .
    .
    .

    هیچ رویایى
    به پاى بیدارىام با تو نمىرسد!
    خواب ها فقط خودشان را اذیت مى کنند…!!!

    .
    .
    .

    کلماتم
    دوباره شاعر شده اند !
    از کدام سو نزدیک مى شوى؟؟؟

    .
    .
    .

    بهار من !
    بى تو بهشت هم
    پاییز مى شود…!!!

    .
    .
    .

    باران که مى بارد
    من دلم هوایى مى شود
    براى آسمان تو…!!!

    .
    .
    .

    چه تلخ است
    ترس از وابستگى
    به چیزى که مى دانى
    روزى به پایان مى رسد…!!!

    .
    .
    .

    بیچاره !
    خواب هایم را مى گویم
    پریشان تر از آنند که به درد دیدن بخورند
    در همه شان
    چشم هاى توست
    که مرا نگاه نمى کنند
    مى ترسم از چشمانت وقتى خالى اند از من…
    راستى…
    در خواب هایت
    تو هم به من فکر مى کنى
    آنقدر که من به تو؟؟؟

    .
    .
    .

    کفش هایم را به پا مى کنم
    راهم پیدا مى شود
    براى ماندنم اصرار نکن
    جاده روبه رویم
    روانتر از
    تعارف هاى آبکى توست…!!!

    .
    .
    .

    با چتر
    یا بدون چتر
    فرقى نمى کند
    بى تو خیس بارانم…!!!

    .
    .
    .

    تو نیستى و من کلافه ام!
    درست مانند لحظه هایى
    که مادر بزرگ
    نمى تواند نخ سوزن کند…!!!

    .
    .
    .

    گاهى آدم دلش مى خواهد
    کفش هایش را در بیاورد
    یواشکى
    نوک پا ، نوک پا
    از خودش دور شود
    دور دور…!!!

    .
    .
    .

    افسوس !
    شب ها و روزها…
    دیگر به جاى تو…
    قرص ها آرام بخش منند…!!!

    .
    .
    .

    چندیست شعر سراغم را نمى گیرد!
    چشمانت که نباشد
    من
    در میان آوارى از قافیه هاى بى فرجام
    مدفون مى شوم…!!!

    .
    .
    .

    دلم خیلى هوایت را مى خواهد…
    هواى دلى را مى خواهد
    که هوایم را ندارد این روزها…!!!

    .
    .
    .

    یک سال است
    که به جاى دست
    خاک مى خورد پیانویم
    صدایش هم در نمىآید…!!!

    .
    .
    .

    دیگر آن خنده‌ی زیبا به لب مولا نیست / همه هستند ولی هیچ کسی زهرا نیست
قطره‌ی اشک علی تا به ته چاه رسید / چاه فهمید که کسی همچو علی تنها نیست
ایام شهادت حضرت فاطمه (س) تسلیت
    .
    .
    .

    به قرآنی که آیه اش بیشماره/ به تیری که طیفش ذوالفقاره/ سر از بالین عشقت بر نمیدارم/ تا دین محمد برقراره.

    .
    .
    .

    کار سختی پیش رو دارم!
    بعد از رفتنت باید زنده بمانم!

    .
    .
    .

    دوستی من شبیه باران نیست که گاهی می آید و گاهی نمی آید، دوستی من شبیه هواست! بعضی وقتها ساکت، اماهمیشه در اطراف توست..
    شبت مهتابىورنگى
    .
    .
    .

    سلامتى رفیقى که تو رفاقت کم نزاشت ولى کم برداشت تا رفیقش کم نیاره
    .
    .
    .

    تنهایی یعنی عاشقشی اماحق نداری بهش نزدیک شی چون اون دیگه تنها نیست.
    .
    .
    .

    صبحی ک شروعش باتوست،خورشید دیګر اضافیست!
    .
    .
    .

    زمین کج است
    اما
    من هنوز
    خوش رقصی میکنم
    ب ساز تو..

    .
    .
    .

    برایم مثل بهار می مانی
    آمدنت را همیشه تحویل میګیرم

    .
    .
    .

    هیچ کجاهم جاییست!
    همان جاییست ک بی تو میشود بود..


    .
    .
    .

    خدایا من دلم قرصه!کسی غیرتو بامن نیست
    خیالت از زمین راحت،ک حتی روز روشن نیست
    کسی اینجا نمیبینه ک دنیا زیر چشماته
    یه عمره یادمون رفته دنیا دار مکافاته
    فراموشم شده ګاهی ک این پایین چه هاکردم
    ک روزی باید از اینجا بازم پیش تو برګردم
    خدایا وقت برګشتن یکم بامن مدارا کن
    شنیدم ګرم آغوشت اګه میشه منم جاکن..

    .
    .
    .

    مترسک را دار زدند، به جرم دوستی با پرنده.. که مبادا تاراج مزرعه را به بوسه ای فروخته باشد..این جا قحطی عاطفه هاست..
    .
    .
    .

    گاهى بی هوا دلم هوایش میکند…
    هوای او،
    اویی که هیچوقت هوایم رانداشت.
    .
    .
    .

    تحویل نمیگیرم
این سال هایی را که بدون تو تحویل میشوند…
    .
    .
    .

    موضوع انشاء:

ایام نوروز را چگونه گذراندید؟

بنام خدا

”بدون او”…
    .
    .
    .

    از روزی که رفته ای کارت شارژها راسیگارمیخرم وبا خیابان هاحرف میزنم نوید ابرکوه
    .
    .
    .

    فراموش کرده ام!
    فقط گاهی بی اختیار اسمش راکه میشنوم،میشکنم…

    .
    .
    .

    زن…
    باچشمانش حرف میزند…
    دوست داشتنش را با نگاهش میگوید…
    دلتنگی در چشمانش اشک میشود!
    وقت شادى،چشمانش برق میزند…
    وقت عشق بازی، چشمانش خمار میشود…
    تمام دنیا را میشود در چشم زن خلاصه کرد!
    او میتواند با نگاهش دنیا را عاشق کند…

    .
    .
    .

    به انتهای بودنم رسیده ام:اما اشک نمیریزم پنهان شده ام پشت لبخندی که درد میکند…
    .
    .
    .
    .

    خدایا این قسمت راکجا فرستادى ک هروقت نوبت من میشه
    میگن:نیست!

    .
    .
    .

    از میان این همه بود،من در آرزوی یکی ام که نبود…

    .
    .
    .

    خدایا طاقت من را با طاق آسمانت اشتباه گرفته ای..!
    این پیمانه سالهاست ک پرشده..

    .
    .

    این تب و لرزها تمامش بهانه است!
    تا شاید لحظه ای دستت را بر پیشانی ام بگذاری و حس کنم که مالک تمام دنیا شده ام!!!

    .
    .
    .

    یکی بودیکی نبود!…اونیکه نبود دل میسوزوند… اونیکه بود دلش سوخته بود..

    .
    .
    .

    کوچکتر که بودیم دربازی گرگم به هوا ازگرگ شدن میترسیدیم..
    بزرگتر که شدیم در تمام بازی ها گرگیم بی آنکه از خود بترسیم…

    .
    .
    .

    درخت دلتنگ تبرمیشود!
    وقتی پرنده ها سیم برق را ب او ترجیح میدهند…

    .
    .
    .

    عشق یعنی هزاردلیل برای رفتن هست ولی… هنوز دنبال ی بهونه برای موندنی!
    .
    .
    .

    وقتی تمام راه را آمدم… وقتی تا تو هیچ نمانده بود…چقدر دیر یادش آمد خدا که ما قسمت هم نبودیم…
    .
    .
    .

    یک نفردهان خاطرات را ببندد نمیخواهم بشنوم…عذابم میدهند…!
    .
    .
    .

    از کنارم رد شد. بی محلی اش آزارم نداد.. اما سوختم وقتی گفت: ندیدمت..
    .
    .
    .

    فراموشش کرده ام!
    فقط گاهى بى اختیار اسمش راکه میشنوم
    میشکنم…

    .
    .
    .
    ۰
    ذائقه ام پیر شده!!
    ۲۰سالگی ام طعم ۵۰سالگی دارد…!

    .
    .
    .

    ساعت دیگر برایم معنا ندارند!
    من بی تو، با سال نورى لحظه هایم را میگذرانم!!


    .
    .
    .

    به نام خدایی که شاهد تمام بدبختی هاى من است…

    .
    .
    .
    ۰
    درانتظار آمدنت شاعرشده ام،هى شعرمیکارم و بغض درو میکنم!

    .
    .
    .

    عاشقم گرنیستى لطف کن نفرت بورز بى تفاوت بودنت،هرلحظه آبم میکند!

    .
    .
    .

    لرزش دست مرا خورده مگیروخوش باش!عاقبت سهم من ازعشق شده زلزله ها.

    .
    .
    .

    حرفهای دلم را هیچوقت کسی نفهمید…!
فقط روزی مورچه ها خواهند فهمید وقتی که در زیرخاک گلویم را به تاراج میبرند..

    .
    .
    .

    هروقت دلت گرفت لبخندبزن به یادکسى که براى دیدن لبخندت بارهادلش گرفت…
    .
    .
    .

    بگذاراعتراف کنم که بدجوردلم برایت تنگ شده فکرنکن بی وفاهستم دلم ازسنگ نشده اعتراف میکنم اینک درحسرت روزهای شیرین باتوبودنم باورنمیکنم اینک بی توام کاش میشد دوباره بیایی ویک لحظه دستهایم رابگیری کاش میشددوباره بیایی ولحظه ای نگاهت کنم باچشمهایم نازت کنم درحسرت چشمهایت هستم چشمهایی که همیشه بادیدنش دنیایم عاشقانه میشدبگذاراعتراف کنم که بدجوردلم هوایت راکرده.
    .
    .
    .

    آخرین حیرت زمانى ست
    ک پى مى برى
    دیگرچیزى تورا ب حیرت وا نمیدارد…

    .
    .
    .
    ۰
    و……
    میدانم داشتنش فقط یک آرزوست….
    اما من با همین آرزو زندگى خواهم کرد…..

    .
    .
    .

    هرگاه غمها تورادر برگرفت واحساس نا امیدی بهت دست داد دستهایت رابه سوی پنجره درازکن فریاد بزن: پیشی بیا منو بخور!
    .
    .
    .

    بر تن ما نکند آتش دوزخ اثری ،چون به آتشکده مهرشما سوخته ایم.
    .
    .
    .

    برای آدم نابینا شیشه والماس فرقی نداره اگریک نفر قدرتو ندونست فکر نکن تو شیشه ای بدان که او نابیناست.
    .
    .
    .

    یک ساعت که خورشید بتابد خاطره باران ازیاد میرود اینست حکایت فراموشی آدمها!
    .
    .
    .

    وقتی نمیتونی فریاد بزنی،
    ناله نکن!
    خاموش باش.
    قرن ها نالیدن به کجا انجامید؟
    تومحکومی به زندگی کردن!
    تاشاهد مرگ آرزوهایت باشى..

    .
    .
    .

    بهار جلوه ای از نگاه کسی بود که سالهاست نیست…!
    مژده ی نوروز به من ندهید!!
    .
    .
    .

    نخ به نخ همه ی روزهای ما مثل سیگاری بر لب های زندگی دود می شود!

    .
    .
    .

    خداآدمیان رانیافریده انگارسروده،نه یکبارهزاربار،پس یادت نره تویک رباعی درلبان خداوندی. الماس کائنات،آنگونه که شایسته است بدرخش..

    .
    .

    حواسم به نبودن ات هست!
    دلتنگى براى تو،
    حکم نفس کشیدنو داره
    .
    .
    .

    یادآورسوره توبه اى برایم
    بى بسم الله آمدى و به توبه کردنم انداختى!
    .
    .
    .

    گفتم ک چرارفتی تدبیرنه این بود.گفتاچه توان کردکه تقدیرچنین بود.گفتم که نه وقت سفرت بودچنین زود.گفتاکه نگو مصلحت حق چنین بود.

  • نويسنده : علیــرضــا
  • شنبه ۱۸ شهریور ۱۳٩۱ ساعت: ۳:٥٢ ‎ب.ظ
  • گاهى گریه میکنم
    به یاد روزهایى که مى خندیدم.
    .
    .
    .

    در عشق حقیقى
    روح است که تن را در آغوش میگیرد.
    فدریش نیچه
    .
    .
    .

    ” نرو ”
    دردناکترین “التماس” جهان است.
    .
    .
    .

    تنها که باشى,
    ن دلت دستمالى میشه
    و ن خیالت انحصارى …
    .
    .
    .

    به پایت افتاده ام…
    تا به دستت بیاورم
    .
    .
    .

    یه زد وخورد ساده بود!
    تو جا زدى… من جا خوردم…
    .
    .
    .

    چترى برایم بگیر…
    حتى خیالى…
    خیس دلتنگى ات شده ام
    .
    .
    .

    یا درست حرف بزن
    یا عاقلانه سکوت کن .
    ژرژ هربرت

    .
    .
    .

    نشانی ام عوض نشده !!
    هنوز در همین خانه ام !
    فقط دیگر زندگی نمی کنم !
    .
    .
    .

    خیلی از یخ کردن های ما از سرما نیست !
    لحن بعضی ها زمستونه….!!
    .
    .
    .

    تقصیرمنکه نیست!
    این بغضهای سمج عادتشان شده ک مدام سرازکاردلم دربیاورند
    .
    .
    .

    یه دل فداى هرچى قلبه مهربونه صد دل فداى اون کسى که اینو میخونه. خدابخش اویس؟
    .
    .
    .

    رمز نو شدن رابایددانست وگرنه بهاریک فصل تکراریست

    .
    .
    با آرزوی سلامتی و رفع بلا برای “خرداد ۷۲″ انشاالله خدا سلامتی همه ی دوستان راد رو برگردونه حالا چه روحی چه جسمی آمین !
    .
    .
    .

    هیچکس همراهم نیست…
    تنهای دنیا
    .
    .
    .
    .
    .

    هزاران دست هم که به سویم درازشود پس خواهم زد!تنها تمنای دستان گرم تو رادارم!

    .
    .
    .

    ساده دوستم داشته باش،خودرا درگیرپیچ وخم زندگی نکن!من تورا همین جور ساده دوست میدارم!

    .
    .
    .

    دلم گرفته ازاینکه هستی اما… ندارمت!

    .
    .
    .

    هرکس به سهم خوداز دنیاچیزی برمیداره!.. من ازدنیا دست برداشتم!..

    .
    .
    .

    بروخوش باش!اصلافکرمن نباش!..
    بزاریادت بره،قولتو،قرارتو،عشقتو! برو ازتوکه هیچ،ازخودم هم گذشتم!

    .
    .
    .

    کاش امسال تورابه من عیدی میدادند!

    .
    .
    .

    دلگیرم ازتمام روزهایی که دوستش داشتم،برای تمام روزهایی که خیال میکردم دوستم داری!

    .
    .
    .

    توکه تنهآنمیمونی،منه تنهآرو دعآکن!
    خآطرآتمونگه دآر،امآدستآمو رهآکن!

    .
    .
    .

    گاهی عمیقادوست دارم ماهی باشم!!!
    ماهی حافظش۷ثانیه س!
    بی هیچ….خاطره ای!..

    .
    .
    .

    لعنتی نمیشود دوستت نداشت..لجم هم که بگیرد ازدستت نهایتش این است که دفترچه خاطراتم پرازفحشهای عاشقانه میشود!..

    .
    .
    .

    مرابه تختم ببندید..وسیگاری برایم روشن کنیدوتنهایم بگذارید!هرچقدر هم ناله کردم وفریادزدم به سراغم نیایید..من دارم “او” راترک میکنم!

    .
    .
    .
    ۰
    اگه میگفتی میخوامت دلم دیگه غصه نداشت/شب چشام خوابش میبردنیازی به قصه نداشت/اگه میگفتی میخوامت توو دنیاچیزی کم نبود/رو خاطرات خوبمون هاشور زرد غم نبود/..

    .
    .
    .

    این روزهابرد باکسی ست که بی رحم باشد،از دلت که مایه بگذاری سوخته ای!

    .
    .
    .

    دیگرتقدیررابرای نیامدنت بهانه نکن!مردباش،وبگو:نخواستی… ونیامدی!..

    .
    .
    .

    تـو نیستـی
    امــاخاطرت کهــ باهامه حـــس مـی کنـم
    دلخــوشی هــ ـایـم را
    بغـــل گــرفــته ام …

    .
    .
    .

    میخواهی بدانی چه میکشم؟فقط یکبار سیگار را ازآن طرف که میسوزدبکش!..

    .
    .
    .

    دل سبزم راگره زدورفت تابه آرزوهایش برسد!

    .
    .
    .

    چقدرخوبه بدونی یکی،یه جایی داره یه آهنگی روبه یادتو گوش میده!

    .
    .
    .

    ونسیم که می وزد،پرنده که میخواند،آفتاب که می تابد،باخودم میگویم حتماحال توخوب است،که جهان این همه زیباست!

    .
    .
    .

    خیلی وقتابهم میگن چرامیخندی؟بگوماهم بخندیم؟اماهرگزنگفتن:چراغصه میخوری؟ بگوماهم بخوریم؟

    .
    .
    .

    پلکهای مرطوب مراباورکن..این باران نیست که می باردصدای خسته من است، که ازچشمانم بیرون میریزد.

    .
    .
    .

    چه رسم مسخره ایست پاشیدن آب پشت مسافر،من دریا دریابرایت اشک ریختم…اما برنگشتی!

    .
    .
    .

    وقتی صبح هندزفری روازتوو گوشم در اوردم،یعنی اینکه تمامه شبو بیدار بودم، یعنی اینکه داشتم آهنگ گوش میدادم…
    یعنی اینکه داشتم به اون فکرمیکردم¡!

    .
    .
    .

    توآدم..من حوا..میدانم بهانه چیدن سیب اسارت در زمین است!اگرتو بخواهی قبول میکنم،میوه ات رابچین!

    .
    .
    .

    این روزهابرد باکسی ست که بی رحم باشد،از دلت که مایه بگذاری سوخته ای!

    .
    .
    .

    چرتکه می اندازم روزهای نبودنت را،این روزهابدهی ات زیادشده!نمیخواهی باز گردی؟نترس!ارزان حساب میکنم اگربرگردی قول میدهم تمام بدهی ات را به آغوش پرمهرت بفروشم!

    .
    .
    .

    حافظه آدمهای غمگین قویست!میدانند کجای کدام خیابان آن روزمردند..

    .
    .
    .

    سرم که دردمیگیردلبخندمیزنم..!
    این میگرن یادگارتوست!..

    .
    .
    .

    به من قول بده،درتمامی سالهایی که باقی مانده تا ابد،مواظب خودت باشی! شاید…دیگرنباشم تایادآوریت کنم!..

    .
    .
    .

    آهای توکه چشمای قشنگت خونیه صدتا ستارس~~تو که لبخندطلاییت واسه من عمردوبارس~~بیاومث گذشته جزمن به همه شک کن~~من بدون تومیمیرم~~بیا وبهم کمک کن~~

    .
    .
    .

    چقدرخوبه بدونی یکی،یه جایی داره یه آهنگی روبه یادتو گوش میده!

    .
    .
    .

    اینوآویزه گوشت کن..مگه نخواستی بری؟پس اینکه گریه میکنم یانه؟اینکه شادم یانه؟اینکه مواظب خودم هستم یانه؟…به خودم ربط داره!توکه به خواستت رسیدی!..رفتی..!پس دیگه ساکت شو لعنتی!..

    .
    .
    .

    یکی میره وخاطره میشه،یکی هم میمونه تاخاطره هارومرورکنه،اگه اونی که رفت من بودم!پس مرورخاطره هاباتو…

    .
    .
    .

    میخواهی بدانی چه میکشم؟فقط یکبار سیگار را ازآن طرف که میسوزدبکش!..

    .
    .
    .

    آدما لازمه چندوقت کرکرشونو بکشن پایین،یه پارچه سیاه بزنن درش و بنویسن کسی نمرده!… فقط..دلم گرفته..

    .
    .
    .

    یکی ازفانتزیام اینه که توو ی روزبرفی برم کوه و ی دفه گلوله گنده برفی دنبالم کنه..اونقد بدووووووووم!آخرشم له شم!.. دییییییییی

    .
    .
    .

    یکی ازفانتزیام اینه که وقتی دارم از پل هوایی ردمیشم ی دفه بشکنه وبیفتم!.. آخ چ حالی میده!

    .
    .
    .

    ساده برای خودم…همه دردمن این است یک نفردر زندگی من هست…
    .
    .
    که نیست!

    .
    .
    .

    هرگزبه گذشته برنگرد!
    اگرسیندرلابرای داشتن کفشش برمیگشت، هیچگاه یک پرنسس نمی شد!..

    .
    .
    .

    هرکس به سهم خوداز دنیاچیزی برمیداره!.. من ازدنیا دست برداشتم!..

    .
    .
    .

    چقدرخنده داراست..شناسنامه ام رامیگویم!امروزنگاهش میکردم صفحه وفاتش سفیداست بااینکه سالهاست من مرده ام..

    .
    .
    .

    چقدسخته توپشت نبض دیواری، نمیدونم که این روزاچه احساسی به من داری؟پایان کارم شنیدنی ست،من عاشق “او”بودم و”او” عاشق “او”..

    .
    .
    .

    بی”تو”
    حتی
    باران هم…
    بوی تشنگی میدهد…

    .
    .
    .

    باران برای کسی تکراری نمیشود،هر وقت بیاید،دوست داشتنی ست
    وتوبارانی…


    .
    .
    .
    کاش میدانستم
    کیست آنکه برایت
    دست قلاب میګیرد تاهرشب
    خواب از چشمهایم بربایی
    دیواری کوتاه تر از
    خوابهای من نیافتی!؟

    .
    .
    .

    کاش دهخدا می دانست دلتنګی
    اشک
    فاصله
    بی وفایی
    تعریفش فقط دو حرف است
    “تو”

    .
    .
    .

    ګاهی هوس میکنم
    درآغوشت حل شوم
    باهمه سردیت
    هنوز
    برایم ګرمترین حسی…

    .
    .
    .

    بااین شرابها
    مست نمیشوم دیګر
    باید دوباره سراغ چشم های تو بیایم
    .
    .
    .

    خیلی وقت است که “بی تابم” دلم تاب میخواد و یک هل محکم که دلم هری بریزد پایین هر چه در خودش تلنبار کرده را….
    .
    .
    .

    وقتی در دورترین خاطراتم نزدیکیت را احساس میکنم
    شک نکن بهترینی…!
    .
    .
    .

    باران نباش تابا التماس به بنجره بکوبی که نکاهت کنند،ابرباش که با التماس نکاهت کنند تابباری..!!
    .
    .
    .

    هنوزدلخوشی ذهن خسته ام این است که درخیال خودت بی خیال من نشدی…..
    .
    .
    .

    “تنهایى”
    تاجى ست برسرافرادتنهاک فقط خودشان آن رانمى بینند؛
    “پ بسلامتى خودم وهمه بربچاى تنهاى راد”

    .
    .
    .

    به سلامتیه اونی که نگفت من با بقیه فرق دارم
    .
    .
    .
    ثابت کرد..،!
    .
    .
    .

    ببچاره من!!
    به قلاب صید ماهیگیری افتادم که فقط برای “تفریح” ماهی میگرفت..،!

    .
    .
    .

    آهای تویی که ادعا میکنی از من بهتری و میگی همه دنبال منن . . .
    بذار روشنت کنم؛ جنس ارزون زیاد مشتری داره..،!!

    .
    .
    .

    همه میگویند ۱۳ عدد نحسی است ..
    اما من میگویم عامل نحسی ۱ و ۳ هستند .. نه ۱۳ !
    عشقهای امروزی یا ۱ طرفه اند یا ۳ طرفه..،

    .
    .
    .

    کشک..!
    عشق های امروزی راچشیده ای دلبندم؟؟
    طعم کشک میدهند!!
    عشق های امروزی سراپا ادعایند،گل من !!
    فرهادهم اگربود،بجای کندن بیستون، مخ میزداحتمالا!!
    شیرین هم دیگرشیرین نبود!!دیگر صدای تیشه نمی پیچیددرشهر..!
    احتمابوق اشغال تلفن همراهش گوش راکر میکرد!!!
    طفلک عشق…
    چقدر زجرمیکشد ازاین شیرین و فرهادهای قلابی!..،

    .
    .
    .

    تک پرم رفت.. بگذار دیگری پرپرش کند..،!

    .
    .
    .

    دنیا را در۸۰ روز دور زده اند،ما که دیگرجای خود داریم.،!

    .
    .
    .

    ولش کردم ورفتم !!
    نه اینکه دوستش نداشتم..نه !!ازنخودی بودن متنفرم..،!

    .
    .
    .

    ما تو گله گرگها ، هنوز مرام سگیمونو داریم ..،!

    .
    .
    .

    خدایا؛
    تو دنیای ما آدما ..
    یه حالتی هست به نام ” کم اوردن ” …
    تو که خدایی و نمیتونی تجربش کنی …
    خوش به حالت ..،!

    .
    .
    .

    گفتند فراموش کردن کار ساده ایست . . .
    تو فراموش کن …
    من از این ساده ها بلد نیستم . . ،!

    .
    .
    .

    بعضیا هستن پای برهنه میان تو زندگی ادم . . .
    بعد . . .
    وقتی که دارن میرن لباس مارک دار تنشونه. . ،!

    .
    .
    .

    تقویم امسال هم . . .
    با تقویم پار سال
    هیچ فرقی ندارد . . .
    وقتی……..
    زندگی ……
    تا اطلاع ثانوی تعطیل است . . ،!!!

    .
    .
    .

    به آمدنت که دیگر هیچ امیدی نیست . . .
    فقط . . .
    ” من ” را پس بفرست . . ، !

    .
    .
    .

    اینکه لبهایت چه می گوید مهم نیست . .
    من چشمهایت را می شنوم ..،

    .
    .
    .

    تو رو با آخرین سیگاری که به یادت کشیدم …
    به ته کفشم سپردم ..،!
    .
    .
    .

    این بار اگر آمدی دستانت را روی قلبم بگذار تا بفهمی این دل با دیدن تو نمیتپد
    میلرزد…
    .
    .
    .

    تا دنیا دنیاست از عشقت دست بر نمی دارم تا نیای گل شادی نمی کارم بی تو مثل ابری غمگین می بارم این چه حالیست که من دارم کاش بیایی تا من دیگر نبارم،کاااش!!!:((
    .
    .
    .

    امسالم مثل هرسال بدون تو تموم شد, امسالم گذشت و باز مثل هرسال حروم شد, امسالم مثل هرسال نیومدی تو پیشم, کم کم دارم از دوریت دیگه افسرده میشم.. خسته شدم از اینکه تنهایی بشینم تو کنج اتاقم هی عکساتو ببینم, خسته شدم و میخوام یادم بره هستم من از همه دنیا دلگیرم و خسته ام, این عیدو نمیخوام من عیدی ندارم این عید واسه من روز عذابه, عیدم مثل هرروز, هرروز مثل دیروز من حال دلم خیلی خرابه..
    .
    .
    .

    به دید و بازدید عید با در بسته قلبت روبرو شدم..
طبق رسم قدیم نوشتم:
آمدم؛ نبودی..
رفتم که شاید بیایی..

    .
    .
    .

    گفتی: بگو که همیشه می مانی؟
گفتم: می مانم..
راستی یادت رفت بگویی با تو یا خیالت..

    .
    .
    .

    دلخوشم که هرچه از من دور شوی از آن سوی کره زمین به من نزدیکتر میشوی..
فقط..
 میترسم مبادا گالیله اشتباه کرده باشد..

    .
    .
    .

    [ د و س ت ت د ا ر م... ]
را جدا می نویسم شاید همین فاصله ها تورا دلتنگ کرد..
برای تو رفیق..

    .
    .
    .

    می گویند عشق آن است که به آن نرسی ومن میدانم چرا… زیرا در روزگار من دیگر کسى نیست که زنانه عاشق شود و مردانه پاى عشقش بایستد…
    .
    .
    .

    ازدردها نوشتن تدبیرآخرین است
    این دردهاى مزمن مثل حصار چین است
    یک شام تلخ دیگر،من ماندم و اتاقم
    حرف نگفته دارم،شعرم گواه این است
    انگارآسمان هم تاب وتوان ندارد
    امشب هواچه سنگین بر سینه زمین است
    تا کوچه باغ احساس دیدى ک پر کشیدم
    همزاد بالهایم یک قلب آتشین است
    یک عمر میتوان باز،از دردهابگویم
    یک حرف مینویسم باقیش نقطه چین است…

    .
    .
    .

    ترکت مى کنم تا هر سه راحت شویم …
    من، تو و رقیبم
    من از قید تو …
    او از قید من …
    و تو از قید خیانت! نوید ابرکوه
    .
    .
    .

    هوای مردن بیخ گوش من است!..
    همانجایی که روزی رد نفس های تو بود!.

    .
    .
    .

    نجارها هم کورند!
    هنوز هم تخت دو نفره میسازند!
    نمی بینند همه تنهاییم!
    حتی آنهایی که دو نفره می خوابند!
    .
    .
    .

    تقویم از آمدن بهار گفت ، اما من هنوز درگیر پائیزم…
    .
    .
    .

    اعصاب سگی این روزای من،
    نتیجه ی گربه صفتی
    بعضی هاست..

    .
    .
    .

    به طرزتلخی آرامم…
 لحظه های سکوتم پرهیاهوترین دقایق زندگی ام هستند… 
مملو از آنچه میخواهم بگویم و نمیتوانم…

    .
    .
    .

    بیشتر وقتا پشت جمله ى:”عیب نداره مهم نیست”،یک دل شکسته خوابیده!!!

    .
    .
    .

    لحظه ای درگذر ازخاطره ها ، ناخودآگاه دلم یادتوکرد،خنده آمد به لبم شاد شدم ، گویی از قید غم آزاد شدم ، هرکجاهستی تو ای دوست،
    دلت شادو لبت خندان باد ،
    “دست حق یارونگهدارت باد”

    .
    .
    .

    شاهان همه مسکین او
    خوبان قراضه چین او
    شیران زده دم برزمین
    پیش سگان کوی او
    این عشق شدمهمان من
    زخمی بزدبرجان من
    صدرحمت وصدآفرین
    بردست وبربازوی او
    *تقدیم به شاه باوفای عرب حضرت ابوالفضل عباس(ع)*

    .
    .
    .

    هنوز یادمه اون روزی که تو خیابون واسه اولین بار دست تو دست هم راه میرفتیم،بعد اون دختر کوچولو با اون چشمای ناز و غمزده گفت:آقا واسه خانومت گل میخری؟؟؟

    .
    .
    .

    خسته ام مثل درخت سروی که سالهادربرابرطوفان ایستادوروزیکه به نسیم دل دادشکست

    .
    .
    .

    بسلامتی پنگوئن که نیم وجب قد داره ولی لاتی راه میره؛ بسلامتی سندباد که بچه کرمانشاه نبود ولی همه دنیا رو با شلوار کردی گشت؛
    بسلامتی مادر که اگه سرسفره غذا کم بیاد اولین کسی که اشتها نداره اونه و بسلامتى همه رفقاى که نه دنیا عوضشون میکنه نه من با دنیا عوضشون میکنم!
    .
    .
    .
    ۰
    چه رسم تلخیست،
    توبیخبرازمن..وتمام من درگیرتو

    .
    .
    .

    توبچگی درک نمیکردم که چرا(یکی بودیکی نبودغیرازخدای مهربون هیچکس نبود)الان ازاعماق وجودم درکش میکنم ک غیرازخدای مهربون هیچکس نبود

    .
    .
    .

    جناق میشکستیم و میگفتیم،یادم تورا فراموش..امروز تمام استخوان هایم شکست..
    .
    .
    .

    نقش درخت خشک را بازی میکنم،نمیدانم چشم انتظار بهار باشم یا هیزم شکن..
    .
    .
    .

    پیدا کردن یک پسر وفادار…از پیدا کردن یک مارمولک پرنده ی سخن گوی…سرخابی تو اقیانوس آرام سخت تره ههههه !!!

    .
    .
    .

    روی دست شب مانده ام!
    دیګر حتی
    خواب هم مرا نمیبرد..

    .
    .
    .

    تو مسئول همه روابط من،بعداز خودت هستی!
    وقتی یک قلب شکستی اون آدم میمیره و یه ابلیس بجاش متولد میشه!

    .
    .
    .

    ساده بګم..
    بایکی دیګه چرخ میزنه
    بامنم حرف میزنه..

    .
    .
    .

    نسل من
    نسلی است
    ک غرق درمعشوقه های خیالی
    پیر میشود..

    .
    .
    .

    شده ام معادله ی چند مجهولی!
    اینروزها هیچکس ازهیچ راهی مرا نمیفهمد

    .
    .
    .

    یادم نمیکنی و ز یادم نمیروی!
    یادت بخیر یار فراموش کار من…

    .
    .
    .

    من غرورم رابه راحتی بدست نیاوردم که هروقت دلت خواست خردش کنی، غرورمن اگربشکند با تکه هایش شاهرگ زندگی خود را خواهم زد!
    .
    .
    .

    باورت بشودیانه؟ روزی میرسدکه دلت برای هیچکس به اندازه من تنگ نخواهد شد،برای نگاه کردنم، بوسیدنم،خندیدنم، اذیت کردنم،برای تمام لحظاتی که درکنارم داشتی روزی خواهد رسیدکه درحسرت تکراردوباره من خواهی بود.میدانم روزی که نباشم هیچکس تکرارمن نخواهدشد.
    .
    .
    .

    چه ساده ام! آن هنگام که می پنداشتم شکستن دل کسی ناگوارترین حادثه است، حال آنکه دلم شکست وعالمی تکان نخورد.به سادگی خود میخندم!!
    .
    .
    .

    چه رسم جالبیست : محبتت را میگذارند پای احتیاجت، صداقتت را پای سادگیت، سکوت را پای نفهمیت، نگرانیت را پای تنهاییت، ووفایت را پای بی کسی ات !
    .
    .
    .

    خدایا! صورتحساب لطفا باقیشم مال خودت منوخلاص کن سیر شدم از زندگی.
    .
    .
    .

    همه چیز زود شروع شد
    عاشقی
    دلتنگی
    رفتن تو…
    اما نمیدانم چرا تمام نمیشود عشق تو در من…
    حالا که رفته ای
    ساعت ها به این می اندیشم که چرا هنوز زنده ام؟مگه نگفته بودم بدون تو میمیرم؟
    خدا یادش رفته است مرا بکشد یا تو قرار است برگردی؟

    .
    .
    .

    من میروم…
    باور کن…
    میروم…
    اما دلم برای برای به جهنم گفتنهایت…تنگ میشود…!

    .
    .
    .

    گاهی با خودم فکر میکنم:رفتنت را خیالی نیست
    فقط مانده ام چگونه در چشمانی به آن زلالی ما داده بودی
    آن همه دروغ را

    .
    .
    .

    یه وقتایی یه جاهایی یه حرفایی…
    چنان آتیشت میزنه که…
    دوست داری فریاد بزنی!
    ولی نمیتونی…
    دوست داری اشک بریزی و نمیتونی!حتی دیگه نفس کشیدنم برات سخت میشه!
    تمام وجودت میشه بغضی که نمیترکه به این میگن درد بی درمون…!!!

    .
    .
    .

    لعنت به این دلتنگی ها و دوری هایمان که بالشتم را جایگزین تو کرده است…

    .
    .
    .

    دلم میخواست یکی رو داشتم…
    بعضی وقتا که مردم خستم میکردن…
    میومد کنارمو دستاش رو میگذاشت دو طرف صورتم
    زل میزد تو چشام میگفت:»ببین!تو من رو داری!!«
    .
    .
    .

    گاهی اینکه صبح ها
    دلت نمیخواد بیدار بشی
    همیشه نشونه ی تنبلی نیست!
    خسته ای از زندگی نمیخوای قبول کنی که یک روز دیگه شروع شده…

    .
    .
    .

    هیچ وقت نفهمیدم چرا درست همانی که فکر میکنی
    با همه فرق دارد..
    یک روز مثل همه تنهایت میگذرد…

    .
    .
    .

    میشود کمی بخندی به حوض اب…؟
    میخواهم عکس بگیرم یادگاری از روی ماه…

    .
    .
    .

    نفسم شاید دلیل زنده بودنم باشد،ولی بی شک تو تنها دلیل همین نفسی…

    .
    .
    .

    بهشت فاصله بین پلک بالا و پایین من است،وقتی که به “تو” نگاه میکنم…

    .
    .
    .

    برایم مثل بهار می مانی،امدنت را همیشه تحویل میگرم…

    .
    .
    .

    خدایا خیلی ها دلمو شکستن بیا باهم بریم سراغشون من نشونت میدم تو ببخششون.
    .
    .
    .

    * همه می گویند ۱۳ عددی نحس است ؛ اما من میگویم عامل نحسی ۱ و ۳ هستند نه ۱۳ !!
 عشــــــــق های امروزی یا ۱ طرفه اند یا ۳ طرفه!

پری سا
    .
    .
    .

    اگه دلت میخوادبری………..
    اصرارمن بی فایده ست!

    .
    .
    .

    وقتی که”تو”با “منی”ترافیک زیباترین “مکث” عالم است…!!

    .
    .
    .

    هیچ رویایى
    به پاى بیدارىام با تو نمىرسد!
    خواب ها فقط خودشان را اذیت مى کنند…!!!

    .
    .
    .

    کلماتم
    دوباره شاعر شده اند !
    از کدام سو نزدیک مى شوى؟؟؟

    .
    .
    .

    بهار من !
    بى تو بهشت هم
    پاییز مى شود…!!!

    .
    .
    .

    باران که مى بارد
    من دلم هوایى مى شود
    براى آسمان تو…!!!

    .
    .
    .

    چه تلخ است
    ترس از وابستگى
    به چیزى که مى دانى
    روزى به پایان مى رسد…!!!

    .
    .
    .

    بیچاره !
    خواب هایم را مى گویم
    پریشان تر از آنند که به درد دیدن بخورند
    در همه شان
    چشم هاى توست
    که مرا نگاه نمى کنند
    مى ترسم از چشمانت وقتى خالى اند از من…
    راستى…
    در خواب هایت
    تو هم به من فکر مى کنى
    آنقدر که من به تو؟؟؟

    .
    .
    .

    کفش هایم را به پا مى کنم
    راهم پیدا مى شود
    براى ماندنم اصرار نکن
    جاده روبه رویم
    روانتر از
    تعارف هاى آبکى توست…!!!

    .
    .
    .

    با چتر
    یا بدون چتر
    فرقى نمى کند
    بى تو خیس بارانم…!!!

    .
    .
    .

    تو نیستى و من کلافه ام!
    درست مانند لحظه هایى
    که مادر بزرگ
    نمى تواند نخ سوزن کند…!!!

    .
    .
    .

    گاهى آدم دلش مى خواهد
    کفش هایش را در بیاورد
    یواشکى
    نوک پا ، نوک پا
    از خودش دور شود
    دور دور…!!!

    .
    .
    .

    افسوس !
    شب ها و روزها…
    دیگر به جاى تو…
    قرص ها آرام بخش منند…!!!

    .
    .
    .

    چندیست شعر سراغم را نمى گیرد!
    چشمانت که نباشد
    من
    در میان آوارى از قافیه هاى بى فرجام
    مدفون مى شوم…!!!

    .
    .
    .

    دلم خیلى هوایت را مى خواهد…
    هواى دلى را مى خواهد
    که هوایم را ندارد این روزها…!!!

    .
    .
    .

    یک سال است
    که به جاى دست
    خاک مى خورد پیانویم
    صدایش هم در نمىآید…!!!

    .
    .
    .

    دیگر آن خنده‌ی زیبا به لب مولا نیست / همه هستند ولی هیچ کسی زهرا نیست
قطره‌ی اشک علی تا به ته چاه رسید / چاه فهمید که کسی همچو علی تنها نیست
ایام شهادت حضرت فاطمه (س) تسلیت
    .
    .
    .

    به قرآنی که آیه اش بیشماره/ به تیری که طیفش ذوالفقاره/ سر از بالین عشقت بر نمیدارم/ تا دین محمد برقراره.

    .
    .
    .

    کار سختی پیش رو دارم!
    بعد از رفتنت باید زنده بمانم!

    .
    .
    .

    دوستی من شبیه باران نیست که گاهی می آید و گاهی نمی آید، دوستی من شبیه هواست! بعضی وقتها ساکت، اماهمیشه در اطراف توست..
    شبت مهتابىورنگى
    .
    .
    .

    سلامتى رفیقى که تو رفاقت کم نزاشت ولى کم برداشت تا رفیقش کم نیاره
    .
    .
    .

    تنهایی یعنی عاشقشی اماحق نداری بهش نزدیک شی چون اون دیگه تنها نیست.
    .
    .
    .

    صبحی ک شروعش باتوست،خورشید دیګر اضافیست!
    .
    .
    .

    زمین کج است
    اما
    من هنوز
    خوش رقصی میکنم
    ب ساز تو..

    .
    .
    .

    برایم مثل بهار می مانی
    آمدنت را همیشه تحویل میګیرم

    .
    .
    .

    هیچ کجاهم جاییست!
    همان جاییست ک بی تو میشود بود..


    .
    .
    .

    خدایا من دلم قرصه!کسی غیرتو بامن نیست
    خیالت از زمین راحت،ک حتی روز روشن نیست
    کسی اینجا نمیبینه ک دنیا زیر چشماته
    یه عمره یادمون رفته دنیا دار مکافاته
    فراموشم شده ګاهی ک این پایین چه هاکردم
    ک روزی باید از اینجا بازم پیش تو برګردم
    خدایا وقت برګشتن یکم بامن مدارا کن
    شنیدم ګرم آغوشت اګه میشه منم جاکن..

    .
    .
    .

    مترسک را دار زدند، به جرم دوستی با پرنده.. که مبادا تاراج مزرعه را به بوسه ای فروخته باشد..این جا قحطی عاطفه هاست..
    .
    .
    .

    گاهى بی هوا دلم هوایش میکند…
    هوای او،
    اویی که هیچوقت هوایم رانداشت.
    .
    .
    .

    تحویل نمیگیرم
این سال هایی را که بدون تو تحویل میشوند…
    .
    .
    .

    موضوع انشاء:

ایام نوروز را چگونه گذراندید؟

بنام خدا

”بدون او”…
    .
    .
    .

    از روزی که رفته ای کارت شارژها راسیگارمیخرم وبا خیابان هاحرف میزنم نوید ابرکوه
    .
    .
    .

    فراموش کرده ام!
    فقط گاهی بی اختیار اسمش راکه میشنوم،میشکنم…

    .
    .
    .

    زن…
    باچشمانش حرف میزند…
    دوست داشتنش را با نگاهش میگوید…
    دلتنگی در چشمانش اشک میشود!
    وقت شادى،چشمانش برق میزند…
    وقت عشق بازی، چشمانش خمار میشود…
    تمام دنیا را میشود در چشم زن خلاصه کرد!
    او میتواند با نگاهش دنیا را عاشق کند…

    .
    .
    .

    به انتهای بودنم رسیده ام:اما اشک نمیریزم پنهان شده ام پشت لبخندی که درد میکند…
    .
    .
    .
    .

    خدایا این قسمت راکجا فرستادى ک هروقت نوبت من میشه
    میگن:نیست!

    .
    .
    .

    از میان این همه بود،من در آرزوی یکی ام که نبود…

    .
    .
    .

    خدایا طاقت من را با طاق آسمانت اشتباه گرفته ای..!
    این پیمانه سالهاست ک پرشده..

    .
    .

    این تب و لرزها تمامش بهانه است!
    تا شاید لحظه ای دستت را بر پیشانی ام بگذاری و حس کنم که مالک تمام دنیا شده ام!!!

    .
    .
    .

    یکی بودیکی نبود!…اونیکه نبود دل میسوزوند… اونیکه بود دلش سوخته بود..

    .
    .
    .

    کوچکتر که بودیم دربازی گرگم به هوا ازگرگ شدن میترسیدیم..
    بزرگتر که شدیم در تمام بازی ها گرگیم بی آنکه از خود بترسیم…

    .
    .
    .

    درخت دلتنگ تبرمیشود!
    وقتی پرنده ها سیم برق را ب او ترجیح میدهند…

    .
    .
    .

    عشق یعنی هزاردلیل برای رفتن هست ولی… هنوز دنبال ی بهونه برای موندنی!
    .
    .
    .

    وقتی تمام راه را آمدم… وقتی تا تو هیچ نمانده بود…چقدر دیر یادش آمد خدا که ما قسمت هم نبودیم…
    .
    .
    .

    یک نفردهان خاطرات را ببندد نمیخواهم بشنوم…عذابم میدهند…!
    .
    .
    .

    از کنارم رد شد. بی محلی اش آزارم نداد.. اما سوختم وقتی گفت: ندیدمت..
    .
    .
    .

    فراموشش کرده ام!
    فقط گاهى بى اختیار اسمش راکه میشنوم
    میشکنم…

    .
    .
    .
    ۰
    ذائقه ام پیر شده!!
    ۲۰سالگی ام طعم ۵۰سالگی دارد…!

    .
    .
    .

    ساعت دیگر برایم معنا ندارند!
    من بی تو، با سال نورى لحظه هایم را میگذرانم!!


    .
    .
    .

    به نام خدایی که شاهد تمام بدبختی هاى من است…

    .
    .
    .
    ۰
    درانتظار آمدنت شاعرشده ام،هى شعرمیکارم و بغض درو میکنم!

    .
    .
    .

    عاشقم گرنیستى لطف کن نفرت بورز بى تفاوت بودنت،هرلحظه آبم میکند!

    .
    .
    .

    لرزش دست مرا خورده مگیروخوش باش!عاقبت سهم من ازعشق شده زلزله ها.

    .
    .
    .

    حرفهای دلم را هیچوقت کسی نفهمید…!
فقط روزی مورچه ها خواهند فهمید وقتی که در زیرخاک گلویم را به تاراج میبرند..

    .
    .
    .

    هروقت دلت گرفت لبخندبزن به یادکسى که براى دیدن لبخندت بارهادلش گرفت…
    .
    .
    .

    بگذاراعتراف کنم که بدجوردلم برایت تنگ شده فکرنکن بی وفاهستم دلم ازسنگ نشده اعتراف میکنم اینک درحسرت روزهای شیرین باتوبودنم باورنمیکنم اینک بی توام کاش میشد دوباره بیایی ویک لحظه دستهایم رابگیری کاش میشددوباره بیایی ولحظه ای نگاهت کنم باچشمهایم نازت کنم درحسرت چشمهایت هستم چشمهایی که همیشه بادیدنش دنیایم عاشقانه میشدبگذاراعتراف کنم که بدجوردلم هوایت راکرده.
    .
    .
    .

    آخرین حیرت زمانى ست
    ک پى مى برى
    دیگرچیزى تورا ب حیرت وا نمیدارد…

    .
    .
    .
    ۰
    و……
    میدانم داشتنش فقط یک آرزوست….
    اما من با همین آرزو زندگى خواهم کرد…..

    .
    .
    .

    هرگاه غمها تورادر برگرفت واحساس نا امیدی بهت دست داد دستهایت رابه سوی پنجره درازکن فریاد بزن: پیشی بیا منو بخور!
    .
    .
    .

    بر تن ما نکند آتش دوزخ اثری ،چون به آتشکده مهرشما سوخته ایم.
    .
    .
    .

    برای آدم نابینا شیشه والماس فرقی نداره اگریک نفر قدرتو ندونست فکر نکن تو شیشه ای بدان که او نابیناست.
    .
    .
    .

    یک ساعت که خورشید بتابد خاطره باران ازیاد میرود اینست حکایت فراموشی آدمها!
    .
    .
    .

    وقتی نمیتونی فریاد بزنی،
    ناله نکن!
    خاموش باش.
    قرن ها نالیدن به کجا انجامید؟
    تومحکومی به زندگی کردن!
    تاشاهد مرگ آرزوهایت باشى..

    .
    .
    .

    بهار جلوه ای از نگاه کسی بود که سالهاست نیست…!
    مژده ی نوروز به من ندهید!!
    .
    .
    .

    نخ به نخ همه ی روزهای ما مثل سیگاری بر لب های زندگی دود می شود!

    .
    .
    .

    خداآدمیان رانیافریده انگارسروده،نه یکبارهزاربار،پس یادت نره تویک رباعی درلبان خداوندی. الماس کائنات،آنگونه که شایسته است بدرخش..

    .
    .

    حواسم به نبودن ات هست!
    دلتنگى براى تو،
    حکم نفس کشیدنو داره
    .
    .
    .

    یادآورسوره توبه اى برایم
    بى بسم الله آمدى و به توبه کردنم انداختى!
    .
    .
    .

    گفتم ک چرارفتی تدبیرنه این بود.گفتاچه توان کردکه تقدیرچنین بود.گفتم که نه وقت سفرت بودچنین زود.گفتاکه نگو مصلحت حق چنین بود.

    برچسب ها :
  • نويسنده : علیــرضــا
  • شنبه ۱۸ شهریور ۱۳٩۱ ساعت: ۳:٥۱ ‎ب.ظ
  • روی دیوارسایه ی تو
    روی دیوارهق هقه من
    وقتی ماله من نمیشی
    بیخوده گلایه کردن
    تو یه سو من سوی دیگه
    این میشه اخره بازی
    نرسیدنه همیشه
    غمه خطای موازی…
    .
    .
    .

    ایشالاخدا ازگناه همه ی ما بگذره ، واقعا سخته ادم باگناه بخواد ازین دنیاخداحافظی کنه، خدامیدونه دله چند نفر بخاطره ماشکسته شده .حق چند نفرو ضایع کردیم،چقد دروغ گفتیم و غیبت کردیم،حس میکنم خیلی باخدافاصله دارم ، خدا به همه ی ماکمک کنه،
    ازشما میخوام هرکی ازگناهاش میترسه ازته دل بگه
    امین یارب العالمین.

    .
    .
    .
    ۰
    هرشب وقتی تنها میشم،حس میکنم پیشه منی،دوباره گریم میگیره،انگارتواغوش منی،روم نمیشه نگات کنم،وقتی که اشک توچشامه،با اینکه نیستی پیشه من،انگار دستات تودستامه،بارون میباره و ترو دوباره پیشم میبینم،اشک تو چشام حلقه میشه ، دوباره تنهامیشینم،قول بده وقتی تنهاشم بازم بیای کنارمن،شبای جمعه که میادبیای سره مزاره من،دوباره باز یاده تو شدزمزمه ی نبودنم،ببین که عاقبت چی شدقصه ی باتو بودنم،خاکه سره مزاره من،نشونی از نبودنت،دستای نامردم شهرچرا ازم ربودنت،به زیره خاکمو هنوز،نرفتی ازخیاله من،غصه نخورسیاه نپوش ،گریه نکن برای من،دیگه فقط ارزومه بارون بباره رو تنم،رو سنگ قبرم بنویس، تنهاترین تنهامنم

    .
    .
    .

    دیشب خدا آهسته در گوشم گفت:
    دیگه بسه…
    باران از اشک هایت خجالت مى کشد….

    .
    .
    .

    گفت :
    قول بـــده …
    گفتم چه قـــولی؟
    گفت :
    که هر وقت یاد من افتادی بخــــندی …
    رفــــت …
    همه فکر کردن اونقدرا هم دوســش نداشتم
    که فقط خندیــــدم..

    .
    .
    .

    خوشبحال سیندرلا
    لنګه کفشش را جا ګذاشت
    یه لشکر آدم به دنبالش ګشتن
    مادلمان را جا میګذاریم
    هیچکس از ماسراغی نمیګیرد
    انګارکه هیچ وقت نبوده ایم..

    .
    .
    .

    اینجا بجز دوری تو
    چیزی ب من نزدیک نیست..

    .
    .
    .

    دعای قاصدکا خوشبختی آدمهاست.براتون آرزوی یه دنیا قاصدک دارم..
    “تقدیم ب خرداد۷۲،هانیه عزیزم،سارا جونم و فاطی جونم”

    .
    .
    .

    دورخودت همش
    دیوار میکشی
    افسوس می خوری
    سیګار میکشی
    تن خسته ای ولی
    خوابت نمیبره
    این حس لعنتی
    ازمرګ بدتر
    دل میکنی ازین
    دل میبری ازاون
    یک اتفاق تلخ
    افتاده بینتون
    میبری ازهمه
    ازهرکسی ک هست
    این حالو روزته
    وقتی دلت شکست

    .
    .

    تلخ منم
    همچون چای سرد ک نګاهش کرده باشی ساعات طولانی و ننوشیده باشی
    تلخ منم
    چای یخ
    ک هیچکس ندارد هوسش را..
    .
    .
    .

    کاش صداى بعضى آدمارو مى شد بوسید..
    مخصوصأ وقتى اسمتو صدا مى زنن..


    .
    .
    .

    بهار…
    و این همه دلتنگی؟!
    نه!
    شاید فرشته ای فصل ها را به اشتباه ورق زده باشد!!

    .
    .
    .

    تا دلت بخواهد بغض دارم تا حدی که به بغض هایم خمس تعلق میگیرد…
    .
    .
    .

    از اینکه صدای گریه ات را فقط دیوار اتاقت میشنود شاکی نباش…
    ببین با دیوار چه کرده اند که حتی صدای اشکهایش هم به گوش نمیرسد!!

    .
    .
    .

    همه ی درده منی تو،غمه دنیاکه غمی نیست…
    من ازت خاطره دارم،خاطره درده کمی نیست…
    روبه روی من عزیزم ،روزگار روشنی نیست…
    دائم ازحاله تو میگم ،حاله من که گفتنی نیست…
    من یه عمره باخیالت لحظه لحظه درنبردم …
    باتوزنده بودم اما
    باتو”زندگی”نکردم.

    .
    .
    .

    از دوریت چه خیال هایی میبافم
    اه دل خوش باوره من
    چقدر هنرمندانه زجر میکشی
    ازکمال الملک زیباتر

    .
    .
    .

    کاش میشد خودم رو یک جایی جا بذارم برگردم ببینم
    “دیگه نیستم”

    .
    .
    .

    کوچ پرندگان به من اموخت وقتی هوای رابطه سرد است
    “بایدرفت”

    .
    .
    .
    ۰
    این روز ها ازسنگ شدنم حرف میزنند
    سنگی که براى تو ازهرخاکی”خاکى”تربود

    .
    .
    .

    هنوزهم حوالی خوابهای شبانه ام پرسه میزنى
    لعنتی دیروقت است
    ارام بگیر
    بگذار یک امشب را اسوده بخوابم

    .
    .
    .

    “اسمم”را سنگی نگه میدارد” خودم” راگوری و” یادم” را … نمیدانم!

    .
    .
    .

    دلم میخواهد عاشق باشد.عقلم میخواهد عاقل باشد.این میگوید زود باش.ان میگوید دور باش.احساسم این روزها دوشیفت کار میکند وحقوقش راازمن میگیرد….


    .
    .
    .

    رفتم گفتم از”خیرش” میگذرم.شنیدم که زیر لب گفت از”شرش” خلاص شدم.

    .
    .
    .

    موقع نماز خوندن من فرشته ها عزامیگیرن…! نمیدونن ایاک نعبد را جزء عبادتام بنویسن یاجزء دروغ ام?

    .
    .
    .
    ۱۷فروردین تولدمه
    هیشکس واسم تولد نمیگیره
    باید خودم دست به کار شم
    ولی دیدین چی شد ؟
    یک سال دالم بزرگتر میشم
    ازهمه مهمترپیرشدم
    میرم تو ۲۱سالگی
    وای میترشم ها
    تولدم خیلى مبالک

    .
    .
    .

    عشق احساس شگفت انگیزیست
    درگیرش که شدی یک گوسفند گربه صفت راصدا میزنی
    جوجو

    .
    .
    .

    دیکتاتور چیست؟
    توئی و اغوشت که هر بار مراتسلىم میکند

    .
    .

    خرت که از پل گذشت مارو فراموش کردی؟اما بدون اون طرفه پل همسفر و یارت فقط یک خره

    .
    .
    .

    من لیمو شیرین زندگی تو بودم
    تموم شیرینی های زندگیم رو به تو دادم
    اما چه زود تلخ شدم …
    وچه ساده مرادور انداختی

    .
    .
    .

    تو شدی خاطره ساز
    من شدم خاطره باز
    .
    .
    .

    بعضی وقتا لازمه گیاه باشی و فتوسنتزکنی
    ولی محتاج بعضیانباشی

    .
    .
    .

    درجایی که همه ذغال فروشند و دیگران راسیاه میکنند
    بیاکمی ازمد افتاده باشیم
    “سپید”بمانیم.
    .
    .
    .

    تنهاچیزی که تو زندگیم به صورته تخصصی بهش تسلط دارم
    انتخاب ادم های اشتباه
    برای دوست داشتنه
    .
    .
    .

    دلم خیابانی میخواهد یک طرفه
    به سوی”خانه ” ی تو.

    .
    .
    .

    باسلام
    یارانه ی شما این ماه واریز نمیشود ،
    شمارادر”پراید”مشغول خوردنه “پسته” دیده اند.

    .
    .
    .

    گفته بودی یاتو یاهیچکس
    ولی منه ساده انگارفراموش کرده بودم که اینروزها هیچکس هم برای خودش کسیست
    حتی کسی مهمترازمن

    .
    .
    .

    اگر یاره مرا دیدی به خلوت،
    بگو ای بی وفای بی مروت،
    غمم دادی و غمخوارم نکردی،
    سرو کارت به فردای قیامت.

    .
    .
    .

    گذشته که
    حالم راگرفته است
    اینده که حالی برای رسیدنش ندارم
    و حال هم حالم را به هم میزند
    چه زندگیه شیرینی……..!

    .
    .
    .

    عروس خانم برای بار سوم عرض میکنم آیاوکیلم؟
    “رویای شبانه ی همه ی دختران”

    .
    .
    .

    ی پشه اومده پیشم نمیدونم از پشه های پیشکسوتِ تابستونه بهش احترام بزارم
    یا از این تازه به دوران رسیده های بهاره بزنم بکشمش !
    .
    .
    .

    آسان ترنگاهم کن…دلم تاعشق بیشتر نمیداند!..

    .
    .

    مراکه هیچ مقصدی به نامم وهیچ چشمی در انتظارم نیست را!ببخشید که بابودنم ترافیک کرده ام!..

    .
    .
    .

    تقویم امسال هم،باتقویم پارسال هیچ فرقی نمیکند!
    وقتی زندگی تااطلاع ثانوی تعطیل است!..

    .
    .
    .

    باران…نبار! من نه چتر دارم،نه یار!..

    .
    .
    .

    اگر انسان ها میدانستند چقدر محدود در کنار هم هستند،نامحدود همدیگر را دوست میداشتند.


    .
    .
    .

    درد هایت را دورت نچین تادیوارشوند!
    زیر پایت بگذار تاپله شوند

    .
    .
    .

    دلم گرفتــــــه…
    مثل هوای ابری شهری خاموش
    دلم تنگ است…
    مثل آسمــــــان بی ستاره ی شبی زمستـــانی
    حال دلــــــــــم خوب نیست
    خدایا
    خسته ام…خستـــــه
    میخواهم در آغوش گرمت آرام گیرم
    دلم گرفته

    .
    .
    .

    شبهازیردوش آب سردرهامیکنم بغضهای مانده اززخمهای دوریت را..درحالیکه دیگران میگویندخوش بحالت چه زودفراموش میکنی!!

    .
    .
    .

    آهـــــــــــــــای آدما خواهشا بفهمید
    شما در مقابل علاقه ای ک در دیگران نسبت ب خودتان ایجادمیکنید مسئول هستید

    .
    .
    .

    آب نطلبیده همیشه مراد نیست!گاهی میخواهند قربانیت کنند…

    .
    .
    .

    تنهایی رادوست دارم….بی دعوت می آید،بی منت میماند،بی خبر نمیرود.
؛
    .
    .
    .

    رسول خدا (ص) فرمودند:
دوست خوب مانند عطرفروش است اگرعطرش را به تو ندهد بوی عطرش به توخواهد رسید.
بوی عطرمحبت شماهمیشه درمشام ماست.
    .
    .
    .

    سالهاست کوهستان قلبم به احترام ردپاهایت؛به برفهایش اجازه آب شدن نمیدهد

    .
    .
    .

    آدمی رادیدم باسایه خوددردودل میکرد
    چه رنجی میکشداووقتی هواابریست.
    .
    .
    .

    بغضهایم راکسى نمیفهمد
    جزمورچه ها
    روزى که گلویم رابه تاراج میبرند…
    .
    .
    .

    کیلومترها حرف دارم،اما در سکوت رکورد خدا را هم شکسته ام..!

    .
    .

    قانعم!تو قسمت من نه,مال مردم بودی! قربان دلم که مال مردم خور نیست!

    .
    .
    .
    ۰
    امـــروز دردهــــــایم را به رودخـــانه سپـــردم.چه صیـــدی کرد مـــــــــاهیـــگیــر، از مــــــاهـی های دق کرده!!!!

    .
    .
    .

    موهایش سفید شده بود!!کودکی که یواشکی دفتر خاطراتم را خوانده بود…

    .
    .
    .

    “تک پرم”نماند…!
    خیالی نیست بگذار برود دیگری پرپرش میکند!!

    .
    .
    .

    انگار داروخانه هم میداند زخم خورده ایم، که همیشه باقیمانده ی پولمان راچسب زخم میدهد…..

    .
    .
    .
    ۰
    زخم هایم را به خودت نگیر !
    اندازه این حرفها نیستى . . .

    .
    .
    .

    سیــــگارهای بهمنش را دوست دارم..بوی بد پیراهنـــش را دوست دارم..
    گفتند:دیــــوانه شنیدی زن گرفته؟
    دیــــوانه ام حتی زنش را دوست دارم.

    .
    .
    .

    دلم واسه روازیی که چادر مادرمو محکم میگرفتم تا گم نشم…
    واسه روزایی که منو بغل میکرد و سرمو زیر چادرش میکرد…
    واسه روزایی که رو دستش خواب راحت داشتم…
    واسه روزایی که مریض بودم و تا صبح رو سرم بود…
    خیلی تنگ شده…خیلی…

    .
    .
    .

    موضوع انشا: خوش بختی.. به نام خدا 
خوش بختی یعنی قلب پدرو مادرم بتپد… 
پایان !!!
    .
    .
    .

    هنوز هم مثل انشاهای دوران دبستان با نتیجه گیری مشکل دارم… “چرا رفتی؟

    .
    .
    .

    فقط پلی بودم برای عبورت…فکرتخریب من نباش؛به آخرکه رسیدی دستت راتکان بده؛خودم فرومیریزم…

    .
    .
    .

    قوانین علم رابرهم زده ای! نبودنت وزن دارد…تهی…اماسنگین…

    .
    .
    .

    تا یادت میکنم باران می آید، نمیدانستم لمس خیالت هم وضو مى خواهد…!

    .
    .
    .

    امروز با همه ی دنیا قهرم اما او صدایم کند برمیگردم!سادگی کودکانه ام را میبینی؟
    .
    .
    .

    هنوزم هم مرا ب جان *تو* قسم می دهند…
تنها من نیستم ک رفتنت را باور نمیکنم!

    .
    .
    .

    خداوندا خودت انقدر زیبا، جهانت را چرا زشت آفریدی!

    .
    .
    .
    دلتنگیهایم را با کدام قایق خیالى روانه دل دریائیت کنم…
    تا بدانى دلتنگتم..

    .
    .
    .

    صدای شکستن۱قلب مگرچه اندازه دلنشین است ک برای شنیدنش إنقدرتلاش میکنی؟

    .
    .
    .

    همیشه ک باشی خسته میشوندمردمانی ک اگرنباشی میگویند:بی معرفتی.
    .
    .
    .

    پس!
    سومی که بود که گریه میکرد؟
    ما که….
    دو نفر. بیشتر نبودیم!!!!!


    .
    .
    .

    به این لحظه،به این حالت،نمیتونم کنم عادت
    همش تقصیره تقدیره یکیمون آخرش میره…

    .
    .
    .

    آدم ها ثانیه به ثانیه رنگ عوض میکنند از آدم های یک ساعت دیگر میترسم ! چون درگیر هزاران ثانیه اند . . . ثانیه هایی که در هرکدام رنگی دگر به خود میگیرند. . .
    .
    .
    .

    گاهی باید به فاصله ها خوش آمد گفت…
 شاید آمده اند تا بخشی از حماقت هایمان را جبران کنند…

    .
    .

    نبودنت مثل تمام کردن سیگار است در نیمه شب برفی…
    وقتی تمام دکه های شهر بسته اند..!

    .
    .

    چشم هایت راکه مهربانترکنی، لبهایت راکه بالبخندبازکنی،و ذهنت راازکینه هاخالی کنی…
سال خودبخودتحویل میشود.
باورکن دوست من…

    .
    .
    .

    قرآن
    روی دست طاقچه بادکرده است!
    ازبس خاک میخورد!
    ما..
    جانماز آب میکشیم

    .
    .
    .

    دم از مردونگی نزن!
    سنگینه سرفت میگیره…

    .
    .
    .
    ۰
    آنقدربغض هایم را فرو دادم و…خندیدم,ماهتو باورش شد
    “چیزی نیست”

    .
    .
    .

    آی دلم بســــــــــوووز
    آخ دلم بســـــــــوووز
    دوسش دارم و میخوامش هنوز
    من هنوز دلم,پیش چشماشه
    نمیخوام دیگه,باکسی باشه

    .
    .
    .

    قبول!!!
    بزرگ شدی
    دیگرکافیست!
    سیگار را از لای انگشتانت بنداز…

    .
    .
    .

    خدایادردها ازآن بالا کوچک دیده میشوند…! 
بیامسائل را رودرروحل کنیم…

    .
    .
    .
    ۰
    گاه فریادمیزنم گاه آرام می خندم،سپس گریه میکنم آیاسزای دوری ات دیوانگیست؟؟؟
    .
    .
    .

    اخماتو وا کن اخم به چهرت نمیاد
    گریه رو بس کن گریه به چشمات نمیاد
    دوس دارم شادیتونو ببینم

    .
    .
    .

    گاه فریادمیزنم گاه آرام می خندم،سپس گریه میکنم آیاسزای دوری ات دیوانگیست؟؟؟

    .
    .
    .

    دستاشوبگیر بیخیال من!
    خوش ب حال اون بدبه حال من
    دوری از چشات,واسه ی دو روز
    زندگیموسوخت آی دلم بســــــــــوز
    آی دلم بســــــــوز

    .
    .
    .

    خوش بحالت ک منو یادت نیس…
    خوشبحالت ک فراموشت شد…
    خوشبحالت که ازین تاریکی یه ستاره سهم آغوشت شد…
    خوشبحالت ک دلت آرومه…
    خوشبحالت ک پشیمون نیستی…
    خوشبحاالش ک واسش میـــمیریــــ
    خوشبحاالش عاااشق چشماشی
    خوشبحاااالش همه دنیاشی
    خوش بــه حـــــا له تون باهم خوش حــــالید
    خوش به حـــاله تون باهم خوش بخ تید
    هرجایی ک من,
    تنها یی رفتم
    خوش به حــــاله تون دوتایی رفتید

    .
    .
    .
    ۰
    خدایا
    کم آوردم…درلیست آدمهایت اشتباهی شده است
    اسم من ک ایوب نیست!!!
    .
    .

    هنوزدلخوشم ب خدانگهدارت اگر نمیخواستی برگردی اصراری نبود ک خدا مرا نگه دارد

    .
    .
    .

    زوزه ی گرگ ازتنهایست.. ولی گرگ هادسته جمعی زوزه میکشند”دردنیای گرگ هااعتمادیعنی شک وتردید”باهمه باش اماتنها!!!

    .
    .
    .

    دست بر دلم مگذار…میسوزی…داغ خیلى چیز ها بر دلم مانده…
    .
    .
    .

    به جز خـــــــــــــــــــدا کسی رو داری بهت بگه:“من باهاتم”؟؟؟

    .
    .
    .

    هیچکس نفهمیدکه زلیخامردبود.. میدانی چرا؟ چون مردانگی میخواهدماندن پای عشقی که مدام توراپس میزند..

    .
    .
    .

    گاهی وقتا ؛زندگی مثل صحنه ی حساس فیلم می مونه!
    استرس داشته باشی، فحش بدی، هیجان داشته باشی، دعا کنی،بالا و پایین بپری،فرقی توی نتیجه نداره،از قبل همه چیز مشخصه!
    پس نگاه کن، تخمه بشکن و لذت ببر…

    .
    .
    .

    فرق افتادن از طبقه اول با طبقه ۱۰ :
    طبقه ۱۰ :
    آ آ آ آ آ آ آ آ آ . . . . . . . . بوووووفففففف . . .
    طبقه اول:
    بوووووفففففف . . . . . . آ آ آ آ آ آ آ آ آ آ آ
    امیدوارم همیشه شادباشین:-D

    .
    .
    .

    خیلی سعی کردم مث این فیلما دوتا بزنم تو گوش یکی بعد یهو به خودش بیاد زندگیش عوض بشه …
    منتها هروقت اولیو زدم دعوا شد!:-D

    .
    .
    .

    کاش اونقدی ک چشمام نمک داره دستام داشت…

    .
    .
    .

    حرفهای دلم رافقط روزی مورچه ها خواهندفهمید….روزی که زیرخاک بغض سنگین گلویم رابه تاراج میبرند


    .
    .

    چقدر صبور بود;فالگیری که امروزم رادر طالعم دید و”هیچ”نگفت….!

    .
    .
    .

    درد دارد…
وقتی بانسیمی برود
کسی که به خاطرش به طوفان زده ای…

    .
    .
    .

    به سادگی رفت…نه اینکه دوستم نداشت…نه چون میدونست چقدر دوسش دارم…

    .
    .
    .

    این روزا آدم جرات نمیکنه با یکی درد و دل کنه! یارو تا بهت ثابت نکنه از تو بدبخت تره ول نمیکنه!والا

    .
    .
    .

    به سلامتی مادر که اگه یه تک سرفه بزنیم میشن پرستارٍ بخشِ مراقبتهای ویژه!
    تقدیم ب هانیه جون
    هرچنددقیقأنمیدونم مشکلت چیه ولی امیدوارم خیلی زووووود حل بشه وزندگیت بروفق مرادت باشه توکلت ب خداباشه

    .
    .
    .

    یادت برایم همانند قصه ى سیگار پیر مردیست ک سالهاست میگوید نخ آخر است.


    .
    .
    .

    ملت شنیدن پیاده روی مفیده اما مثه اینکه واسشون شفاف سازی نشده رو زمین باید اینکارو کنن نه رو اعصابه ما!

    .
    .
    .

    به کنار من اگر می آیید ، نرم و آهسته بخوره تو سرتون…!
    همون بیاین خودش کلیه!!!
    .
    .

    تومیدانی آنهاک ازچشم می افتنددقیقاکجامی افتند?چندیست دنبال خودم میگردم
    .
    .
    .

    به سلامتى مامان و بابام که از بچه شانس نیاوردن!!!:-D

    .
    .
    .

    اس ام اس ها گاهی پیامی ندارن فقط ارسال میشن که باورکنی اونی که فکرشو نمیکنی الان به یادته
    .
    .
    .
    ۰
    داشتم اشکهایم را روی نامه ای عاشقانه با قطره چکان جعل میکردم خاطرم آمد شاید دلتنگ خنده هایم باشی.
    ببخش اگر این روزها عشق با گریستن اثبات میشود…

    .
    .
    .

    قشنگترین گلهارابه آستان نیلوفری چشمانت هدیه میکنم تابدانی بیادت هستم
    .
    .
    .

    خدا آن روز که دنیا رانهاده به هرکس هرچه لایق بوده داده به بلبل چهچه مستانه داده به شیران قدرت شاهانه داده به جغد هم درخرابه لانه داده به من هم نوگلی همچون تو
    .
    .
    .

    خوبیهاباعث میشه آدمادلتنگ بشن،بخاطرهمه خوبیهات دلتنگتم.
    .
    .
    .

    اشکاتو پاک کن آدما وفا ندارن،برای رفتن و شکستن دم به دم دلیل میارن.
    .
    .
    .

    باید از عشق بسازم غزلى قابل تو ، غزلى ناب و صمیمانه به وزن دل تو ، دلى از جنس بهار است که تقدیم تو باد ، سبز باشی و دلت خانه ى پاییز مباد..!
    .
    .

    گـــــــاهـے نمـے دانم •
    چہ پیامـے را بهـــــــانہ کنم •
    تا از حـــــــال آنکہ دلم با اوست •
    آگـــــــاه شوم . . .
    این بار کہ” دلتـــــــنگـے ” را بهانہ کردم ،
    فـــــــردا را چہ کنم ؟!!!
    .
    .
    .

    بی شک “قلب تو” هشتمین عجایب دنیاست واردش که میشوی زمان بی معنا میشود هیچ بعدی ندارد بی آنکه نفس بکشی روحت تازه میشود تمام ثروت دنیا را به یک وجبش خواهم بخشید.
    .
    .
    .

    ساعت چیست؟ اختراع غریبیست که مدام جای خالیت رابه رخ دلتنگیهایم میکشد.
    .
    .
    .

    فرقی نمیکند!
بگویم و بدانی!
یا …نگویم و ندانی!
فاصله،دورت نمیکند وقتی در خوب ترین جای اندیشه ام جای داری…
    .
    .
    .

    حضورت در قلبم مثل نفس کشیدن است…آرام،بیصدا،اما همیشگی…
    .
    .
    .

    چه شود گرتوشوی یک گل سرخ وبه من هدیه شوی تاکه گلدان وجود دل من خالی ازعطرمحبت نشود.

    .
    .
    .

    ساکت که میمانی…
    میگذارند به حساب جواب نداشتنت!
    عمرا بفهمند داری جان میکنی
    تا حرمتها را نگه داری…

    .
    .
    .

    بازگلویم ازغمت لبریزست
    گرچه آمده بهارولاله وگل،گرچه دشت مست شقایق شده است،امابی توهمه فصلهای دلم پاییزست

    .
    .
    .

    بازعطرتومراآشفت وحیران کرد..سرکوچه نفسهایم تندترشد..شایدشایدازینجاردشدی.
    رهگذربوی تورامیداد ازکنارم ردشدامانفهمیدبوی عطرش۸سال خاطره رادرجانم شعله ورکرد

    .
    .
    .

    حرفهایم راهرگزبرای کسی نخواهم گفت،فقط مورچه هاآنراخواهندفهمید!آنهم روزیکه گلویم رابه تاراج خواهندبرد..
    .
    .
    .

    یکی آواره بوییدن توست
    یکی درآرزوی دیدن توست
    ولی من ساده ام کم ادعایم
    دلم تنگ همان خندیدن توست

    .
    .

    وقتی به دنیامی آییم درگوشمان اذان میگویندوقتی هم میمیریم پیش رویمان نمازمیخوانند،زندگی چه کوتاهست!فاصله بین اذان ونماز!

    .
    .
    .

    امروزدست به دامانت شده ام که مراببخشی مراکه روسیاهم ای مادرپهلوشکسته ام عفوکن اگرتودرکوچه هاسیلی خوردی ومن درکوچه هاخودنمایی کردم،توبین درودیوارشکستی ومن خودراآراستم مادردینی من،این دخترکان جاهل وسرکش شیعه ات راببخش که به خودظلم میکنندواین آخرالزمان لعنتی فریفته شان کرده.یافاطمة الزهرا(س)ماراببخش ماکه اسیرظواهروخودنمایی هستیم ماکه جگربه طشت ریخته حسن رایادمان نیست ماکه خون حسین رافراموش کردیم ماکه روشنفکرشدیم وجملات بزرگ میگوییم اماکارهای کوچک میکنیم.ماراببخش وهدایت کن

    .
    .
    .

    کاش قلبم به قبرش راه داشت/کاش زهراهم زیارتگاه داشت یافاطمه زهرا(س)

    .
    .
    .

    میشه پرنده باشی امارهانباشی
    میشه دلت بگیره اسیرغصه هاشی
    حالاکه آسمونم دنیای تازه ای نیس
    اونوقت یجابشینی محوگذشته هاشی
    ترسیده باشی ازکوچ،اوجوندیده باشی
    واسه یه مشت دونه اهلی آدماشی
    توسایه هابمونی درگیرسایه هاشی
    مفهوم زندگی روازیادبرده باشی
    دلت بخاددوباره ازته دل بخونی
    ازترس ریزش اشک غمگین وبیصداشی


    .
    .

    دیدن عکست تمام سهم من ازتواست،آنراهم جیره بندی کرده ام،دل است دیگر..شایدفرداتوراازمن بخواهد
    .
    .
    .
    ۰
    میترسم روزی یک جایی من وتودورازهم درآغوش یک غریبه بیقرارهم باشیم

    .
    .
    .

    بیـن بستـر مـادر مظلومـه‌ ام افتـاده است
    گوئیا بهر سفر از این جهان آماده است
    دست خود را گه به بازو گه به پهلو می‌ زند
    شمع عمر مادرم از درد، سوسو می‌ زند
    پهلویش بشکسته شد در پشت آن در مادرم
    نافلـه خوانـد نشستـه بین بستر مادرم
    شـدت دردش فـراوان است یـار مرتضی
    در قنوت خود به یک دستش بگوید ربنا
    ناله مادر زنـد بـر قلب مـا هـر دم شرر
    ذکـر او عجل وفاتـی گشته از سوز جگر
    .
    .
    .

    بگذارهمه هرچه میخواهندبگویندمهم اینست که ازهمه دنیامن فقط وفقط تورامیخواهم گرچه اسم من کناراسم تونیست سقف مان ازهم جداست ودستانت ازدستانم دورست..باورکن من این عشق خالی راباهزاران هزاردنیاعوض نخواهم کرد

    .
    .
    .

    میدانی تنهایی کجایش درددارد!!؟
    انکارش…

    .
    .
    .

    زمین خوردن چه زیباست اگر هدف بوسیدن خاک پای مادرت باشد
 €دانای خسته تقدیم به فراموشی؛
    .
    .
    .

    ورق ورق کن
    “خاطرات ِ” خاک گرفته را …!
    شاید
    غبارش
    “احساسَت” را به سرفه بیندازد …!!

    .
    .
    .

    هرکس یا شب میمیرد
    یا روز
    من شبانه روز..

    .
    .
    .

    خوابم نمی برد
    تورا اما
    خواب که نه،دنیا برده است..

    .
    .
    .

    جای خالی تورا
    آنقدر باچشم هایم آب خواهم داد
    که یک روز کنارم سبز شوی!


    .
    .

    اگــــــــــــــــــر درد داری ؛
    تحمــــــــــل کــــــــن !
    روی هــــــــم کــــــه تلنبـــــــار شـــــــد ،
    دیگــــــــر نمیفهمـــــــی کـــــــــدام درد از کجــــــــــاست ؟!
    کـــــــم کـــــــم خـــــــودش
    بــــــــی حــــــــــس می شـــــــــود …

    .
    .
    .

    “من”
    “تو”
    وفقط
    “یک قاب عکس”
    این تمام خوشبختی بود که از جیب خدا کش رفتم..

    .
    .
    .

    آن روزها ک بااو بودن برایم آرزو بود”تمام شد”
    امروز بااو بودن یا نبودن فرقی ندارد..

    .
    .
    .

    شهر من غربت دیار بی کسی،اندکی بالاتراز دلواپسی، چندمتری مانده تا آوارگی،ده قدم بالاتر از بیچارگی،جنب یک ویرانه می پیچی ب راست،میرسی در کوچه ای کز آن ماست،داخل بن بست تنهایی و درد،هست منزلگاه چندین دوره گرد، خسته و وامانده از این ماجرا در همان اطراف میبینی مرا..
    .
    .
    .

    بازار سنگ فروشها کجاست؟ب دنبال سنگی کمیاب میگردم
    آیا سنگ صبورهم میفروشند؟؟

    .
    .
    .

    من سالهاست تکلیفم مشخص است..
    روزی دو بار از تو ګریه میکنم..

    .
    .
    .

    یک روزی ب هر دلیلی اگر از ته قلبتان خندیدید
    لطفا
    برای من هم تعریف کنید

    .
    .

    جای بعضی ها توی کتاب جغرافیا خالیه،
    باعنوان”پست ترین”نقطه ی دنیا..

    .
    .
    .

    خودم پراندمت وقتی درشعرهایم بالت دادم..حالا رنګ آسمانهای دیګررا ب رخم میکشی!؟

    .
    .
    .

    دلت ک صاف باشه..
    منتظر باش..
    دهنت هم حتما میشه..

    .
    .
    .

    آدم تنهای مجازی ب این دوره زمانه و عصر شبکه ها ربطی ندارد
    اولین بار
    آدم تنهای مجازی در آیینه دیده شد..

    .
    .
    .

    نګران خیس شدن پاهایش بود..آن زمان که آب از سرمن ګذشته بود!

    .
    .
    .

    منتظرم کسی بیاید بګوید:
    سک سک
    من پیداکردم ګمشده ام را..


    .
    .
    .

    میګویند ک ساکتم!
    حکایتمان را برای هرکه بګویم باورش نمیشود ک آن همه عشق،آن همه نیاز،آن همه امید،ولی این همه حسرت..

    .
    .
    .

    یکی از لبخندهایم را بسته بندی کرده ام … برای روزی که اتفاقی تو را می بینم آنقدر تمیز میخندم که به خوشبختی ام حسادت کنی … !

  • نويسنده : علیــرضــا
  • شنبه ۱۸ شهریور ۱۳٩۱ ساعت: ۳:٤٩ ‎ب.ظ
  • باید کرکره هارا بکشم
    موهایم را ببافم!یک لباس شل و وارفته بپوشم..چراغها را خاموش کنم
    درب را روی خودم ببندم،کلیدش را قورت بدهم
    همانجا پشت تنهایی سنگر بگیرم!
    ب همه بگویم دنیای من تعطیل است
    بعداز او..

    .
    .
    .

    ب سلامتی زانوهایی ک زودتر از وقتش زیر بار سختیای روزګار بازمین آشنا شدن..
    .
    .
    .

    این روزها تمام زندگی آدمها دارد بو میگیرد بوی دل بستگی های پنهانی
    .
    .
    .

    به سلامتی خودمون ک خوبیم ولی بعضیا فکر میکنن خوبی از خودشونه!

    .
    .
    .

    ګاهی اوقات بی قانونی عجب بیداد میکند درعاشقی
    یکی دور میزند اما دیګری باید جریمه شود..

    .
    .
    .

    یه حسی از تو در من هست ک میدونم تورو دارم
    واسه برګشتنت هرشب درارو باز میزارم..

    .
    .
    .

    تمام خوبی حس مالکیت اینه که از کسی که دوسش داری بپرسی تو مال کی هستی؟
    و اون بدون معطلی بګه:
    فقط مال تو..


    .
    .
    .

    ب خوابم نیا..
    خوابم را رنګی میکنی
    روزم را سیاه..


    .
    .
    .

    دلم قصه ای عاشقانه میخواهد که تا آخرش پای هیچ نفرسومی ب میان نیاید!

    .
    .
    .

    دیګه بعدتو میدونم ک قلبم سردومتروکه
    حالا حتی دل سادم ب رفتار تو مشکوکه
    ب چشمای خودم شاید،ب تو ک شک نمیکردم
    سرلجبازیم باشه،دیګه دورت نمیګردم
    واسه تو مثل من شاید توی دنیافراوونه
    ولی هیچکی شبیه من قدرتورو نمیدونه..

    .
    .
    .

    باران
    سقوط آزاد را
    تنها برای این ب جان میخرد
    ک در زمین پوشش دهد
    اشکهای
    یک
    مرد را

    .
    .
    .

    گـاهـی ایـنـکـه صـبـح هـا…
    دلـت نـمـی خـواد بـیـدار بـشـی..
    هـمـیـشـه نـشـونـه ی تـنـبـلـی نـیـسـت !!!
    خـسـتـه ای از زنـدگـی…!
    نـمـی خـوای قـبـول کـنـی کـه یـک روزِ دیـگـه شـروع شـده …

    .
    .
    .
    دست تو اګر بود
    دست من در جیبم نبود!

    .
    .
    .

    خواب دیدم خدادارد گریه میکند…لعنتى تو ازآن جا هم رفته اى!
    .
    .

    “بى خبرى”
    بى پایان ترین خبرى است که از تو مى رسد این روزها..

    .
    .
    .

    باید کسى را پیدا کنم که دوستم داشته باشد، آنقدر که یکى از این شب هاى لعنتى آغوشش را براى من و یک دنیا خستگیم بگشاید.. هیچ نگوید و هیچ نپرسد، فقط مرا در آغوش بگیرد و بعد همانجا بمیرم تا نبینم روزهاى آینده را..
    روزى که دروغ مى گوید، روزى که دیگر دوستم ندارد، روزهایى که دیگر مرا در آغوشش نمى گیرد و روزى که عاشق دیگرى مى شود..

    .
    .
    .

    ساعت هم مثل ضربان قلبم
    با رفتنت از کار افتاد..

    .
    .
    .

    چیزیم نیست..
    خوبم..
    فقط تورا ندارم..
    .
    .
    .

    عطرتنت روی پیراهنم مانده… امروزبوییدمش عمیق عمیق ! وباهرنفس بغضم راسنگین ترکردم! وبه یادآورم که دیگر،تنت سهم دیگری ست…
    وغمت سهم من!

    .
    .
    .

    ﺑﻪ ﺑﻌﻀﯽﻫﺎ ﺁﻧﻘﺪﺭ ﺑﻬﺎ ﻣﯿﺪﯼ ﮐﻪ ﯾﻪ ﺭﻭﺯ ﺧﻮﺩﺗﻢ ﺩﯾﮕﻪ ﻧﻤﯿﺘﻮﻧﯽ ﺑﺨﺮﯾﺶ…

    .
    .
    .

    اونی که با اینکه میدونه ناراحت میشی راستشو میگه، سگش شرف داره به اونی که مثل سگ دروغ میگه !

    .
    .
    .

    مطمئن باش و برو…
    ضربه ات کاری بود…
    دل من سخت شکست و تو چه زشت به من و سادگیم خندیدی…‏
    .
    .
    .

    نگذاشتی این من عاشق به تو برسد..
عیبی ندارد فقط دست از سر پلک هایم بردار بگذار به هم برسند…
از وقتی رفته ای عجیب بی خواب شده ام…‏
    .
    .
    .

    دلم گرفته است …نه اینکه کسی کاری کرده باشد نه …
من آنقدر آدم گریز شده ام که کسی کارش به اطراف من هم نمی رسد.دلم گرفته است که آنچه هستم را دوست دارم و آنچه هستند را میپذیرم و آنچه هستم را نمی فهمند و دنیا هم به رویش نمی آورد این تناقض را.
پرم از رفت و آمد انسان هایی که گمشده ای دارند و آدم به آدم نشانی اش را میگیرند…
    .
    .
    .

    این روزهایم به تظاهرمیگذرد. .تظاهر به بی تفاوتی ،تظاهربه بی خیالی، به شادی،به اینکه دیگر هیچ چیزی مهم نیست . .اماچه سخت می کاهدازجانم این نمایش. . .
    .
    .
    .

    برای بعضی دردها نه میتوان گریه کرد، نه میتوان فریادزد،برای بعضی دردها فقط میتوان نگاه کردو بیصداشکست!
    .
    .
    .

    دروغ مثل برف است که هرچه آنرا بغلتانند بزرگترمی شود (لوتر)
    .
    .
    .

    با تو هستم،با تو که هیچ مرا یادت نیست، امروز بی توأم اما هیچگاه بدون یادت نبوده ام، تو میان بودن و یادت، یادت را برایم گذاشتی و بودنت را برایم افسانه کردی.
    .
    .
    .

    اگرمیخواهی خوشبخت باشی برای خوشبختی دیگران بکوش زیرا آن شادی که ما به دیگران می دهیم به دل مابرمی گردد
    .
    .
    .

    گفته بودی مابه درد هم نمیخوریم! اما هرگزنفهمیدی من تو را برای دردهایم نمیخواهم . .
    .
    .
    .

    ساکتم ازبهراینکه مات رخسارتوأم! آشنای کوچه عشقم، گرفتار توأم! تورامی جویمت ای آشنای دردمن، تا که درمانم کنی زیرا که بیمارتوأم!
    .
    .
    .

    هیچ ورزشی برای قلب بهتر ازخم شدن وگرفتن دست افتادگان نیست. .
    .
    .
    .

    داشتم قلبی آن هم به تو هدیه کردم دیگراز این تن بی دل چه تمنا داری؟
    .
    .
    .

    بیشترین تاثیر افراد خوب زمانی احساس می شود که ازمیان ما رفته باشند
    .
    .
    .

    برایم سوال است: اگر قرار است روزی او را نبینم چرا خدا خواست که دوستش داشته باشم . . .؟
    .
    .
    .

    به یارو میکن چرا در خونت نوشتی ‏WC‏ میگه: این مخفف ‏welcome ‎‏ هست!
    .
    .
    .

    شر با شر خاموش نمیشودچنانکه آتش با آتش، بلکه شرراخیر وآتش را آب
    .
    .
    .

    بدترین قسمت زندگی جاییست که نه حق خواستن داری نه توان فراموش کردن . .
    .
    .
    .

    به کسی اعتمادکن که بتواند۳چیزتوراتشخیص دهد:اندوه پنهان شده درلبخندت را،عشق نهان شده در عصبانیتت را،ومعنای حقیقی سکوتت را !
    .
    .
    .

    ای فلک گرنمیزادی اجاقت کوربود!من که خودراضی به این خلقت نبودم زوربود؟ من نباشم کاردنیالنگ نیست،من بمانم یابمیرم هیچ کس دلتنگ نیست. . .
    .
    .
    .

    درد،مرا انتخاب کرد، من، تو را
    تو،رفتن را
    آسوده برو! دلواپس نباش من و درد و یادت تا ابد باهم هستیم. . .
    .
    .
    .

    افسانه ها رارها کن دوری ودوستی کدام است؟؟ فاصله هایند که عشق رامی بلعند. . . من اگرنباشم . . دیگری جایم را پر میکند!! به همین سادگی . .!!!!
    .
    .
    .
    ۰
    جان غمگین،تن سوزان ،دل شیدا دارم، آنچه شایسته عشق است مهیا دارم، سوز دل، خون جگر، آتش غم، درد فراق، چه بلا ها که زعشقت من تنها دارم !
    .
    .
    .

    گاهی آنقدردلتنگ میشوم که شبها به جای توبالشت زیر سرم رادرآغوش میگیرم!
    .
    .
    .

    غروب برات چه سخته وقتی غریبه باشی، وقتی عزیزی داری ولی پیشش نباشی. .
    .
    .
    .

    همیشه یادت باشه یه جای کوچیک تو وجودم داری که بزرگیش وسعت دنیاست، قلبم !
    .
    .
    .
    .
    .
    .

    “مرد” اگر این غرور لعنتی و این اسم کاذب رو با خودش به یدک نمی کشید!
    مطمئن باش…
    ازهر”زنی”بیشتر،
    مشتاق یک نوازش و یک آغوش بود!
    .
    .
    .

    وقتی به نبودنت فکرمیکنم…
    بی اختیار لبخند میزنم!
    نمیدانی که این لبخند…
    تلخ ترین لحظه ی زندگی ام را به تصویر میکشد!
    .
    .
    .

    کاش سر در بهشت،
    کسی باشد که بپرسد:
    آدمی یا فرشته؟
    و من با صدای ضعیفم که از زجه رو بیصدایی رفته،بگویم:
    زنم…
    و این بار همه نگاهم کنند!
    نه بخاطر موی بلندم..
    نه چشمان معصومم و
    نه لرزش صدایم..
    بلکه بخاطر روح خدا که در من دمیده شده وهمیشه تحسین کنند شجاعت..
    صداقت..
    وفا..و
    نجابتم را در آن کره ی خاکی…

    .
    .
    .

    عاقبت یک روز که نزدیک است!
    از دنیایی که در آن بی تو مرده ام،زنده خواهم شد و به سویت خواهم دوید، و تا ابد در آغوشت جان خواهم داد!

    .
    .
    .

    ساده امابرای خودم!
    آدمهای ساده رادوست دارم.
    همان هایی که بدی هیچکس راباورندارند..
    همان هایی که برای همه لبخنددارن..
    آدمهای ساده رادوست دارم..
    بوی ناب آدمیت میدهند..

    .
    .
    .

    تنها بی هوایی آدم را خفه نمیکند…!
    گاهی هوایی شدن،آرام آرام و بدون روسیاهی خاموشت میکند!

    .
    .
    .

    تنهایی ام را کسی شریک نیست!
    مطمئن باش!
    دست احتیاج به سمت تو که هیچ!
    به سمت خودم هم دراز نخواهم کرد!!
    شایدکه تنهایی هایم از تنهایی دق کنند…!!

    .
    .
    .

    مردمانی هستند که میخواهند بدانند تو چه مرگت است.
    و وقتی بفهمند چه مرگت است به تو میگویند:
    بس کن…!
    انرژی منفی نفرست!
    اینجاست که سکوت معنا پیدا میکند…
    و تنهایی میشود تنها راه چاره!

    .
    .
    .

    خسته ام..
    عجیب خسته ام..
    کوله بار غمهایم زیادی سنگینی میکند..
    کاش دستانم به آسمان میرسید و تورا از خدا پس میگرفت..
    *تقدیم به مادرم.بدجور خسته شدم.مامان خوبم بیا و درحقم مادریتو کامل کن و به خدا بگو منو ببره پیش خودش.کم آوردم.ازسکوت این خونه بیزاااارم خداااااا*

    .
    .
    .

    گاهی هوس میکنم در آغوشت حل شوم!
    با همه ی سردیت!
    هنوز برایم گرمترین حس دنیایی…!

    .
    .
    .

    میدانم خدا…
    یک روز میفهمی که خیلی دوستت دارم…
    و آن وقت با خودت میگویی:
    کاش تمام دعاهایش را مستجاب میکردم!
    بنده ی خوبی بود!

    .
    .
    .

    چقدر سفت شده پدال دوچرخه دو نفره ی دوستیمان!
یا من خسته ام یا شیب زیاد شده…
شایدهم تو دیگر رکاب نمیزنی!!…

    .
    .
    .
    ۰
    آن روز که میرفتی یادت نبود که من هزار درد دارم؟؟
    یادت نبود کسی ندارم که برایش گریه کنم دردهای هزاره ام را؟؟
    به چه دل خوش کنم بی تو؟
    به چه؟؟
    نه علی ام و نه چاه دارم که سر در آن فرو کنم..
    من منم..ابری بارانیم..
    میگریم شب ها..
    می غرم سپیده دم ها..
    و میپرسم از تو..
    آن لحظه که میروی بی من یادت نبود بالی نمانده جهت پرواز؟؟
    آخر بی معرفت!کمی فکرکن…
    بی تو بر دستان کدام آشنایی بوسه بزنم؟اصلأ آشنایی هست؟یا همه غریبه اند؟
    یادت بیار تاریکیه اتاقم را..
    عطرپیرهنت را..
    لحن صدایت را…
    گرمیه نفست را…
    آن روز که میرفتی یادت نبود…

    .
    .
    .

    این روزها فقط دلهایی باید عاشق شوندکه تحمل خیانت دیدن راهم داشته باشند
    .
    .
    .
    ۰
    معنای خوشبختی اینست که کسی در دنیا بی اعتنا به نتیجه دوستت دارد

    .
    .
    .
    ۰
    
دنیا اگه مردونگی سرش میشد اسمش دخترونه نبود!

    .
    .
    .

    شهـــامــت مــی خواهــد
ســـــردبــاشــی
وگــرم لبخنــدبزنـــی ..!/لانه ات را بر حباب حوصله ی مردمان نساز،تا آواره ی بی حوصلگیشان نشوی

    .
    .
    .

    ‏”تنهایی” را ترجیح میدم ب “تن هایی” ک روحشان با دیگریست.

    .
    .
    .

    کثیف بودن بعضی از آدم ها اذیتم نمیکنه،اما بعضیا خیلی پاکن اینکه قراره اینا گیر اون کثیفا بیفتن اعصابم رو خرد میکنه! 

    .
    .
    .

    قدیما مراسم خواستگاری برای این بود که خانواده ها دختر و پسر رو بهم نشون بدن. . .الان برای اینه که دختر و پسر خانواده هاشونو بهم نشون بدن
    .
    .
    .
    .
    .
    .

    بترس ازسکوتم…
وقتى که سکوت میکنم لابدهمه دردودل هایم رابرده ام بیش خدا…
بیشترکه دقت کنى ازهمه بودنم یک آه میشنوى…
وبترس ازآه مظلومى که فریادرسى جزخداندارد…

    .
    .
    .

    وقتی میخوای یه رابطه را به هم بزنی خب بهم بزن اما لگد مالش نکن بذار برو اما داغونش نکن با احساسش,فکرش,اعتمادش و غرورش بازی نکن چون بعد از رفتن تو فقط غمگین نمیشه باید سالها با یه ترس لعنتی زندگی کنه و نتونه دیگه به هیچکس اعتماد کنه حتی برای یه دوستی ساده

    .
    .
    .

    عشق اون نیست که در اوج رابطه پاک بمونی. . . . .عشق اونه که در اوج اختلاف خیانت نکنی. . . .!

    .
    .
    .

    چقدر سرد است!!
    وقتی…دلتنگتم ونیستی!!

    .
    .
    .

    برگرد…
    فقط برگرد…
    تو اگر همان بانوی رویاهای من باشی..
    یا همان پری باشی ک از تماشایش شبا،خواب باچشمانم غریبی میکند..
    یاهمان لیلی باشی ک جام شرابی زهرآگین ب جانم دهی..
    یا همان بانویی باشی ک از چشم”نامردان ناپاک”تورا ناپاک یادمیکنند..
    تو..!
    همان بانویی هستی ک من عاشق تو وتو همان معشوقه ی منی..
    اگر..اگر..اگر..
    اگر!!خدا برسرم فریاد کشد..
    برمن حکم کند..
    برمن غضب کند..
    وعشق تورا بر من و دینم حرام کند.(…)(…)
    .
    .
    .
    ۰
    باور کن!ساده نیست،گذشتن ازکسی ک گذشته ت راساخته


    .
    .
    .

    تنم ب لرزه می افتد هربار ک میگویی:برو ب زندگیت برس!
    مگرنمیدانی ک تمام زندگی من،تویی…!

    .
    .
    .

    به سلامتی اونایی که خیلی تنهان…
    نه که نمیتونن با کسی باشن،
    فقط دلشون نمیخواد با هرکسی باشن…!

    .
    .
    .

    تنهــایـم …
    اما دلتنگ آغــوشی نیستــم…
    خستــه ام …
    ولـی به تکیـه گـاه نمـی اندیشــم…
    چشــم هـایـم تـر هستنــد و قــرمــز…
    ولــی رازی نـدارم…
    چــون مدتهــاست دیگــر کسی را “خیلــی” دوست ندارم…
    فقط خیلـی هـا را دوست دارم …
    .
    .
    .

    روزهاى بارونى رو خیلى دوست دارم..
    معلوم نمیشه منتظر تاکسى هستى یا آواره خیابونها..
    بخار توى هوا مال سرماس یا دود سیگار..
    خیسى روى گونت مال اشکاته یا دونه هاى بارون..

    .
    .
    .

    دیگه با عروسک هام بازى نمى کنم..
    بزرگ شدم!
    براى خودم عروسکى شدم..
    آنقدر که بازى ام دادند..!

    .
    .
    .

    داریم جای زندگی میکنیم که هرزگی مد؛ بی آبرویی کلاس؛ مستی و دود تفریح؛ دزد بودن و لاشخوری و گرگ بودن رمز موفقیت.. وقتی به اینا فکر میکنم
    میبینم جهنم همچین جای بدیم نیست..

    .
    .
    .

    آدمای دلتنګ وقتایی که زیادی بهشون خوش میګذره و میخندن،تو همون لحظه است که یهو سرشون رو بر میګردونن اونوری یکم ثابت میشن بعد یواش یواش چشماشون پر از اشک میشه…

    .
    .
    .

    کاش یکی پیدا میشد که وقتی میدید گلوت ابر داره و چشمات بارون ، به جای اینکه بپرسه “چته ؟ چی شده ؟” ؛ بغلت کنه و بگه “گریه کن” …

    .
    .
    .

    هر ادمی که میرود ….
یک روزی یک جایی به یک هوایی…
 بر میگردد همیشه یک چیز برای جا ماندن هست!!!!
 حتی یک خاطره….

    .
    .
    .

    دیشب تا صبح
    دستانم به دنبال دستانت گریست..
    کودکانه تو را بهانه میکرد..
    دیشب تاخود صبح آغوشم براى آغوشت بغض کرد..
    ساده بگویم دیشب
    دلم بى پروا، هواى بودنت را میکرد..

    .
    .

    چه بگویم که ضربه ى آخر را
    “خدایم” زد!!!
    آن زمان که براى رفتنت استخاره کردى و “خوب “آمد …

    .
    .
    .


    زیباترین افکارم را که جمع مى کنم…
    دسته گلى می شود
    شبیه تو…

    .
    .

    ازاینکه صداى گریه ات رافقط دیواراتاقت میشنودشاکى نباش…
    توببین بادیوارچ کرده اند ک حتى صداى اشکایش هم ب گوش نمیرسد

    .
    .
    .

    بادلى ک بوئى ازوفانبرده است@جوربیکرانه وبهانه خوشتراست@درکناراین مصاحبان خودپسند@نازوعشوه هاى زیرکانه خوشتراست

    .
    .
    .

    خب بسه دیگه؛غمهارومیذاریم کنارحالا۱خورده غصه میخوریم!رژژژژژیممون بهم نخوره!!!!!!!!!!!!

    .
    .
    .

    بعضى وقتالازمه گیاه باشى وفتوسنتزکنى امامحتاج بعضیانباشى!

    .
    .
    .

    درجایى ک همه زغال فروش شده اندودیگران راسیاه میکنندبیاکمى ازمدافتاده باشیم!
    سپیدبمانیم….

    .
    .
    .

    ‎(‎’ ; ‘)

    ‎ JL‏ ‏
    چیه؟مشکل دارى؟دوست دارم همینجاوایسمsmsخودمه پولشودادم

    .
    .
    .

    ب زخمهایم مینگرى؟
    دردندارنددیگر،
    روزى ک رفتى،
    مرگ تمام دردهایم راباخودش برد!مرده هادردنمى کشند
    حرف آخرم
    برنگرددیگر
    زنده ام نکن!

    .
    .
    .
    ۰
    این روزهایم ب تظاهرمیگذرد…تظاهرب بى تفاوتى…
    تظاهرب بى خیالى…
    ب اینکه دیگرهیچ چیزمهم نیست اماچ سخت مى کاهدازجانم این”نمایش”!!

    .
    .

    دم اونایى گرم ک تودل مانشستن@ن کرایه میدن ن پیاده میشن!!!!!!!!!

    .
    .
    .

    “تنها”ک باشى؛ن دلت دستمالى میشود
    و
    ن خیالت انحصارى…

    .
    .
    .

    “ویژه خودم”
    دیشب خداآهسته درگوشم گفت:
    دیگه بسه………………………………….
    باران ازاشک هایت خجالت میکشد…

    .
    .
    .

    ازم دعوت شده توفیلم”انسانهاى خوشبخت بازى کنم؛درنقش موکت یادسگیره در!!!
    حالاموندم کدوموانتخاب کنم؟؟؟!!!

    .
    .
    .

    یادگرفته ام انسان مدرنى باشم وهربارک دلتنگ میشوم بجاى بغض واشک تنهاب این جمله اکتفاکنم ک هواى بداین روزهاآدم راافسرده میکند…….

    .
    .

    قلبم راعصب کشى کردم!دیگرن ازسردى نگاهى میلرزد ن ازگرمى آغوشى میتپد

    .
    .
    .

    من خوبم خسته نیستم
    فقط گاهى
    دستم ب این زندگى نمیرود!!!!

    .
    .
    .
    یه عاشق میگه :
    اگه اتفاقی برات بیفته میمیرم!
    اما…..
    یه رفیق میگه:
    اگه بمیرم هم نمیذارم برات اتفاقی بیفته..
    .
    .
    .

    چه می‌شد
    زمین
    گرد نبود
    تا من
    یک گوشه
    به انتظار تو بنشینم..

    .
    .
    .

    “سکوت” مى خواهم و “سیگار”!
    شاید سهم من همین باشد از هفت سین روزگار..

    .
    .
    .

    هرچه سیگارم را عوض میکنم فرقى نمى کند..
    زندگى..
    نبود تو..
    به همان تلخیست که بود..

    .
    .
    .

    از وقتى که از کنار تو رفته ام..
    رفته ام..
    و هنوز به خود نیامده ام..

    .
    .
    .

    چه شغل عجیبى
    شروع هفته تورا مى بینم..
    باقى هفته
    به خاموش کردن خود در اتاقم مشغولم..

    .
    .
    .

    میتوانم دنیا را یک دستى فتح کنم!
    به شرطى که دست دیگرم را تو گرفته باشى..

    .
    .
    .

    .
    .
    .

    من و تو از ان تبار منقرضیم که نگاهش در چشم تو بغضش در گلوی من…!

    .
    .
    .

    تو زندگی،یه جایی هست،بعد کلی دویدن،یهو وایستی،سرتو میندازی پایین اروم میگی
    .
    .
    .

    تا دلت بخواهد بغض دارم
    تا حدی که به بغض هایم خمس تعلق میگیرد…

    .
    .
    .

    بغض بزرگترین اعتراضه. اما اگه بشکنه دیگه اعتراض نیست التماسه…

    .
    .

    گریه کار کمی است برای توصیف نداشتنت…
    دارم به رفتار پرشکوهی شبیه به مرگ فکر میکنم

    .
    .
    .

    عاشقت شدم
    بازی ام دادی
    انهم از نوع قایم باشکش
    من چه کودکانه به بازی ادامه دادم
    نمیدانستم قرار است دیگر پیدا نشوی..

    .
    .
    .

    نا از سفید و نه از سیاه.
    دیگر از هیچ یک نمینویسم.
    دیگر نه از تو مینویسم نه از رفتنت.
    هیچ کدام را نمیخواهم. همین چند سال خاطره برای گریه هایم کافیست!
    مسعود تقدیمش میکنم به فاطمه که ازش۴سال بی خبرم
    .
    .
    .

    اینکه دلم گرفته و نمیتونم دل بکنم دلیل دلتنگی من تنها ففط خود منم تموم حرفامو باید فقط واسه تو بزنم لعنتی کجایی

    .
    .
    .

    وقتی دیدی طرفت دیگه حرفی برات نداره که بزنه!
    وقتی دیدی که داره ناراحتت میکنه و به رو خودش نمیاره!
    مطمءن باش یه نفر سومی هست که عشقت داره واسه خوشحالی اون تلاش میکنه…

    .
    .
    .

    بی منطق ترین عضو بدنم،چشمهایم اند!
    میبینند که دیگر دوستم نداری،اما هنوز تشنه دیدنت هستند…

    .
    .
    .
    ۰
    چقدر سخته دلتو بشکونن
    غرورتو بشکونن
    قولاشونو بشکونن. و تو بخوای حداقل بغضتو سالم نگه داری اما نتونی

    .
    .
    .

    بغض بزرگترین اعتراضه. اما اگه بشکنه دیگه اعتراض نیست التماسه…

    .
    .
    .

    گاهی لازم است نیاز داریم که کرکره را پایین بکشیم و بگوییم:
    بی هیچ توضیحی.”فعلا”تعطیل است…!

    .
    .
    .

    زنگ میزنم از طرفت به خودم!
    حرف میزنم بجایت با خودم!
    راستی صدایت چه قدر شبیه هق هقم شده است؟!

    .
    .
    .

    تکلیفم معلوم شد:خاموش میشوم شیرینم…
    فرهاد وار اینبار باید به جای کوه،دل بکنم!

    .
    .
    .

    بی حس شده ام از درد!
    از بغض!
    فقط گاهی خط اشکی صورتم را میسوزاند…

    .
    .
    .

    دستهایت را دور گردنم حلقه کن…این دوست داشتنى ترین شالگردن شب هاى سرد من است باور کن…
    .
    .
    .

    بی تو بهار، دروغ پایان زمستان است…باور کن
    .
    .
    .

    امسال بهار،هفت سین مان کامل نیست! سیب سرخ گونه هایت را، کم دارد
    .
    .
    .

    و من نماز ایات می خوانم، هراس ندیدنت را…
    .
    .
    .

    دل بی تو درون سینه ام می گندد/غم از هر سو راه مرا می بندد/امسال بهار بی تو یعنی پاییز/تقویم به گور پدرش می خندد!
    .
    .
    .

    خسته ام…!انقدر که شاید به اولین دشمن هم برسم درآغوشش خوابم ببرد…
    .
    .
    .

    اگه بگم ماه منی هرنفس همراه منی اگه بگم بال منی لحظه پروازمنی اینوبدون هرجای باشی تاابددنیای منی.
    .
    .
    .

    دوستی خاطره ای نیست که از یاد رود، خار و خاشاک سبک نیست که با باد رود، دوستی با تو بهاری پر از عشق و امید دوستی با تو محال است که از یاد رود
    .
    .
    .

    بهم خبر دادن زیباترین پروانه دنیا گم شده…… پیام دادم بگم: قورباغه! چراخوردیش؟
    .
    .
    .

    دلم واسه یکی‌ تنگ شده که اگه بمیرم هم اجازه ندارم بهش دوباره زنگ بزنم!!
    .
    .
    .

    تابوتم فردا از کوچه ات میگذرد…چشم مپوشان این مرده همان است که بیمارتو بود.‏‎
    .
    .
    .

    خدایا…بابت آن روزکه سرت دادکشیدم متاسفم…من عصبانی بودم برای انسانی که تومیگفتی ارزشش رانداردومن پافشاری می کردم

    .
    .
    .

    دیگر نمی گویم گشتم نبود، نگرد نیست…
    بگذارصادقانه بگویم: گشتم!اتفاقأ بود، فقط مال من نبود، بگذار دیگری بگردد; لابد مال اوست…

    .
    .
    .

    بیچاره مترسک!
سرتاسر سال از مزرعه مواظبت کرد….. 
در آغاز فصل سرد تنش هیزم آتش کشاورز شد!
”پاداش وفاداری جز این نیست….!”

    .
    .
    .

    عجب خیاط ماهرى هست این دنیا دل هیج کس رو واسه ما تنک ندوخت

    .
    .
    .

    این روزها”مجنون”هم که بشوی “لیلی ات”رامیبرندبا%ماشین شاسی بلند%

    .
    .
    .

    رفیق من باختم،قبول…؟ ولى آنها که بردند،هنوز به باخت من نرسیده اند!!

    .
    .
    .

    مچاله کرد،شکست،بند زد،خط زد..تا راحت شد!ارث پدرش که نبود،دل من بود!

    .
    .
    .

    دوست دارم بایکی بشینم وصحبت کنم ولی بعدش نگم که ای کاش بهش نمیگفتم؛

    .
    .
    .

    قصه غریبی ست.این روزها باید دردسترس نباشی تا مشترک مورد نظر کسی باشی.

    .
    .
    .

    خدایاآمده بودم بندگی کنم نه بردگی؛اینجادست هرکسی رامیگیری برای بلندشدن،آماده میشودبرای سوارشدن

    .
    .
    .

    در دشمنی دورنگی نیست کاش دوستان هم در موقع خیانت معرفت دشمن را داشته باشند.

    .
    .
    .

    این روزها،تنم گرمی آغوشی میخواهدباطعم عشق نه هوس،لبانم خیسی لبهایی رامیخواهدباطعم محبت نه شهوت،موهایم نوازش دستی رامیخواهدباطعم نازنه نیاز،تنی رامیخواهم که روحم راارضاکندنه جسمم را

    .
    .
    .

    زندگی چیه؛ توزندگی همیشه به خوش بودن فکرنکن فرهابا اینکه تمام زندگیش شیرین بود باز هم مینالید؛

    .
    .
    .

    سرفه هایم از سیگار نیست…!
خاطرات توست که در دلم خاک میخورد…!

    .
    .
    .

    هنوز برایت مینویسم…درست شبیه پسرکی نابینا که هر روز برای ماهی قرمز مرده اش غذا میریزد…

    .
    .
    .

    آنگاه که قلیان غیر از خودم، دردهایم را دود نمی کند، چه فرق دارد که طعمش پرتقالی باشد یا دوسیب؟؟؟ روزگار زغال بر زخم هایم نهاده و دودم می کند، بی هیچ طعمی…
    .
    .
    .

    طبق آخرین آمارپرجمعیت ترین جای دنیا..
    ..
    ..
    ..
    قلب پسرهاست!!..
    .
    .
    .

    سعی کن رو قلبت بنویسی
    خدایا:
    یادم بده
    یادبگیرم
    یادم نره
    یادت کنم
    .
    .

    فراموشش کرده ام،فقط گاهى بى اختیار،اسمش را ک میشنوم…میشکنم!!!!!!!!
    .
    .
    .

    آرزو میکنم هیچ راه نجاتے نداشتہ باشے وقتے کہ غرق خوشبختے هستے؛.
    .
    .
    .

    عمرى ک بپاى عشق دادم،فقط جوونیموگرفت*اون ک میگفت:مال منه دست غریبه روگرفت*اون ک واسش جون میدادم قسمت و بخت من نبود*غریبه ى نامهربون عشق منو ازم ربود………
    .
    .
    .

    ازرسول اکرم(ص) پرسیدند:واجب و واجب تر چیست؟نزدیک،و نزدیکترکدامست؟عجیب،وعجیب تر چیست؟سخت،وسخت ترچیست؟فرمودند:واجب اطاعت ازالله واجب تر ازآن ترک گناه است،نزدیک قیامت و نزدیکترازآن مرگ است،عجیب دنیا و عجیب ترازآن محبت دنیاست،سخت قبراست وسخت ترازآن دست خالی رفتن ب قبراست!
    .
    .
    .

    خدایا:هیج تنهایى رو اونقدرتنها نکن ک ب هربى لیاقتى بگه:عشقم..!
    .
    .
    .

    خشکیده تر از آنم ک کویر باشم،گرفته تر از آنم ک ابرى باشم و من،یک تنهاى دلگرفته…ک دلم آرزو ب دل مانده!!!!!
    .
    .
    .

    آن روز که همدیگر را یافتیم یافتنمان هنر نبود! هنر این است: همدیگر را گم نکنیم.

    .
    .
    .

    رفتنت را تماشا کردم… بغضم را بلعیدم.. اشک در چشمانم عجب ماهرانه اخرین لحظه را تار و مبهم ب تصویر کشید…

    .
    .
    .

    همتا هم نداری،که وقت نبودنت به دلم وعده بدهم…شایدمثلش را پیدا کنم..!

    .
    .

    گفت: روزهاى بى تو بودن سخت میگذرد..
    خنده ى تلخى کردم و گفتم: خودت میگویى میگذرد…

    .
    .
    .

    رسیده ام به حس برگی که میداند باد از هرطرف بیاید سرانجامش افتادن است..

    .
    .
    .

    حرفهاى دلت رانمیدانم ولی سکوتت راکه ترجمه کردم ب دلم نشست..!

    .
    .
    .

    دلم یک آمدن میخواهد, بی هیچ رفتنی! ویک همدم،که خیانت نداند!
    .
    .
    .

    شدیم خاکستر سیگار…
    با هزار دست هم نمیشه سالم بلندمون کرد!
    .
    .
    .

    به کرم های اطرافتان پیله نکنید…توهم پروانه شدن میگیرند!!
    .
    .
    .

    خیالت راحت باشد,چیزی نشده 
یک شکست عاطفی ساده؛ 
دوستش داشتم,دوستم داشت
دوستش دارم,دیگردوستم ندارد
مانده ام,رفته
هستم,ولی اونیست
به همین سادگی… 
فقط…
فقط یک نفر این حوالی
 بدجوری…
 سیگاری شده….
    .
    .
    .

    “بیادتم”
    اما…
    شاهدی ندارم جز…
    کوچه پس کوچه هاى خلوت “دلم”

    .
    .
    .

    فاصله دورت نمیکند…درخوبترین جای جهان جادارى جایى که”دل”نام دارد

    .
    .
    .

    فراموش کردن دوستان بزرگ بی احترامی به قانون خاطره هاست. ارادت ما را هر روز در سررسیدتان تیک بزنید…‏
    .
    .
    .

    خدایا یا خیلی برگردون عقب یا بزن بره جلو.اینجای زندگی دلم خیلی گرفته.
    .
    .
    .

    دل تنگ که باشی حتی یک تشابه اسمی هم نابودت میکند…!

    .
    .
    .

    حیف نون سیم کارت دوقلوی ایرانسل میخره، از این یکی sms میده به اون یکی: سلام،خوبی؟
با اون یکی جواب میده: ببخشید. شما؟
    .
    .
    .

    آخ عشقم چه زیبا اجرا میکنی… خط به خطه تمام گفته هایم را… اما برای دیگری…
    .
    .
    .

    بهار یک نقطه دارد؛ نقطه ى اغاز!بهار زندگیت بى انتها.
    نوروز مبارک…
    .
    .
    .

    مرا که هیچ مقصدی به نامم…و هیچ چشمی در انتظارم نیست را ببخشید که با بودنم ترافیک کرده ام…
    .
    .
    .

    سوختنم رادیدی و خندیدی،خنده ات را دیدم و سوختم، خنده هایم را خواهی او جستو جو کرد…
    .
    .
    .

    دلتنگی،دلتنگی،دلتنگی… دایه ی مهربان تر از مادر شده آغوش گشوده بلعیده مرا… درست از ساعتی که رفتی… نخواهمش کی راباید ببینم…
    .
    .
    .

    تبسم تو تجسم تمام خوبیهاست به تبسمت سوگند شاد بودنت آرزوی ماست…
    .
    .
    .

    یک صندلی خالی درکناررویاهایم ازآن توست بنشینی یابروی درخاطرم هستی
    .
    .
    .

    کاش میشد برگردی وببینی چشمانم چگونه تقاص تمام بی خیالی هایت را پس میدهد…
    .
    .
    .

    آدم عصبانی رو دوس دارم …شاید فحش بده ولی حداقل راستشو میگه…
    .
    .
    .

    اینا که تو خیابون راه میرن وبا خودشون میخندن آدمایی ان که با خاطره هاشون زنده ان دیوونه نیستن فقط یکم خسته ان…

    .
    .
    .

    چقد دلم تنگ شده واسه شنیدن تپش های پراشتیاق قلبت که نفس هام رو به احترامش نگه میداشتم…
    .
    .
    .

    شایدشبی آنچنان آرام گرفتم که دیدارصبح فردایم ممکن نشد،پس به امیدفرداهامحبت راذخیره نمیکنم من همیشه دلتنگتم…
    .
    .
    .

    خدایااااااااا…به سرنوشت بگو اسباب بازی هایش بی جان نیستند… آدمند،میشکنند… آرامتر…

    .
    .
    .

    به حرمت نان و نمکی که باهم خوردیم،نان را تو ببر که راهت بلند است وطاقتت کوتاه 
نمک رابگذار برای من که میخواهم این زخم همیشه تازه بماند
    .
    .
    .
    ۰
    چہ “تراژدے غمناکے” ست…وقتے براے ھمہ کست ھیچ کس نباشے…
    .
    .
    .

    انروزکه شد زندگی مااغاز،
    اغاز شد افسانه این سوز وگداز ،
    دادند به مادلی وگفتند بسوز!
    دیدند که ما سوختیم وگفتند بساز …
    .
    .
    .

    به بعضیا باید گفت بی زحمت دست به دست خودتو گمو گور کن نبینمت…”روژین”
    .
    .
    .

    آخ عشقم چه زیبا اجرا میکنی …خط به خط تمام گفته هایم را…خواسته هایم را… اما برای دیگری…
    .
    .
    .

    دستگاه مشترک مورد نظر از دست “دوستت دارم”های دروغ تو خاموش است، لطفا دیگر تنهایش بگذار…
    .
    .
    .

    من همینم ،نه چشمان آبی دارم،نه کفش پاشنه بلند، کتانی میپوشم! روی چمن ها غلط میزنم، نگران پاک شدن رژ لبم نیستم .خالصانه همینم… مرا اینگونه اگر میخواهی بسم الله
    .
    .
    .

    عادت ندارم درد دلم را،
به همه کس بگویم!
پس خاکش میکنم زیر چهره ی خندانم،
تا همه فکر کنند …
نه دردی دارم و نه قلبی …!!!
    .
    .
    .

    خدایا…
بت بود؛”بت شکن”فرستادی …
من پر از بغضم ! “بغض شکن”هم داری!؟
-
    .
    .
    .

    شب را دوســ ــت دارم…!
چرا که در تاریکـ ـی…
چهره ها مشخــ ــص نیست !!
و هر لحظــ ــه …
این امیـــ ـــد …
در درونم ریشــ ــه میزند …
که آمده ای …
ولی من ندیده ام!!!
-
    .
    .
    .

    زن بــه خــاطــر طــبــیــعــتــش ضــعــیــفــه
امــا در مــقــابــل ســخــتــی هــا بــیــشــتــر از یــه مــرد تــحــمــل داره …
تــنــهــا چــیــزی کــه زن رو از پــا در مــیــاره تــو خــالــی از آب در اومــدن مــردشــه …!!!

    .
    .
    .

    گاهی سکوت؛شرافتی دارد…که گفتن ندارد…!
    .
    .
    .

    سـخـت تـریـن افـتـادن ایـنـه کـه،یـهـو وسـط شـلـوغـی و خـنـده بـه یـادش بـیـوفـتــی …!!!

    .
    .
    .

    آدما باید یکیو داشته باشن که هر وقت …
پکر و داغون عصبی و مریض بودی
ازت نپرسه:چرا؟
فقط دستت رو بگیره و بگه:بلندشو بریم بیرون،دوست ندارم این شکلی ببینمت !

    .
    .
    .

    متنفرم از خاطره هایی که وقتی بهشون فکرمیکنم میگم:
وای من چقدر احمق بودم!!!
    .
    .

    دردهـا تـاریـخ دارنـد…
و حـقـیـقـت ایـنـسـت کـه تـاریـخ،تـکـرار مـیـشـود!

    .
    .
    .

    مـیـگـویـنـد عشق آنست که به او نرسی و من میدانم چرا..!
زیرا در روزگار من،کسی نیست که زنــانــه عاشق شود و مــردانــه بــایــســتــد..!
    .
    .
    .

    مراقب باشید به جای”فرشته”گرگ را در آغوش نکشیــــد …!
اینجا دنیای مجازیســ ــت!

    .
    .
    .

    کـارمـان بـه جـایـے رسـیـده کـه طـورے بـایـد دلـتـنـگ شـویـم
کـه بـه کـسـے بـرنـخـورد …!!! 

    .
    .
    .

    دلت را به هرکسی مسپار!
این روزها برخی ها،
ازسپرده ات هم بهره میخواهند!
-
    .
    .
    .

    خـسـتـه شـدم از آدم هـایـی کـه،
انـقـد صـادقـانـه..
دروغ مـیـگـویـنـد!

    .
    .
    .

    آدمها
مثل موبایل ها”Low Battery”ندارند …
اکثرا بدون اخطار قبلی،
وخیلی ناگهانی؛
تمام میشوند …بله تمــ ـــامــ ــ…

    .
    .
    .

    چه بی تابانه میخواهمت ای دوریت آزمون تلخ زنده بگوری! چه بی تابانه تو را طلب می کنم، بر پشت سمندی، گویی نوزین، که قرارش نیست و فاصله تجربه یی بیهودست،بوی پیراهنت اینجا و اکنون کوهها در فاصله سردند، دست در کوچه و بستر حضور مأنوس دست تو را می جوید…


    .
    .
    .

    بهار آمد، نبود اما حیاتی 

درین ویرانسرای محنت آور 

بهار آمد، دریغا از نشاطی 

که شمع افروزد و بگشایدش در! 


    .
    .
    .

    “حرفی نمی زنی از عشق
از چیزهای معمولی می گویی
از سردی هوا
از باران
از حال بچه ها می پرسی!!
از یاران….
نه صحبت از نسیم
نه صحبت از بهار و گل می کنی
با این همه
احساس می کنم که احساس می کنی!!
    .
    .
    .

    بهاران من ، طوفان ها در رقص عظیم تو

به شکوهمندی نیلبکی می نوازند ،

و ترانه ی رگ هایت آفتابی همیشگیست .


    .
    .
    .
    ۰
    گاهی احساس آخرین بیسکویت باقیمانده دریک بسته را دارم!
تنها،
شکسته،
وازهمه بدتر اینکه
اوکه مرا میخواست دیگر “سیر” شده است!…
    .
    .
    .

    آرزودارم فردایی که
    پیش رودارى،آغازروزی باشدکه آرزوداری
    عید
    برشما
    مبارک
    .
    .
    .

    همیشه بیادت هستم اما هیچ شاهدی ندارم بجز کلاغ روی بام خانه مان که او هم حقیقت را به یک تکه پنیری میفروشد

    .
    .
    .

    من به بوی تورفته از دنیا بی خبرازفریب فرداها، روی مژگان نازکم میریخت.. چشمای تو چون غبارطلا،تنم از حس دستهای توداغ.. گیسویم درتنفس تورها، میشکفتم زعشق ومیگفتم: هرکه دلداده شددلدارش،نشیندبه قصدآزارش، برودچشم من به دنبالش.. برودعشق من نگهدارش…
    .
    .
    .

    این روزها حالم همچون دایره ای میماند،که هیچ گوشه ای برایش دنج نیست..!

    .
    .
    .

    نمیدانی…چه دړدی دارد…وقتی حالم…در واژه ها هم نمی ګنجد…

    .
    .
    .

    روزګاری هم اګر دیوانه ات بودم…ګذشت…

    .
    .
    .

    تکیه بده….اما
به شانه هایی که اگر خوابت برد،سرت را زمین نگذارد..

    .
    .
    .
    ۰
    نمازهایت را شکسته بخوان…!
مدتی است “مسافر” خواب های من شده ای…

    .
    .
    .
    ۰
    یک زن عآشق که باشی…یقه پیراهنش هم…برای حسآدت کردنت کافیست…

    .
    .
    .

    این روزها، فقط تورو میطلبم..
    هی فلانی! به خودت نگیر..
    ‏(مرگ) را میگویم..

    .
    .
    .

    چقدر دوستت داشتم..
    چقدر نفهمیدی..
    نمیگم زیباترین..
    اما..
    تو، مهربون ترین آدم زندگیتو
    از دست دادی..!

    .
    .
    .

    تـــــــو هم مثل همه ی مـــــــردهای دیگر هستی
    که تا به حال دیده ام..
    با این تفاوت که…
    مــــن با تـــــــو خوشبختـم..

    .
    .
    .

    به بعضیا باید گفت: بی زحمت، دست به دست خودتو گم وگور کن نبینمت…

    .
    .
    .

    گاهى بى رنگى از هر رنگى زیباتر و مفیدتر است.
    شاتو بریان
    .
    .
    .

    عاشق کسى ست که صددل ب یک یار دهد،
    نه آنکه یک دل ب صدیار دهد!
    .
    .
    .

    چشم تو
    بزرگترین معلم من است
    که عشق را ب من آموخت.

  • نويسنده : علیــرضــا
  • شنبه ۱۸ شهریور ۱۳٩۱ ساعت: ۳:٤٧ ‎ب.ظ
  •  

    ایـــن روزهـــا هــــوا خیلـــی غبـــار آلــــود اســـت؛
    گـــرگ را از ســـگ نمــی تـــوان تشخیـــص داد !
    هنگـــامـــی گـــرگ را می شنـــاسیـــم؛
    کـــه دریـــده شـــده ایــــم
    .
    .
    .
    دروغـــ رو هــمــه مــیــگـــن ؛
    امــا اونــجــاش بــه آدم فــشــار مـــیــاد
    کــه هــمــراه بــا شــنــیـــدن ِ دروغ
    خــر هـــم فـــرض بــشـــی …
    .
    .
    .
    می خواهی قضاوتم کنی ؟
    کفش هایم را بپوش
    راهم را قدم بزن
    دردهایم را بکش
    سال هایم را بگذران
    بعد قضاوت کن !
    .
    .
    .
    بـرایِ قـــد کشــیدنــم ،
    خیــلی هـا ..
    کــوتـــــاه آمــدنــد …!
    .
    .
    .
    اعتقادات هر کسی‌ مثل مسواکه ،
    خواهشا تو حلق بقیه نکنین !
    .
    .
    .
    اگه کثافت رو با خودکار معطر بنویسی هم
    چیزی از معناش کم نمیشه !
    درست مثه آدمهای گندی که
    لباس و آرایش و موقعیت خوب دارن !
    .
    .
    .
    اینـجــــا ، زمین …
    ارزانــــتر از هـمه چـــــیز ، انــسان !
    نـــــرخَ ش هـــــم بـــــروز نــیست !
    امّــــا ،
    مصـــرفـش تـــــاریـــــخ دارد !
    سلام ، تـــــولــــــیدَش !
    و انــــــــقضـــایــــــــش ؛
    خــــداحــــافــــظ !
    .


    .
    .
    نسلـی هستــیـم ،
    که روزهــا میخــوابیــم..
    و شبــهـا بیـــــداریـــم !
    چــون..
    تــاریـکی شب ، بـــرامــون..
    قــابــل تحمـّـل تــر از “تـــاریــکی” روزهــامــونــه !
    .
    .
    .
    اگر آزادی همزاد وفاداری نباشد دنیا طویله می شود…
    .
    .
    .
    انسان های ساده را احمق فرض نکنید ؛
    باور کنید آنها خودشان نخواستند که “هفت خط” باشند …
    .
    .
    .
    مــزرعـه را..
    ملـــخ هــا جــویــدنــد !
    و مــا ..
    بــــرایِ  کـلاغهــا “متـــرسک” سـاختــــیم !
    و ایـن بــود ،
    شــروعِ  جـــــهالــت …!
    .
    .
    .
    آرزوی کسی نباش
    آرزوی آدم ها قیمت دارند
    جایگزین دارند
    تاریخ مصرف دارند!
    .
    .
    .
    .
    چـه غــم انگــــیـز اسـت ..
    ســرنــوشـتِ مــاهــیِ کــوچــک ..
    وقتــی ،
    بــه هــوایِ جُــفتِ خــود ..
    بــه اقــــیـانــوس مــی زنــــد ..
    و نهــــــنگ هــــا ..
    عــاشقَـش مــی شـــونـــــد !
    .
    .
    .
    نیمه گمشده را بیخیال شو لطفا ، اگر سهم تو بود که گم نمی شد !
    همین نیمه ای که هستی رو پیدا کن …
    .
    .
    .
    بسیاری از شکست های زندگیم
    به خاطر دروغ هایی بود که باید می گفتم اما نگفتم !!
    .
    .
    .
    بعضی ها ،
    هیچ وقت آدم نمی شوند !
    در چرخه ی تکامل …
    چگونه ظاهرِ آدم یافتند ، نمیدانم !
    خصلتشان زخم زدن است !
    و
    خراشیدنِ روح !
    حالا تو بگو ،
    چگونه در کنارِ چنین گرگهایی ..
    اگر چنگ در نیاوری !
    دوام می یــابــی !
    .
    .
    .
    یه میز هرچقدرم که گرون قیمت و شیک و سلطنتی باشه
    اگه ۴تا پایه ش مثل هم و یه اندازه نباشن میز نمیشه …
    کسی رو پیدا کن که پایه ت باشه !
    .
    .
    .
    با کسی زندگی کن که مجبور نباشی
    یه عمر برای راضی نگه داشتنش فیلم بازی کنی . . .
    .
    .
    .
    تـــا زمــانــی کــه ..
    خــواستـه ای از کسـی نـــداری …
    خــواستـــنـی هستـی !
    .
    .
    .
    این جا
    آنقدر شاعرانه دروغ می گویند
    و آنقدر در دروغ هایشان شاعر می شوند
    که نمیدانم
    در این سرزمین
    با اینهمه فریب
    چگونه ست که دلم هنوز
    خواب باران را دوست دارد!
    .
    .
    .
    یک بار ، یک بار و فقط یک بار می توان عاشق شد …
    عاشق زن ، عاشق مرد ، عاشق اندیشه ، عاشق وطن ، عاشق خدا ، عاشق عشق …
    یک بار و فقط یک بار … بار دوم دیگر خبری از جنس اصل نیست !
    .
    .
    .
    .
    هیچکـــس نمـی دانــد
    چقــدر جـایِ شـادمـانیهـای بـی سـبب در دل نســلِ مـا خـالیسـت …!
    .
    .
    .
    آهای روزگار !
    برایم مشخـــص کن
    اینبــار کــدام سازت را کوک کــرده ایی تا برایم بزنـــی
    می خواهـــم رقصــم را با سازت
    هماهنگ کنم … !
    .
    .
    .
    یکدیـــ ! ــــگر را گـــــــــم کرده ایم
    تا یــــــ ! ــــکی دیگر را پیدا کنیم
    به همین سادگی… !
    .
    .
    .
    الان که کلی حرف واسه گفتن داریم
    دیگه زنگ انشا نداریم . . !
    .
    .
    .
    بعضی ها خود را یکرنگ می پنـــدارند
    آری به راسـتی یک رنــگنــد !
    اما سپـــیــــد را کافیست یکـــبار با منــشـــور گـــذر زمـان دیــدشــان
    تا فهــمیــد کــه همه رنـــگهـای عــالم رابلـــدنــد !
    .
    .
    .
    روزها نمی گذرند،
    ما میگذریم
    از هم
    و هیچکس سوالى نکرد
    حداکثر سرعت مجاز
    چه بود . . !
    .
    .
    .
    مردم این روزها قیمت هر چیزی رو میدونن ،
    ولی ارزش هیچی رو نمیدونن ..!
    .
    .
    .
    بزرگتــرین اشتبــاه یک مـَرد اینـه کـه
    بـه مَـرد دیگـه ای فرصـت ایجــاد لبخـند
    روی لبهـای زنِ موردِ علــاقه اش رو بـده
    .
    .
    .
    همیشه چوب ســــــــوختنی نیست … خـــــوردنی هم هست
    ما گاهی چوبِ ســـــــادگیمون رو میـــــــــخوریم . . .
    .
    .
    .
    قانون روی میز است و عدالت زیر میز!
    .
    .
    .
    ایــنـجـــــــا …
    دســت هــر کـــس را کــه مـیـگـیــــری بــرای {بـلـنــــد شـــدن}
    آمـــاده مــی شــــود بــرای {ســـوار شــــدن}
    .
    .
    .
    این دیوانگیست …
    که همه شانس ها را لگدمال کنیم بخاطر اینکه
    در یکی از تلاشهایمان ناکام مانده ایم . . .
    .
    .
    .
    آدم هزاران متر زیر خط فقر باشه اما ۱میلیمتر هم زیر خط فهم نباشه !
    .
    .
    .
    .
    زمین جایگاهی برای فرار ندارد
    صسآسمان بمب و موشک می بارد
    ستاره های نگهبان هم که می پایند
    مانده ام پایبند کدام عشق بمانم
    به زندگی …
    .
    .
    .
    سَـــرسَـــری رد شـــو ،
    و ..
    زنـــــدگـــــی کـن !
    دقّــــت ،
    دق اَت مــــی دهـــــد !
    .
    .
    .
    اعتماد های رفته
    مرام های مرده
    باور های زنده به گور شده
    بر کدامین
    مزار فاتحه بخوانم
    .
    .
    .
    نـــدیـــــــده ای ؟
    همـان انـگشت ،
    که “مـاه” را نشـان میــداد ..
    “مــاشــه” را کـــشـــــیـــد !
    .
    .
    .
    لانـــه ات را ،
    بـــر حبــابِ حــوصلــهء مـــردُمــان نـــساز !
    تــــا ،
    آوارهء بیحــــــوصـلگــی شــــان نـــــشوی !
    .
    .
    .
    آدمها می روند و یادشان می رود بگویند به کجا…؟
    آدمها می روند و یادشان می رود برگردند …
    و آدمها هیچ وقت ” آدم ” نمی شوند …!

  • نويسنده : علیــرضــا
  • شنبه ۱۸ شهریور ۱۳٩۱ ساعت: ۳:٤٥ ‎ب.ظ
  •  

    وﻗﺘﯽ ﺧﺪﺍ زن ﺭﺍ آﻓﺮﯾﺪ ﮔﻔﺖ :
    به به ﭼﻪ ﻣﻮﺟﻮﺩ ﺯﯾﺒﺎﯼ ﺧﻠﻖ ﮐﺮﺩﻡ !
    ﺳﭙﺲ مرد ﺭﺍ ﺧﻠﻖ ﮐﺮﺩ ﻭ ﮔﻔﺖ :
    عیبی نداره سوار ماشین مدل بالا بشن به چشم میان :D
    .
    .
    .
    این که تو فیلما نشون میدن زن با پاشنه بلند میدوئه ، همش جلوه های ویژس …
    الان دختر خالم با کفش پاشنه بلند نشسته بود رو مبل چایی از دستش افتاد ! :lol:
    .
    .
    .
    ﺩﺧﺘﺮ : ﺗﻮ ﺧﺠﺎﻟﺖ ﻧﻤﯽﮐﺸﯽ ﺍﻓﺘﺎﺩﯼ ﺩﻧﺒﺎﻝ ﻣﻦ ؟
    ﭘﺴﺮ: ﯾﻌﻨﯽ ﺑﺮﮔﺮﺩﻡ ؟!
    ﺩﺧﺘﺮ: ﻧﻪ ، ﻓﻘﻂ ﭘﺮﺳﯿﺪﻡ ! :lol:
    .
    .
    .
    هرکس به طریقی دل ما می شکند , اما تو خیلی خلاقیت به خرج دادی . . .
    .
    .
    .
    ۲۶ سـالمـه ، واسـه خـودم مــَـردی شـدم
    سیبـیـــل دارم ، صبـحا میـرم نـون میـگیـرم واسـه خـونـه
    بـاز شیـرینـی و آجیـل رو ازم قـایــم میـکـنـن :|
    .
    .
    .
    صحبت های عاشقانه یارو به نامزدش:
    پسته بخور عزیزم !! :D
    .
    .
    .
    پشه اومده خونمون
    مامانم میگه:
    بذار خونتو بخوره سنگین شه بکشیمش
    شب نیاد داداشتو بخوره ! :|
    من مامان بابای واقعیمو میخووووواااااام
    .


    .
    .
    داداشم زد شیشه ادکلونو شیکوند ،
    با عجله میگه زود باش چند تا لباس بیار بکشیم روش حیفه !
    تو کف مدیریت بحرانشم … :D
    .
    .
    .
    مهمون اومده خونمون جلوش پا شدیم
    میگه بشینید توروخدا برای من پاشدید؟
    په نه په همینجوری خوشحالیم، داریم موج مکزیکی میریم :D
    .
    .
    .
    دیشب مهمون داشتیم خواهر کوچیکم داشت چایی تعارف میکرد ،
    به زن عموی بابام که رسید به خواهرم گفت : الهی پیر شی ؛
    آبجیه منم که معنیه این حرفو نمیفهمید گفت الهی خودت بمیری … :|
    تا نیم ساعتم رفت تو اتاقش گریه کرد !
    .
    .
    .
    یارو عهد میکنه اگه دانشگاه قبول بشه ننه اش رو با پای برهنه بفرسته کربلا :D
    .
    .
    .
    ﺗﻮ ﺟﻤﻊ ﺧﺎﻧﻮﺍﺩﻩ ﺩﺍﺷﺘﯿﻢ ﻓﯿﻠﻢ ﻣﯿﺪﯾﺪﻡ ﻃﺮﻑ ﺩﻭ ﺷﺨﺼﯿﺘﻪ ﺑﻮﺩ
    ﺯﺭﺕ ﻭ ﺯﺭﺕ ﻣﯿﺰﺩ ﺁﺩﻡ ﻣﯿﮑﺸﺖ ،
    ﯾﻪ ﺳﺎﻋﺖ ﺑﻌﺪ ﻋﯿﻦ ﯾﻪ ﺑﭽﻪ ﮔﻮﮔﻮﻟﯽ ﻋﺎﺷﻘﺎﻧﻪ ﻧﮕﺎﺕ ﻣﯿﮑﺮﺩ !
    ﺑﺎﺑﺎﻡ : ﺧﺎﻧﻮﻡ ﻧﮑﻨﻪ ﺍﯾﻦ ﺑﭽﻤﻮﻧﻢ ﺩﻭ ﺷﺨﺼﯿﺘﻪ ﺑﺎﺷﻪ ؟ :|
    ﻣﺎﻣﺎﻧﻢ : ﻧﻪ ﺑﺎﺑﺎ ﺧﯿﺎﻟﺖ ﺭﺍﺣﺖ ﺍﯾﻦ ﺍﺯ ﺍﻭﻟﻢ ﺑﯽ ﺷﺨﺼﯿﺖ ﺑﻮﺩ
    ﭼﻪ ﺑﺮﺳﻪ ﺑﻪ ﺩﻭ ﺗﺎ ﺷﺨﺼﯿﺖ ! :|
    ﯾﻨﯽ ﺗﺨﺮﯾﺐ ﺩﺭ ﺣﺪ ﻫﯿﺮﻭﺷﯿﻤﺎ ، :(
    ﺍﻻﻥ ﺩﺍﺭﻡ ﻫﻨﻮﺯ ﺗﯿﮑﻪ ﻫﺎﺷﻮ ﺟﻢ ﻣﯽ ﮐﻨﻢ ؛ بعدشم دارم میرم یونیسف !
    .
    .
    .
    روز انتقام نزدیکه . . .
    یه روز میاد که یخچال میاد در اتاقمونو هی باز میکنه ، هی میبنده . . .
    بعلههه :D
    .
    .
    .
    تا قبل عقد اسمشون پارمیدا بوده
    بعد وقتی دارن قند میسابن رو سرشون و خطبه خونده میشه،
    یهو میبینی عاقد میگه:
    … دوشیزه “خدیجه قره قوزلوی جادوغ آبادی اشگلون تپه اصل”،
    آیا من وکیلم؟ :|
    .
    .
    .
    .
    بعضى از دخترا هم که موقع عکس انداختن
    اِنقد سرشون و کَج مى کنن آدم فِک میکنه
    هدف از این عکس نشون دادن پــَسِ کــَلَشـونه :)
    .
    .
    .
    به بابام میگم دلم گرفته
    میگه چاه باز کن تو کابینته :|
    ینی محبت تو خانواده ی ما موج میزنه !
    .
    .
    .
    شما هم مثل من وقتی میخواید صدای تلویزیون رو کم و زیاد کنید،
    حتما باید عددش رند باشه ؟
    سادیسم داریم فک کنم :D
    .
    .
    .
    یه روز دوست داداشم زنگ زد خونمون مامانم گوشیو برداشت ،
    یارو گفت : آقا سینا هستن ؟ مامانم گفت : نخیر ، دستشویی تشریف دارن !
    یه همچین مامانی دارم من ؛ پسرشو تحویل میگیره در حد لالیگا ! :D
    .
    .
    .
    دوستان شما مثل طلا و جواهر هستند،
    به دست آوردنشون سخته، ولی نگه داشتنشون سخت تره…
    لطفا در حفظ و نگهداری من کوشا باشید! :D
    .
    .
    .
    روی شیشه دوغ نوشته:
    دوغِ گازدارِ کربناته تزریقی گرما ندیده همگن شده با طعم نعناع و بدون چربی…
    آخه لامصب دوغه یا اورانیوم ؟ :|
    .
    .
    .
    تا حالا شده موهاتو با هزار تا بدبختی درست کنی ،
    بعد ببینی یادت رفته تی شرت بپوشی؟!
    ینی اون لحظه آدم دوس داره بمیره :|
    .
    .
    .
    تلویزیون داشت می گفت کودک لطیف است با آن به درستی برخورد کنید !
    در راستای مسخره بازی به مامانم میگم : ماماااان من لطیفماااا …
    مامانم : عزیزم تو دیگه از لطافت دراومدی کثاااافط شدی !!!
    به نظر شما آلبوم دادم بیرون اسمشو چی بذارم ؟ :|
    .
    .
    .
    میدونی تلخ ترین چیز زندگی چیه؟
    در فریزرو باز کنی و قالب بستنی شکلاتیو ببینی و خر کیف شی
    ولی وقتی بازش کنی توش پیاز سرخ کرده فریز شده باشه :|
    .
    .
    .
    دوستم داش یکی رو میزد،گفتم به خاطره من نزن
    گفت خفه بابا،میام چنان میزنم تو رو هم که صدا بز بدی !! :|
    از نفوذ و مورد علاقه بودنم در بین دوستام واقعا خوشحال شدم :|
    .
    .
    .
    دقت کردین یادگاری های روی دیوار و صندلی کلاس های دانشگاه،
    آموزنده تر از حرف های استاده ؟ :|
    .
    .
    .
    به یارو میگن با ریسمان جمله بساز ،
    میگه می تونم انگلیسی بگم ؟ :|
    میگن: بابا ایول بگو ، یارو میگه:نو ریسمان تو پیجینگ ! :lol:
    .
    .
    .
    زنه به شوهرشsms میده:
    عزیزم ، اگه موافقی بریم خونه مامانم عدد ۱
    و اگه میخوای بریم خونه مامانت
    عدد۱۸۲۶۴۴۲۷۵۳۶۷۲۳۷۷۵۳۶۴۱۲۶۱۸۳۳۸۱۶۸۳۱رو وارد کن! :|
    .
    .
    .
    اگه به جاى کباب برگ هوس نیمرو مى کردم
    الان تو یخچال به جاى تخم مرغ کباب برگ داشتیم! :|
    .
    .
    .
    من همیشه دلم می خواست ضرس قاطع رو تو یه جمله ای به کار ببرم
    یه بارم به کار بردم ولی همه بهم خندیدن
    خب چرا حذفش نمی کنن از زبان؟ مگه من مسخرم؟ :|
    .
    .
    .
    به یارو میگن چرا زنتو با چاقو کشتی ؟
    میگه والا وضع مالیمون خوب نبود که تفنگ بخرم ! :lol:
    .
    .
    .
    یوونه شدم از بس که خیره شدم به عکس روی دیوار …
    چقدر سخته آدم اینقدر به عکس خودش نگاه کنه اما هیچ نقطه ضعفی پیدا نکنه ! :D
    .
    .
    .
    .
    یه سری همچین می گن ما تفریحی سیگار می کشیم،
    انگار بقیه برای شکنجه و عذابشه که می کشن! :D
    .
    .
    .
    دقت کردین:
    پســرا ۱۰ دقیقه حاضر میشن، ۴ساعت میرن بیرون ..!
    دختـــرا ۴ ساعت حاضر میشن، ۱۰ دقیقه میرن بیرون :|
    .
    .
    .
    یادش بخیر یه زمانی مامور آبخوری بودن اُبهتی داشت واسه خودش !
    هِــی روزگار … !
    .
    .
    .
    یه بار زنگ درو زدن منم رفتم جلوی در گفتم بفرمایید !
    طرف گفت با داداشتون کار دارم …
    منم گفتم یه لحظه گوشی ! :|
    اصن یه وضی بخدا !
    الان پدر و مادرم دارن دنبال بچه واقعیشون میگردن :|
    .
    .
    .
    همیشه یه ایمیل نخونده تو اینباکسم میزارم
    به هر حال آدم باید خودش به زندگیش هیجان بده :|
    .
    .
    .
    ۹۲ جان ! خواهشن سال خوبی باش !
    نذار چهار روز دیگه رومون تو روی هم واشه :|
    .
    .
    .
    میگن توی طلافروشی های شمال تهران
    وقتی پول خورد ندارن به جاش پسته میدن :D
    .
    .
    .
    تــا چـن سال دیــگه تعداد خواننده ها از شنونده ها بیشتر میشه
    بعد تو سایت های موزیک اسم شنونده های جدید رو میذارن :D
    .
    .
    .
    الان تو خیابون منتظر تاکسی بودم ، یه دختره با بوگاتی ترمز زد جلو پام !
    یک نگاه انداختم بعد به افق نگاه کردم گفتم کمتر از “پراید” سوار نمیشم :D
    .
    .
    .
    انقدر بدم میاد موقع درس خوندن یکی بیدارم میکنه :lol:
    .
    .
    .
    به بچه داداشم که به زور ۹ سالشه میگم داماده عمه میشی بیای دخترمو بگیری ؟
    میگه حالا وایسا ببین شوهر گیر خودت میاد !
    فعلا من :|
    بهش میگم خوب اگه شوهر کردم تو میای با دخترم عروسی کنی ؟
    میگه اگه باهام کل کل نکنه و سیبیل نداشته باشه و کلا زن زندگی باشه شاید بگیرمش !
    دوباره من :|
    من همسن این بودم فکر میکردم مامان بابام با هم خواهر برادرن :|
    .
    .
    .
    امسال ؛ سال «مار» زهر مار نشه صلوات  !
    .
    .
    .
    من فقط عاشق اینم…
    حرف قلبتو بدونم …
    الکی بگم جدا شیم …
    تو بزنی با دمپایی ابری خیس تو دهنم…
    و سرمو بکوبی به آینه،شیشه هاش خورد شه تو صورتم و
    بگی زر نزن کصافط دوست دارم و نمیتونم…! :D
    .
    .
    .
    میدونید تو فیلم های وسترن؛ وقتی که دو نفر دوئل میکنند
    معمولا کی حریفشو زودتر ناکار میکنه و زنده میمونه؟
    خب معلومه . . . اونی که مارک هفت تیرش GLX باشه…! :D
    .
    .
    .
    عکاسی گلرخ با خدمات ویژه :
    عکس از عروس و داماد در باغ پسته
    پاشیدن پوست پسته و آجیل در حین فیلمبرداری بر سر عروس داماد
    رد شدن پراید از جلوی دوربین ( ٢ الی ٣ بار) :D
    .
    .
    .
    دیگه اوضاع طوری شده که وقتی بهت عیدی میدن،
    یه جوری نگات میکنن که انگار منتظرن بقیه پولشونو پس بدی! :|
    .
    .
    .
    - ساعت چنده ؟
    - قدیم یا جدید ؟
    پرکاربردترین سوال فروردین ماه :D
    .
    .
    .
    بارون باشه تو هم باشی …
    من می رم خونه از این قرتی بازیا خوشم نمیاد ! :|
    .
    .
    .
    .
    ﺍﺯ خواهرزادم پرسیدم دایی جون ﻗﯿﺎﻓﻪ ﻣﻬﻢ ﺗﺮﻩ ﯾﺎ ﭘﻮﻝ ﯾﺎ ﺧﻮﺷﺘﯿﭙﯽ ؟
    ﮔﻔﺖ ﻭﺍﺳﻪ ﺗﻮ ﮐﻪ هیچکدومو ﻧﺪﺍﺭﯼ ﭼﻪ ﻓﺮﻗﯽ ﺩﺍﺭﻩ ؟
    من :|
    پول :|
    قیافه :|
    خوشتیپی :|
    آنتونیو باندراس :|
    مرحوم هوگو چاوز :|
    .
    .
    .
    حیف نون پسرش میره سربازی  بهش میگه :
    پسرم خوب کاراشونو یاد بگیر ، اومدی یه پاسگاه واست میزنم ! :D
    .
    .
    .
    به بابام میگم : چقدر عیدی میدی امسال بهم؟
    میگه : چطور؟
    میگم : هیچی ، میخوام روش حساب کنم
    میگه : برو خدارو شکر کن امسال با این گرونیا هنوز از خونه پرتت نکردم :|
    .
    .
    .
    دقایقی پیش مامانم سراسیمه اومده تو اتاقم میگه
    یه بسته گوشت از فریزر گم شده تو برنداشتی ؟ :|
    خو مادر من ، من گربه ام ؟ درنده ام ؟ چی ام ؟
    که فکر کردی یه بسته گوشت خام و یخ زده رو میتونم برداشته باشم ؟ :|
    .
    .
    .
    متاسفانه اغلب احترامایی که واسه آدما قائلم
    از جنس احترامیه که موقع رانندگی
    واسه یه نیسان آبی قائلم ! :|
    .
    .
    .
    ﯾﻪ ﺳﺮﯾﺎ ﻫﺴﺘﻦ ﻣﻨﺘﻈﺮﻥ ﺳﺎﻝ ﺗﺤﻮﯾﻞ ﺷﻪ
    ﺑﮕﻦ ﻣﺎ ﯾﻪ ﺳﺎﻟﻪ ﺣﻤﻮﻡ ﻧﺮﻓﺘﯿﻢ !
    ﯾﺎ ﭘﺎﺭﺳﺎﻝ ﺗﺎ ﺣﺎﻻ ﻧﺨﻮﺍﺑﯿﺪﯾﻢ !
    مثلا ﺧﯿﻠﯽ ﺑﺎ ﻧﻤﮑﻦ ﺍﯾﻦ ﺍﻓﺮﺍﺩ ! :|
    .
    .
    .
    باحاله و یارو میرن شبونه یک دیوار رو خراب کنن
    باحاله میگه: تو چراغ رو بگیر من پتک میزنم
    باحاله یک پتک که میزنه یک آجر می افتاده
    یارو میگه: بیا تو چراغ بگیر تا من پتک بزنم
    باحاله چراغو میگیره ، یارو با یک ضربه تمام دیوارو میریزه پایین!
    باحاله میگه : ولک حال کردی؟ اینطوری چراغ میگیرنا ! :lol:

    .
    .
    .

    خرت که از پل گذشت مارو فراموش کردی

    اما بدون اونطرف پل همسفرت و یارت فقط یه خره

    بش تکیه نکنی !

    .

    .

    .

    نه کوه به کوه می رسه ، نه آدم به آدم

    حقتون رو همون موقع که دم دستتون هست ، بگیرین !

    .

    .

    .

    با اونایی که ” دستشون به دهنشون نمیرسه ” درست حرف بزن!!

    ممکنه دستشون به دهن تو برسه !!

    .

    .

    .

    یه ماشین لباسشویى داشتیم انقد تکون میخورد که

    بنده ى خدا همزمان هم لباس میشست هم تو خونه قدم میزد !

    .

    .

    .

    اسمش روز طبیعته

    ولی بقیه ۳۶۴ روز سال سر جمع اندازه امروز طبیعت خسارت نمی بینه بنده خدا :) )

    .

    .

    .

    یه بار هم رفتم دست کشیدم رو آفتابه ، ازش یه غول اومد بیرون

    بهم گفت آرزو کن

    گفتم یه خونه میخوام , گفت خب من اگه خونه داشتم تو آفتابه میخوابیدم !!؟؟

    خیلی منطقی بود لامصب !

    .

    .

    .

    میگما مامان شما هم سیب زمینی سرخ شده ها رو تا قبل از غذا

    تو اعماق کابینتها قایم میکنه عایا !؟

    .

    .

    .

    دختران عزیز توجه کنید !

    مرده شور اون زیبایی رو ببرن که قراره بعد از حموم هیچی ازش باقی نمی مونه!

    .

    .

    .

    من ساعت خوابم رو با آمریکا تنظیم کردم …

    فقط مونده درسم رو تموم کنم،ویزا بگیرم، آیلتس قبول شم

    پذیرش بگیرم، پول در بیارم و بلیت بخرمو برم …

    همین

    .

    .

    .

    میرن ۱۰۰۰متر زیر آب به ماهیه سیخ میزنن

    گاز که میگیره میگن ببینید چه خطرناک و وحشیه ؟

    بعد اسم برنامه رو میزارن

    جستجوی هیولا …

    هیولا تویی ، ول کن زبون بسته رو ! :|

     

    .

    .

    .

    اگه یه موقع از جلوی خشکبار فروشی رد شدی،چشمت به پسته افتاد

    دلت شکست،مارو هم دعا کن!

    .

    .

    .

    یه مقاله خوندم توش نوشته بود:

    بعد از هر ۲۰ دقیقه کار با کامپیوتر،۲۰ ثانیه به یه جای دور نگاه کن!

    از همینجا خدمت صاب مقاله سلام عرض میکنمو میگم:

    آخه عزیز من !

    من اگه میدونستم ۲۰ دقیقه دیگه کِی میشه،

    که ۴ بار چاییم سرد نمیشد!!

    .

    .

    .

    مطالب کوتاه خنده دار جدید

    من بچه بودم آرزو داشتم مادر بزرگم بزاره

    دستگیره چرخ خیاطیش رو یه دور بچرخونم!

    یه همچین آدمی قانعی بودم من!!!

    .

    .

    .

    مطالب خنده دار باحال

    من نمیدونـم بعضی دخترا چرا اِنقـدِ حسّاسن …!!!

    اسمشو به جایِ مریم ، مهسا صدا کردم …

    قهـر کرد رفت … !!!

    .

    .

    .

    دوست دارم الان یکی بغلم کنه بگه:

    چته دیوونه بیا این یه نخ سیگارو بکش!!

    منم بگم پاشو بروگمشوکصافت آشغال ناباب

    خیلی صحنه آموزنده و ملودرامی میشه!

    .

    .

    .

    شما یادتون نمیاد

    خودمم یادم نمیاد

    مال خیلی وقت پیشه !

    بعله

    .

    .

    .

    یه بارم با مخاطب خاصـــــم رفتیم کــــوه

    لبه پرتگــــاه پاهاش سُر خورد دستاشـــو گرفتم که نره

    اما یاد این جملـــه افتادم که میگه عشقتـــــو رها کن اگه برگشت که

    مال توئه اگه نه از اولــــم مال تو نبوده

    منم دستاشــــو رها کردم دیگه برنگشت یعنی منـــــو نخواست بیشعور !

    .

    .

    .

    تفاوت ما با نسل جدید :

    آن چیست که بدون آن نمیتوان زندگی کرد اما دیده نمیشود ؟

    جواب ما : هوا

    جواب نسل جدید : وایرلس !

    .

    .

    .

    بچه بودم فک میکردم گوَزنا شوهر آهوا هستن :|

    .

    .

    .

    دخترا , پسرا… هرچقدرم عاشق چاووشی و یگانه باشید

    یا حتی عاشق افتخاری و شجریان باشید

    بازم هیچ فرقی نداره

    شب عروسیتون باید امشو شوِ شِ لیپک لی لی لونه بذارید

     این یه قانونه !

    .

    .

    .

    اصن کارخونه ی رانـــــــــــــــــــــی

    باید با شرکت جـــــی ال ایـــــکس همکاری کنه تا

    یه آبمیوه بده بیرون که میوه ی تهش از قوطی بیاد بیرون به راحتــــــــــی!

    .

    .

    .

    باز کجا ؟؟؟

    سوالی که حتی اگه ۲سال خونه باشی

    و یهو بخوای از خونه خارج بشی حتما میشنوی !

    .

    .

    .

    این روزا خرجم زیاد شده گرونی هم انقد بیداد میکنه

    جیبم دیگه جواب که نمیده هیچ، تازه سوالم میپرسه!!!

    .

    .

    .

    خربزه که سهله….. ما نارنگیم میخوریم باید منتظر لرزش باشیم…

    .

    .

    .

    اگر “ضربه فنی” شدی ، دوباره شروع کن……

    “ضربه مغزی” که نشدی……!!

    .

    .

    .

    طریقه روانی کردن دخترا با دو حرکت:

    ازشون عکس بگیرید.

    عکس رو بهشون نشون ندید!

    .

    .

    .

    از قیافه پسره معلومه مسواک شخصی هم نداره

    قیافش شبیه دمپایی جلو بسته ی توالت میمونه

    بعد تو اینفو زده :

    “من همیشه بهترین ها واسم بوده و هست

    اگه مال من نشدی قطعاً بهترین نبودی” :|

    .

    .

    .

    یه روزی میاد که بعدش دیگه مهم نیست فردایی در کار هست یا نه ؟

    اون روز یا خیلی خوشبختی یا خیلی بدبخت

    .

    .

    .

    هموطن عزیز !

    در آیین نامه‌ی راهنمایی و رانندگی ، بخش حق تقدم

    اشاره ای به قیمت خودروی شما نشده است !’

    .

    .

    .

    یکی از فانتزیام هـم اینه که پورشــه پانامـرا دیدم

    با عجله سوارشم بگم چرا دیراومــدی :| بعـدش که

    راننده رو دیدم بگم:اَ اَ اَ ببخشید فک کردم بابامه ؛بعد پیاده شم :) )

    .

    .

    .

    دقت کردین:

    پســرا ۱۰ دقیقه حاضر میشن، ۴ساعت میرن بیرون ..!

    دختـــرا ۴ ساعت حاضر میشن، ۱۰ دقیقه میرن بیرون

    .

    .

    .

    پدرش بهش گفت این ۱۰۰۰تا چسب زخم رو بفروش تا برات کفش بخرم …

    بچه نشست با خودش فکر کرد یعنی باید آرزو کنم

    ۱۰۰۰نفر یه جاشون زخم بشه تا من کفش بخرم ؟

    ولش کن ، همین خوبه …

    .

    .

    .

    اگه تو مسیری هستی که ترافیک نیست ، قطعاً اشتباه اومدی!

    .

    .

    .

    لعنت به این شانس!

    الآن نشستم با هر دینی حساب کردم

    دیدم میرم جهنم :( :( :| :))

  • نويسنده : علیــرضــا
  • شنبه ۱۸ شهریور ۱۳٩۱ ساعت: ۳:٤٤ ‎ب.ظ
  •  

    جمعه ها
    زمین ساکن و ساکت است
    و به شانه بالا انداختن های خورشید
    فکر می کند،
    من هم به تو
    .
    .
    .
    این شـــــــعرها را باید گذاشــت درکــــوزه
    و آب شـان را خــــورد
    وقتی هنـــوزعرضــــه ندارند
    تــــو را عــاشــــق کننــــد !
    .
    .
    .
    آنلاین که می شوی انگشتانم بـه لکنت می افتند . . . !
    .
    .
    .
    تـــــــو صـــــادقانـــه دروغ بـــگــو
    مـــن عــــاشقانـــه کـــاری خواهم کــرد
    “مـــــاه” همیشــه پشــت ابــر بمــاند !
    .
    .
    .
    مى خواهم
    گره بخورم در تو !
    آنقدر سخت که با دندان بازم کنى
    .
    .
    .
    از تـــو “شـراب” انــداخــتـه ایـن شعـــر !
    نمــی تـــوانـــم بـــنـویــسمـت …
    بـس کــه مــــرا گـــرفــتـه ای …
    .
    .
    .
    زمین کَج است…!
    اما
    من
    هنوز هم
    خوش رقصی می کنم
    به سازِ تو…!
    .


    .
    .
    خوابــــهایم بوی تن تـــو را می دهـــد
    نکنـــد آن دور تــر هــا نیمــه شب ، در آغوشم می گیـــری !
    .
    .
    .
    جهانـــــــ جدیدم را دوســـــــت دارم
    مـــــــن…زمـــــــین…تــــــو
    کجای قانــــــون طبیعـــــــت
    سخنی از ” مرکزیتــــــــــــــ” نداشتن چشمانت به میان آمده …!
    من و زمین
    هر دو گرد تو
    می گردیم
    منظومه شمســــــی بهانه اســـــــت….!
    .
    .
    .
    .
    هزاران دستـــــــ هم به سویم دراز شود !
    پــــــــس خواهم زد…
    تنــــــــــها …
    تمنای دستان تـــــــــــو را دارم …
    .
    .
    .
    همه‌ی کلمات معنای تو را می‌دهند
    مثل گل‌ها که همه بوی تو را پراکنده‌اند . . .
    .
    .
    .
    گاهــــی …
    به دلت شک کن
    ع
    ش
    ق
    شایــــد
    یک شــــایعه باشد !
    .
    .
    .
    ه حساب حسودی ام نگذار که هرجا ۲ نفر هستند و من تنها
    دلتنگ می شوم …
    هوای داشتن تو تنها هوای من است برای زنده بودن
    .
    .
    .
    همه میگویند چشمانش رنگارنگ است
    اما من میگویم
    چشمانش عسلیست
    نه برای رنگش
    برای اینکه شیرین ترین لحظاتم
    در چشمان او خاطره شده اند . . .
    .
    .
    .
    چیز دیگری نمی خواهم،
    شاید فقط سهمم را!
    از آغوش تو
    که روزها به جنونم می کشد
    شبها شاعر…!
    .
    .
    .
    با تو خواهم بود
    هرکجا که باشی
    و ذهنت را سرشار از امید خواهم کرد
    و دیگر هیچ گاه غم به سراغت نخواهد آمد
    حتی اگر الان
    بعد از ظهر دلگیر جمعه باشد…
    .
    .
    .
    همه بر سر زبانند و تو در میان جانی …
    .
    .
    .
    آبشار نگاهت
    مه شرجی گرفته
    انگار
    بخار می شوم
    تر …
    خیس خیس
    از آب خیس تر
    .
    .
    .
    .
    می شود کمی بخندی به حوض آب ؟
    میخواهم عکس بگیرم یادگاری از روی ماه …
    .
    .
    .
    نه دست هایت توى جیبم است
    نه سرت روى سینه ام
    در این گرانى شب هایى که باران
    تمامِ ستاره ها را از آسمان شسته است
    نمى شود دِل به آسمان زد و براى آرزوهایت
    شهاب چید!
    کمى برایم آغوش قرض مى دهى!؟
    مى خواهم ناز ات را بخرم اما
    دل و جیب ام عجیب خالى ست!
    .
    .
    .
    هــزار بـار آمـدم خطــت بزنم از قلبم
    خود خودت را
    یــادت را
    اسمــت را
    امــا
    فقط قلبــم پر شد از خط خطی های عاشقانـه !
    .
    .
    .
    ” دل ”
    اتفاقی ترین اشتباه دنیاست !
    بسته میشود آنجا که نباید
    کنده میشود از جایی که نباید . . .
    .
    .
    .
    دوستی با تو برایم بوی ریحان می دهد
    بی تو اما باغ ریحان بوی زندان می دهد
    .
    .
    .
    دلم میخواهد عاشق باشد
    عقلم میخواهد عاقل باشد
    این میگوید زود باش
    آن میگوید دور باش
    احساسم این روزها دوشیفت کار میکند
    و حقوقش را از من میگیرد . . .
    .
    .
    .
    ” منـی ” کـه کنـارش
    ” تـو ” نباشـی
    ” تـومـنی ” نـمـی ارزد …!
    .
    .
    .
    مـــــــــــیان این همــــــــه “اگـــر”
    تــــو چـــــــــــقدر “بایدی”
    .
    .
    .
    به چشم هایت بگو…
    انقدر برای دلَم رجز نخوانند …
    من اهل جنگ نیستم ….
    شاعرم!
    خیلی که بخواهم گرد و خاک کنم…
    شعری می نویسم
    آنوقت
    اگر توانستی…
    مرا در آغوش نگیر …
    .
    .
    .
    برایم مثل بهار می مانی
    آمدنت را همیشه تحویل می گیرم …
    .
    .
    .
    عشق خیالی من ، خودت نیستی
    ولی هنوز عشق خیالیت در رگهایم جریان دارد
    و قلبم میتپد با عشقی که تو در رگهای من جا گذاشتی
    .
    .
    .
    مثل ستاره تو قشنگی،
    اما تنها فرقی که داری، اون ها زیادن تو تکى!
    .
    .
    .
    به چـشـمـهـایـت بگــو
    نـگـاهـم نـکـنـنـد
    بـگـو وقـتـی خـیـره ات مـی شـوم
    سرشـان بـه کـار خـودشـان بـاشـد … !
    نـه کـه فـکـر کـنـی خـجـالـت مـی کـشـم هـا
    نـه !
    حـواسـم نـیـسـت
    عـاشـقـت مـی شـوم . .
    .
    .
    .
    .
    سکوتت را دوست دارم تو در سکوت،
    معنایِ دیگری داری،
    معنای خوب آرامش . . .
    .
    .
    .
    عاشقانه به خواب میروم تا برایم زنده شوی…
    باز هم گلی به گوشۀ جمالت…
    که گاهی در خواب…
    به من سر می زنی…
    خیالت کافی ست…
    برای پرورش رویاهای عاشقانه ام… !
    .
    .
    .
    صبحی که شروعش با توست ، خورشید دیگر اضافیست !
    .
    .
    .
    میخواهم ساده اعتراف کنم…
    میخواهم ساده فریاد بزنم…
    دلم میخواهد ذره ذره ی وجود سرتا پا آرامشت را…
    در بلندای لحظه های خسته از دلتنگی ام هجی کنم…
    ساده میگویم…
    گوش کن … !
    ع … ا … ش … ق … م … !
    نگاه کن … !
    آنچه را که در سادگی نگاهم پیداست…
    نیازی به انکار نیست … !
    .
    .
    .
    در من
    کوچه هاییست که با تو…
    سفر هاییست که با تو…
    روزهایست که باتو…
    شبهاییست که با تو…
    عاشقانه هاییست که باتو…
    نگشته ام
    نرفته ام
    سر نکرده ام
    آرام نیافته ام
    نگفته ام
    می بینی چقدر با تو کار دارم؟
    زودتر بیا!

  • نويسنده : علیــرضــا
  • شنبه ۱۸ شهریور ۱۳٩۱ ساعت: ۳:٤٢ ‎ب.ظ
  •  

    ” دل ”

    اتفاقی ترین اشتباه دنیاست !

    بسته میشود آنجا که نباید

    کنده میشود از جایی که نباید . . .

    .

    .

    .

    به دید و بازدید عید

    با در بسته قلبت روبرو شدم

    طبق رسم قدیمی نوشتم

    آمدم ، نبودی

    رفتم که شاید بیایی . . .

    .

    .

    .

    تنها ” که باشی ؛

    نه دلت دستمالی میشود

    و نه خیالت انحصاری . . .

    .

    .

    .

    دلم میخواهد عاشق باشد

    عقلم میخواهد عاقل باشد

    این میگوید زود باش

    آن میگوید دور باش

    احساسم این روزها دوشیفت کار میکند

    و حقوقش را از من میگیرد . . .

    .

    .

    .

    دلت آبی تر از دریا رفیقم

    به کامت شادی دنیا رفیقم

    الهی دائما چون گل بخندی

    شب و روزت خوش و زیبا رفیقم . . .

    .

    .

    .

     

    رفتــم گفتـم از “خـــــیرش” مـی گــذرم

    شنیـدم کـه زیــر لب گُفـت از “شــــــرش” خــلاص شـدم . . .

    .

    .

    .

    آرزویم این است :

    “آرزویت” ساکن کوچه ی بن بست نباشد هرگز . . .

    .

    .

    .

     

    میگویند عشق خدا به همه یکسان است

    ولی من میگویم مرا بیشتر از همه دوست دارد

    وگرنه به همه یکی مثل تو میداد . . .

    .

    .

    .

     

    میگویند شکستنی رفع بلاست

    ای دل تحمل کن شاید حکمتیست  . . .

    .

    .

    .

    از تنهایی هایم یاد گرفتم

    جلوی تنها پسری که زانو می زنم، پسرم باشد.

    آن هم برای بستن بند کفش هایش . . .

     

    .

    .

    .

    مثل ستاره تو قشنگی، اما تنها فرقی که داری، اون ها زیادن تو تکى!

    .

    .

    .

    گفت : احوال ات چطور است ؟

    گفتم اش : عالی است

    مثل حال گل !

    حال گل در چنگ چنگیز مغول !

    (قیصر امین پور)

    .

    .

    .

    صبحی که شروعش با توست ، خورشید دیگر اضافیست !

    .

    .

    .

     

    عشق جام شرابی است

    که تا تلخی دوری را نچشی لذت عاشقی رو نمیبری . . .

    .

    .

    .

     

    تمام حرف ها پشت سرت بود

    به دنبالت الفبا را قدم زدم؛ تو حرف نداشتی . . .

    .

    .

    .

    صبورانه در انتظارم بمان

    هر چیز در زمان خودش رخ می دهد

    باغبان حتی اگر باغش را غرق آب کند،

    درختان خارج از فصل خود میوه نمی دهند . . .

    .

    .

    .


    بودن یا نبودنت مهم نیست

    آنقدر دوستت دارم که به حضورت نیازی نیست

    همانند خدا که هست

    اما نیست

    .

    .

    .

     

    به روزها دل مبند. روزها به فصل که می رسند، رنگ عوض می کنند.

    با شب بمان. شب گرچه تاریک است ولى همیشه یکرنگ است . . .

    .

    .

    .

     

    جان فدای او که یادم می کند

    یاد او هر روزه شادم می کند

    مهربانی های او شیرین شکر

    با مرامش کیش و ماتم می کند . . .

    .

    .

    .

     

    بی خیال است خیلی بی خیال …

    همان کسی که تمام خیال من است . . .

    .

    .

    .

    همیشه دلتنگی به خاطر نبودن شخصی نیست

    گاه به علت حضور کسیکه در کنارت هست

    که حواسش به تو نیست

    .

    .

    .

     

    عاشقت شدم

    بازی ام دادی

    آن هم از نوع قایم باشکش

    و من چه کودکانه به بازی ادامه دادم

    نمیدانستم قرار است دیگر پیدا نشوی . . .

    .

    .

    .

     

    سرنوشتم چیز دیگر را روایت می کند

    بی تعارف، این دلم خیلی هوایت می کند

    قلب من با هر صدا، با هر تپش، با هر سکوت

    غرق در خون، یک نفس دارد دعایت می کند

    .

    .

    .

    درد دارد …

    وقتی همه چیز را میدانی

    و فکر میکنند نمیدانی

    و غصه میخوری که میدانی

    و میخندند که نمیدانی

    .

    .

    .

     

    روزگار، نبودنت را برایم دیکته می کند

    و نمره ی من باز می شود . . . صفر!

    هنوز نبودنت را یاد نگرفته ام.

    .

    .

    .

     

    تا دلت بخواهد بغض دارم

    تا حدی که به بغض هایم خمس تعلق میگیرد . . .

    .

    .

    .

     

    غم مخور، معشوق اگر امروز و فردا می کند

    شیر دوراندیش با آهو مدارا می کند . . .

  • نويسنده : علیــرضــا
  • شنبه ۱۸ شهریور ۱۳٩۱ ساعت: ۳:۳٩ ‎ب.ظ
  •  

    طرح آمارگیری خانوار
    شما چند تا بچه دارین؟
    بابام : یکی
    ولی توشناسنامه که نوشته دو تا
    اونو میگی؟ دکور خونست :|
    فقط وقتهایی که اینترنت قطع میشه میاد بیرون یه دوری میزنه :D
    .
    .
    .
    توی ایران واسه رانندگی یا باید گواهینامه داشته باشی یا نیسان !
    .
    .
    .
    امروز بچه همسایمونو دزدیدن کصافطای بی وجدان ،
    در ازای آزادیش ۵ کیلو پسته خواستن …
    هیچی دیگه خانوادهه دارن با نبود بچشون کنار میان ! :D
    .
    .
    .
    سال دیگه تابستون اگه هندونه و خربزه گیرتون اومد بخورین
    ولی تخمه هاشونو دور نریزین ،
    نگه دارین واسه آجیل عید ۹۳ … :|
    .
    .
    .
    یعنی باید جفت پا رفت تو صورت این استادایی که میگن :
    از تعطیلات عید استفاده کنین، درسا رو مرور کنین :|
    .
    .
    .
    اومدم خونه ،مادربزرگم تا منو دید گفت :
    بالاخره یاد گرفتم sms بدم ! گفتم: چی میگی ؟
    عمــــــراً اگه یاد گرفته باشی!
    اینو گفتم و رفتم تو اتاقم …
    چند ثانیه بعد یه مسـیج با این مـضمون از طرف مادربزرگم اومد
    : گـــه نـخــــــور …! :|
    .
    .
    .
    تغییر در ادبیات کودک بعد از گرانی:
    آی قصه قصه قصه،نون و پنیر و تره! :D
    .
    .
    .
    می بینم از تو آشپزخونه صدا میاد
    رفتم می بینم داداشم هی در یخچالو باز و بسته میکنه …
    میگم :چرا همچین میکنی؟ درش کنده شد
    میگه: دارم رفرش میکنم ببینم چیز جدید پیدا می کنم یا نه !!
    ای خــــــــدا این خوشیــارو از مـــا نگیر خخخ :lol:
    .
    .
    .
    در تاکسی یا بسته نمیشه یا چنان بسته میشه که،
    راننده تاکسی به عممون توی افق نیگا میکنه :|
    .
    .
    .
    انقدر مار بازی در آوردی که سال ۹۲ رو به خاطر تو گذاشتن،
    سال مار و افعی … :|
    حواست باشه پارسال هم خیلی گاو بازی در آورده بودی
    خدا کنه سال بعد سگ نشی ! :D
    .

     


    .
    .
    وقتی صورتتو اصلاح میکنی و کسی نباشه ماچش کنه!
    مثل اینه که ده تومن شارژ بخری و وارد کنی ؛
    و بدونی قرار نیست به کسی زنگ بزنی !
    لامصب دردیه واسه خودش :|
    .
    .
    .
    مولوی یک داستانی داره که طرف دنبال گنج و روزی فراوان، بدون کاره ،
    داستان رو ولش کن !
    خواستم بگم بی حالی ما حداقل هفت قرن سابقه داره ! :)
    .
    .
    .
    من از فردا نمیام چیست ؟
    جمله ای که هر سال این موقع ها دانش آموزان به همدیگه میگن
    بعد وقتی فرداش میری میبینی همشونم اومدن ! :|
    .
    .
    .
    به بعضى ها باس بگى حیفه درد زایمان ننت :|
    .
    .
    .
    ای کسانی کـــه همش میرید ســراغِ یخچال
    بعضی وقتا درِ فریزر رو هــم باز کنید شاید بستنی ای آنجا خفته باشد ! :D
    .
    .
    .
    ﮐـﯽ ﮔﻔـﺘﻪ ﺩﯾـﻔﺮﺍﻧﺴـﻞ ﻭ ﺍﻧﺘـﮕﺮﺍﻝ ﻫﯿـﭻ ﺟـﺎﯼ ﺯﻧـﺪﮔﯽ ﺑـﻪ ﺩﺭﺩ نمی خوره ؟!
    هان ؟؟! :|
    ﺑﻨﺪﻩ ﺧﻮﺩﻡ ﺑﻪ ﺷﺨﺼﻪ ﺩﯾﺮﻭﺯ ﺗﻤﺎﻡ ﺷﯿﺸﻪ ﻫﺎی ﺧﻮﻧﻤﻮﻧﻮ ﺑﺎ ﺟﺰﻭﻩ های همینا ﭘﺎﮎ ﮐﺮﺩﻡ !
    .
    .
    .
    انقدری که من منتظر رسیدن گوجه سبزم،
    منتظر رسیدن نیمه ی گمشدم نیستم :D
    .
    .
    .
    من یه غلطی کردمُ قضیه فانتزیُ افقُ واسه بابام تعریف کردم ؛
    حالا هروقت اَزَش پول میخوام، میره تو افق محو میشه ! :|
    .
    .
    .
    بابا بیخیال پسته و عید و نوروز و مهمون و هفت سین و …
    من از الان نگران قیمت گوجه سبز و چاقاله بادومای سال ۹۲ هستم ! :(
    .
    .
    .
    یه سوال علمی ذهن منو سرویس کرده !
    که عایا مورچه ها خسته نمیشن اینقدر سلام علیک میکنن ؟
    .
    .
    .
    پول کم آوردم از بیرون زنگ زدم میگم مامان یه کم پول بریز به کارتم ؛
    میگه شماره کارتت چنده ؟
    شماره ۱۶رقمیو خوندم واسش برگشته میگه باشه ، فقط اسمت چی بود ؟
    از صبح دارم دنبال پدر مادر واقعیم میگردم ! :|
    .
    .
    .
    ـــــهههههههههههـــــ
    ـــــهههههههههههـــــ
    ـــــهههههههههههـــــ
    معرفت رو ببین و یاد بگیر تو این گرونی برات کباب فرستادم !
    .
    .
    .
    یادش بخیر یه وقت میگفتن سیگار نکشید پسته بخورید …
    دیگه از این به بعد باید یه پاکت سیگار بزاریم توی جیبمون
    هر وقت هوس پسته کردیم یه نخ بکشیم ! :|
    .
    .

    .
    .
    چند وقت دیگه بچه ها که میپرسن بابا پسته چیه ؟
    باباهه بغض میکنه و دنبال یه افق میگرده که توش محو بشه !
    .
    .
    .
    برادرزاده چهار ساله م زنگ زده به مامانم میگه بیا خونه ما ،
    مامانم هم گفت : نه تو بیا خونه ما !
    اونوخت این باقالی برگشته میگه :
    نه من فعلا یه سری کار دارم سرم شلوغه تو بیکاری پاشو بیا ! :o
    حالا من تو چهار سالگی فقط بلد بودم بگم : بلیم دَدَ ! :|
    .
    .
    .
    با این اوضاع گرونی آجیل
    عید نوروز باید جلوی مهمون پول نقد بزاریم !
    و بگیم خودت برو هر چی دوست داری بخر :lol:
    .
    .
    .
    مسخره ترین سوال دنیا:
    علم بهتر است یا ثروت ؟
    مثل اینه که بپرسی کاکتوس خوشمزه تره یا کباب برگ
    (جالبیش اینه که این سوال وقتی موضوعه انشاء می شه همه می گن علم)
    .
    .
    .
    ایدئولوژی بعضی‌ دخترا در آرایش ‌کردن ،
    همان ایدئولوژی نقاشی‌های مهدکودک است :
    جای سفید در صفحه باقی نذارید ! :)
    .
    .
    .
    به سلامتیه کرم خاکی نه به خاطر خاکی بودنش
    بلکه به خاطر اینکه چیز دیگه اى به ذهنم نمیرسه ! :D
    .
    .
    .
    با فامیلمون و پسرش که تازه کنکور داده بود نشسته بودیم
    داشتیم راجع به نتایج حرف میزدیم،
    که باباش از من پرسید تو کجا دانشگاه میری ؟
    گفتم من زیاد درس نخوندم آزاد قبول شدم ،
    برگشت به پسرش گفت : خاک بر سرت یعنی تو از اینم کمتری ؟ :|
    .
    .
    .
    همونطور که انسان قادر نیست خودش ،خودشو قلقلک بده
    چون مغز درک میکنه که این کار  خودشه !
    بیشعورها هم بنده خداها نمیفهمن بیشعورن !
    .
    .
    .
    یه پشه اومده پیشم نمیدونم از پشه های پیشکسوتِ تابستونه بهش احترام بزارم
    یا از این تازه به دوران رسیده های بهاره بزنم بکشمش ! :|
    .
    .
    .
    قبل از گرانی ، مامور راهنمایی رانندگی: پراید حرکت کن ! یابو مگه با تو نیستم !
    بعد از گرانی همان مامور : راننده محترم پراید منتظر حرکت شما هستیم !
    .
    .
    .
    (/\)
    اگه گفتین این چیه ؟
    نمیخوام کلاس بزارما ولی پوسته پسته دیشبه که خوردیم !
    .
    .
    .
    ضد حال ترین اتفاق ممکن موقع خواب اینه که:
    بالش رو پشت و رو کنی بعد ببینی گرمه مثل اونورش :|
    .
    .
    .
    رفتم مایو بخرم !
    میگه واسه استخر میخوای ؟
    گفتم پ نه پ چند روز دیگه عروسی دعوتم
    میخوام منحصر به فرد ظاهر بشم :lol:
    .
    .
    .
    از قدیم میگن :
    خود ر.ی.د.ه را تدبیر نیست !
    .
    .
    .
    یه بارم GLXم رو بردم نمایندگی گفتم آقا این چرا از جیب درنمیاد ؟
    یارو گوشی رو گرفت تست کرد گفت مشکل از جیب شلوارتونه !
    هیچی دیگه رفتم یه شلوار جدید خریدم درست شد ؛
    حالا شما هی راه به راه عیب بزارید روی گوشی ! :D
    .
    .
    .
    ایشاله یه روزی اونقدر فرهنگ سازی بشه که
    تا آدامست رو از جیبت درآوردی همه نگن به ما هم بده :D
    .
    .
    .
    دو جمله احساسات زنان را متحول می کند :
    ۱) دوست دارم عزیزم! :x
    ۲) ۷۰% تخفیف! :D
    مگه دروغ می گم ؟
    .
    .
    .
    کبوتر با کبوتر باز باران با ترانه میخورد بر بامش بیش برفش بیشتر آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرا عاقل کند کاری که باز آید به کنعان غم مخور خربزه با پوست موزو میندازی زمین هوا میره نمیدونی تا کجا میره !
    .
    .
    .
    به سلامتی مبصر کلاس که کتک رو خودش خورد ولی نگفت کار کی بود !
    .
    .
    .
    قراره یه میدون به اسم من بزنن،
    با تشکر از همه عزیزانی که تو این مدت ما رو دور زدن ! :|
    .
    .

    .
    .
    یارو میره خواستگاری میگه پسته فروشم ، پراید هم دارم ؛
    تحقیق میکنن گندش درمیاد که دکتره ! :lol:
    .
    .
    .
    آدم باید یکی رو داشته باشه !
    ساعت دو نصفه شب بهش اس ام اس بزنه ،
    بگه دلم گرفته … اونم بگه خفه شو :|
    .
    .
    .
    تعارفات رایج و کلیشه ای بازدیدهای نوروزی :
    چندجا دیگه هم باید بریم ، پس با اجازتون !
    دیگه کافیه ، یه مقدار جا نگه داریم که رفتیم اونجا شرمندشون نشیم !
    نه تورو خدا چایی نیارید ، همین الان خونه فلانی خوردیم !
    ما باید بریم ، بچه ها خونه تنهان ؛ مهمون میاد !
    .
    .
    .
    دیشب تا دیروقت بیرون بودم،مامانه اس ام اس زده : کدوم قطعه؟
    دوستم خوند،گفت یعنی چی؟ :|
    گفتم بده من میدونم منظورش چیه !
    براش نوشتم: قطعه ی ۳۶،ردیف ۱۸،قبر هفتم !
    .
    .
    .
    ما پارسال عید نرفتیم امریکا ، امسالم نمیریم ایتالیا … :|
    کلا ما اینجوری هستیم که هر سال تصمیم میگیریم یکی از کشورای خارجو نریم !
    .
    .
    .
    به پسر خاله ی ۱۱ساله م گفتم چرا پلی استیشن خریدی ؟
    گفت دلم برا بازیای قدیمی تنگ شده بود !
    والا من ۱۱سالگی بازی قدیمیم نونوایی رفتن بود !
    .
    .
    .
    همیشه گوشیم که زنگ میخوره ، میزارم چند ثانیه بگذره بعد جواب میدم !
    ایطوری فکر میکنن ما هم کاروزندگی داریم :D
    .
    .
    .
    ﻣﺎ ﻋﯿﺪ ﺍﻣﺴﺎﻝ ﻓﻘﻂ ﺗﺨﻤﻪ ﻣﯿﺬﺍﺭﯾﻢ،
    ﻭ ﺑﻪ ﻫﺮ ﻣﻬﻤﻮﻧﯽ ﮐﻪ ﺑﻪ ﺗﺨﻤﻪ ﻫﺎ ﺩﺳﺖ ﻧﺰﻧﻪ ﺑﻪ ﻗﯿﺪ ﻗﺮﻋﻪ ﯾﮏ ﻋﺪﺩ ﭘﺴﺘﻪ ﻣﯿﺪﻫﯿﻢ !
    ﺷﺎﯾﺪ ﺷﻤﺎ ﺑﺮﻧﺪﻩ خوش شانس ما ﺑﺎﺷﯿﺪ … :lol:
    .
    .
    .
    نیم کیلو باش … ولی ،
    پسته باش ! :D
    .
    .
    .
    وقتی یکی بهت میگه :
    تو دیگه عوض شدی ” یعنی اینکه ” تو دیگه مثه سابق مطابق میل من رفتار نمیکنی،
    عامیانه ش میشه : تو دیگه خر خوبی نیستی :|
    قبول داری ؟!
    .
    .
    .
    پسرخالم معدلش شده ۱۹/۴۲ ، سه روزه رفته تو اتاق درو رو خودش بسته
    من همسن این بودم ۱۲ میشدم تا خونه با کیف روپایی میزدم :D
    .
    .
    .
    یه بار تو کلاس زبان نمره ترممو کامل گرفتم !
    باس همونجا تو اوج خداحافظى میکردم :D
    .
    .
    .
    یکی از فانتزیام اینه که برم توی عروسی غریبه
    و موقعی که عروس میخواد بعله رو بگه یهو از وسط جمعیت داد برنم:
    نهههههههه باهاش ازدواج نکن ، من هنوز دوستت دارمممم . . .
    بعد فامیلای دوماد جنازمو ببرن سمت افق ! :|
    .
    .
    .
    یه بیماری هم هست که عیدها میاد سراغ آدم , فامیل گریزی !
    .
    .
    .
    سلام عزیزم معروف شدی بهت تبریک میگم !
    شنیدم امسال قراره سال رو به نام تو نامگذاری کنند !
    سال مار مبارک :|
    .
    .
    .
    به یه نفر میگن: چی شد معتاد شدی؟
    میگه: والا ما با بچه ها قرار گذاشته بودیم فقط روزای تعطیل سیگار بکشیم…
    که یهو خوردیم به نوروز ! :D
    .
    .
    .
    چند سال و چند عید باید از عمر تو بگذره تا آدم بشی ؟
    یک سال از عمرت گذشت، ولی باز تو همونی که بودی !
    فرشته دوست داشتنی عیدت مبارک ! :x
    .
    .
    .
    اصن لذتی که در “خونه نبودن” و “پشت در موندن” مهمانان نوروزی هست،
    در محو شدن توی افق همراه با پراید و کیسه ۵۰کیلویی پسته نیست ! :D
    .
    .
    .
    شاید برای شما هم اتفاق بیفتد
    ما دیشب پسته خوردیم !!
    .
    .

    .
    .
    ﭘﺎﺭﺳﺎﻝ ﺑﺎ ۷ ﻣﯿﻠﯿﻮﻥ ﺗﻮﻣﻦ ﻣﯽ ﺗﻮﻧﺴﺘﯽ ﻣﺎﺷﯿﻦ ﺑﺨﺮﯼ، :D
    ﺍﻣﺴﺎﻝ ﻣﯽ ﺗﻮﻧﯽ ﻟﭙﺘﺎﭖ ﺑﺨﺮﯼ :)
    ﻓﺮﺩﺍ ﻣﯽ ﺗﻮﻧﯽ ﮔﻮﺷﯽ ﻣﻮﺑﺎﯾﻞ ﺑﺨﺮﯼ :|
    ﺳﺎﻝ ﺩﯾﮕﻪ ﻣﯽ ﺗﻮﻧﯽ ﺻﺪﻗﻪ ﺑﺪﯼ :(
    .
    .
    .
    دخترخالم ۵ سالشه اومده گوشیشو گذاشته رو تاقچه برگشته میگه:
    مامان یه وقت مسیجامو نخونیا :|
    اونوخت من تا ۱۰ سالگی فک میکردم گوزن ها شوهر آهوها هستن :|
    .
    .
    .
    ماشین مشتی مندلی نه بوغ داره نه صندلی،
    صندلیهاش فنر داره نشستنش خطر داره !
    از همون موقع داشتن ذهنمونو برای خرید پراید آماده میکردن :lol:
    .
    .
    .
    هیچی بدتر از این نیست که شام خوشمزه داشته باشید ، :)
    مهمونای خوب داشته باشید ، :)
    فیلم عالی هم تلوزیون داشته باشه اما تو مشقات مونده باشه ! :(
    یادتونه ؟
    .
    .
    .
    کوچ پرندگان به مــــن آموخت ،
    مسافرت گله ای حال میده :D
    .
    .
    .
    تبریک عید نوروز یارو:
    سالى پر از توأم وسرشار از آکنده برایتان مملو از لبریزم :lol:
    .
    .
    .
    حراج سال … حراج سال
    پسته دست دوم رسید !!
    مال یه پیره زنه پولدار بوده که دندون نداشته فقط نمکشو میک میزده !!
    .
    .
    .
    مرد رویاهای بانوان بعد از افزایش قیمت رخش سایپا :
    شاهزاده ای زیباروی و قوی تن سوار بر پراید سپید،
    که از افق تخت گاز به طرفشون میاد ! :D
    .
    .
    .
    ﺍﯾﻨﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺍﺯ ﺟﺎﯼ ﺩﯾﮕﻪ ﻋﺼﺒﺎﻧﯿﻦ ﻭﻟﯽ ﺳﺮ ﯾﮑﯽ ﺩﯾﮕﻪ ﺧﺎﻟﯽ ﻣﯿﮑﻨﻦ ﻧﻪ ﻣﺠﺮﻣﻦ ﻧﻪ ﺑﯿﻤﺎﺭ !
    ﻋﻨﻦ آقا عن … :lol:
    .
    .
    .
    بزارین گ.ه.م.و بخورم چیست ؟
    آخرین تلاش یک درمانده برای زدن حرفش تو یه جمع خودمونی و صمیمی :D
    .
    .
    .
    سوپری محلمون ” پوست پسته ” میفروشه کیلویی ۱۰ هزار تومن !
    بابام ازش پرسیده پوست پسته چه صیغه ایه دیگه ؟
    میگه یکی اینکه قاطی پسته ها کنی بذاری جلو مهمون که زیاد نشون بده
    دوم اینکه بذاری جلو در خونه قاطی آشغالا که مردم فکر کنن پسته خوردین ! :o
    .
    .

    .
    .
    ﺍﺯﻳﻦ ﭼﺸﻢ ﺑﻨﺪﺍﻯ ﺧﻮﺍﺏ ﮔﺮﻓﺘﻢ !
    ﻫﻤﻴﻨﺎﻳﻰ ﻛﻪ ﺧﺎﺭﺟﻴﺎ ﻣﻴﺰﻧﻦ ﺑﻪ ﭼﺸﻤﺸﻮﻥ ﻛﻪ ﺭﺍﺣﺖ ﺑﺨﻮﺍﺑﻦ !
    ﻫﺮ ﺩﻓﻪ ﻣﻴﺰﻧﻢ ﺑﻪ ﭼﺸﻤﻢ ﻫﻤﺶ ﻣﻨﺘﻈﺮﻡ ﻳﻜﻰ ﮔﻠﻮﻣﻮ ﺑﮕﻴﺮﻩ ﺧﻔﻢ ﻛﻨﻪ :|
    .
    .
    .
    اطلاعیه شماره ۱ نوروزی :
    هر کس عیدی من را قبل از تحویل سال بدهد
    از ۲۰ درصد جایزه خوش حسابی برخوردار میشود !
    هر ۵ هزار تومان ۱ امتیاز ! :)
    .
    .
    .
    یادش بخیر وقتی بچه بودیم میرفتیم عید دیدنی خونه فامیلامون
    آخرش که میخواستیم از اونجا بیاییم منتظر عیدی بودیم :)
    اونام نمیدادن ما هم فکر میکردیم شاید یادشون رفته :|
    مجبور میشدیم دو سه بار بند کفشمونو باز کنیم تا شاید فرجی بشه :oops:
    .
    .
    .
    یکی از فانتزیام اینه که یه رانی هلو بگیرم نصفشو بخورم بعد بقیشو بندازم پشت سرم
    بعد همینطوری که تیکه های هلو میافته زمین،
    ملت دهن باز نگاه کنن بگن عههههه عجب آدم پولداریه !!
    بعد من یه لبخند بزنم سوار پرایدم بشمو گازشو بگیرم برم تو افق محو بشم ! :D
    .
    .
    .
    عجب رسمیه ، رسم زمونه…!
    خونه‌ مون عیدا ، پر از مهمونه…!
    می‌رن مهمونا ، از اونا فقط …!
    آشغال میوه ، به جا می‌مونه…!
    کجاست اون کیوی…؟!
    چی شد نارنگی…؟!
    کجا رفت اون موز ، خدا می‌ دونه…! :)
    .
    .
    .
    بیانیه صنف عیدی بگیران در سال ۹۲
    با توجه به افزایش نرخ دلار و افزایش تورم و گرانی مخارج،
    تعرفه عیدی در سال ۹۱ به شرح زیر است :
    اقوام درجه ۱ : ۲۰ تا ۲۵ هزار تومان
    اقوام درجه ۲ : ۲ تا ۵ هزار تومان
    اقوام درجه ۳ : هرچه کَرَمِشون بود !
    تذکر : عیدی امسال هم در دید و هم در بازدید دریافت میشود !
    پرداخت فقط نقد ! :D
    .
    .
    .
    عید دیدنی ها شروع شد و میریم که داشته باشیم سوالاتی مثل :
    ترم چندی؟
    معدلت چنده؟
    زن نمی گیری؟
    سربازی نرفتی؟
    نمیخواین یه بچه بیارین؟
    ناقلا همش سرت تو گوشیه ها… خبریه؟
    خانوم خانوما چه بزرگ شدی. دیگه باید به فکر شوهر خوب براش باشیم
    با حضور عمه،عمو،دایی،خاله،دختر عمو،زن دایی، شوهر عمه، پسر خاله و…
    .
    .
    .
    مسافر تاکسی آهسته روی شونه‌ی راننده زد چون می‌خواست ازش یه سوال بپرسه،
    راننده جیغ زد، کنترل ماشین رو از دست داد،
    نزدیک بود که بزنه به یه اتوبوس !
    از جدول کنار خیابون رفت بالا
    نزدیک بود که چپ کنه،
    اما کنار یه مغازه توی پیاده رو متوقف شد . . .
    برای چندین ثانیه هیچ حرفی بین راننده و مسافر رد و بدل نشد !
    سکوت سنگینی حکم فرما بود تا این که راننده رو به مسافر کرد !
    و گفت: هی مرد! دیگه هیچ وقت این کار رو تکرار نکن،
    من رو تا سر حد مرگ ترسوندی!
    مسافر عذرخواهی کرد و گفت:
    من نمی‌دونستم که یه ضربه‌ی کوچولو آنقدر تو رو می‌ترسونه . . .
    راننده جواب داد: واقعآ تقصیر تو نیست، امروز اولین روزیه که به عنوان یه
    راننده‌ی تاکسی دارم کار می‌کنم،
    آخه من ۲۵ سال راننده‌ی ماشین جنازه کش بودم…! :D
    .
    .
    .
    .
    بدانید و آگاه باشید . . .
    این روزها اس ام اس هایی برای شما فرستاده میشوند با این مضمون:
    “داداش من یه جا گیر کردم احتیاج به شارژ دارم یکی واسم میخری؟”
    بعد که شما این لطف رو بهش میکنید
    اس ام اس میده:
    “بابت عیدی که بهم دادی ممنون” :D
    زخم خوردم که میگما :|
    گفتم که در جریان باشید :|

  • نويسنده : علیــرضــا
  • جمعه ۱٧ شهریور ۱۳٩۱ ساعت: ٧:٥٩ ‎ب.ظ
  • امروز بایاد توازخواب بیدارشدم
     خواب میدیم همه چیز دست به دست هم داده اند تاتورا نبینم
    تعبیرش کردم که امروز بیشترعاشقم میشوی

    چه تعبیرقشنگی!!!!!!!!!!!!!!!!


  • نويسنده : علیــرضــا
  • جمعه ۱٧ شهریور ۱۳٩۱ ساعت: ۸:۱٧ ‎ق.ظ
  • نبودی من برایت گریه کردم

    برای غصه هایت گریه کردم

    من امشب بغض تلخم را شکستم

    نشستم بی نهایت گریه کردم

    چو در پس کوچه های چشمم امشب

    ندیدم رد پایت گریه کردم


    تو کوهم بودی و هستی کجایی؟

    که من برشانه هایت گریه کردم

    بگو ای آسمان با او که امشب

    به یادش پا به پایت گریه کردم

    چو بودی گریه میکردی به حالم

    نبودی من به جایت گریه کردم

  • نويسنده : علیــرضــا
  • جمعه ۱٧ شهریور ۱۳٩۱ ساعت: ۸:٠٢ ‎ق.ظ
  • شمع جمع شاپرک‎هایی رضا ای کلید ساده مشکل گشا

    آن گل زیبا گل خوشبو تویی ای رضا جان، ضامن آهو تویی

    با نگاهت چون کبوتر کن، مرا تا بگیرم اوج، خوشحال و رها

     

    برچسب ها : امام رضا (ع)
  • نويسنده : علیــرضــا
  • پنجشنبه ۱٦ شهریور ۱۳٩۱ ساعت: ۱٢:۱٧ ‎ب.ظ
  • سخن امام رضا مگه از ذهنم دور میشه
    هرکی هرچی دوست داره یه روز با اون محشور میشه
    من که از دوری و دوستی داره چشمام کور میشه
    آخرش امام رضا برات من کی جور میشه
    اللهم ارزقنا زیارة قبر الحسین

  • نويسنده : نیشا مهرزاد
  • پنجشنبه ۱٦ شهریور ۱۳٩۱ ساعت: ۱٢:۱٥ ‎ب.ظ


  •  دیــــــروز دـیدمش!

    بـــــآ یکـــ نفـــــر

    زیبـــــآ نبـــــود

    به چـــــهره اش هم مهربـــــــآنی نمی آمد

    امـــــآ تمــــــآمِ وجــــــودم پــُر از حـــــسآدتِ زنــــــآنه شد

    هــــــرچـــه بود...

    زشــــت یـــــآ زیبا...

    خـــــوب یـــآ بد....

    معشـــــوقه ی او بــــود 

     

     



  • نويسنده : علیــرضــا
  • پنجشنبه ۱٦ شهریور ۱۳٩۱ ساعت: ۱٢:٠۸ ‎ب.ظ
  • قلب!!!
    .
    .

    همه دغدغه ام این است که آخر کارهم نفهمم چرا یک عمر تپید قلبم  ؟

    در اندرون من خسته دل ندانم کیست ؟
    که من خموشم و او در فغان و در غوغاست

    امام صادق علیه السلام :الْقَلْبُ حَرَمُ اللَّهِ فَلَا تُسْکِنْ حَرَمَ اللَّهِ غَیْرَ اللَّهِ
    قلب ، حرم خداست . غیر خدارا در آن جای مده .


    جامع‏الأخبار : ‏ 185 و بحارالانوار : 67 / 25

  • نويسنده : علیــرضــا
  • چهارشنبه ۱٥ شهریور ۱۳٩۱ ساعت: ۱٢:٤٧ ‎ب.ظ
  • هر بار شکستی و تحقیرم کردی ...

    شکستم و شکستم و پودرشدم !!!

    سبک شدم که بر بادم دادی ...!!!

    سبکتر از بال پروانه ها ...

    رهاتر از نغمه قناری ها ...

    و

    حالا نوبت توست

    ای بـــــــاد آرزو های من ،

    بــــــــوز

    و

    پروازم  ده

    که از شکستن دل رسم پرواز آموختم ......

     

  • نويسنده : علیــرضــا
  • سه‌شنبه ۱٤ شهریور ۱۳٩۱ ساعت: ٥:٢٢ ‎ب.ظ
  • مـ ـوهـاـیـت را که چـنـگ مـیـکـنـی ...

    مـــن مـیـــزنـ ـم و قـلـ ـم مـیـــرقـصـد !!

    عزیـــــــز مــ ـن آرامـ ـتـر ...

    ایــن شـعـر دیــوانـه شــد. .

     

  • نويسنده : علیــرضــا
  • سه‌شنبه ۱٤ شهریور ۱۳٩۱ ساعت: ۱:٤٠ ‎ق.ظ
  • پاییز نزدیک است و آغاز لحظه های دلگیری ...

    لحظه های ورق زدن خاطره ها در دل شب ...

    لحظه های به یاد آوردن نخستین دیدار ها ...

    لحظه های چکیدن اشک هایم بر روی خیانت هایت ...

    و لحظه های جدایی دست هایت از دستهایم ...

    و لحظه های پذیرفتن هم آغوشی تو با ....!!!!

    .

    .

    .

    .

    ولحظه های کشتن تمام احساساتم 

    و لحظه های ... افسوس

     

  • نويسنده : علیــرضــا
  • دوشنبه ۱۳ شهریور ۱۳٩۱ ساعت: ۱٢:۱۱ ‎ب.ظ
  • از وقتی که رفتی تمام قصه هام تلخ تلخ شد ....

    دیگه زندگی نمی خواد نفس بکشه !!!

    قصه تلخ زندگیمون رو به اتمامه !!!

    واسه راوی قصمون بلیط گرفتم تا به دهشون بره

    آخر زندگیم نیاز ب هیچ راوی نداره ، آخه میدونی نمی خوام اخرشو براتون روایت کنه ...

    تازه !!!

    واسه کلاغ قصمون هم بلیط گرفتم تا به خونش برسه ... آخه زن و بچه هاش منتظرش بودن ...

    دیگه هقهق های آخر زندگیمه !!!!

    پـــــــــــــــایان ....

    بالا رفتم ماست بود قصه ی من راست بود ....

    پایین اومدم دوغ بود ..... کــــــــــاش قصه من دروغ بود ....................

     

     

  • نويسنده : علیــرضــا
  • دوشنبه ۱۳ شهریور ۱۳٩۱ ساعت: ٢:٥٤ ‎ق.ظ
  • وقتی که تو نیستی

    دنیا چیزی کم دارد،‏

    مثل کم داشتنِ یک وزیدن،

    یک واژه،

    یک ماه.‏

    من فکر می‌کنم در غیابِ تو…‏

    همۀ خانه‌های جهان خالی ست،‏

    همۀ پنجره‌ها بسته است،‏

    اصلاً کسی حوصلۀ آمدن به ایوانِ عصرِ جمعه را ندارد.‏
    پرده‌هایی که پیدایند

    یک جوری شبیه دیوار دیده می‌شوند

  • نويسنده : علیــرضــا
  • دوشنبه ۱۳ شهریور ۱۳٩۱ ساعت: ۱:٠٠ ‎ق.ظ
  • ...  چه حس غریبی ست وقتی تمام چشم ها به تو خیره می شوند و تو حتی یک نگاه هم نمی توانی نثار آنها کنی.

    چه حس غریبی ست که تو به همه لبخند می زنی و دیگران فقط به تو خیره می شوند.

    چه حس غریبی ست که تو با همه مهربانی و همه با تو نا مهربان.

    و چه حس غریبی ست که تو تنهاترینی...

  • نويسنده : نیشا مهرزاد
  • یکشنبه ۱٢ شهریور ۱۳٩۱ ساعت: ۱:٤٤ ‎ب.ظ
  • بـایــد کــرکــره‌هــا را بــِـکِشَــم...

    مــوهــایم را ببــافـم!

    یکــ لبـاس ِ شـُـل و وارفتـه بپـوشـم...

    چــراغ‌هــا را خـــامــوش کــنم...

    دربـــ را روی ِخـــودم ببنــدم، کلیــدش را قـورتـ بـدهــم...

    همــانجـــا پـُشتـــ تنـهــایــی سنگــر بگیــرم!

    بـه همــه بگــویـم دنیــــای ِ مــن تعطیـل استـــــ ....!!!

    بعـــــد از او...



  • نويسنده : نیشا مهرزاد
  • یکشنبه ۱٢ شهریور ۱۳٩۱ ساعت: ۱٢:٤۱ ‎ب.ظ

  • گاهی... دلم می خواهــــــــد فقط نباشم ! همین... 

  • نويسنده : نیشا مهرزاد
  • شنبه ۱۱ شهریور ۱۳٩۱ ساعت: ۱٠:٤٦ ‎ب.ظ
  • گــاهــی وقــتــهــا مــجــبــوری احــمـق بــاشـی !

    رویِ کــاغـَـذ مــیــنــویــســم :

    دَســتــهــایِ تـــُـو . . .

    و رویِ آن دســت مــیــکــشــم . . . !!! 

     

  • نويسنده : علیــرضــا
  • شنبه ۱۱ شهریور ۱۳٩۱ ساعت: ۱٠:٠٠ ‎ق.ظ
  • همهء هستی من آیهء تاریکیست

    که ترا در خود تکرار کنان

    به سحرگاهان شکفتن ها و رستن های ابدی آه کشیدم ، آه

    من در این آیه ترا

    به درخت و آب و آتش پیوند زدم

     

     

    زندگی شاید

    یک خیابان درازست که هر روز زنی با زنبیلی از آن میگذرد

    زندگی شاید

    ریسمانیست که مردی با آن خود را از شاخه میاویزد

    زندگی شاید طفلیست که از مدرسه بر میگردد

     زندگی شاید افروختن سیگاری باشد ، در فاصلهء رخوتناک دو

    همآغوشی

    یا عبور گیج رهگذری باشد

    که کلاه از سر بر میدارد

    و به یک رهگذر دیگر با لبخندی بی معنی میگوید " صبح بخیر "

     

     

    زندگی شاید آن لحظه مسدودیست

    که نگاه من ، در نی نی چشمان تو خود را ویران میسازد

    ودر این حسی است

    که من آن را با ادراک ماه و با دریافت ظلمت خواهم آمیخت

     

    در اتاقی که به اندازهء یک تنهاییست

    دل من

    که به اندازهء یک عشقست

    به بهانه های سادهء خوشبختی خود مینگرد

    به زوال زیبای گل ها در گلدان

    به نهالی که تو در باغچهء خانه مان کاشته ای

    و به آواز قناری ها

    که به اندازهء یک پنجره میخوانند

     

     

  • نويسنده : نیشا مهرزاد
  • جمعه ۱٠ شهریور ۱۳٩۱ ساعت: ۱۱:٢٤ ‎ب.ظ
  • روزگـار لَعنتــی ...

    هـــَـــــــــر سـازی کِـه زدی رَقصیـدمـ.

    بـی اِنصـاف یکبــار هَـم تـو بِـه سـاز مَـن بـِــرقــص ؛

    ببیــــــــن ...

    دِلــمـ چـِـه " شـــــــــــوری " میـزَنـد ... 

  • نويسنده : علیــرضــا
  • جمعه ۱٠ شهریور ۱۳٩۱ ساعت: ۱٠:٤٤ ‎ب.ظ
  • بیایید بگذاریم حرفش را بزند ..
    خوب به حرفش گوش کنیم (حداقل تظاهر کنیم )
    مردانه / زنانه ، خداحافظی کنیم و از یک رابطه بیرون برویم ..
    تا داغ کشندهء یک رابطهء بی پایان و لنگ در هوا ، تا ابد روی دلش نماند ..

    به دردهای کشندهء همین روزهای بی پایان قسم ؛ جواب ِ خداحافظی واجبتراز سلام است!!!!!


  • نويسنده : علیــرضــا
  • جمعه ۱٠ شهریور ۱۳٩۱ ساعت: ٦:٢۱ ‎ب.ظ
  • کوک کن ساعتِ خویش !
    اعتباری به خروسِ سحری، نیست دگر
    دیر خوابیده و برخاسـتنـش دشـوار است
    کوک کن ساعتِ خویش !
    که مـؤذّن، شبِ پیـش
    دسته گل داده به آب
    و در آغوش سحر رفته به خواب
    کوک کن ساعتِ خویش !
    شاطری نیست در این شهرِ بزرگ
    که سحر برخیزد
    شاطران با مددِ آهن و جوشِ شیرین
    دیر برمی خیزند
    کوک کن ساعتِ خویش !
    که سحرگاه کسی
    بقچه در زیر بغل، راهیِ حمّامی نیست
    که تو از لِخ لِخِ دمپایی و تک سرفه ی او برخیزی
    کوک کن ساعتِ خویش !
    رفتگر مُرده و این کوچه دگر
    خالی از خِش خِشِ جارویِ شبِ رفتگر است
    کوک کن ساعتِ خویش !
    ماکیان ها همه مستِ خوابند
    شهر هم . . .
    خوابِ اینترنتیِ عصرِ اتم می بیند
    کوک کن ساعتِ خویش !
    که در این شهر، دگر مستی نیست
    که تو وقتِ سحر، آنگاه که از میکده برمیگردد
    از صدای سخن و زمزمه ی زیرِ لبش برخیزی
    کوک کن ساعتِ خویش !
    اعتباری به خروسِ سحری نیست دگر ،
    و در این شهر سحرخیزی نیست
    و سحر نزدیک است
    برچسب ها : جملات فلسفی
  • نويسنده : علیــرضــا
  • پنجشنبه ٩ شهریور ۱۳٩۱ ساعت: ۳:٠٥ ‎ب.ظ
  • تــــــوبه مثل پاک کن می ماند روزی ب پایان میرسه و ارزش خودشو از دست میده !!!

    و اشتباهات و گناه های ما انسان ها همانند اشتباهات یک کودک است که سر جلسه ی امتحان املا کلمه ی " غلط " را به صورت " قلت " می نویسد تا بتواند از پاک کنی که هدیه گرفته بود استفاده کند ....

    " دوستان گلم یاد بگیریم از پاک کنی که از خدا هدیه گرفتیم به درستی استفاده کنیم و اشتباهات را تجربه نکنیم "

     

  • نويسنده : علیــرضــا
  • پنجشنبه ٩ شهریور ۱۳٩۱ ساعت: ۱:٥٩ ‎ق.ظ
  • شمایی که ادعات میشه خیلی ها دنبالتن اینو یادت نره :
    جنس های ارزوون همیشه مشتری های زیادی رو جذب میکنن ...

  • نويسنده : علیــرضــا
  • پنجشنبه ٩ شهریور ۱۳٩۱ ساعت: ۱:٥٤ ‎ق.ظ
  • کاش وقت های تنهـــــایی
    یکی از تو سایه میومد و مثل " پســـــــر خاله " میگفت :
    نون بگیـــــــرم؟؟
    نفت بگیــــــرم؟؟
    دلت گرفتـــــه ؟؟
    منم میگفتم: " آره"
    بعد فقط می نشست کنارم و سکــــوت میکرد
    منم مثل " کلاه قرمزی " سرمو میزاشتم رو زانوش تا آروم بشم

  • نويسنده : علیــرضــا
  • پنجشنبه ٩ شهریور ۱۳٩۱ ساعت: ۱:٤٩ ‎ق.ظ
  • یه قصۀ قدیمی
    یه قصه گوی خسته
    وقتی بابا نداری
    نوشتنش رو تخته چه سخته
    چه سخته
    ...
    وای بابا ندارم
    بابام چشماشو بسته
    بابا چشماتو وا کن
    ببین قلبم شکسته
    چه سخته
    چه سخته
    نوشتن بابا رو تخته
    خدا بابام نمرده
    بابا اهل نبرده
    یه گوشه ای میمرم
    اگه که بر نگرده
    بابا چشماتو واکن
    بابا منو نگاه کن
    ببین دلم شکسته
    بابا لباتو وا کن
    بابا منو صدا کن
    بابا لباتو واکن
    بابا منو نگاه کن
    بابا چشماتو وا کن

    آب بابا چه سخته نوشتنش رو تخته
    وقتی بابا نداری گفتنش هم چه سخته
    آب بابا خدافظ
    رفتی بابای خوبم
    می خوام برم رو خورشید
    عکس تو رو بکوبم
    آب بابا چه سخته
    وقتی بابا نداری
    یه قصۀ قدیمی
    یه قصه گوی خسته
    وقتی بابا نداری نوشتنش رو تخته
    چه سخته
    چه سخته

    برچسب ها : پدر
  • نويسنده : علیــرضــا
  • چهارشنبه ۸ شهریور ۱۳٩۱ ساعت: ۸:٠۸ ‎ب.ظ
  • سیاه چاله قلب بزرگی دارد

    او عاشق واقعیست !!!!

    معشوقه اش را در قلب خود جای می دهد

    و

    ب او ابدیت می دهد

    وحتی عشق بازی اورا کسی نخواهد دید

    و

    درک نخواهد کرد ...

    آری منم یک سیاه چاله بودم !!!

     

  • نويسنده : علیــرضــا
  • چهارشنبه ۸ شهریور ۱۳٩۱ ساعت: ۱٠:٢٦ ‎ق.ظ
  • آسمان افکار من است!!!! ، گاهی روشن و گاهی تاریک ...

    ولی وقتی شب می شود رویاهایم نمایان می شود !!!

    آری ستارگان رویاهای من اند...

    آری ستاره های دنباله دار ، رویاهای مرده ی من اند ...

     دوست من

    بادیدن ستاره ی دنباله دار درشب برای خود آرزویی کن

    شاید بعد از مردن آرزوهای من

    جایی برای

    برآورده شدن آرزوهای شما وجود آید ...


    + دوستان این اولین مطلبیه که از خودمه (تقدیم می کنم ب همه دوستانم)
    + امیدوارم خوشتون بیاد

  • نويسنده : نیشا مهرزاد
  • سه‌شنبه ٧ شهریور ۱۳٩۱ ساعت: ۱٠:۱۸ ‎ب.ظ
  • آهای عقربه های لعنتی آرامتر

     


    آنهایی که با خود می برید


     

    لحظات عمر من است...

     


  • نويسنده : علیــرضــا
  • سه‌شنبه ٧ شهریور ۱۳٩۱ ساعت: ٥:٠٩ ‎ب.ظ
  • زن

    جوری عاشقت میشه

    که حس میکنی

    هیچوقت از پیشت نمیره...

    ولی

    وقتی که میشکنه

    جوری میره

    که حس میکنی

    هیچوقت عاشقت نبوده...

  • نويسنده : علیــرضــا
  • سه‌شنبه ٧ شهریور ۱۳٩۱ ساعت: ۱۱:۳٤ ‎ق.ظ
  • دوشیزه حوا!

    خوب نگاه کنید

    مرا نمی شناسید؟!

    دزد سیب

    و باز هم بی اجازه

    برای چیدن سیب آمده ام

    لطفا

    به بزرگواری خودتان

    ببخشید

    من

    آدم

    نمیشوم!

  • نويسنده : علیــرضــا
  • سه‌شنبه ٧ شهریور ۱۳٩۱ ساعت: ۱۱:۳٢ ‎ق.ظ
  • گاهی زن مجنون می شود ...

    و مرد لیلی ...!!!
    خنده های روی لبانشان را ببین!!
  • نويسنده : علیــرضــا
  • سه‌شنبه ٧ شهریور ۱۳٩۱ ساعت: ۱٢:۱۳ ‎ق.ظ
  • من مترسک نیستم
    تا همین دیروز
    مسیح تو بوده ام
    یادت رفت معشوق من؟؟؟
    مرا در  آغوش بی وفائی هایت
    به صلیب کشیده ای ...

  • نويسنده : علیــرضــا
  • دوشنبه ٦ شهریور ۱۳٩۱ ساعت: ٧:۱٠ ‎ب.ظ
  • پا به پای ایام میچرخم...

    حول محوری که تو خورشید آنی

    و من دلخوشم که در منظومه ی دلت

    جایی برای زیستن دارم

    .........

     

    دلــم کــه برایــت تنــگ مــی‌شود ،

    ســرک میـــکشم لابــه‌ لای نوشتــه‌هایـــم ،

    هیــچ جــای دیــگری نیــست کـــه اینــقدر پــر بــاشد ازتو...

  • نويسنده : نیشا مهرزاد
  • دوشنبه ٦ شهریور ۱۳٩۱ ساعت: ۱:٠٥ ‎ق.ظ
  • زندگی چه‌قدر سخت شده است این‌جا !


    بیا به خانه‌ی اول برگردیم



    دوباره تو وسوسه‌ام کنی


    و من این‌بار


    فریبِ تو را نخورم!... 

  • نويسنده : علیــرضــا
  • یکشنبه ٥ شهریور ۱۳٩۱ ساعت: ٧:۳۸ ‎ب.ظ
  • گاهی از انسان بودنــــــــم شرم میکنم ...
    گاهی می خواهم انســــــــــان نباشم

    گوسفندی باشم ، پا روی یونجه هـــــــا بگذارم ...
    اما دلــــــــــی را دفن نکنم ... !

    گرگی باشم ، گوسفند هـــــــا را بِدَرم
    اما بدانم ، کــــــــارم از روی ذات است نه از روی هوس ... !

    خفاشی باشم که شبها گـــــــــردش کنم
    با چشمهـــــــــای کور ، اما خوابی را پرپر نکنم ... !

    کلاغی باشم که قار قار کنم
    پرهــــــــایم را رنگ نکنم و دلــــــــی را با دروغ بدست نیاورم ... !

  • نويسنده : نیشا مهرزاد
  • یکشنبه ٥ شهریور ۱۳٩۱ ساعت: ۱۱:٤٥ ‎ق.ظ
  •  

     دِلَمـ کـَمی هـَوآ مـی خـوآهـَد اَمـآ دَر سـُرنـگ!

    از زِنـدِگـی خـَستـه اَمـ ....



  • نويسنده : علیــرضــا
  • شنبه ٤ شهریور ۱۳٩۱ ساعت: ۸:۱٩ ‎ب.ظ
  • ماه من ، غصه چرا ؟!
    آسمان را بنگر ، که هنوز، بعد صدها شب و روز
    مثل آن روز نخست
    گرم وآبی و پر از مهر ، به ما می خندد !
    یا زمینی را که، دلش ازسردی شب های خزان
    نه شکست و نه گرفت !
    بلکه از عاطفه لبریز شد و
    نفسی از سر امید کشید
    ودر آغاز بهار ، دشتی از یاس سپید
    زیر پاهامان ریخت ،
    تا بگوید که هنوز، پر امنیت احساس خداست !
    ماه من غصه چرا !؟!
    تو مرا داری و من
    هر شب و روز ،
    آرزویم ، همه خوشبختی توست !
    ماه من ! دل به غم دادن و از یاس سخن ها گفتن
    کارآن هایی نیست ، که خدا را دارند …
    ماه من ! غم و اندوه ، اگر هم روزی، مثل باران بارید
    یا دل شیشه ای ات ، از لب پنجره عشق ، زمین خورد و شکست،
    با نگاهت به خدا ، چتر شادی وا کن
    وبگو با دل خود ،که خدا هست ، خدا هست !
    او همانی است که در تار ترین لحظه شب، راه نورانی امید
    نشانم می داد …
    او همانی است که هر لحظه دلش می خواهد ، همه زندگی ام ،
    غرق شادی باشد ….
    ماه من !
    غصه اگر هست ! بگو تا باشد !
    معنی خوشبختی ،
    بودن اندوه است …!
    این همه غصه و غم ، این همه شادی و شور
    چه بخواهی و چه نه ! میوه یک باغند
    همه را با هم و با عشق بچین …
    ولی از یاد مبر،
    پشت هرکوه بلند ، سبزه زاری است پر از یاد خدا
    و در آن باز کسی می خواند ،
    که خدا هست ، خدا هست
    و چرا غصه ؟ چرا !؟!

  • نويسنده : علیــرضــا
  • شنبه ٤ شهریور ۱۳٩۱ ساعت: ۱٠:٢۸ ‎ق.ظ
  • میخواهمــــــ برایت تنهایـــ ــ ـی را معنی کنمــــــ :


    در ساحل کنار جاده نشسته ای ...

    هوای سرد،

    صدای باد،

    انتــــــظار انتــــــظار انتــــــظار … … …

    دستت می سوزد با سیگار !

    به خودت می آیی،

    یادت می آید دیگر نه کسی است که از پشت بغلت کند،

    نه دستی که شانه هایت را بگیرد،

    نه صدایی که قشنگ تر از باد باشد ...

    تنهایـــ ــ ـی یعنی این …


  • نويسنده : علیــرضــا
  • جمعه ۳ شهریور ۱۳٩۱ ساعت: ۳:٠٩ ‎ب.ظ
  • باز باران٬ با ترانه
    میخورد بر بام خانه»

    خانه ام کو؟ خانه ات کو؟
    آن دل دیوانه ات کو؟

    روزهای کودکی کو؟
    فصل خوب سادگی کو؟

    یادت آید روز باران
    گردش یک روز دیرین؟

    پس چه شد دیگر٬ کجا رفت؟
    خاطرات خوب و رنگین

    در پس آن کوی بن بست
    در دل تو٬ آرزو هست؟

    کودک خوشحال دیروز
    غرق در غمهای امروز

    یاد باران رفته از یاد
    آرزوها رفته بر باد

    باز باران٬ باز باران
    میخورد بر بام خانه

    بی ترانه ٬ بی بهانه
    شایدم٬ گم کرده خانه

  • نويسنده : نیشا مهرزاد
  • جمعه ۳ شهریور ۱۳٩۱ ساعت: ٢:٥۱ ‎ب.ظ
  • برایم مداد بیاور مداد سیاه 
    می‌خواهم روی چهره‌ام خط بکشم 
    تا به جرم زیبایی در قفس نیفتم

    یک ضربدر هم روی قلبم تا به هوس هم نیفتم! 
    یک مداد پاک کن بده برای محو لب‌ها 
    نمی‌خواهم کسی به هوای سرخیشان، سیاهم کند! 

    یک بیلچه، تا تمام غرایز زنانه را از ریشه درآورم 
    شخم بزنم وجودم را ... بدون این‌ها 
    راحت‌تر به بهشت می‌روم گویا! 

     

    یک تیغ بده، موهایم را از ته بتراشم، 
    سرم هوایی بخورد 
    و بی‌واسطه روسری کمی بیاندیشم!

     

    نخ و سوزن هم بده، برای زبانم 
    می‌خواهم ... بدوزمش به سق 
    ... اینگونه فریادم بی صداتر است!

    قیچی یادت نرود، 
    می‌خواهم هر روز اندیشه‌ هایم را سانسور کنم! 

     

    پودر رختشویی هم لازم دارم 
    برای شستشوی مغزی! 
    مغزم را که شستم، پهن کنم روی بند 
    تا آرمان‌هایم را باد با خود ببرد به آنجایی که 
    عرب نی انداخت. 
    می‌دانی که؟ باید واقع‌بین بود !

     

    یک کپی از هویتم را هم می‌خواهم 
    برای وقتی که خواهران و برادران دینی به قصد ارشاد، 
    فحش و تحقیر تقدیمم می‌کنند، 
    به یاد بیاورم که کیستم!



    ترا به خدا ... اگر جایی دیدی حقی می‌فروختند 
    برایم بخر ... تا در غذا بریزم 
    ترجیح می‌دهم خودم قبل از 
    دیگران حقم را بخورم !

    سر آخر اگر پولی برایت ماند 
    برایم یک پلاکارد بخر به شکل گردنبند، 
    بیاویزم به گردنم ... و رویش با 
    حروف درشت بنویسم: 
    من یک انسانم







  • نويسنده : نیشا مهرزاد
  • جمعه ۳ شهریور ۱۳٩۱ ساعت: ۱٢:٠٤ ‎ق.ظ
  • هـــنوز آنقدر شجاع نشـ ده ام !

    کــ ه بگویـــم:

     نیــآ که من هنوز غـــرق گناهم

    بیآ

    حتی اگر قــرآر استـــــ


    【من از دم تیغت بگذرم...

    بیآ

    تا بفــهمیم در هــوای تو نفس کشیدن یعنی زندگــی

    و

    در این هـــوا نفس کشیدن یعنی 【خفــگی】 

  • نويسنده : علیــرضــا
  • پنجشنبه ٢ شهریور ۱۳٩۱ ساعت: ۱۱:٤۸ ‎ب.ظ
  • کوروش کبیر
    به خواهر دکتر شریعتی گفت :
    تو چقدر زیبایی !
    دکتر شریعتی گفت :
    از خواهرمن زیباتر ، دخترخاله ی منه !
    که پشت سرت ایستاده
    کوروش کبیر زد پس گردن دکتر شریعتی
    گفت : لااقل تاریخ را درست بخون
    این گفته از خودمه ، اینو که تو نگفتی دیگه

    برچسب ها : شاد
  • نويسنده : علیــرضــا
  • پنجشنبه ٢ شهریور ۱۳٩۱ ساعت: ٤:٤٥ ‎ب.ظ
  • معلم به مجنون گفت :

    بنویس : الله

    مجنون نوشت : لیلا

    دوباره .....

    معلم به مجنون گفت :

    بنویس : الله

    مجنون باز هم نوشت : لیلا

    معلم به مجنون گفت :

    دوزخ تو را باشد جایگاه

    معلم نمیدانست که

    نام دیگر لیلا " الله " است

    آری خداوند به وسعت وجودش نام دارد ... !!!

  • نويسنده : علیــرضــا
  • پنجشنبه ٢ شهریور ۱۳٩۱ ساعت: ۳:٠٠ ‎ب.ظ
  •  

    دنیا رو ببین از پشت اشکهای من
    ببین چه غمگینانه به دنیا نگاه می کنه
    ببین چه معصومانه به راهی که تو رفتی نگاه می کنه
    ببین چه مظلومانه التماس می کنه که برگردی
    ببین نشستم چشم انتظارت
    با دلی پر از خون و دل خوردن
    افسانه ها خاطره ها هنوز در تشبیه تو مانده اند
    نمی دانند از کجا سر آغاز کنند و به پایان برسند
    هنوزم باورم نمی شود که پایانی هم بود ...

  • نويسنده : علیــرضــا
  • چهارشنبه ۱ شهریور ۱۳٩۱ ساعت: ۸:۱۳ ‎ب.ظ
  • قلبم
    شاتر دوربین عکاسی‌ای است . . .
    به تو که می‌رسد،
    تند می‌زند
    برای ثبت لحظه‌ها . . .

     

     

    گاهـــــی بــایـد بیــــ رحـــــم بــــود
    نـــه بــا دوســـت
    نـــه بــا دشـــمن
    بـــلکــهـ بـــاخــودتـــ
    وچــه بــزرگــتــــ مــی کـــنـه اونـــ ســـیلـی
    کــــــهـــ خـــودتــــ مـــی خـــوابـــوــنـی تـــوصــورتتــــ...

     

     

    احتیاجی به تسبیح نیست ....
    دستانت را که به من بدهی ....
    با انگشتانت ذکر دوست داشتن می‌گویم
  • نويسنده : نیشا مهرزاد
  • چهارشنبه ۱ شهریور ۱۳٩۱ ساعت: ٥:٥٦ ‎ب.ظ
  • دوباره خوابت را دیدم

    درست مثل همیشه نامهربان

    هی لعنتی

    بیزاری از من؟

    قبول!!

    چرا هرشب اثباتش میکنی؟؟

     


     


  • نويسنده : نیشا مهرزاد
  • چهارشنبه ۱ شهریور ۱۳٩۱ ساعت: ۱:۳٥ ‎ب.ظ
  • چه تند تند میدوی برای فراموش کردنم...!


    بی انصاف!


    مگر نمی بینی پاهای خیالم در فراموش کردنت چقدر ناتواتند..؟!

     


     


     

  • نويسنده : علیــرضــا
  • چهارشنبه ۱ شهریور ۱۳٩۱ ساعت: ۱:۱٥ ‎ب.ظ
  • معشوقـــــــــــــه ای پیـــــــــــدا کـــــــــــرده ام به نـــــــــــام روزگــــــــــــار !!!!

    ایــــــــــــن روزهــــــــــــا سخـــــــــــت مرا درآغــــــــــــوش خــــــــــویش

    به بـــــــــــازی گــــــــــــرفته اســـــــــــت !!!